مرگ بر كدام امريكا ؟
امير دبيري مهر در روزنامه ملت ما نوشت:
13 آبان در جمهوري اسلامي ايران روز ملي مبارزه با استكبار جهاني نام گرفته است و چه كسي است كه نداند نماد استكبار جهاني در ادبيات ملي؛ رسمي و ديپلماتيك ايران دولت امريكاست.
اما اين پرسش هميشه مطرح بوده و بويژه انديشمندان و نخبگان غيرايراني به اين مساله حساس بودهاند كه چرا نظام جمهوري اسلامي همواره نسبت به امريكا موضع برائت دارد و شعار «مرگ بر امريكا» نقل هر مجلس سياسي در ايران بوده و همچنان هست؟ و حتي اين شبهه را نزد برخي ايجاد كرده كه ديگر اين شعار كليشهيي و نخنما شده است.
درباره علت شكلگيري تصوير منفي از امريكا در ذهن ملت و دولت ايران در 50 سال اخير بويژه سالهاي پس از انقلاب اسلامي سخن بسيار گفته شده كه پاسخ آن اجمالا به سابقه دخالتهاي اين كشور در امور سياسي ايران به نفع نظام ديكتاتوري پهلوي و عليه منافع ملي ايران باز ميگردد. اما نكته مهمي كه روي سخن اين نوشتار است اين است كه وقتي در ادبيات سياسي و ديپلماتيك از واژه «امريكا» سخن ميگوييم و لعن و نفرين و خشم نثار آن ميكنيم منظورمان چيست؟ آيا روي سخن ما، ملت و مردم امريكاست كه حقيقتا چنين نيست زيرا اين ملت يكي از ملتهاي پويا؛ دين دار؛ صلحدوست و اهل مداراست كه از گردهمايي اقوام و ملتها و مهاجران گوناگون تشكيل شده است و يكي از اقليتهاي مهم آن هم ايرانيان هستند.
بهترين دانشگاهها و موسسات علمي و پژوهشي در اين كشور استقرار دارند و بدون ترديد ملت امريكا سهم عمدهيي در تمدن جديد دارند و انكار اين واقعيت هم جهالت و هم بيانصافي است. اگر منظور از امريكا ساختار دولت و نهادهاي اين كشور هستند باز هم دچار مغلطه شدهايم، زيرا اين نهادها و ساختارها برآمده از تجارب علمي بشري و ماحصل تخصص و مهارتهاي كمنظير نخبگان اين كشور است كه با فرهنگ اين ملت سنخيت و سازگاري دارد. از اين رو ايرادي به ساختارهاي اداري و شكل و چيدمان اين كشور نيست. بنابر اين بايد ديد چرا هنوز شعار مرگ بر امريكا زنده و پوياست و سرداده ميشود؟
همه مساله در سياستها و رفتارها و مواضعي است كه در امريكا دقيقا در مقابل ملتهاي ديگر بويژه مسلمانان و ايران تعريف شده است؟ ما مخالف خوي استكباري و ظالمانه امريكا هستيم و نه خود امريكا و ملت آن. كانونهاي حقيقي تصميمساز در ايالات متحده امريكا كه بشدت از لابيهاي صهيونيستي تاثير ميگيرند با كينه و بغض، نظام مستقر سياسي در جمهوري اسلامي ايران و پيشرفت ملت ايران را هدف قرار ميدهند، در امور داخلي ايران دخالت ميكنند و با تحريمهاي اقتصادي سنگ جلوي پاي ملت ايران قرار ميدهند.
دخالتهاي آشكار در جنگ تحميلي و رويارويي رسمي و علني در خليج فارس در سالهاي منتهي به پذيرش قطعنامه و اعمال انواع و اقسام تحريمها و محدوديتهاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي براي ملت ايران در 30 سال گذشته، قابل كتمان نيست و استمرار آن نيز هيچ توجيهي در منطق سياسي ندارد جز عداوت و خصومت و بدخواهي.
نسل جوان امروز ايران ميپرسد چرا امريكا دست از اين كينه و عداوت با مردم ايران بر نميدارد؟
ايرانيها هيچگاه نيازمند كمك و مساعدت امريكا نبوده و نيستند ولي انتظار ندارند اين كشور تا اين حد سنگ جلوي پاي حركت رو به پيشرفت ملت بگذارد.
مقامات امريكايي بهتر است به جاي عذرخواهي از رفتار اسلاف خود؛ در رفتارهاي امروز خود خويشتندار شده و به حقوق مردم ايران و نظام سياسي برآمده از انقلاب اين مردم احترام بگذارند. چگونه دولت امريكا به خود اجازه ميدهد رسانه رسمي اين كشور به مانند رسانهيي معاند و معارض شبانهروز عليه مقامات و اعتقادات و باورهاي يك ملت سمپاشي كند و اسم آن را آزادي بيان و اطلاعرساني شفاف بگذارد؟ مقامات امريكايي هروقت در كشور اختلافي و اعتراضي شكل ميگيرد كه در يك جامعه پويا و رو به رشد كاملا طبيعي است با شيطنت وارد معركه ميشوند تا آتش فتنه برپا كنند و مانع از حل و فصل مسالمتآميز اختلافات شوند؟آيا اين دخالتها سهوي يا دلسوزانه است؟
بنابراين شعار مرگ بر امريكا نه بدخواهي ملت امريكاست و نه توهين به پرچم ملي اين كشور و نه دشمني با تمدن و دستاوردهاي اين ملت بزرگ، بلكه نه گفتن آگاهانه و جسورانه به مجموعه سياستها و تصميمهاي غيرانساني و رفتارهاي ظالمانه و مداخلهجويانه در سرنوشت ملت ايران و ساير ملتهاست. اگر بسياري از ملتهاي جهان نيز از شعار مرگ بر امريكاي ملت ما احساس غرور ميكنند به اين علت است كه انسانهاي آزاديخواه فطرتا با خشونت؛ توطئه؛ دسيسه؛ ظلم؛ ريا و دروغ و بيعدالتي مخالف هستند و متاسفانه نظام سياسي ايالات متحده امريكا در صحنه سياست خارجي و روابط بينالملل نماد اين صفات نكوهيده است؛ صفاتي كه يكجا در سياستهاي اين كشور عليه ايران تجميع شده و منافع آحاد ملت ما را تهديد ميكند.


