بهائیت در دوره پهلوی در ایران از جایگاه ویژهای برخوردار بود. رضاخان با بهائیت دارای روابطی حسنه بود و بر همین اساس اسداللّه صنیعی را ـ که از بهائیان طراز اول بود ـ به عنوان آجودان مخصوص محمدرضا برگزید. صنیعی در سال 1307 دانشکده افسری را به پایان برد. در این زمان به عنوان آجودان ولیعهد وارد دربار شد.
به گزارش خبرنگار بولتن، وی تا درجه سپهبدی ارتقا یافت و پست ها و مقامات حساس زیادی را در اختیار گرفت. صنیعی از چهره های اثرگذار در حکومت پهلوی بود و در مقام مقایسه نقشی همسنگ ایادی داشت. حسین فردوست در خصوص روابط رضا شاه با بهائیان و نیز نقش و جایگاه اسد الله صنیعی در رژیم پهلوی می نویسد: «اصولا رضاخان با بهائیان روابط حسنه داشت تا جایی که اسد الله صنیعی راکه یک بهائی طراز اول بود آجودان مخصوص محمد رضا کرد. صنیعی بعد ها بسیار متنفذ شد ودر زمان علم و حسنعلی منصور و بخصوص هویدا به وزارت خواروبار رسید.»
در دورانی که محمدرضا دانشکده افسری را طی میکرد، از طرف رضاخان به عنوان بازرس کل ارتش تعیین شد و این صنیعی بود که در تمام مسایل بازرسی و حتی زندگی خصوصی وی مشارکت داشت. میزان نفوذ صنیعی به حدی است که در زمان علم و حسنعلی منصور و به خصوص هویدا به وزارت جنگ و کشاورزی رسید. هر چند شخص هویدا، بهاییزاده افندی پرست ـ بنابر نفوذ دکتر ایادی ـ پزشک بهایی مخصوص شاه ـ به نخست وزیری رسید ولی در دولت هویدا بود که کار بهایی ها دیگر تمام بود و مقامات عالی مملکت توسط آنها به راحتی اشغال میشد.
اصولاً سیاست محمدرضا پهلوی بر این بود که مشاغل مهم و خاص در دست بهائیان باشد چرا که آنان را برای حکومت خود مضر نمیدانست و میگفت: «افراد بهایی در مشاغل مهم و حساس مفیدند، چون علیه او توطئه نمیکنند.»
بهائیانی که به مقامهای حساس می رسیدند از موقعیت خود برای ثروتمند شدن جامعه بهائیت استفاده میکردند و به طور کلی در دوران محمدرضا و نفوذ دکتر ایادی در دربار، بهائیت در ایران توسعه عجیبی یافت و بهائیهای ایران بسیار ترقی کردند و ثروتمند شدند. ایران بعد از کشور آمریکا بیشترین تعداد بهائی را داشت که در همه سطوح و شئونات مملکتی دارای نفوذ گسترده و بلامنازع بودند. یکی از این افراد، حبیب ثابت پاسال میباشد.
بی شک برجسته ترین شخصیت بهائی در ساختار حکومت پهلوی امیر عباس هویدا است. شخصی که سیزده سال بالاترین مقام اجرایی کشور را در دست داشت و صاحب رکورد طول مدت نخست وزیری در ایران است. با اینکه اسناد فراوانی در خصوص بهائی بودن هویدا وجود دارد وی در ظاهر هیچ گاه به اعتقادات واقعی خود اعتراف نکرد و خود را مسلمان و شیعه قلمداد می نمود. اما این تظاهر در واقع دستوری بود که از سوی جامعه بهائیت صادر و در واقع ضامن انجام مأموریت هویدا بود. چرا که انتخاب هویدا به نخست وزیری به عنوان کسی که به بهائیت اشتهار داشت موجب اعتراضات مردم را فراهم می آورد لذا هویدا مجبور بود با تظاهر به مسلمانی مأموریت خود را انجام دهد.

