برنامه پنجم توسعه كمیت ندارد
هفته نامه« ارمغان» خراسان شمالی با "موسی الــرضا ثروتی "گفتوگویی در این بــاره داشته كه می خوانیم:
* در برنامه پنجم بحث زیادی در روزهای آخر بر سر توسعه روستایی در مجلس ایجاد شد، بالاخره نتیجه این بحث به نفع توسعه روستاها تمام شد و بخش روستایی كشور توانست سهم مناسبی از برنامه را به خود اختصاص دهد؟
توسعه روستایی یك بخشی از توسعه كشور است، تقریباً 40 درصد از جمعیت كشور ما در روستاها ساكن هستند بنابراین ما میبایست امكانات و زیرساختهای توسعه را در روستاها پایهگذاری كنیم در غیراین صورت همان بلایی كه سر تهران آمده دیگر شهرهای بزرگ ما را هم فراخواهد گرفت. در حال حاضر تهران به عنوان پایتخت كشور زیر بار مهاجرت از دیگر مناطق ناچار است مشكلات زیادی را تحمل كند و این مسئله مارا ناچار میكند تا به روستائیان امكانات كافی برای اقامت در محل زندگیشان بدهیم و از مهاجرتشان به شهرهای دیگر ممانعت به عمل آوریم. با این شرایطی كه ما در روستاها داریم ساكنان این مناطق راهی ندارند به جز اینكه برای ادامه زندگیشان به شهرها هجوم بیاورند. نوسازی روستاها؛ هم به نفع شهر است و هم به نفع روستاست، خب چه بهتر است كه ما همین امكانات را به روستاها ببریم كه به پایداری در روستاها كمك میكند به همین منظور در برنامهپنجم توسعه بحثهایی هم راجع به روستاها دیدهایم، كه انشاءالله همین میزان پیشبینی شده اگر انجام بشود بخشی از مشكلات روستائیان برطرف خواهد شد.
ما در ماده 174 گفتیم برای بهبود سطح زندگی در روستاها در زمینه سیاستگذاری، برنامه ریزی، تعامل بین بخشهای اجرای ارتقای سطح درآمد و زندگی برای روستائیان و كاهش نابرابری موجود بین جامعه روستایی و شهرنشین كشور ایجاد شود، حمایتهایی كه از روستائیان و عشایر كشور باید به عمل بیاید در زمینههای ارتقای شاخصهای توسعه روستایی، حمایت از خدمات كشاورزی، ارائه خدمات ارتباطی به روستاها و توسعه صنایع روستایی، اولویت توسعه صنایع كشاورزی كوچك، صنایع دستی، بازارهای محلی و تعیین الگوی مدیریت در روستاها و نوسازی و بازسازی و ایمنسازی مسكن روستایی، آموزش فنی و حرفهای، كارآفرینی و اشتغالزایی كوچك، مدیریت یكپارچه اراضی و بیمه اجتماعی و درمان روستائیان اینها هم بحثهایی بوده كه در توسعه روستایی دیده شده است كه تمامی این عوامل باعث میشود كه در بهبود شاخصهای توسعه روستایی اتفاق بیفتد و ما شاهد اثرات مثبت این اقدامات در روستاهای كشورمان باشیم و در پایداری مردم در روستاها اثر میگذارد.
* سازمان ملل اعلام كرده كه تا سال 2015 جمعیت روستایی ایران به 25 درصد خواهد رسید، شما تصور میكنید كه این نوع برنامهریزی انجام شده در مجلس خواهدتوانست بروز این مشكل را به تعویق بیندازد؟
بله مسلماً همین طور است ما زمانی پیش از این 60 درصد از جمعیت كشورمان را در روستاها داشتیم و 40 درصد شهری بودند، اگر كمی عقبتر برویم این نسبت به70 درصد روستانشین و تنها 30درصد شهرنشین میرسید، به مرور زمان این اعداد تغییر كرد و الان برخی جاها مثل استان خراسان شمالی، 52درصد روستایی و 48 درصد شهرنشین هستند در حالیكه در برخی استانهای دیگر 60 درصد از ساكنان شهرنشین هستند و حتی در برخی جاها ما میبینیم كه تنها 30 درصد از مردم منطقه در روستاها هستند و 70 درصد مابقی در شهرها اسكان دارند، این آمار استان به استان متفاوت است، اما اگر ما كمتر توجه كنیم به روستائیان قاعدتاً آنها برای حل مشكلات اقتصادیشان فقط یك راه حل دارند و آنهم هجوم به شهرها برای در دست گرفتن كارهای كارگری ساده است هر چند كه در حال حاضر هم این اتفاق در روستاهای كشور رخ میدهد مثلاً من به یكی از روستاهای حوزه انتخابیهام رفتم و از مردم ده خواستم كه در مسجد جمع شوند بعد از مدت كوتاهی دیدم كه یك گروه زن در مسجد حاضر شدند پرسیدم مگر در این روستا مرد ندارید؟ همه گفتند كه مردها برای كار به شهر رفتهاند و فقط زنها، سالمندان و بچههای كوچك در ده زندگی میكنند، اگر كمی به این پدیده دقت كنیم میتوانیم پیشبینی كنیم كه همین خانوادهها نیز در سالهای بعد روستاها را ترك كرده و راهی حاشیه شهرها میشوند، حال آنكه چنانچه ما بتوانیم اقتصاد روستاها را رونق بخشیم دیگر مردان روستا ناچار نیستند برای دستیابی به درآمدهای حداقلی راهی شهر شوند و از خانوادهشان جدا باشند. روستائیان یكی دوماه در شهر كارگری میكنند و بعد یك هفته به دیدار خانواده میآیند حالا شما تصور كنید در این نوع زندگی از تربیت فرزند بدون حضور پدر گرفته تا سایر مشكلاتی كه ممكن است این نوع زندگی درپی داشته باشد تبدیل به معضلاتی خواهد شد كه گریبان شهرهای كشور را هم خواهد گرفت.
