صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

عقدي که در آسمان بسته نشد

با ديدن اين صحنه قلبم داشت از کار مي افتاد و وقتي از همسايه هايشان تحقيقات کردم فهميدم پليس چند ماه قبل دخترعمويم را با پسري جوان به اتهام رابطه نامشروع دستگير کرده است و خانواده عمويم از اين ماجرا چيزي به ما نگفته اند.
کد خبر: ۱۱۴۵۹۴
| |
4310 بازدید

تازه از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌ام و خودم را آماده مي کردم به سربازي بروم که خانواده ام گفتند اگر متاهل بشوم خدمت سربازي را در شهر خودمان سپري خواهم کرد.

آن ها با عجله آستين بالا زدند و براي خواستگاري از دخترعمويم به خانه  آن ها که در يکي از شهرهاي نزديک مشهد است رفتند.

داماد جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: من و دخترعمويم هيچ شناختي از همديگر نداشتيم و از پدرم خواستم در مورد همسر آينده ام کمي تحقيق کند.

اما او ناراحت شد و با عصبانيت جواب داد: آدم براي ازدواج با دختري که هفت پشت غريبه است به تحقيقات مي رود و اين را بدان که عقد دخترعمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند، پس دهانت را ببند و درباره دختر برادرم حرف اضافي نزن.

عباس ادامه داد: به اين ترتيب بود که مراسم خواستگاري و عقدکنان در کمتر از ۴۸ ساعت برگزار شد و من نامزدم را به مشهد آوردم تا با اخلاق و رفتار هم بيشتر آشنا شويم، اما از همان لحظه اول متوجه حرکات و رفتار مشکوک او شدم؛ چون هر موقع زنگ گوشي تلفن همراهش به صدا در مي آمد دستپاچه مي شد و به داخل اتاق مي رفت و انگار موضوعي را از من پنهان مي کرد.

با شک و ترديد موضوع را به مادرم اطلاع دادم، اما او خيلي بي تفاوت در جوابم گفت: تو مثل اين که نمي فهمي يک دختر جوان را از خانواده اش جدا کرده اي و همسرت دلش براي خواهر يا پدر و مادرش تنگ شده است.

مادرم تاکيد کرد: نگران نباش در طايفه ما دختر بي حجب و حيا وجود ندارد و ...!

حدود يک ماه از عقدکنان ما گذشت و نيره روز به روز سردتر مي شد تا اين که هفته قبل براي ديدن خانواده اش به شهرستان رفته بوديم و من در خانه مشغول استراحت بودم که نامزدم با عجله آماده شد و از خانه بيرون رفت.

آرام و بي صدا برخاستم و تعقيبش کردم و متاسفانه با چشمان خودم ديدم همسرم در فضاي سبزي که نزديک خانه شان است با پسري غريبه صحبت مي کند. آنها حتي با هم سوار موتورسيکلت شدند و رفتند.

با ديدن اين صحنه قلبم داشت از کار مي افتاد و وقتي از همسايه هايشان تحقيقات کردم فهميدم پليس چند ماه قبل دخترعمويم را با پسري جوان به اتهام رابطه نامشروع دستگير کرده است و خانواده عمويم از اين ماجرا چيزي به ما نگفته اند.

من آن روز بدون اين که چيزي بگويم ساکم را برداشتم و با چشماني گريان به مشهد برگشتم. امروز هم به اين جا آمده ام تا راهنمايي ام کنيد، مي خواهم اين عروس زشت را طلاق بدهم. اما اي کاش کمي تحقيقات کرده بوديم، احساساتم را در راه خدمت سربازي قرباني نمي کردم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