برای اثبات بهاییگری امیر عباس هویدا، نیازمند این نیستیم تا حضور او در محافل بهاییان را دلیل آوریم ـ هر چند برای این هم سند داریم ـ چرا که او خود به یکی از سران بهاییت و تأثیرگذاران این فرقه سیاسی تبدیل شد و مأموریتهای محوله خویش را به خوبی و با موفقیت پی گرفت. برای اثبات بهاییت هویدا، همین بس که از روزی که با حسنعلی منصور ارتباط برقرار کرد، در تشکیلات او بهاییان را برتری داد و پس از آن که کابینه او را تحویل گرفت، پس از چندی وزرای بهایی را جانشین برخی از دیگر وزرا کرد و مهمترین وزارتخانه کشور؛ یعنی آموزش و پرورش را در اختیار فرخرو پارسا قرار داد تا آیین بهاییت را در مدارس رسوخ دهد. وی در دوران تصدی خود بر وزارت آموزش و پرورش به رواج شدید فساد و بی بند و باری پافشاری نموده و با همکاری ساواک مدارس اسلامی را تحت فشار قرار داده دختران محجبه را مجبور به کشف حجاب می نمود. از دیگر اقدامات فرخ رو پارسا در جهت اسلام زدایی انجام تغییراتی در محتوای متون آموزشی مدارس بود که از این طریق به اسلام زدایی و تبلیغ و ترویج عقاید بهائیان اقدام نمود.

حمایت مقامات عالی کشور شاهنشاهی از بهائیت بر هیچ کس پوشیده نیست. در این فرصت یکی از اسناد کمک مالی به حبیب ثابت پاسال نیز که همزمان با اعتراض محفل روحانی بهائیان به او پرداخت شده، به عنوان مشتی از خروار آورده شده است. برای تعریف جایگاه حبیب ثابت پاسال در نزد هویدا و فرقه ضاله بهائیت، به نقل یک سند از کتاب خاطرات فردوست بسنده میگردد:
این سند، نامه مورخه 12/6/1343 یکی از سران جامعه بهائیت به نام قاسم اشراقی است که به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکسته شدن پای او، برای فرهنگ مهر ارسال و در آن تأسف خود را از این حادثه ابراز داشته است:
جناب آقای دکتر فرهنگ مهر معاون محترم وزارت دارایی
به مناسبت پیشامدی که برای جناب آقای هویدا وزیر محترم دارایی رخ داده خواهشمند است مراتب تأثر و تأسف اینجانب و برادرانم را به عموم هم مسلکان و بخصوص جناب آقای ثابت پاسال مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائید.
احترامات فائقه را تقدیم میدارد
قاسم اشراقی
و اینک متن اسناد:
سند اول :
تاریخ : 10/3/44
ساحت مقدس محفل روحانی ملی بهائیان ایران شیداله ارکانه
عطف به مرقومه محترمه نمره 1/2532/ خ مورخه اول شهرالعلا 122 که منضم به رقیمه شریفه مورخه 16 شهر الجلال 122 مقام رفیع البنیان بیتالعدل اعظم الهی بود بعد از اظهار امتنان و تشکر خالصانه از الطاف مبذوله درباه این عبد خاطر خطیر آن امنای الهی را مستحضر میدارد:
غرض اصلی و هدف اساسی بنده از تأسیس تلویزیون ایران گذشته از فراهم نمودن موجبات اشتغال برای جمعی از یاران آن بود که اولاً به نام یک فرد وطن دوست بهایی خدمتی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نسبت به کشور مقدس ایران انجام گیرد و ثانیا متدرجا امکاناتی برای نشر افکار روحانی و معارف و حکم الهی و رفع تعصبات واهی به وجود آید و خوشبختانه در این منظور اساسی تا حد قابل توجهی موفقیت به دست آمده است.
هنگام تصویب قانون تأسیس تلویزیون ایران ضمن مواد مختلفه مادهای مورد تصویب مجلس شورای ملی قرار گرفت مبنی بر اینکه تلویزیون ایران از لحاظ فنی تابع مقررات وزارت پست و تلگراف و از لحاظ تنظیم برنامهها تابع دستورات اداره کل انتشارات و تبلیغات است.
