اجتماعی »
مرگي تدريجي تاق كسري
کد خبر: ۱۱۷۱۴۹
| | 3423 بازدید
تاق خسرواني، يادگار شکوه ايران باستان، با بي توجهي عراق، روز به روز به پايان خود نزديکتر ميشود. پرسش اينجاست، کشورمان تاکنون براي حفظ اين ميراث ايراني، چه کرده است؟به گزارش شبکه خبر، روزانه ايرانيان بسياري با هدف زيارت به کشور عراق سفر ميکنند، با وجود اين، درصد اندكي از آنان حتي ميدانند يکي از با شکوه ترين آثار معماري ساخته دست پدرانشان، در اين کشور واقع است.
طاق كسري يا تاق خسرو (ايوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 كيلومتري جنوب بغداد در استان دياله قرار گرفته است و به نظر ميرسد اتفاق بدي نميافتد اگر تورهاي زيارتي و سياحتي که وظيفه گرداندن ايرانيان را بر عهده دارند، تدابيري بينديشند که ايرانيان بتوانند از تاق خسرواني نيز ديدن کنند.
اين کار دو مزيت دارد: نخست اينکه ايرانيان زائر، با تاريخ کشورشان نيز بيشتر آشنا ميشوند و دوم اينکه عراق در صورت افزايش شمار بازديدکنندگان از اين اثر تاريخي مجبور ميشود حفظ و مرمت و رسيدگي به زيرساختهاي گردشگري اين اثر تاريخي ايراني را جدي تر بگيرد.
تا هنگامي که خودمان جهت حفظ و نگهداري از ميراث فرهنگي سرزمينمان کوشا نباشيم، نه تنها ديگران براي حفظ و نگاهباني از داشتههاي فرهنگيمان دل نميسوزانند، چه بسا (با تجربهاي که در اين زمينه وجود دارد)، در جهت نابودي هر آنچه در منطقه به نام آثار ايراني وجود دارد، همه ابزارهاي خود را به کار گيرند.
به جايي بر نميخورد اگر از بودجههاي هنگفتي که براي سازندگي عراق سرازير ميشود، مبلغ ناچيزي نيز به حفظ، نگهداري و مرمت طاق کسري و توسعه زيرساختهاي گردشگري اين بناي ايراني اختصاص يابد.
نابودگران تاريخي تاق کسري
خوشبختانه توده مردم عراق با توجه به ريشههاي مشترک تاريخي با ايران، هيچگاه درصدد نابودي آثار ايراني کشور خود نبوده و نيستند. مشکل اصلي در اين زمينه، حکومتهاي نژادپرست و خودکامه و افراد متعصبي هستند که با ايران و ايراني دشمني و کينه تاريخي دارند؛ دشمني و کينهاي که بايد از لحاظ جامعه شناسي، درباره آن کنکاش تاريخي صورت گيرد.
هارون الرشيد، خليفه عباسي کوشيد تاق کسري را کاملا ويران کند، ولي در انجام هدف خود ناکام ماند.
صدام و تلاش براي نابودي کاخ خسرواني
تاق خسرو تا اواخر حكومت رژيم بعث عراق، به عنوان يكي از مهمترين تفريحگاههاي اعراب شناخته ميشد، اما رژيم بعث كه تاب اين استقبال را نداشت، اقدام به تخريب بيشتر اين مكان كرد.
نخست به دستور صدام، موزه اي از عكس هاي وي به شيوه اي مدرن نزديك اين مجموعه تاريخي ساخته شد كه هدف از آن، تغيير مكان تجمع مردم از ايوان مدائن به آن مكان بود. اما اين موزه نتوانست جايگاه باارزش ايوان مدائن را نزد مردم تغيير دهد؛ از اين رو صدام دستور تخريب برخي مكانها و ديوارهاي باستاني اين مجموعه را صادر كرد.
اين جنايتکار نژادپرست حتي در نوشتههاي سنگي قديمي مجموعه نيز دست برد و به عمد، اسم خود را وارد آنها كرد تا با خدشه دار كردن اين مجموعه تاريخي، مردم را از تجمع در آن باز دارد. اين عمل وي سبب شد تا يونسكو، با ارسال نامه اي از اين اقدام دولت عراق شكايت كرده و پس از آن، طاق كسري و ايوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده يونسكو حذف كند.
