قدرت و فساد
قدرت سياسي در ايران در معرض تهديدي خزنده قرار گرفته است كه همانا عدم رعايت جنبههاي اخلاقي و اعتقادي در عرصه قدرت و حاكميت سياسي است. فسادي كه هماكنون در حال زايش است، شعبهيي جديد از دنياگرايي به شمار ميآيد كه مهمترين عامل و ريشه آن فراموش كردن و كنار نهادن «تقوا» است.
در دورهیی، فساد فكري گريبانگير قدرت در ايران شده بود؛ بدينصورت كه خود را در شكل انحرافات ليبرالي و تكنوكراتي (البته نازا و دست دوم) بروز داد و متاسفانه خسارتهاي مهمي بر نسلهاي سوم و چهارم انقلاب در ابعاد فرهنگي، سياسي و حتي اقتصادي وارد ساخت. از پيامدهاي آن فساد فكري كه از انديشههاي غربي وارد جريان قدرت ايران شد، ميتوان به ترويج و تبليغ زندگي اشرافي و تشريفاتي و احياي سنتهاي اسرافگرايانه در سطح جامعه اشاره كرد كه هرچند ابتدا در سطح افراد صورت گرفت اما به تدريج به مدلي همهگير تبديل شد و جامعه ايران را دستخوش بيماريهاي متعدد فرهنگي، سياسي و اقتصادي ساخت.
از مهمترين پيامدهاي منفي آن نوع فساد، فاصله گرفتن مسوولان از مردم، انديشه جدايي دين از سياست و كمرنگشدن ارزشها و مباني انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بود كه در كمال تاسف بايد اذعان كرد كه در حوادث ناگوار سال گذشته، بازتاب اين پيامدهاي انحرافي به روشني قابل مشاهده بود. هرچند خوشبختانه، به تدبير مقام معظم رهبري و واكنش نخبهگونه ملت بزرگ ايران در برابر آن ثابت شد كه پيوند رهبر و ملت مستحكمتر از آن است كه چنين حوادثي خللي در نظام ايجاد كند. اما فساد جديدي كه هماكنون در پشت صحنه قدرت سياسي ايران در حال زايش است، بيشتر جنبه اخلاقي و اعتقادي دارد؛ و پيامد منفي آن هم بروز انحرافات ارزشي و اخلاقي و اعتقادي در عرصه سياست و زندگي مردم خواهد بود.
اين پيامد منفي در اشكال متعددي ظهور مييابد كه ميتوان چند مورد از آن را برشمرد: خريد افراد و گروهها و قدرتطلبي و تصفيههاي تند و شخصپرستي و بيديني، بداخلاقي و تخريب و تهمت زدن و فروپاشي اخلاقي جامعه، خنجر زدن از پشت سر و بحران وفاداري، فروپاشي نهاد خانواده و رواج بياعتمادي بين مردم، و بسياري از معضلات ديگر كه شايد هنوز اين مسائل در جامعه فراگير نشده باشد اما علائم آن بروز يافته و اگر چارهيي براي آن نينديشيم، متاسفانه فردا دير خواهد بود. مشكل اينجاست كه فساد جديد در درون قدرت در حال شكلگيري شايد بتوان گفت ايمان بدون تقوا در عرصه سياست امروز مهمترين عامل زايش اين پديده نامبارك است، بهاين معنا كه اين معضل برخلاف معضل قبلي كه از بيرون نيروهاي وفادار به نظام وارد محيط آنها شد، از درون خود نيروهايي كه همواره مدعي وفاداري محض به نظام هستند در حال شكلگيري است.
در حقيقت تقوا امري نيست مگر ترس و پرواي خداوند متعال و در جامعهيي كه ترس از خدا و آخرت تضعيف شده باشد، رفتارها و گفتارهاي آن از محدوده الهي خارج ميشود. در شكل جديد فساد قدرت، ظواهر قدرت حفظ ميشود ولي محتواي آنكه اعتقاد به ارزشهاست.
فرو ميريزد، در مقابل نيز اعتقاداتي جديد با پوسته و ظاهر اسلامي پديد ميآيد و ميبينيم كه از تعابيري بيربط و متناقض، از اسلام ايراني گرفته تا تفسيرهاي شركآلود از اصول انقلابي، سخن ميرود و ترويج ميشود. بي اعتنايي به نقدهاي دلسوزانه در اينباره موجب خسارت هاي زيادي خواهد شد.
از همينروست كه ما بر اصولگرايي که برمبناي ارزشهاست، تاكيد ميورزيم و معتقديم كه اگر ارزشهاي انساني، اسلامي و انقلابي كه قوام جامعه سياسي ما بدانهاست، در معرض تهديد قرار بگيرد و فرو بريزد، پوسته حكومت تحمل فشارهاي بينالمللي را نخواهد داشت. رهبر معظم انقلاب در كلام زيبايي فرموده بودند كه: «ولايت يعني پيوستگي». امروز بايد گفت كه تنها نكتهيي كه ميتواند جامعه ما را به پيشرفت و سعادتمندي برساند چيزي نيست مگر همين پيوستگي ارزشي، عاطفي و اعتقادي درتمام عرصهها.
انگارند به بیراهه میروند
حقیقت ماجرا این است که این موجود دوپا واقعاً دست شیطان را از پشت بسته چون نفس اماره و طمع و زیاده خواهی و دنیا را برای خود دیدن و خواستن همچون جن است دیدنی نیست و از در بیرونش میکنی از پنجره میاد تو! میگی این میگه اون! میگی اون (حرفشو بر میگردونه و) میگه این. قدرت عجیبی داره که هر حقی را ناحق و هر ناحقی را حق جلوه دهد. البته دو زاری عالمان و اهل تقوای واقعی افتاده!