براساس همین ماده مصوبه اولیاء دولت گذشته از اخبار ایران و جهان که همه روزه توسط خبرگزاری پارس تنظیم میشود گاه گاه اجرای بعضی از برنامههای مصاحبه را به وسیله وزارت اطلاعات که سابقا اداره کل انتشارات و تبلیغات نامیده میشد در برنامهها منظور میکنند و تلویزیون ایران از نظر مقررات مملکتی مجبور به اجرای برنامههای مزبور میباشد. این قبیل برنامهها حداکثر بیش از پنج درصد کل برنامههای تلویزیون ایران نیست و بقیه برنامهها بوسیله یک شورای داخلی مرکب از مدیران برنامههای تلویزیون ایران تهیه و تنظیم و به مرحله اجرا گذاشته میشود. این برنامهها شامل قسمتهای اخلاقی ـ اجتماعی ـ فرهنگی ـ تاریخی ـ تعلیم و تربیت، علوم و مسائلی از این قبیل است.
توصیه های این بنده نیز در منظور نمودن مباحث اخلاقی و معنوی و عدم مداخله در امور سیاسی و مراحلی که بر خلاف اصول مصالح عالیه امر است توسط همین شورا جامه عمل میپوشد و در برنامهها منظور میشود. خوشبختانه آن قسمت از برنامهها که حائز جنبههای مزبور نیست و به وسیله دستگاههای دولتی تنظیم و برای اجرا به تلویزیون داده میشود کاملاً مشخص است و همه بینندگان تلویزیون وقوف و اطلاع کامل دارند که برنامههای مزبور جنبه مملکتی و دولتی دارد. با عرض مراتب بالا تصور میکنم موضوع بر آن امنای الهی کاملاً روشن و مصرح است و اطمینان میدهم که هیچ گاه موجباتی پیش نخواهد آمد که مصالح عالیه امراله ملحوظ نظر این بنده و متصدیان امر قرار نگیرد.با تقدیم تحیات
بعرض ریاست تیمسار ساواک رسید ـ تاریخ 17/4حبیب ثابت

سند دوم :
تاریخ : 13/6/44
شماره : 103/300
موضوع : حبیب ثابت پاسال
پرویز گرجی یکی از اعضای هیأت تحریریه مجله تهران مصور از قول مهندس والا نماینده مجلس شورای ملی اظهار داشته که علی رغم نظر مقامات روحانی که با حبیب ثابت پاسال مسئول تلویزیون ایران دشمنی شدید دارند و او را عامل اصلی تقویت بهائیان در ایران میشناسند طبق نظر مقامات عالی کشور قرار شده مبلغ یک میلیون تومان از طرف شرکت ملی نفت به نام اجرای برنامههای آموزشی از تلویزیون به حبیب ثابت پاسال پرداخت شود تا نامبرده بتواند با تقویت تشکیلات خود قدرت بیشتری در مقابل روحانیون بدست آورد.
[پینوشت ساواک :] پرداخت وجه مذکور به حبیب ثابت مورد تأیید است ولی به منظور تقویت وی داده نمیشود بلکه برای ادامه برنامههای آموزشی از تلویزیون در اختیار وزارت آموزش و پرورش گذارده شده است بنابراین اقدامی ندارد.
بایگانی شودتهامی 16/4

گسترش فعالیت بهائیها و نفوذ آنان در دستگاهها و ادارات دولتی سبب شد که مردم شهرهای مختلف با ارسال نامهها و تلگرافها، مقامات دولتی و علمای تهران و شهرستانها را از این وضع آگاه سازند و شکایات خود را به گوش آنان برسانند.
مرحوم فلسفی، واعظ شهیر، در انتقاد از شاه از اینکه یک بهائی به نام «ایادی» را به عنوان طبیب مخصوص خود انتخاب کرده بود، در مسجد شاه با صراحت گفت: «اعلیحضرت! مملکت این همه طبیب مسلمان دارد. مردم ناراحت هستند از اینکه یک بهائی طبیب مخصوص شماست. او را عوض کنید». ولی شاه او را تغییر نداد و حتی از حرفهای آقای فلسفی ناراحت شد، و گفت: « اینها چه کار به طبیب من دارند؟»
همین طبیب بهائی، با نفوذترین فرد دربار و به تدریج با نفوذترین فرد کشور شد و برای خود در حدود 80 شغل ایجاد کرد و حتی دادن بسیاری از مقامات و درجات به دست وی صورت میگرفت. ایادی در دوران نخستوزیری هویدا تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازهی وی هیچ کاری نمیکردند. به نحوی میتوان گفت که سلطان واقعی ایران یک بهائی بود. در زمان وی بهائیها مشاغل مهمی داشتند و در ایران بهائی بیکار وجود نداشت و جمعیت آنها در ایران در زمان ایادی به سه برابر رسید.
حسین فردوست میگوید: «من که در دربار بودم نمیدانستم که آیا شاه بر ایران سلطنت میکند یا ایادی؟ او بهائیها را در همه جا گمارده و بر مردم مسلط کرده بود». بسیاری از بهائیها در [شناسنامهشان] در مقابل مذهب مینوشتند «مسلمان»؛ در حالی که بهائی بودند. در واقع ایادی مهمترین مهرهی بیگانه و جاسوس انگلیس و سپس آمریکا بود.
نفوذ عناصر بهایی در دستگاه حکومت در عصر پهلوی دوم بسیار زیاد شد. محمدرضا شاه که علاوه بر فقدان اصالت خانوادگی از جسارت پدر هم بهرهای نداشت در میان اطرافیان خود، بهاییان را بیش از همه شایستهی اعتماد میدانست. از آن پس نقش عناصر بهایی در حکومت از حالت غیرعلنی عصر رضاشاه خارج گردیده و بسیاری از مناصب و شغلهای مهم وحساس در اختیار آنها قرار گرفت. به خصوص که با شدت عمل رضاشاه در سیاست اسلامزدایی، روحانیت تا اندازهی زیادی قدرت خود را از دست داده بودند و بسیاری از اختیارات علما در حیطهی دستگاه قضایی و تعلیم و تربیت، اینک به دولت منتقل شده بود.
از جمله مهرههای بهایی که پس از سرکوب قیام 15 خرداد در بخشهای مختلف سیاسی، اقتصادی و هنری کشور حضور پیدا کردند، میتوان به افرادی همچون هژبر یزدانی سرمایهدار، ثابت پاسال رییس رادیو تلویزیون، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، دکتر شاهقلی وزیر بهداری، تیمسار ایادی و پرویز ثابتی معاون ساواک، اشاره کرد.

حبیب الله ثابت مشهور به پاسال از دیگر چهره های معروف بهائیان بود که تلاش های خودرا در زمینه اقتصادی و تجاری به کار گرفته و از این طریق حمایت مالی از بهائیان می نمود. در عین حال وی تلاش می کرد که با استفاده از ثروت کلان خود در عرصه سیاسی نیز نقش آفرینی کند. پاسال که کار خود از تعمیر دوچرخه آغاز کرده بود بزودی در عرصه تجارت با استفاده از بند و بست ها و روابط پشت پرده سر آمد شده و تبدیل به یکی از ثروتمند ترین مردان ایران شد. از جمله فعالیت های وی در عرصه اقتصادی تأسیس شرکت های زمزم و پپسی بود که عواید آن در اختیار بهائیان و صهیونیست ها قرار می گرفت. حبیب الله ثابت عضو محفل روحانی ملی بهائیان ایران و یکی از سرمایه داران مرتبط با صهیونیسم بین الملل بود که با استفاده از ثروتش در سیاست وارد شده به عنوان مثال در انتخابات مجالس سنا و شورای ملی دخالت نموده تلاش می کرد کاندیدا های بهائی یا هوادار بهائیان به مجلس راه یابند.
از دیگر چهره های بهائی که در سیستم حکومتی پهلوی صاحب نفوذ بودند می توان از پرویز ثابتی نام برد، ثابتی که از پدر و مادری بهائی متولد شده بود تلاش های خود را در سازمان های امنیتی و اطلاعاتی و به طور مشخص ساواک به کار گرفت. وی که ابتدا شغل معلمی داشت پس از اخذ درجة لیسانی در علوم قضائی وارد ساواک شد، دیری نگذشت که از کارمندی جزء به ریاست اداره سوم ساواک ارتقا یافت و بر سیستم امنیتی و اطلاعاتی کشور مسلط گردید، از این طریق تبدیل به یکی از پر نفوذترین شخصیت های سیاسی ـ امنیتی کشور گردید. ثابتی که به شدت طرفدار شیوه سرکوب انقلابیون بود بعد از انقلاب نیز در حالی که به خارج از کشور گریخته بود تلاش های خود را در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی به کار گرفت و پول های کلانی را صرف این هدف شوم خود نمود.

