جایگاه مردم در نگاه رهبر جدید ایران کجاست؟
در تحلیل محتوای پیام رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، نقش مردم چیست و در باور ایشان مردم چه جایگاهی دارند؟
کد خبر: ۱۳۶۲۷۵۶
| | 7074 بازدید

رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران در پیام خود در چندین جا اشاره قابل تامل و ارزنده ای به مردم، خواسته ها و نقش آنان کرده اند. حتی بحث انتقام را صرفا متوجه رهبر شهید ندانسته و آن را برای تک تک شهیدان ملت مورد تاکید قرار داده اند. بیان همین نکته و نیز نکات دیگر، حاوی پیام های ارزنده تری برای مسئولان و ارکان نظام است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، آیت الله مجتبی خامنه ای، رهبر جدید انقلاب با وجود ارسال اولین پیام در روزهای جنگی، اما با نگاهی عمیق، به نقش جبرانی مردم در فقدان رهبر شهید اشاره کرده و آن را «حضور عمارگونه مردم» میدانند. همچنین نقش کلی مردم نیز در باور ایشان، قابل تامل و حائی نکات تازه تری است.
تکیهگاه رهبری
«تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.»
ایشان در همان ابتدا، پس از بیان عظمت کار رهبر شهید و سنگینی مسئولیت، مستقیماً مردم را به عنوان تنها نیروی تکمیلکننده این فاصله معرفی میکنند. این یعنی مشروعیت و توانایی حاکمیت، در گروِ پشتوانه مردمی است و رهبری بدون «یاری مردم» ناقص است.
«رهبری مردم» بر کشور
«این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت.»
در ادبیات سیاسی، معمولاً گفته میشود «مردم پشتیبان رهبری هستند» اما در اینجا جمله «شما مردم کشور را رهبری کردید» یک نظریه جدید یا دست کم تاکیدی بیسابقه است. در فاصله زمانی بین شهادت رهبر قبلی تا انتخاب رهبر جدید، این اراده و حضور مردم بوده که خلأ قدرت را پر کرده و کشور را «رهبری» کرده است. این بالاترین درجه از اعتماد به بلوغ فکری و عملی ملت است.
جایگزینی مردم به جای رهبر
«مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم... بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. »
در یک تفسیر الهی-سیاسی بدیع، ایشان «آیه» را به «نعمت وجود رهبر شهید» تفسیر میکنند و «خیرٌ منها یا مثلها» را به «حضور عمارگونه ملت» تطبیق میدهند. این یعنی در مقام جانشینی، یک فرد (هر چند بزرگ) نمیتواند معادل یک رهبر شهید باشد، اما «یک ملت» میتواند معادل و حتی بهتر از آن ظاهر شود. این بالاترین سطح ممکن برای بیان «اراده ملی» است.
کارایی نهادها منوط به اراده مردم
«این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف... کارآئی لازم را نخواهند داشت. »
این جمله یک هشدار راهبردی و یک واقعیت عریان سیاسی است. ایشان کارآمدی عالیترین نهاد حکومتی (رهبری) را منوط به ظهور «قدرت مردم» در صحنه میدانند. این به معنای آن است که اراده ملی نه تنها پشتیبان، بلکه عاملِ فعلیتبخشی به ارکان نظام است.
خواست مردم به عنوان راهبرد جنگی
«برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود.»
در خطاب به فرماندهان نظامی، ایشان «خواست مردم» را به عنوان یک دکترین و فرمان عملیاتی مطرح میکنند. این یعنی جهتگیری و شدت دفاع نه صرفاً بر اساس محاسبات خواص، که بر اساس «خواست تودهها» تنظیم میشود. مردم در اینجا صرفاً تماشاگر جنگ نیستند، بلکه تعیینکننده سطح و کیفیت آن هستند.

انتقام تک تک شهدا
«ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. »
این بخش، همان نکته ارزندهای است که به آن اشاره کردید. در نگاه رایج، انتقام یک مقام ارشد، اولویت دارد، اما ایشان «خون هر عضو ملت» را یک پرونده مستقل میدانند. این نشاندهنده «کرامت ذاتی انسان» در نگاه نظام است. وقتی برای خون یک کودک در مدرسه میناب، همانقدر پرونده انتقام گشوده میشود که برای یک رهبر، یعنی ارزشگذاری برابر بر حیات تک تک افراد ملت. این موضوع جایگاه رهبر شهید را هم نزد مردم بسی بالاتر می برد و نگاه ویژه ای را به رهبر جدید ایجاد می کند.
غرامتگیری از دشمن به نفع ملت
«نکتهای که باید گوشزد نمایم این است که به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.»
تعهد به «غرامت» به جای صرف «انتقام نظامی»، یک نگاه حقوقی و مالی به نفع مردم است. این بدان معناست که نظام جمهوری اسلامی خون مردم را «بیجواب» نمیگذارد و برای ترمیم خسارات وارده به زندگی آنان، تا نابودی اموال دشمن پیش خواهد رفت.
مردم، اساس و محور
در این پیام، «مردم» از جایگاه یک رکن، به جایگاه «اساس و محور» ارتقا یافتهاند. نکات بدیعی که در این تحلیل به آن اشاره شد عبارتند از:
مردم، رهبران کشور در برهه فقدان رهبر.
مردم، جانشین و معادل یک رهبر بیبدیل.
اراده مردم، شرط کارآمدی نهاد رهبری.
خواست مردم، تعیینکننده راهبرد جنگ.
خون هر فرد از مردم، معادل خون رهبر در پرونده انتقام.
این نگاه، تداوم همان مکتبی است که امام خمینی(ره) و رهبر شهید بر آن تأکید داشتند: «میزان رأی ملت است» و «مردم ولینعمتان ما هستند»؛ با این تفاوت که در اینجا، در پیامی پس از یک واقعه تلخ، این مفاهیم به صورت عملیاتی و ملموس برای حفظ و صیانت از کشور بازتعریف شدهاند.
حالا نوبت دست اندرکاران است
بر همین اساس انتظار می رود همه ارکان جامعه و همه نهادها، در برخورد با مردم و شهروندان، این جایگاه رفیع و این پیام ارزنده را مورد توجه قرذار دهند که اساس کار حاکمان همانا حرکت در مسیر اراده جمعی است و نظام، تقدس خود را از مردم و از پرداختن به امور آنها می گیرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟



