رعایت نکردن حریم روابط، زندگی‌ام را تباه کرد

متاسفانه حامد و ساره که گاهي به بهانه ديدار با دوست نامزدم بيرون مي رفتند به دليل رعايت نکردن حد و مرزهاي شرعي که مورد تاکيد مادر بيچاره ام بود دچار مشکل شدند و من هم از اين موضوع کاملا بي خبر بودم تا اين که...
کد خبر: ۱۲۷۹۷۲
| |
11359 بازدید
|
۱
خراسان: کسي که ادعاي برادري داشت، زندگي‌ام را نابود کرد و هنوز هم باورم نمي شود چه شکست تلخي خورده ام و اين ماجرا يک عمر از ذهنم پاک نخواهد شد.

داماد جوان که براي اخذ مشاوره و راهنمايي به دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد مراجعه کرده بود سفره دلش را باز کرد و گفت: ۵ سال قبل پدرم را در حادثه رانندگي از دست دادم و مادرم که کارمند يکي از ادارات است، مسئوليت خانه را يک تنه بر عهده گرفت. در اين سال ها من از نظر عاطفي به پسرخاله ام وابسته شدم و به قول معروف ما با هم دست برادري داديم تا هيچ وقت همديگر را تنها نگذاريم و يار و همدم هم باشيم.

حدود ۴ماه قبل من به پيشنهاد مادرم به خواستگاري دختر يکي از همکارانش رفتم و با ساره نامزد شدم. دراين مدت هر وقت مي خواستم با نامزدم جايي بروم پسر خاله ام نيز همراه ما بود و حتي ساره قصد داشت يکي از دوستانش را به حامد معرفي کند تا او نيز هر چه زودتر سروسامان بگيرد.

متاسفانه در رفت و آمدهايي که داشتيم نامزدم حجابش را رعايت نمي کرد و در حضور پسرخاله‌ام پوشش مناسبي نداشت. مادرم چند بار بر سر اين موضوع به من و ساره تذکر داد و گفت: رعايت حجاب و توجه به حد و مرزهاي اخلاقي و ارتباطي، يک اصل مهم و اساسي در زندگي است اما ساره که از اين حرف ها دلگير شده بود به من گلايه مي کرد و مي گفت: مادرت مرا به چشم دختري فاسد مي بيند ولي حامد مثل برادرم است و او را داداش صدا مي زنم و...

نامزدم مرا با اين حرف ها بر عليه خانواده ام تحريک مي کرد تا جايي که در برابر مادرم ايستادم و گفتم: به تو ربطي ندارد که همسرم چگونه لباس مي پوشد و خودش را آرايش مي کند. لطفا احترام خودت را نگه دار و ديگر در زندگي ام دخالت نکن.

با اختلافاتي که به وجود آمده بود من از خانه قهر کردم و به منزل پدر ساره رفتم اما افسوس که خيلي دير متوجه شدم معني حرف مادرم چه بود و چه اشتباه بزرگي مرتکب شده ام.

متاسفانه حامد و ساره که گاهي به بهانه ديدار با دوست نامزدم بيرون مي رفتند به دليل رعايت نکردن حد و مرزهاي شرعي که مورد تاکيد مادر بيچاره ام بود دچار مشکل شدند و من هم از اين موضوع کاملا بي خبر بودم تا اين که امروز پليس آن ها را به اتهام رابطه نامشروع در يکي از مناطق تفريحي مشهد دستگير کرده است و نامزدم اعتراف کرد حدود ۲ ماه است اسير هوس هاي شيطاني شده است و...

اعتراف مي کنم که اشتباه کرده ام و حالا خجالت مي کشم به روي مادرم که مدتي است او را تنها گذاشته ام نگاه کنم. واقعا مادرم راست مي گفت: هر کسي جاي خودش را دارد و حريم خانه را بايد محترم بشماريم.
اشتراک گذاری
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Canada
|
۱۹:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
حجاب و توجه به حد و مرزهاي اخلاقي و ارتباطي، يک اصل مهم و اساسي در زندگي است
وب گردی