به گزارش خبرنگار بولتن، وی تا درجه سپهبدی ارتقا یافت و پست ها و مقامات حساس زیادی را در اختیار گرفت. صنیعی از چهره های اثرگذار در حکومت پهلوی بود و در مقام مقایسه نقشی همسنگ ایادی داشت. حسین فردوست در خصوص روابط رضا شاه با بهائیان و نیز نقش و جایگاه اسد الله صنیعی در رژیم پهلوی می نویسد: «اصولا رضاخان با بهائیان روابط حسنه داشت تا جایی که اسد الله صنیعی راکه یک بهائی طراز اول بود آجودان مخصوص محمد رضا کرد. صنیعی بعد ها بسیار متنفذ شد ودر زمان علم و حسنعلی منصور و بخصوص هویدا به وزارت خواروبار رسید.»
در دورانی که محمدرضا دانشکده افسری را طی میکرد، از طرف رضاخان به عنوان بازرس کل ارتش تعیین شد و این صنیعی بود که در تمام مسایل بازرسی و حتی زندگی خصوصی وی مشارکت داشت. میزان نفوذ صنیعی به حدی است که در زمان علم و حسنعلی منصور و به خصوص هویدا به وزارت جنگ و کشاورزی رسید. هر چند شخص هویدا، بهاییزاده افندی پرست ـ بنابر نفوذ دکتر ایادی ـ پزشک بهایی مخصوص شاه ـ به نخست وزیری رسید ولی در دولت هویدا بود که کار بهایی ها دیگر تمام بود و مقامات عالی مملکت توسط آنها به راحتی اشغال میشد.
اصولاً سیاست محمدرضا پهلوی بر این بود که مشاغل مهم و خاص در دست بهائیان باشد چرا که آنان را برای حکومت خود مضر نمیدانست و میگفت: «افراد بهایی در مشاغل مهم و حساس مفیدند، چون علیه او توطئه نمیکنند.»
بهائیانی که به مقامهای حساس می رسیدند از موقعیت خود برای ثروتمند شدن جامعه بهائیت استفاده میکردند و به طور کلی در دوران محمدرضا و نفوذ دکتر ایادی در دربار، بهائیت در ایران توسعه عجیبی یافت و بهائیهای ایران بسیار ترقی کردند و ثروتمند شدند. ایران بعد از کشور آمریکا بیشترین تعداد بهائی را داشت که در همه سطوح و شئونات مملکتی دارای نفوذ گسترده و بلامنازع بودند. یکی از این افراد، حبیب ثابت پاسال میباشد.
بی شک برجسته ترین شخصیت بهائی در ساختار حکومت پهلوی امیر عباس هویدا است. شخصی که سیزده سال بالاترین مقام اجرایی کشور را در دست داشت و صاحب رکورد طول مدت نخست وزیری در ایران است. با اینکه اسناد فراوانی در خصوص بهائی بودن هویدا وجود دارد وی در ظاهر هیچ گاه به اعتقادات واقعی خود اعتراف نکرد و خود را مسلمان و شیعه قلمداد می نمود. اما این تظاهر در واقع دستوری بود که از سوی جامعه بهائیت صادر و در واقع ضامن انجام مأموریت هویدا بود. چرا که انتخاب هویدا به نخست وزیری به عنوان کسی که به بهائیت اشتهار داشت موجب اعتراضات مردم را فراهم می آورد لذا هویدا مجبور بود با تظاهر به مسلمانی مأموریت خود را انجام دهد.

