خبرنگاران مظلوم...
حسین انتظامی، در یادداشتی در «خبر آنلاین» نوشت:
چند سالی است که روز خبرنگار همزمان با سالگرد شهادت محمود صارمی (خبرنگار ایرنا که در مزار شریف به دست طالبان به شهادت رسید) گرامی داشته میشود که مثل بسیاری دیگر از مناسبتها اسیر تشریفات است.
چند جلسه بزرگداشت، ارسال لوح سپاس به رسانهها و شبیه دانستن کار آنها به انبیا و تعارفاتی از این دست، بهانهای برای دادن هدیه و... اما در یک پیمان نانوشته طرفینی، کسی در این روز بزرگداشت با طرح مسائل بنیادی، کام خود و دیگران را تلخ نمیکند. نه در این روز و نه در روزهای دیگر، پرسشهایی مطرح نمیشود که اگر در فرایندی آسیب شناسانه به پاسخ و عمل ناشی از آن برسیم شاهد تحول در فضای رسانهای کشور باشیم. همچنان به حفظ این وضع نامطلوب و شکننده شادمانیم اما در عین حال در جنگ نرم با دشمن نیز هستیم ؛ جنگی که افسران و سربازان اصلی آن رسانه هایند.
1- قشر خبرنگار و البته کلیت رسانهایها، قشر مظلومیاند. با دستمزدی پایین باید به دنبال کسب و انعکاس خبر و پیگیری مطالبات مردم باشند. این را البته افتخار میدانند و بابت انجام چنین وظیفه سترگی برکسی منت نمیگذارند اما مساله اینجاست که ابزار لازم برای ایفای این نقش را در اختیار ندارند. انقباض اطلاع رسانی و علاقه مدیران و کارگزاران رسانهای آنها به اطلاع رسانی باب میل، خبرنگاران را عملا عناصری منفعل میخواهد. ای کاش مشکل به همین جا ختم میشد و مظلومیت بزرگتر پدید نمیآمد: سرانجام، سر این همکاران است که قربانی شکستن کاسه ـ کوزهها میشود!
اگر رسانههای زندهای میخواهیم که از کارکردهای صرفا تفننی یا اطلاع رسانی فاصله بگیرند و کار ویژه نظارت را نیز به دامنه کار خود بیفزایند باید این نگاه تشریفاتی سالی یک بار تکریم شدن رنگ ببازد ؛ این سکه دادنها -که در اخلاق حرفهای رسانههای معتبر دنیا میتواند به یک غائله بینجامد! - جمع شود ؛ خطوط قرمز تابع ذوق یک مسئول نباشد ؛ شکایتهای تهدید آمیز علیه مطبوعات، بویژه شکایت هایی که به تبرئه مطبوعات میانجامد مضحکه شود تا بتدریج فرهنگ پذیرش مطبوعات منتقد رواج گیرد ؛ پرهیب نادرستی که از دستگاههای نظارتی ساخته شده با عملکرد توام با سعه صدر خود آنان ترمیم شود، دولت از زاویه دفاع از خبرنگاران درصدد اجرای ماده 46 قانون مطبوعات (ضرورت بیمه خبرنگاران ) برآید ؛ همه دستگاهها حقوق رسانهها بویژه ماده 4 قانون مطبوعات (ممنوعیت سانسور یا اعمال فشار بر مطبوعات برای درج مطلب) را پاس دارند و با خاطی برخورد جدی صورت پذیرد. این منتهای خواست این قشر مظلوم است.
2- به گمانم نرخ ورود و خروج نیروی انسانی در حرفه خبرنگاری از بالاترینها باشد که البته نشانگر یک آسیب است. صرف نظر از عدهای که به رغم جذابیتهای اولیه این کار، جذب آن میشوند و پس از مدتی در مییابند که حوصله،علاقه یا توان لازم را ندارند و لذا بیرون میروند (مثل هرحرفه دیگری ) اما در کنار این، بسیاری از خبرنگاران نیز به جای ماندن در شغل خود، امنیت پایدار و کار کم مسئولیت یا کم هزینه و پرفایده را در مشاغلی دیگر جستجو میکنند و به عبارت بهتر، خبرنگاری را نردبان ترقی یا دستمایه ارتباط با مدیران ارشد میپندارند. اگرچه چنین نگرشی در حرفه روزنامه نگاری مذموم است ولی باید به آنان حق داد زیرا مصایب روزنامه نگاری را بسیار بیشتر از منافع یا لذتهای آن مییابند. علاوه بر این گروه، عدهای نیز در طی ده سال گذشته جذب رسانههای فارسی زبانی شدهاند که از سوی دولتهای مخالف کشورمان راهاندازی شده است. صرف نظر از اهمال دولت وقت و صرف نظر از این که متاسفانه این گروه از خبرنگاران به امید فعالیت بین المللی،عملا پیاده نظام جنگ نرم شدهاند و صرف نظر از برنامه ریزی هدفمند دشمنان، اما علت اصلی یا حداقل، زمینه اصلی را باید در جای دیگر جستجو کرد : هر انتقاد و بلکه تختطئه، هر اشتباه کوچک ولو با لجبازی نباید دستمایه برخورد حذفی شود.
اگر فرهنگ مدیریتی کشور به سمت استقبال از رسانههای منتقد حرکت کند و سعه صدر را قرین خود سازد بسیاری از روزنامه نگاران که عطای خبرنگاری رابه لقایش میبخشند به رونق این صنف همت میگمارند. رسانه، میزان الحراره است و اگر کار رسانه، رونق گیرد و شاداب باشد نشان از سرزندگی و سلامت کشور دارد.
3- خبرنگاران (و درگستره وسیعتر: روزنامه نگاران) به آموزش و ممارست بیشتری نیازمندند. چه نسبتی از آنان به یک زبان بیگانه تسلط دارند؟ چه نسبتی از آنان در حوزه خبری خود بسان یک کارشناس زبدهاند؟ چه نسبتی از آنان اخلاق حرفهای را رعایت میکنند و اساسا از آن مطلعند؟ چه نسبتی از آنان به تقدم منافع ملی و امنیت ملی بر کار حرفهای و مثالهای زندهای از رسانههای غربی در این خصوص واقفند؟
اگرچه هر فرد وظیفه غنیسازی فکر و مهارت خود را دارد و خبرنگاران با انگیزه، همواره به این مشغولند اما عمق بخشی به جامعه روزنامه نگاری کشور اولا به عهده موسسات مطبوعاتی و ثانیا به عهده دولت است تا با رایگان کردن هزینههای چنین آموزشهایی به ارتقای فضای رسانهای کشور یاری رساند.


