درخواست اشد مجازات برای عاملان قتل پدر و پسر

به گزارش تابناک به نقل از جوان؛ ناپدید شدن مرموز یک پدر و پسر ۱۶ ساله، کارآگاهان جنایی را به خانه دوستی قدیمی رساند؛ خانهای که پشتبامش به صحنه قتلی هولناک تبدیل شدهبود. اعترافهای ضد و نقیض، رابطهای پنهانی با همسر مقتول و کشف لکههای خون در صندوق عقب خودرو، پرده از جنایتی برداشت که حالا متهمانش در برابر قضات دادگاه کیفری یک استان تهران ایستادهاند و اولیایدم برایشان اشد مجازات میخواهند.
بهمنماه سال گذشته، وقتی گزارش ناپدید شدن مردی به نام «میلاد» و پسر ۱۶ سالهاش روی میز کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت، هیچکس تصور نمیکرد این پرونده به جنایت هولناک خانوادگی تبدیل شود؛ جنایتی که ابتدا از یک اختلاف مالی آغاز شد و به رابطهای پنهانی و پشتبامی خونین ختم شد.
آخرین تماس
همهچیز با یک تماس تلفنی شروع شد. بررسیهای اولیه نشان میداد میلاد پیش از ناپدید شدن، آخرینبار با مردی میانسال به نام «محمود» در ارتباط بودهاست. مردی که سالها او را میشناخت و میانشان اختلاف مالی وجود داشت. کارآگاهان وقتی سراغ محمود رفتند، او با خونسردی مدعی شد از سرنوشت دوست قدیمیاش بیخبر است، اما تناقضها یکی پس از دیگری آشکار شد. بررسی دادههای مخابراتی و شهادتها نشان میداد پدر و پسر آخرینبار وارد خانه او شدهاند؛ خانهای که قرار بود به صحنه یک راز مرگبار تبدیل شود.
لکههای سرخ در صندوق عقب
با مجوز قضایی، خانه و خودروی محمود مورد بازرسی قرار گرفت. آنچه معادله را تغییر داد، لکههای خون در صندوق عقب خودرو بود. آزمایشهای دیانای حقیقتی تلخ را فاش کرد؛ خون متعلق به همان پدر و پسر گمشده بود. در ادامه، کشف ساعت و تلفن همراه میلاد در خانه مرد میانسال، حلقه محاصره را تنگتر کرد. محمود که دیگر راه گریزی نمیدید، لب به اعتراف گشود، اما روایت نخست او بیش از آنکه پاسخ باشد، پرسشهای تازهای ایجاد کرد.
سناریوی «هیپنوتیزم» روی پشتبام
محمود در نخستین اعترافاتش ادعا کرد میلاد به موضوعات ماورایی علاقهمند بوده و مدعی شده میتواند با هیپنوتیزم به «عالم غیب» دست یابد. به گفته متهم، روز حادثه میلاد به همراه پسرش به خانه او رفته و اصرار کرده برای انجام آزمایشی عجیب به پشتبام بروند. او گفت: «دست و پایش را به خواست خودش بستم. از من خواست سرنگی را که داخلش مادهای سفید بود به گردنش تزریق کنم. بعد از مدتی دیدم نفس نمیکشد...».
اما این روایت، تنها بخشی از حقیقت بود. وقتی پسر ۱۶ ساله از خواب بیدار شد و سراغ پدرش را گرفت، به گفته محمود، او را به پشتبام برد تا واقعیت را نشان دهد. نوجوان با دیدن جسد پدرش شوکه شد و شروع به فریاد زدن کرد. همین فریادها، به گفته متهم، انگیزه قتل دوم شد. او با کاتر به جان پسر نوجوان افتاد و پس از قتل، هر دو جسد را مثله کرد. اجساد در صندوق عقب خودرو قرار گرفت و در حوالی جاجرود رها شد؛ جایی که بقایای پیکرها بعدتر در شرایطی تکاندهنده کشف شد.
افشای رابطه پنهانی
در حالی که پرونده وارد مرحله تازهای شده بود، کشف رابطه پنهانی محمود با «لیلا»، همسر مقتول، پرده از انگیزهای دیگر برداشت. رابطهای که به گفته منابع آگاه، مدتها ادامه داشتهاست.
زمانی که مأموران برای بازداشت لیلا رفتند، با صحنهای غیرمنتظره روبهرو شدند؛ او اقدام به خودکشی کردهبود، اما زنده مانده و در بیمارستان بستری بود. گفته میشود زن میانسال پس از اطلاع از سرنوشت هولناک همسر و پسرش، دست به این اقدام زدهاست.
اعترافی متفاوت
چندی بعد، محمود در اعترافات تازهاش روایت قبلی را تغییر داد. او اینبار گفت: «اول با چیزی به سر دوستم زدم. وقتی زمین افتاد، دست و پایش را بستم. بعد مادهای اسیدی به گردنش تزریق کردم و در نهایت با کاتر او را کشتم.»
او درباره قتل نوجوان نیز گفت که وقتی پسر از خواب بیدار شد و به پشتبام رفت، غافلگیرش کرده و به قتل رساندهاست. این تناقضها، فرضیه برنامهریزی قبلی را تقویت کرد.
کیفرخواست و درخواست قصاص
پس از تکمیل تحقیقات، برای محمود به اتهام مباشرت در دو فقره قتل عمد و جنایت بر میت و برای لیلا به اتهام معاونت در قتل، کیفرخواست صادر شد و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. جلسه نخست دادگاه به دلیل غیبت یکی از اولیایدم برگزار نشد. در جلسه دوم، خانواده مقتولان با چهرههایی سوگوار و صدایی لرزان، خواستار قصاص شدند، اما به دلیل ایرادات مطرحشده، رسیدگی بار دیگر تجدید شد تا متهمان در جلسه بعدی محاکمه شوند.