برای اثبات بهاییگری امیر عباس هویدا، نیازمند این نیستیم تا حضور او در محافل بهاییان را دلیل آوریم ـ هر چند برای این هم سند داریم ـ چرا که او خود به یکی از سران بهاییت و تأثیرگذاران این فرقه سیاسی تبدیل شد و مأموریتهای محوله خویش را به خوبی و با موفقیت پی گرفت. برای اثبات بهاییت هویدا، همین بس که از روزی که با حسنعلی منصور ارتباط برقرار کرد، در تشکیلات او بهاییان را برتری داد و پس از آن که کابینه او را تحویل گرفت، پس از چندی وزرای بهایی را جانشین برخی از دیگر وزرا کرد و مهمترین وزارتخانه کشور؛ یعنی آموزش و پرورش را در اختیار فرخرو پارسا قرار داد تا آیین بهاییت را در مدارس رسوخ دهد. وی در دوران تصدی خود بر وزارت آموزش و پرورش به رواج شدید فساد و بی بند و باری پافشاری نموده و با همکاری ساواک مدارس اسلامی را تحت فشار قرار داده دختران محجبه را مجبور به کشف حجاب می نمود. از دیگر اقدامات فرخ رو پارسا در جهت اسلام زدایی انجام تغییراتی در محتوای متون آموزشی مدارس بود که از این طریق به اسلام زدایی و تبلیغ و ترویج عقاید بهائیان اقدام نمود.

حمایت مقامات عالی کشور شاهنشاهی از بهائیت بر هیچ کس پوشیده نیست. در این فرصت یکی از اسناد کمک مالی به حبیب ثابت پاسال نیز که همزمان با اعتراض محفل روحانی بهائیان به او پرداخت شده، به عنوان مشتی از خروار آورده شده است. برای تعریف جایگاه حبیب ثابت پاسال در نزد هویدا و فرقه ضاله بهائیت، به نقل یک سند از کتاب خاطرات فردوست بسنده میگردد:
این سند، نامه مورخه 12/6/1343 یکی از سران جامعه بهائیت به نام قاسم اشراقی است که به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکسته شدن پای او، برای فرهنگ مهر ارسال و در آن تأسف خود را از این حادثه ابراز داشته است:
جناب آقای دکتر فرهنگ مهر معاون محترم وزارت دارایی
به مناسبت پیشامدی که برای جناب آقای هویدا وزیر محترم دارایی رخ داده خواهشمند است مراتب تأثر و تأسف اینجانب و برادرانم را به عموم هم مسلکان و بخصوص جناب آقای ثابت پاسال مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائید.
احترامات فائقه را تقدیم میدارد
قاسم اشراقی
و اینک متن اسناد:
سند اول :
تاریخ : 10/3/44
ساحت مقدس محفل روحانی ملی بهائیان ایران شیداله ارکانه
عطف به مرقومه محترمه نمره 1/2532/ خ مورخه اول شهرالعلا 122 که منضم به رقیمه شریفه مورخه 16 شهر الجلال 122 مقام رفیع البنیان بیتالعدل اعظم الهی بود بعد از اظهار امتنان و تشکر خالصانه از الطاف مبذوله درباه این عبد خاطر خطیر آن امنای الهی را مستحضر میدارد:
غرض اصلی و هدف اساسی بنده از تأسیس تلویزیون ایران گذشته از فراهم نمودن موجبات اشتغال برای جمعی از یاران آن بود که اولاً به نام یک فرد وطن دوست بهایی خدمتی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نسبت به کشور مقدس ایران انجام گیرد و ثانیا متدرجا امکاناتی برای نشر افکار روحانی و معارف و حکم الهی و رفع تعصبات واهی به وجود آید و خوشبختانه در این منظور اساسی تا حد قابل توجهی موفقیت به دست آمده است.
هنگام تصویب قانون تأسیس تلویزیون ایران ضمن مواد مختلفه مادهای مورد تصویب مجلس شورای ملی قرار گرفت مبنی بر اینکه تلویزیون ایران از لحاظ فنی تابع مقررات وزارت پست و تلگراف و از لحاظ تنظیم برنامهها تابع دستورات اداره کل انتشارات و تبلیغات است.
براساس همین ماده مصوبه اولیاء دولت گذشته از اخبار ایران و جهان که همه روزه توسط خبرگزاری پارس تنظیم میشود گاه گاه اجرای بعضی از برنامههای مصاحبه را به وسیله وزارت اطلاعات که سابقا اداره کل انتشارات و تبلیغات نامیده میشد در برنامهها منظور میکنند و تلویزیون ایران از نظر مقررات مملکتی مجبور به اجرای برنامههای مزبور میباشد. این قبیل برنامهها حداکثر بیش از پنج درصد کل برنامههای تلویزیون ایران نیست و بقیه برنامهها بوسیله یک شورای داخلی مرکب از مدیران برنامههای تلویزیون ایران تهیه و تنظیم و به مرحله اجرا گذاشته میشود. این برنامهها شامل قسمتهای اخلاقی ـ اجتماعی ـ فرهنگی ـ تاریخی ـ تعلیم و تربیت، علوم و مسائلی از این قبیل است.