پس از مدتي، رژيم بعث، سفر به اين مكان را ممنوع اعلام كرد و با گذشت يك سال از منع سفر به آن، صد و هفتاد نفر از متخلفان را به جرم رفتن به اين مكان، اعدام كرد. پس از اين واقعه، اين مكان متروك باقي ماند و هيچ اعتنايي به آن نشد و روز به روز بر فرسودگي و خرابيهاي آن افزوده شد.
تاق خسرو و تروريستهاي فرهنگي
در پي تصرف عراق به دست نظاميان آمريكا و هم پيمانانش در سال 2003، آسيبهاي بسياري به اين مكان وارد شد؛ به گونه اي كه در پي درگيريهاي پياپي نظاميان خارجي با نظاميان بعثي، اين مكان نيز هدف گلوله و بمب هاي دو طرف قرار گرفت. اين در حالي بود كه پس از آن، امكان سفر به اين مكان براي مردم مهيا شده بود و رونق از دست رفته، به تدريج دوباره به آن باز ميگشت.
با شروع فعاليت گروههاي تروريست در عراق، وضع مجموعه ايوان مدائن باز هم بدتر شد. در ماه فوريه 2005، تروريستها با انجام يك عمليات تروريستي، قسمتي از ايوان مدائن را تخريب كردند كه از آن به عنوان بزرگ ترين آسيب به اين مجموعه پس از اشغال عراق ياد شده است.
در پي اعلام خطر نابودي اين مجموعه تاريخي ارزشمند در عراق، مقامات ميراث فرهنگي ايران اعلام كردند قصد دارند با كمك يونسكو، اين مكان تخريب شده را بازسازي كنند و دوباره آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد ميراث فرهنگي يونسكو بازگردانند.
بر خلاف انتظار، اين عمل پسنديده ايراني ها را اعراب افراطي و تندرو، مداخله در امور عراق و راهي براي حاكميت بر اين كشور تعبير كردند؛ به گونه اي كه يكي از پايگاههاي اينترنتي عرب، موسوم به الصوت العروبه نوشت: «ايرانيها با كمك سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات خود، به بهانه بازسازي ايوان مدائن كه يادآور ستيز پيشينيان آنها ضد پيغمبر اسلام (ص) است، مي خواهند عراق را به تصرف خود درآورده و ياد و خاطره سلسله گذشتگان كفار خود را زنده كنند.»
البته مقامات عراقي نه فقط تا كنون پاسخ منفي به مقامات ايراني نداده اند، بلكه حاضر به همكاري و ادامه مذاكرات با مقامات ايراني در اين باره نيز شده اند. البته اين مذاكرات به سبب وجود ناامني در عراق به تعويق افتاده است. اما مقامات عراقي اطمينان داده اند كه به حرفهاي مغرضانه برخي رسانه هاي عربي گوش نخواهند داد و با كمك ايرانيان، ميراث فرهنگي خود را كه مشتركات زيادي با ايرانيان دارد، بازسازي و زنده خواهند كرد.
چيستي تاق خسرواني...
طاق کسري (تاق خسرو) يا ايوان مدائن، کاخ پادشاهان ساساني در شهر «اسبانبار» در ساحل خاوري رود دجله و از مهم ترين سازه هاي دوران ساسانيان است، محلي که در شهر مدائن در 35 كيلومتري جنوب بغداد کنوني در استان دياله که از استانهاي مرزي و شرقي عراق است، قرار گرفته است.
بيشتر گمان مي شود که طاق کسري در تيسفون جاي دارد، ولي تيسفون، اسبانبر و چند شهر کوچک ديگر مانند بغداد، روي هم شهرگان يا مدائن را تشکيل مي دادند. طاق اصلي اين کاخ، بلندترين طاق خشتي ساخته شده به دست انسان است. بلنداي اين طاق 35 متر، پهنايش 25 متر و درازايش 50 متر است.
بنا بر آنچه در نوشتار پهلوي خداي نامگ آمده است، اين کاخ به دستور شاپور اول ساخته شده است.
بسياري نيز ساخت اين کاخ را به نوشيروان بزرگ، شاه مشهور و مقتدر ساساني نسبت ميدهند.
برخي نيز اينچنين ميگويند که تاريخ ساخت اين بنا، به زمان اشكانيان باز ميگردد كه در زمان ساسانيان به دستور انوشيروان ساساني بازسازي و توسعه يافته است.شيوه معماري اين بنا پارتي است.
مدائن در حقيقت همان تيسفون، پايتخت سلسله ساساني است كه با حمله اعراب و تصرف آن به دست آنها، به مدائن تغيير نام يافت.
