ضرورت ولایت فرهنگی فقیه
اصلی ترین وظیفه ولی فقیه سرپرستی توسعه و تکامل اجتماعی است. از آنجاکه جامعه دارای سه وصف سیاست، فرهنگ و اقتصاد است ضرورتا ولی فقیه عهده دار توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خواهد بود.
مراد از فرهنگ در سطح توسعه پيدايش بسترهاي تکامل گمانه، گزينش و پردازش اجتماعي است كه نتيجه آن، پيدايش هوش، حافظه و پذيرش اجتماعي "برتر" است. "برتر" در اینجا يعني وحدت و كثرت جديد و ارگانيزه تر شده. به این بیان که در سیر تکامل اجتماعی ارتباطات به صورت متقوّم در می آیند. مثلا در دنیای معاصر اگر يك قضيه در يك علم ابطال شود اثر آن در علوم ديگر ظاهر ميشود. همینطور اگر قضیه جدیدی در يك علم اثبات شود، به دنبال آن در علوم ديگر که همعرض و یا مادون آن هستند بازخورد پيدا ميكند. يعني در روند تکاملی معرفت بشری ربط علوم به يكديگر از يك ربط ساده آدرس بندي شده انتزاعی به يك ربط متقوّم و هم بسته تكاملي تبديل شده است. به این فرایند توسعه فرهنگی گفته می شود.
اگرچنین توسعه ای براي توسعه ابتهاج و قدرت و وابستگي مادي باشد، طبيعي است كه موجبات تضعیف ولایت فقیه در عینیت را فراهم خواهد کرد زیرا بستر اجتماعی فراهم شده جهت خيالات و گمانه ها و كارآمدي های اجتماعی در چنین شرایطی بر خلاف منویات ولی فقیه عمل می کند.
يعني اگر ولایت فرهنگی جامعه اسلامی به دست کفار مدیریت شود قطعا سرپرستي گمانههای اجتماعی تحت کنترل ایشان انجام گرفته و فرهنگ، مجراي جريان كفر در عينيت خواهد شد. سرانجام شوم چنین آفتی این خواهد شد که ولي فقيه نه در پيدايش آرامش و قدرت و رحمت، سرپرستي جامعه را داشته باشد و نه در تفكر و راه هاي تسخير عينيت و ابزارسازي آن براي تصرفات محيط در ماده و تصرفات آن در انسان هاي ديگر. خلاصه اینکه اگر ولایت فرهنگی جامعه به دست ولی فقیه آگاه به اسلام نباشد ولایت سیاسی ولی فقیه نیز کارآمدی بایسته خود را در بلند مدت از دست خواهد داد.
خصوصا با عنایت به این مهم که موضوع فرهنگ در حقیقت مفاهيمي است كه "فرهنگ سياست"، "فرهنگ فرهنگ" و "فرهنگ اقتصاد" را در بر دارد. یعنی روند توسعه فرهنگی هم وحدت و كثرت و مجاري براي سياست درست ميكند و هم مجاري براي خود فرهنگ ـ يعني منطق هاي آن ـ درست ميكند. هم سازماندهي سياسي و هم سازماندهي مفاهيم و هم سازماندهي آزمايشگاه عيني را درست ميكند.
دلسوزان و مدافعین نظریه مترقی ولایت مطلقه فقیه به هیچ عنوان نباید از مساله فرهنگ غفلت نمایند. باید مشخص شود که در فرهنگ چه متغيرهايي وجود دارد که بر پایه آنها بتوان به کنترل تغییرات بنیادین فرهنگی دست یافت. مثلا شاید بتوان گفت فرهنگ در نظامفكریي كه در جامعه وجود دارد، هم در روش ها، هم در نحوه استدلال ها و فلسفهها و هم در مصداق ها جاری است. پس ميتوان گفت "روش، فلسفه و مصداق" سه متغير اصلی فرهنگ هستند. در بین این سه متغیر نیز به نظر می رسد "روش" نقش مهمتری را ایفا نماید، بنابراین جهت دفاع ریشه ای از ولایت فقیه بايد بيشترين فكر درباره روش ها بشود.
متاسفانه اینجا جای تعارف نیست. خطر بسیار جدی است. كسي كه در روش فكر نميكند بايد منتظر باشد كسي كه در روش برنده ميشود سرپرستی این ملت را به دست بگيرد. البته طبيعي است كسي كه در روش فكر ميكند بايد بتواند آن روش را در استحصال مفاهيم و در طرح موضوعات جديد و پاسخ به آنها هم به كار بگيرد. اگر اين را نتواند انجام دهد باز عقب خواهد افتاد. اگر هم پياده كرد و بدست آورد بايد مصداق ها و مسأله هاي جديدي در دست باشد كه در يك نظام به روش ربط پيدا كند.
مصداق هاي جديد از طريق استدلال ها يا فلسفهها به روش ها ارتباط پيدا ميكنند. روش ها مثل كارخانة اوليّه يا آزمايشگاه انسانی در مسأله تفكر به عنوان گزينش و پردازش هستند. در مسأله هوش، يا حافظه اجتماعي آن كارخانه اي كه تكنيك بالاتر داشته باشد، پيروزي بيشتر دارد. روش ها را به صورت متحجرانه فيكس كردن و منطق استدلال را فيكس نمودن در اینجا هیچ معنایی ندارد و تنها راه استنباط مسایل جدید برای اسلام و مسیر اجتهاد کار آمد را سد خواهد نمود. همانطور که اگر کسی رياضيات را فيكس كند دیگر نميتواند محاسبه و سنجش كمّي جديدی را عرضه نماید. نتیجه اینکه تحجر مانع تحرک فرهنگی اجتماعی می گردد.
منطق ها در عمل فكر كردن نقش آزمايشگاه را دارند. در اصل كار منطق ها، مسأله كيفيت است. بعد از بحث كيفيت و عبور از اقسام كيفها، تناسبات كمیت ها مطرح ميشود. ابتدا بايد منطق را تمام كرده و در اصل حركت و كيفيت اتمام حجت کرد. بعد متناسب با آن بايد كميّت را تعريف كرده و سپس متناسب با آن ابزارهاي روشي را تعريف نمود.
به هر حال مسیر توسعه فرهنگی اسلام و انقلاب از تحول در روش علوم خواهد گذشت و یقینا با برگزاری چند همایش و کنسرت و جلسه با چند بازیگر و خواننده گزینشی ـ به نام کار فرهنگی ـ خدمتی به این مهم نخواهد شد. فقط فرصت های دیگری از دست خواهد رفت ...
Ali.meysami@gmail.com
خالی خالی سفید سفید یا حوصله مجادله بالتی احسن دیگر وجود ندارد؟! چه؟