توصیه های این بنده نیز در منظور نمودن مباحث اخلاقی و معنوی و عدم مداخله در امور سیاسی و مراحلی که بر خلاف اصول مصالح عالیه امر است توسط همین شورا جامه عمل میپوشد و در برنامهها منظور میشود. خوشبختانه آن قسمت از برنامهها که حائز جنبههای مزبور نیست و به وسیله دستگاههای دولتی تنظیم و برای اجرا به تلویزیون داده میشود کاملاً مشخص است و همه بینندگان تلویزیون وقوف و اطلاع کامل دارند که برنامههای مزبور جنبه مملکتی و دولتی دارد. با عرض مراتب بالا تصور میکنم موضوع بر آن امنای الهی کاملاً روشن و مصرح است و اطمینان میدهم که هیچ گاه موجباتی پیش نخواهد آمد که مصالح عالیه امراله ملحوظ نظر این بنده و متصدیان امر قرار نگیرد.با تقدیم تحیات
بعرض ریاست تیمسار ساواک رسید ـ تاریخ 17/4حبیب ثابت

سند دوم :
تاریخ : 13/6/44
شماره : 103/300
موضوع : حبیب ثابت پاسال
پرویز گرجی یکی از اعضای هیأت تحریریه مجله تهران مصور از قول مهندس والا نماینده مجلس شورای ملی اظهار داشته که علی رغم نظر مقامات روحانی که با حبیب ثابت پاسال مسئول تلویزیون ایران دشمنی شدید دارند و او را عامل اصلی تقویت بهائیان در ایران میشناسند طبق نظر مقامات عالی کشور قرار شده مبلغ یک میلیون تومان از طرف شرکت ملی نفت به نام اجرای برنامههای آموزشی از تلویزیون به حبیب ثابت پاسال پرداخت شود تا نامبرده بتواند با تقویت تشکیلات خود قدرت بیشتری در مقابل روحانیون بدست آورد.
[پینوشت ساواک :] پرداخت وجه مذکور به حبیب ثابت مورد تأیید است ولی به منظور تقویت وی داده نمیشود بلکه برای ادامه برنامههای آموزشی از تلویزیون در اختیار وزارت آموزش و پرورش گذارده شده است بنابراین اقدامی ندارد.
بایگانی شودتهامی 16/4

گسترش فعالیت بهائیها و نفوذ آنان در دستگاهها و ادارات دولتی سبب شد که مردم شهرهای مختلف با ارسال نامهها و تلگرافها، مقامات دولتی و علمای تهران و شهرستانها را از این وضع آگاه سازند و شکایات خود را به گوش آنان برسانند.
مرحوم فلسفی، واعظ شهیر، در انتقاد از شاه از اینکه یک بهائی به نام «ایادی» را به عنوان طبیب مخصوص خود انتخاب کرده بود، در مسجد شاه با صراحت گفت: «اعلیحضرت! مملکت این همه طبیب مسلمان دارد. مردم ناراحت هستند از اینکه یک بهائی طبیب مخصوص شماست. او را عوض کنید». ولی شاه او را تغییر نداد و حتی از حرفهای آقای فلسفی ناراحت شد، و گفت: « اینها چه کار به طبیب من دارند؟»
همین طبیب بهائی، با نفوذترین فرد دربار و به تدریج با نفوذترین فرد کشور شد و برای خود در حدود 80 شغل ایجاد کرد و حتی دادن بسیاری از مقامات و درجات به دست وی صورت میگرفت. ایادی در دوران نخستوزیری هویدا تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازهی وی هیچ کاری نمیکردند. به نحوی میتوان گفت که سلطان واقعی ایران یک بهائی بود. در زمان وی بهائیها مشاغل مهمی داشتند و در ایران بهائی بیکار وجود نداشت و جمعیت آنها در ایران در زمان ایادی به سه برابر رسید.
