جزییات شلیک مرگ در مانتوفروشی
وطن امروز: جزئیات تهدیدات مسلحانه خواستگار کینهجوی یک دختر که با قتل هولناک وی در مانتوفروشی کرج خاتمه یافت در تجسسهای قضایی و پلیسی فاش شد.
مرد تیرانداز که خودش نیز با شلیک گلولهای به سرش به کام مرگ فرو رفته است پس از هر بار تهدید مسلحانه خانواده «افسانه» با زیرکی از اتهام اقدام مسلحانه شانه خالی کرده بود.
ساعت 13 ظهر سهشنبه 12 مردادماه سال جاری مغازهداران خیابان المهدی حصارک کرج با شنیدن صدای تیراندازی و فریادهای زنانه بیرون از حجرههایشان ریختند و دیدند مردی مسلح موهای دختر مانتوفروشی را در مغازه «پریسا» چنگ زده و روی زمین میکشد.
مرد خشمگین در برابر دیدگان همه و 2 فروشنده دیگر که پشت پیشخوان پنهان شده بودند 2 گلوله به سر دختر 21 ساله شلیک کرد سپس در چند قدمی وی ایستاد و گلولهای نیز به سر خودش شلیک کرد.
با وارد عمل شدن پلیس و اورژانس مشخص شد که مرد 60 سالهای به نام «جواد» که بوتیکدار است نیز وقتی برای سیگار کشیدن از مغازهاش بیرون آمده بود با شنیدن سر و صدای داخل مانتوفروشی قصد میانجیگری داشت که وی از ناحیه شکم هدف گلوله قرار گرفته و به کما فرورفته است.
با بستری شدن جواد در بیمارستان مدنی کرج، ماموران پلیس به تحقیقات گستردهای پرداختند و به همراه بازپرس حسین رازلیقی از شعبه اول دادسرای کرج در صحنه جنایت به بررسیهای میدانی دستزدند.
قربانی «افسانه» نام داشت که در فروشگاه داماد خانوادهشان کار میکرد و عامل جنایت مرد 30 ساله زن و بچهداری به نام «مجید» بود که در شرکتی واقع در شهرک صنعتی بهارستان با دختر جوان آشنا شده و به وی دل بسته بود.
تحقیق از بستگان «افسانه» مشخص کرد که «مجید» ابتدا در نقش خواستگار پا پیش گذاشته اما وقتی همه فهمیدهاند وی همسر و پسری 10ساله دارد با ازدواج افسانه و مجید مخالفت کردهاند و از همان وقت به بعد تهدیدات مسلحانه عامل جنایت آغاز شده است و حتی یکبار دختر جوان را با تهدید اسلحه ربوده بود.
«مهدی» شوهرخواهر افسانه در اینباره گفت: «این مرد یکبار مادرزنم را در پارکی با اسلحه تهدید به قتل کرده و گفته بود همه را و حتی خودش را خواهد کشت، بعدها وقتی من و 2 برادرزنم به خانهشان رفتیم تا درس عبرتی بدهیم که دست از سرما بردارد باز با گرفتن اسلحه به سمت ما تهدید به قتل کرد اما وقتی پلیس و بازپرس وارد عمل شدند وی نهتنها ادعا کرد هیچگاه اسلحهای نداشته و در خانهاش اسلحه اسباببازی بچهاش را به سمت ما گرفته بلکه باعث شد تا من و 2 برادرزنم به تحمل شلاق و جریمه محکوم شویم».
وی افزود: «از سال 87 تاکنون این مشکلات وجود داشت اما مدتی بود دیگر تهدید نمیشدیم. افسانه پارسال گفت که مجید در تماس تلفنی ادعا کرده میخواهد اسلحهای بخرد اما دیگر تهدید نشدیم تا روز حادثه و جالب اینکه 2 روز پیش افسانه از من پرسید اگر بمیرد چند روز مغازه را تعطیل خواهیم کرد و احتمال میدهم مجید باز تهدید به قتل کرده اما خواهرزنم برای اینکه ما در آرامش باشیم، حرفی نزده است».
سری دیگری از تحقیقات نشان داد که در سال 87 افسانه در شرکتی کارمند زیر دست مجید بود که خیلی زود آنجا را ترک کرده و عامل جنایت همیشه ادعا داشت آن دو به هم علاقهمند هستند و با دسترسی به مدارک افسانه در شرکت توانسته بود آدرس و مشخصات خانوادگی وی را در اختیار داشته باشد و یک بار نیز افسانه را در چهارراه طالقانی با تهدید اسلحه ربوده و با زندانی کردن در خانهاش ادعا کرده بود فیلمی دارد که باعث آبروریزی میشود اما هیچگاه و هیچکس این فیلم را ندید و افسانه نیز نپذیرفته بود فیلمی در اختیار کسی باشد و همیشه گفته که مجید عشق یکطرفه دارد.
با دستور بازپرس حسین رازلیقی تحقیقات هنوز ادامه دارد تا زوایای پنهان این حادثه هولناک فاش شود.


