ماجرای نفیسه روشن، سرهنگ راستی و فیلمی که منتشر شد
فیلم منتشره از نفیسه روشن و استمداد وی از سرهنگ راستی که وایرال می شود، نوبت به انتشار فیلم دیگری مرتبط با موضوع می رسد.

درست در روزرهایی که به نام پاسداشت نیروی انتظامی آراسته شده، هنگامهای است که پرده از رخسار حقیقت این حرفه خطیر برمیخیزد و روایتگر حکایتی میشود که در آن، شکوه اقتدار با رنج خدمت درآمیخته است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در این هفته، صحنهای از یک نمایش بزرگ گشوده میشود: یک بازیگر خانم، چهرهای نامآشنا در هنر، با دلی آکنده از امید و چشمهایی هراسان، به سوی سرهنگی از تبار قانون پناه میجوید تا شرارتی را از ساحت جامعه بزداید. از سرهنگ «راستی» استمداد می کند در برابر شرارتی که برایش رخ داده است. اما در چرخشی پارادوکسیکال، همان دم که دست یاری به سوی او دراز میشود، هجمه ای علیه آقای پلیس ، با تصاویری بریده و محتواهایی خاص که القا می کند سرهنگ راستی علیه شهروندان و منافع آنها ایستاده و مزدور حکومت است. ، انتشار می یابد. اینجاست که پیچیدگیهای این حرفه، چونان پردهای از یک تراژدی، پیش چشم ها، عیان میشود.

مرارتهای پلیس بودن
پلیس بودن، نه تنها در این سرزمین، که در هر کجای گیتی، سفری است پرمخاطره بر لبه تیغی باریک میان اقتدار و اعتماد. او باید چون صخرهای استوار، پرچم قانون را برافراشته دارد و نظم را به جامعه هدیه کند، و در عین حال، چون نسیمی ملایم، آرامش و اطمینان را در دلهای مردمان بکارد. باید رانندهای را که از دایره قانون گریخته، به رعایت بازگرداند، اما در همان حال، نگهبان جان و هستی او باشد. قانون، هرچند در ظاهر تندیس عدالت است، اما زاده ناسازگاریها و تعارضهایی است که بشر برای رهایی از آنها به آن پناه برده. و پلیس، این میانجی وفادار میان خلق و حاکمیت، در میانه این گرداب پرتلاطم ایستاده، با دلی پرامید و دستی پرمسئولیت.
سرهنگ راستی، یکی از این فرزندان نیروی انتظامی، آیینهای است از زیستن در این دوگانگی شگرف. او که گاه با عصای قانون در دست، نماد صلابت میشود، همان است که تا سپیدهدمان دیروز، در سکوتی سرشار از ایثار، پاسدار کاشانهای بوده که امروز شاید در برابرش صف کشیدهاند. در این میانه، پرسشی ژرف سر برمیآورد: چگونه میتوان در برابر قضاوتهای یکسویه، چون کوه استوار ماند، در حالی که قلب برای آرامش خلق میتپد؟

ایستادن در میانه
نیروی انتظامی، این قلب سترگ امنیت، نهتنها پاسبان قانون، که پلی است میان آرزوهای یک ملت و واقعیتهای یک جامعه امن. در این هفته گرامی، که به تجلیل از این ایثارگران خاموش اختصاص یافته، بیایید لحظهای درنگ کنیم و به ژرفای این رسالت سترگ نظر افکنیم: کسانی که در طوفان ناملایمات، با قلبی مالامال از تعهد و دستانی سرشار از مسئولیت، برای آسایش ما جان میسپارند. سرهنگ راستی و هزاران چون او، نه صرفاً مأموران قانون، که راویان بیصداى حماسهایاند که هر روز، در سایهسار فداکاریشان، برای امنیت و آرامش این دیار نگاشته میشود.
پلیس بودن سخت است؛ اصلا ایستادن در میانه دو طیف که گاه منافع و خواسته هایشان در تضاد با بکدیگر قرار می گیرد، طاقت فرساست. درود بر همه آنهایی که در این میانه ایستاده اند و نهایتا بر مدار حق می چرخند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱۱
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱۱
هفته نیروی انتظامی بر سرو قامتان این نیرو مبارک
اگر همین نیروهای با همین حقوقهای کم فداکاری نکنند میبینید که سنگ روی سنگ بند نمیشود
این نیروهای همیشه در معرض بدترین خطرات هستن مبارزه با بدترین افراد و شرورترین افراد کار سخت این نیرو هست
محفوظ باشند انشاالله
خب درست بنویسین چی شده
فیلم اولی رو تو گوگل گشتم و فهمیدم ولی دومی چی بوده
اما خداوکیلی اگر میکاپ نکنه فرق بسیار زیادی بین حقیقت و عکس وجود داره لطفا خانوم های عزیز دقت بفرمایید حقیقت زندگی امثال این خانم رو ببینید نه اونایی که شو میدن و داخل اینستا گردش میکنن .
ایشان را جلب بفرمایید و توسط یک کارآگاه مجرب سوال و جواب بشود ایکی ثانیه همه چیز را لو میده مخصوصاً واقعه آخر و آمدن دزدها به خانه این خانم !
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟



