تحلیلی بر تشویش‌هایی که جامعه را تهدید می‌کند؛

چه بر سر جامعه ایرانی آمده است ؟

امروزه می بینیم که اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و حتی زندگی روزمره ما ایرانیان با سیاست آمیخته است و همه امور زندگی ما تابعی از تغییرات و دگرگونی های سیاسی است... دومین، عنصری که ابهام و سردرگمی جامعه ایرانی را باعث شده است، عدم وجود قاعده مندی در رفتار و کردار دولتمردان و مسئولان است. تصمیمات خلق الساعه، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده است و مردم همواره می پرسند چه خبر است. بی خود نیست که ما ایرانیان بعد از سلام و احوالپرسی، تکیه کلام دائم مان این است که چه خبر؟
کد خبر: ۱۱۲۹۹۹
| |
22264 بازدید
|
شنیدی رئیس جمهور چی گفته ؟ راستی فلانی اینو گفته ؟ راستی درسته که میگن دانشجویان به راحتی انتقالی میگیرن؟ شنیدی وزارت علومو بردن سمنان ؟ راسته کارمندای میراث فرهنگی رو اخراج کردن ؟ میدونستی پراید یک و نیم میلیون و ماکسیما 6 میلیون تو افغانستان فروخته میشه؟ به نظرت آخرش قضیه هسته ای ایران چه میشه ؟ امسال هم باید ساعتا رو بکشیم جلو ؟ ساعت کار ماه رمضان چه جوریه ؟ دانشگاه آزاد چی شد ؟ و...

به گزار «تابناک»، پرسش های بالا مذکور پرسش هایی است که دائم در جامعه ایرانی هر کدام به فراخور زمان خود مدام مطرح می شود و از نشستن در تاکسی گرفته تا هنگام کار و حتی فکر کردن، همیشه باید به این پرسش ها و ابهام ها فکر کرد. تقریبا می توان گفت در بین همه این پرسش ها و مجهولات رد پای سه عنصر به وضوح دیده می شود. که مهم ترین آن «سیاست» است . سیاست آن هم فقط به معنای کسب قدرت، حفظ و نمایش آن. و در واقع دم دستی ترین و خشک ترین نگاه به سیاست، که در این نگاه جنگ طبیعی است و سیاست همان سیاست قدرت است. ساده تر بگویم قدرت، نتیجه بازی در این تلقی از قدرت، بازی با حاصل جمع جبری صفر است. یعنی بردن یکی لزوما با باخت دیگری، رقم می خورد. نتیجه برد ـ باخت، لزوما از این بازی گرفته می شود.

امروزه می بینیم که اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و حتی زندگی روزمره ما ایرانیان با سیاست آمیخته است و همه امور زندگی ما تابعی از تغییرات و دگرگونی های سیاسی است. گر چه در برخی کشور های دیگر کمتر توسعه یافته چون ایران نیز، سیاست به حوزه هایی همچون فرهنگ و اقتصاد هم پا گذاشته است، اما متاسفانه اخیرا در کشور ما سیاست قدرت، به درون بافت و لایه های اجتماعی مردم نیز پا گذاشته و مردم را رودرروی هم قرار داده است. تصور کنید جامعه ای که باید خود را یک کل واحد بداند – مگر نظریه سیستم ها جز این را می گوید؟ - خود در درون خود به بازی قدرت مشغول شده است و برد خود را در حذف دیگری می داند. یعنی بازی برد ـ باخت. برخی مواقع به روشنی می توان این نکته را مشاهده کرد که مردم به مساله جز حذف فیریکی هم رضایت نمی دهند و امیدوارند که روزی قدرت این کار را داشته باشند. این یعنی اینکه امور روزمره و حتی معیشتشان با سیاست گره خورده است. در این بین بر سر  چشم انداز توسعه سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی کشور و دیگر برنامه های دراز مدت، در این معرکه چه خواهد آمد، حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

این گزارش می افزاید، دومین، عنصری که ابهامات و سردرگمی جامعه ایرانی را باعث شده است، عدم وجود قاعده مندی در رفتار و کردار دولتمردان و مسئولان است. تصمیمات خلق الساعه، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده است و مردم همواره می پرسند چه خبر است. بی خود نیست که ما ایرانیان بعد از سلام و احوالپرسی، تکیه کلام دائم مان این است که چه خبر؟ گویی هر روز باید مننظر خبر جدیدی باشیم. اخباری که همانگونه که شاهدیم از  سیاست های دولت درباره بچه دار شدن مردم تا مردن آنان، دائما در حال تغییر و دگرگونی است. مردم دیگر عادت کرده اند که به هیچ موضوع ثابتی در زندگی شان، باور نداشته باشند و همواره منتظرند تا قوانین با تصمیمی شخصی یا منفعت گروهی تغییر کند و آنها بخت خود را اگر شد در آن بجویند. این معنا را بهتر از هر کس دیگری سرمایه گذاران که ثبات و پایداری قوانین و مقررات، لازمه کارشان است خوب درک می کنند. چند روز دیگر ماه رمضان شروع می شود، راستی شما می دانید ساعت شروع و پایان ادارات از چه ساعتی شروع می شود؟ می دانید تعطیلات عید فطر امسال چند روز است؟ راستی می دانید در اول مهر کودکانتان یا حتی خودتان چه ساعتی باید در مدرسه و محل کارتان حاضر شوید؟

سومین عنصر، در این سرگردانی، عدم شفافیت و اطلاع رسانی برای مردم است. براستی تاکنون از خود پرسیده اید چرا خبرگزاری های رسمی، در مقایسه با سایت های خبری کمترین بازدید کننده را دارند؟ چرا مردم همواره دنبال اخبار غیر رسمی و پشت پرده ها هستند؟ پاسخ روشن است. مردم تصور می کنند که اخبار به صورت ناقص و گزینشی در اختیارشان قرار می گیرد و در چنین وضعیتی یک شایعه هر لحظه ممکن است، اساس بسیاری از تحلیل ها قرار بگیرد و هر کسی از ظن خود یار دیگری گردد و آنچه در این میان از دست می رود اعتماد متقابل مردم و مسئولان است. 

این گزارش اضافه می کند، اگر بپذیریم که مسئولان هر روز به دنبال بهبود اوضاع هستند، پس چرا مردم این تلاش مسئولان را نمی فهمند؟ مثلا چرا انتقال برخی از وزارتخانه ها و سازمان ها، بعضا مردم را سرگردان کرده است؟ مردم می فهمند با این کار ممکن است از تهران تمرکز زدایی شود، اما نمی فهمند چگونه این کار انجام می گیرد؟ تکلیف کارمندانی که نمی توانند بروند چیست؟ اگر کسی با دو معاونت یک سازمان کار داشت که یکی در تهران و دیگری در شیراز بود باید چه کار کنند؟ اینکه از هر وزارتخانه یا سازمانی باید چهل درصد به جای دیگر کوچ کنند، تصمیم شخصی است یا کار کارشناسی؟ هدفمند کردن یارانه ها به کجا می رسد به هر کس چه مقدار نقدی پرداخت می شود. هر روز یک حرف و روز بعد تکذیب همان حرف. اینگونه است که هیچ کس قادر به برنامه ریزی دراز مدت نیست. همه با چشمانی منتظر بر در و از حدقه در آمده به صورت وحشتناکی منتظر هستیم تا وقتی سیاست یا قانونی عملی شد راست و دروغ آن را خودمان متوجه شویم. طبیعی است که پناه بردن به رسانه های خارجی هم دردی از مردم دوا نخواهد کرد چه اینکه آنان نیز بر ابهامات خواهند افزود. راستی هدفمند کردن یارانه ها اجرا می شود یا نه؟ چه قدر به ما می دهند؟