اين شهر در روزگار خود، از چنان زيبايي اي برخوردار بود كه اعراب ساده سپاه اسلام وقتي آن را فتح كردند، به چنان حيرتي دچار شدند كه گفتند تيسفون همان بهشت موعودي است كه پيغمبر وعده اش را به ما داده بود !
پس از آن، اين شهر تبديل به تل ويرانه اي شد كه زيبايي گذشته خود را هرگز باز نيافت.
اين كاخ پس از حمله اعراب، به كلي نابود شد و جز ويرانه هاي طاق آن كه ارتفاعي در حدود 70 متر دارد و شماري از ديوارهاي كاخ هيچ چيز باقي نماند.
در گذر زمان، شهر پويايي خود را باز يافت. قرنها بعد، اين مكان به يك تفرجگاه زيبا براي مردم تبديل شد كه همه ساله پذيراي خيل عظيمي از مردم عراق بود كه با وجود هواي بسيار خوش و باغ هاي وسيع به آنجا سفر كرده و وقت خود را در كنار بقاياي طاق كسري و ديوارهاي اطراف آن مي گذراندند.
مردم عراق و اعراب منطقه از اين بنا نه به سبب پيشينه تاريخي، بلكه به علت سنديت اسلامي آن مبني بر اينكه روزي كه پيامبر اسلام (ص) به دنيا آمد، طاق بلند آن شكاف خورد، از آن ياد مي كنند.
طاق کسري بقاياي تالار بزرگ عهد ساساني در محل تيسفون، عراق حاليه، که جزء کاخ سلطنتي بزرگ معروف به ايوان کسري بوده است؛ طول و عرضش را به ترتيب حدود 365 و 275 متر تخمين زدهاند. اين ايوان در محله جنوبي تيسفون موسوم به اسفانبر يا اسانبر واقع بود.
در مجاورت طاق، چهار دسته ويرانه مشاهده ميشود که جالب ترين آنها تلّي است معروف به حرم کسري؛ اين ويرانه ها جزء ايوان کسري بوده است. به فاصله? حدود ??? متري جنوب شرقي طاق، بقاياي ساختمان هايي مشاهده ميشود که تا گوشه? ديوار معروف به بستان کسري، که شايد حصار باغ وحش بوده است، امتداد دارد.
در فاصله حدود 190 متري جنوب غربي بستان، تلي به ارتفاع 6 الي 5/ 7 متر واقع است که قاعده اش چهارگوش است. معروف به تل الذهب (تل طلا) يا خزانه? کسري است و آن ظاهراً در اصل بناي واحدي بوده که خسرو پرويز براي خزائن خود ساخته بوده است.
طاق کسري که بزرگترين و نظرگيرترين يادبود عظمت گذشته تيسفون است، در وسط ويرانههاي مدائن قرار دارد.
فردوسي پاکزاد و تاق خسروان
فردوسي در شاهنامه خود پس از اشاره به داستان ساخت اين بناي باشکوه، چنين ميگويد که در برابر ايوان تيسفون، پرده بسيار مجللي آويزان شده بود جواهرنشان که پس از يورش اعراب توسط مهاجمان، قطعه قطعه و ميان آنها تقسيم شد.
هنگامي که کاخ تسيفون برپا بود، در روز بار عام، شاهنشاه روي تخت طلاي خود مينشست و چون تاجي که بايد برسر بگذارد، بسيار سنگين بود، آن را به زنجيري از طلا در بالاي سر شاهنشاه از بالاي طاق، طوري آويزان ميکردند که در بالاي سر وي قرار گيرد. (همين کارها را در همين اواخر براي پادشاهان قاجاريه انجام مي دادند و اين نشانه اين است که اين رسوم، از دهان به دهان تا دوره هاي جديد ادامه يافته است)
سپس اعيان و طبقات مختلف امپراتوري در بيرون پرده، صف ميکشيدند و طي مراسمي، پرده را کنار ميزدند و شاهنشاه ايران باشکوه و جلال مخصوصي روي تخت خود پديدار ميگشت و به طبقات مختلف بار مي داد.
هان اي دل عبرت بين ...
و چه خوش گفت خاقاني به شاهان و رهبران خودکامه همه اعصار تاريخ، هنگامي که شکوه بر باد رفته تاق خسروان را مشاهده کرد:
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر كن هان
ايوان مدائن را آيينه عبرت دان
.. مست است زمين زيرا؛ خورد است به جاي مي
در كاس سر هرمز، خون دل نوشروان
كسري و ترنج زر، پرويز و تر زرين بر
بر باد شده يكسر، با خاك شده يكسان
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