* چه راه حلی در این زمینه دارید؟
در بیشتر موارد محصولاتی كه در روستاها تولید میشود به صورت خام از روستا خارج میشودیعنی این محصولات با كمترین قیمت از تولید كننده اصلی خریداری شده و برای بستهبندی و فرآوری راهی شهرها خواهند شد حال اگر ما صنایع كوچك بستهبندی و فرآوری را در روستاها مستقر كنیم علاوه بر این كه ممكن است خود روستائیان چرخه فرآوری را به دست بگیرند خواهند توانست محصولاتشان را نیز با قیمت بهتری به فروش برسانند و در واقع اطمینان خاطری برای روستائیان كشور بوجود خواهیم آورد تا آنها نسبت به اسكان در روستا امیدوارتر شده و تلاش خود را برای بهبود شرایط كشاورزی و دامپروری به كار بندند. در كنار این صنایع میتوان به توسعه صنایع دستی و ایجاد پایگاههای گردشگری در روستاها اقدام كرد تا از این طریق بخشی از درآمد را به روستاها منتقل كنیم، در حال حاضر به دلیل كسادی بازار كار در روستاها هیچ یك از جوانان در روستاها نمیمانند و برای انجام كارگری روانه شهرهای بزرگ میشوند و بعد از چند صباحی دیگر تمایلی برای بازگشت به روستاهاندارند از این رو ما با یك جمعیتی در شهرها روبهرو خواهیم شد كه نه شهرنشین هستند و نه روستایی و باید برای سروسامان دادن به مشكلات آنها برنامهریزی دقیقی انجام بدهیم.
در واقع ما نه تنها مشكل نخست را كه توسعه و پایداری روستاهاست حل نكردهایم بلكه مشكل دیگری كه ناشی از حضور این جمعیت در شهرهای بزرگ هست را نیز به چرخه مشكلات كشور افزودهایم، اما در صورت ایجاد پایداری در روستاها از بهوجود آمدن پی در پی مشكلهای موازی در كشور جلوگیری خواهیم كرد.
* شما فكر میكنید همین بازار سبب اسكان روستائیان در شهرها شدهاست؟
روستایی وقتی به شهر مهاجرت میكند دیگر حاضر نیست كه به روستاها برگردد، در واقع این دسته مهاجران وقتی امكانات شهرها را با محل زندگی شان در روستا مقایسه میكنند به این نتیجه میرسند كه شهرها مركز رفاه و آسایش هستند و همین نتیجهگیری باعث خواهد شد تا گروههای دیگر روستائیان به امید دستیابی به شرایط بهتر زندگی راهی شهرها شده و برای اسكان در حاشیه شهرها برنامهریزی كنند، در این شرایط وقتی امكانات توسعه و درمان و بهداشت روستاها مورد توجه قرار نگیرد ما نمیتوانیم از روستاییان انتظارداشته باشیم كه همچنان در روستا بمانند و از مهاجرت به شهر ها خودداری كنند.
این برنامهای كه از سوی مجلس و دولت تصویب شده است با توجه به شرایط خاص هر منطقه نسخهای برای حل مشكلات روستاها در سراسر كشور داشته است یا به مصداق برنامههای پیشین یك الگو را برای توسعه در سراسر كشور ارائه كرده است؟
یكی از ایرادهای برنامه پنجم این است كه كمیت نداردو براساس آمال و آرزو نوشته شده است عبارتهایی مانند«اینگونه بشود»، «آن اتفاق بیفتد»، «توسعه پیدا كند»، و«نابرابریها كم شود» و از این دست عبارتها، ما در برنامه پنجم بسیار داریم.
همه این جملهها، توصیفی است و در واقع میتوان گفت تمام چیزهایی كه در برنامه داریم از همین دست اظهار امیدواریهاست كه بزرگترین نقطع ضعف برای یك برنامه به حساب میآید كه معلوم هم نیست تا چه اندازهای قرار است این نوشته به عمل نزدیك شود. در این شرایط ما یك سری آمال و آرزهایمان را در این برنامه جای دادهایم و امیدواریم كه به آنها دست پیدا كنیم در حالی كه اگر بنا باشد برنامهای به عمل نزدیك شود نیازمند تعیین كمیتها و ارائه راهكارهای برای دستیابی به آنهاست اما در برنامه پنجم توسعه جای این تعاریف خالی است. در این برنامه اصلاً كمیتی وجود ندارد لذا دولت هم میتواند بگوید انجام دادهام و یا انجام ندادهام چون ما تعیین نكردهایم كه قرار است به چه اهدافی دست یابیم، مثلاً آسفالت روستایی به چقدربرسد؟ آبرسانی به چه جایی برسد؟ هیچ تعریفی برای اینها نداریم پس نمیتوان به دستیابی به اهداف امیدوار بود. اصلاً در بخش توسعه روستایی كمیت نداریم وهمهاش اظهار امیدواری كردهایم و به هر حال كسی نخواهد توانست تعیین كند كه ما به اهداف رسیدهایم یا نه؟


