علی دایی ،نیم ساعت وقت خواسته بود تا حرفهایش را برای مردم بگوید ، او ، نیم ساعت که نه ، تا نزدیکیهای سحر مهمان برنامه ی 90 بود تا اسناد و مدارکش را رو کند و منتظر عکس العمل مردم بماند . آن چیزی که دایی را نیمه شب ، چند دقیقه پس از بازی تیمش با راه آهن به استودیوی 90 کشاند ، تنها یک چیز بود ; قضاوت .
البته شهریار ، این بار نه چشم به کمیته انضباطی دوخته بود و نه قرار بود منتظر شورای استیناف یا چیزهایی شبیه به آن بنشیند ، بلکه او قصدش فقط همان یک چیز بود، آن که در واقع ، آنجا ، در فوتبال ، از راس تا ذیل همه به دنبال آنند ، اینکه از قاضی به نام "افکار عمومی "برای خودش حکم بگیرد . به همین دلیل هم بود که همه اسناد و مدارکی که به زعم خودش می توانست روشن کننده ی حقیقت باشد را با خود همراه کرده بود تا آنها را به مردم ارائه دهد ...
در این میان دایی به یک نکته ی اساسی توجهی نکرده بود که این مردم ، البته در مقیاس افکار عمومی نه تحصیلکرده ی دایره ی حقوق هستند و نه از بندها ، تبصره ها ، عرفها و کلمات ریز و درشت حقوقی سر در می آورند . آن بندهایی که دایی بر روی آنها دست گذاشت ، اکثراً برای جامعه ی مورد نظر دایی قابل شناسایی نبود ، به عنوان مثال ، اینکه اول باید سر مربی قرارداد را امضا کند یا رئیس فدراسیون ، نکته ایست قانونی که همچنان هم لاینحل باقیماند ; چرا که مردم ما ، به وسعت کلمه ی " مردم "مطمئناً سررشته ای در این مسائل ندارند که بخواهند با استناد به فلان قانون و بهمان تبصره در موردش قضاوت کنند .در مورد علی دایی هم احتیاج به ارائه این همه سند و مدرک و بند قانونی نبود چرا که ....
صرفنظر از همه ی این امضاها ، کاغذ بازیها و کلمات حقوقی ، مردم ما فقط این موضوع را خوب می دانند ، که تا جایی که ذهن همگان یاری می کند قرارداد علی دایی ، قراردادی سه ساله بود و اتفاقاً کفاشیان و فدراسیون فوتبال برای اینکه نشان دهند که برنامه ای بلند مدت برای تیم ملی دارند بسیار هم بر روی سه ساله بودن این قرارداد تاکید داشتند . اما تنها ،9 روز پس از گذشتن از اولین سال قرارداد ، علی دایی اخراج شد و در این اخراج نه تفاهمی در کار بود ، نه توافقی ! دایی اخراج شد و تمام !
مطمئناً اگر در متن قرارداد ، این موضوع درج نشده باشد که در صورت اخراج ، دایی باید از حق و حقوقش بگذرد ، که مطمئناً هم نوشته نشده است چرا که چه دایی و چه هیچ مربی دیگری حاضر به انعقاد قراردادی با این مضمون نمی باشد ، پس قضیه چندان هم مساله ی پیچیده ای نیست و نیاز به این همه بند و تبصره و قانون و دادگاه ندارد ضمن آنکه فدراسیون فوتبال قبلاً هم چنین موضوعی را در زمان برانکو تجربه کرده است ! با این تفاوت که برانکو خارجی بود و علی دایی وطنی است و به زعم آقایان به همین دلیل باید از حقش بگذرد !
به هر حال در میان همه ی این کش و قوسها ، فارغ از همه ی این اسناد و مدارک و تبصره ها مردم ایران فقط همین را می بینند و درکش می کنند که ، تیم ملم متضرر شده است ، به جام جهانی نرفته ایم ، دایی را زود سر مربی تیم ملی کردیم ، خودمان با دستان خودمان ارزشمندترین سرمایه ی فوتبالمان را سوزاندیم ،حمایتش نکردیم ،... و از او توقع داریم سکوت کند ! این چیزی است که مشخص است ،
مردم می فهمند و بدون استناد به هیچ قانون و تبصره ای آن را درک می کنند. اینکه فدراسیون فوتبال دلش نمی خواهد حق و حقوق دایی را بدهد یا نمی تواند و یا دلایل دیگری برای خودش دارد بحث دیگری است که در حوصله و دانش حقوقی مردم در مقیاس افکار عمومی نمی گنجد و اگر چهار جلسه ی دیگر هم بحث و گفتگو و تبادل نظر درصدا و سیما در این مورد منعقد گردد ، نتیجه ای حاصل نخواهد شد و عایدی نه برای فدراسیون فوتبال و نه برای علی دایی در بر ندارد .