حسین فردوست میگوید: «من که در دربار بودم نمیدانستم که آیا شاه بر ایران سلطنت میکند یا ایادی؟ او بهائیها را در همه جا گمارده و بر مردم مسلط کرده بود». بسیاری از بهائیها در [شناسنامهشان] در مقابل مذهب مینوشتند «مسلمان»؛ در حالی که بهائی بودند. در واقع ایادی مهمترین مهرهی بیگانه و جاسوس انگلیس و سپس آمریکا بود.
نفوذ عناصر بهایی در دستگاه حکومت در عصر پهلوی دوم بسیار زیاد شد. محمدرضا شاه که علاوه بر فقدان اصالت خانوادگی از جسارت پدر هم بهرهای نداشت در میان اطرافیان خود، بهاییان را بیش از همه شایستهی اعتماد میدانست. از آن پس نقش عناصر بهایی در حکومت از حالت غیرعلنی عصر رضاشاه خارج گردیده و بسیاری از مناصب و شغلهای مهم وحساس در اختیار آنها قرار گرفت. به خصوص که با شدت عمل رضاشاه در سیاست اسلامزدایی، روحانیت تا اندازهی زیادی قدرت خود را از دست داده بودند و بسیاری از اختیارات علما در حیطهی دستگاه قضایی و تعلیم و تربیت، اینک به دولت منتقل شده بود.
از جمله مهرههای بهایی که پس از سرکوب قیام 15 خرداد در بخشهای مختلف سیاسی، اقتصادی و هنری کشور حضور پیدا کردند، میتوان به افرادی همچون هژبر یزدانی سرمایهدار، ثابت پاسال رییس رادیو تلویزیون، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، دکتر شاهقلی وزیر بهداری، تیمسار ایادی و پرویز ثابتی معاون ساواک، اشاره کرد.

حبیب الله ثابت مشهور به پاسال از دیگر چهره های معروف بهائیان بود که تلاش های خودرا در زمینه اقتصادی و تجاری به کار گرفته و از این طریق حمایت مالی از بهائیان می نمود. در عین حال وی تلاش می کرد که با استفاده از ثروت کلان خود در عرصه سیاسی نیز نقش آفرینی کند. پاسال که کار خود از تعمیر دوچرخه آغاز کرده بود بزودی در عرصه تجارت با استفاده از بند و بست ها و روابط پشت پرده سر آمد شده و تبدیل به یکی از ثروتمند ترین مردان ایران شد. از جمله فعالیت های وی در عرصه اقتصادی تأسیس شرکت های زمزم و پپسی بود که عواید آن در اختیار بهائیان و صهیونیست ها قرار می گرفت. حبیب الله ثابت عضو محفل روحانی ملی بهائیان ایران و یکی از سرمایه داران مرتبط با صهیونیسم بین الملل بود که با استفاده از ثروتش در سیاست وارد شده به عنوان مثال در انتخابات مجالس سنا و شورای ملی دخالت نموده تلاش می کرد کاندیدا های بهائی یا هوادار بهائیان به مجلس راه یابند.
از دیگر چهره های بهائی که در سیستم حکومتی پهلوی صاحب نفوذ بودند می توان از پرویز ثابتی نام برد، ثابتی که از پدر و مادری بهائی متولد شده بود تلاش های خود را در سازمان های امنیتی و اطلاعاتی و به طور مشخص ساواک به کار گرفت. وی که ابتدا شغل معلمی داشت پس از اخذ درجة لیسانی در علوم قضائی وارد ساواک شد، دیری نگذشت که از کارمندی جزء به ریاست اداره سوم ساواک ارتقا یافت و بر سیستم امنیتی و اطلاعاتی کشور مسلط گردید، از این طریق تبدیل به یکی از پر نفوذترین شخصیت های سیاسی ـ امنیتی کشور گردید. ثابتی که به شدت طرفدار شیوه سرکوب انقلابیون بود بعد از انقلاب نیز در حالی که به خارج از کشور گریخته بود تلاش های خود را در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی به کار گرفت و پول های کلانی را صرف این هدف شوم خود نمود.