اشتراک گذاری
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۱۵۶
ناشناس
|
-
|
۱۸:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
در خصوص پروژه شکست خورده دوگانه سوز کردن خودروها هم بنویسید. این همه مشکلات ایمنی ، فنی و .... که همش بر عهده مصرف کننده هست و آخرش هیچ !!!
ناشناس
|
Canada
|
۱۸:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
مشکل اینجاست که فکر میکنیم مسئولان تلاش میکنن.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
زدی توهدف عالی بود عالی
علی نیکوکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
مقاله ی بسیار جالبی بود
باید برای این دوره ریاست آقای احمدی نژاد در این حوزه یک تیم کارشناسی وارد عمل بشوند و در مورد تمام سخنان جنجال آفرینشان در جامعه و البته همکار مارانوعی ایشان مشایی تحقیق و بررسی کنند که به چه هدفی رسیده اند اصلاً این چه روش جدیدی است که می توان با آن قدرت را حفظ کرد ..به خدا روزی نمی شود که یک اتفاق جنجال آفرین توسط دولت نیوفتد تا همین اواخر که بهانه موسوی و سبزها بود الانم خودشونن همین اواخر هم مکتب ایران گفتن ... نکته آخر انحراف افکار عمومی به سمتی و در سمت مقابل دنبال اهداف خود بودن
محمد برهاني
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
مشكل اينجاست كه مسئولان تلاش صادقانه نمي كنند .
در جهت رفع گرفتاري هاي مردم تلاش نمي كنند.

در هنگامه اي كه گراني بي سابقه كمر همه را خرد كرده دم از تورم يك رقمي مي زنند !
ناشناس
|
-
|
۱۹:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
حرف دل اکثر مردم ایران و نگرانی آنهاست ...... . اما به راستی کی تموم میشه این روش و این سیاست ها ؟؟؟؟؟؟؟
dff
|
Germany
|
۲۰:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
تابناک عزیر.
مشکل در دروغگویی است.
مشکل این است که حتی تابناک که من هر روز به آن سر می زنم نیز دروغ می گوید، چه رسد به صدا و سیما که 7 ماه است فراموشش کرده ام.
مشکل این است که در اندیشه ی شما هدف وسیله را توجیه می کند.
ناشناس
|
United States of America
|
۲۰:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
چیزی که دذر این مقاله به آن اشاره کردید یکی از آزاردهنده ترین چیزهایی است که زندگی کردن در ایران را مشکل می کند. من بارها به ایران برگشتم و خواستم در آنجا سرمایه گذاری و زندگی کنم ولی هرگز نتوانستم یک برنامه ریزی درست داشته باشم و مجبور شدم دوباره به امریکا برگردم. هیچکس درست نمی داند که آنجا چه خبر است و وقتی که برای گرفتن یک مجوز وارد تونلهای تو در توی یک اداره می شوید خدا می داند که با چه نتیجه ای از آن بیرون می آیید. حتی کارمندهای اداره هم نمی دانند که کار شما چه خواهد شد و همش می گویند که بستگی دارد و یا ان شاالله درست می شود. عدم برنامه ریزی و ثبات یکی از بدترین چیزهایی است که مانع سرمایه گذاری خارجی می شود و تاثیر منفی آن به مراتب بیشتر از تحریم و این قبیل چیزها است.
...
|
Singapore
|
۲۰:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
هرچه که هست مشکل از مردم نیست ، بله مردم مشکل دارند اما علت مشکل در جای دیگر است. آنجای دیگر حل شود.
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
اینکه نوشتین حرف دل خیلی از ماهایی است که دلمون برای مملکتمون می تپه. من خودم وقتی کشوری مثل آمریکا رو با ایران خودمون مقایسه می کنم، تو بعضی جاها فکر می کنم واقعا چرا بعضی از مسایل ما حل نشده باقی مونده ؟ مگه کار خیلی سختیه اتحاد با هم اونم بخاطر مملکتی که این همه جنگ و تحریم رو به خودش دیده؟ مگه مردم ما چیز خیلی سخت و پیچیده ای رو می خوان؟ ثبات و آرامش و دوری از تفرقه بین بالادستی ها انتظار خیلی زیادیه؟ چرا سیاست توی همه شئون زندگی ما ریشه کرده؟ به خدا مردم آرامش می خوان، خسته شدن از اینهمه اختلاف و حرفهای تکراری. هر کس و گروهی میان سنگ خودشون رو به سینه می زنند. مثل اینکه این سابقه تکراری داره که متاسفانه " ایران مردمش همیشه گوشت قربونی بوده اند ".
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی