ويژگيهاي فصل آخر زندگي
کد خبر: ۱۱۲۳۷۶
| | 5122 بازدید
جام جم آنلاين: پيري يكي از مراحل زندگي انسان است. برخي اين مرحله را مترادف با ضعف و سستي و برخي ديگر آن را همراه با كمال و پختگي تلقي ميكنند. در اين دوره مهارتهاي ذهني، شخصيت و روابط اجتماعي تغيير شكل مييابد و مسائل و مشكلات خاص خود را دارد.
آنچه در اينجا از اهميت زيادي برخوردار است چگونگي كنار آمدن و سازگاري افراد با اين مرحله از زندگي است. اگر فرد آمادگي لازم را نداشته باشد احتمال دارد در برخورد با اين وضعيت سلامت رواني خود را از دست بدهد. از رويدادهاي مهم دوران پيري ميتوان بازنشستگي، يائسگي (زنان)، ترك خانه توسط فرزندان، فوت يكي از طرفين، به خطر افتادن سلامت و ابتلاء به برخي از بيماريها ازجمله آلزايمر، پاركينسون و ساير اختلالهاي پيري را نام برد.
اگر سالمند بتواند با مشكلات خاص اين دوره سني خويش هماهنگ شود و با اين شرايط به گونهاي مثبت برخورد كند، اصطلاحا گفته ميشود با مسائل سالخوردگي سازگاري دارد، اما اگر نتواند خود را با اين وضعيت هماهنگ سازد، در واقع خود را با اين شرايط سازگار نكرده است.
در اين مرحله، سالمند اعمال گذشته خود را مورد ارزيابي قرار ميدهد . اگر از گذشته خود احساس رضايت داشته باشد بقيه عمر خود را با حسي خوب سر خواهد كرد، اما اگر اين احساس را داشته باشد كه زندگي و گذشته خوبي نداشته است با ياس و نوميدي به زندگي خود ادامه خواهد داد. در حال حاضر وضعيت اغلب سالمندان كشورها نيز بنا به دلايل متعدد رضايتبخش نيست.
برخي از آنان تحت پوشش هيچ بيمهاي نيستند، همچنين نرخ بالاي بيسوادي در بين اين سالمندان، مبتلا بودن به اختلالات حركتي، عدم تامين نيازهاي رواني آنان، افزايش شيوع افسردگي در ميان آنها و ديگر مشكلات باعث شده تا سالمندي با موقعيتي از حس اندوه و ياس توام شود.
در مورد تفاوت وضعيت سالمندان نسبت به گذشته ميتوان گفت در جامعه امروز با كاهش ميزان مواليد از يك سو و افزايش طول عمر از سوي ديگر تعداد و درصد سالمندان افزايش يافته و حمايت و مراقبت از آنان و برآورده ساختن نيازهايشان به به يك مساله اجتماعي تبديل شده است. در حالي كه در گذشته سالمندي همواره مرحلهاي ارزشمند از زندگي محسوب ميشد. در حقيقت امروزه با تضعيف سنتها و باورهاي مذهبي، افراد معمولا خود را ملزم به حمايت از سالمندان نميدانند.
امروزه در زمينه مشكلات سالمندي پيامدهاي مختلفي مورد بررسي قرار ميگيرند كه از آن ميان ميتوان پيامدهاي اجتماعي، فرهنگي، رواني و اقتصادي را جزء مهمترين آنان دانست كه در زير به آنان ميپردازيم.
پيامدهاي اجتماعي
پيرشناسان اجتماعي خاطرنشان ميكنند كه پيري عملا در بر گيرنده 3 فرآيند به هم پيوسته است. فرآيند اول پيري جسماني است كه عبارت است از تغييرات ناشي از افزايش سن كه در طول زمان در بدن عارض ميگردد.
فرآيند دوم پيري رواني است كه عبارت است از تغييرات ناشي از رشد و توسعه شخصيت ازجمله تغييرات عاطفي، ادراكي و رفتاري و فرآيند سوم پيري اجتماعي است كه در برگيرنده جريانهاي گوناگون گذر از يك پايگاه اجتماعي به پايگاه اجتماعي ديگر است كه يك شخص در دوران زندگي خود تجربه ميكند. از نظر اجتماعي در شرايط امروز و با پيشرفت اجتماعات شهري و صنعتي، مشكلاتي چون شكاف نسلها، احساس انزوا و گوشهنشيني، بحران ارزشهاي جامعه، وضعيت مسكن، بهداشت و تغذيه و مشكلات تامين اجتماعي ازجمله مشكلات اجتماعي مهم سالمندان هستند.
پيامدهاي فرهنگي
در مورد پيامدهاي فرهنگي دوران سالمندي ميتوان گفت نوع نگاه به سالمندان در هر جامعهاي متاثر از فرهنگ آن جامعه است. ازجمله پيامدهاي فرهنگي مربوط به اين دوره ميتوان دگرگوني نقش و منزلت اجتماعي سالمندان، تمايل سالمندان به محافظهكاري بيشتر، مشكلات مربوط به ازدواج مجدد اين گروه سني و مشكلات كم سوادي و بيسوادي سالمندان را نام برد.
پيامدهاي رواني
درخصوص تغييرات رواني ـ شخصيتي، سالمندان به 4 گروه متفاوت تقسيم ميشوند كه شامل سالمند يكپارچه، سالمند ضد ضربه، سالمند منفعل وابسته و سالمند متلاشي هستند. سالمند يكپارچه داراي ويژگيهايي چون انعطافپذيري، آرام بودن و پختگي است كه زندگي منسجمي دارد. سالمند ضد ضربه مبارزهجو و مسلط بر موقعيتها و قادر به كنترل رويدادهاست. در مورد سالمند منفعل و وابسته ميتوان گفت كه اين دسته از سالمندان معمولا هميشه متكي به اطرافيان هستند و سالمند متلاشي نيز از نظر فعاليت و رضايت در سطح پاييني است و از نظر عملكرد ذهني و تفكر در ضعف و زوال هستند. درواقع يكي از نيازهاي اصلي و اساسي سالمندان رسيدگي به جنبههاي روانشناختي آنان است و مشكلاتي چون احساس تنهايي و انزوا، فوت همسر، بيوهگي و مشكل داغديدگي، بياعتنايي و كمتوجهي اطرافيان، افسردگي و احساس نزديكي به مرگ از جمله مسائلي هستند كه ميتوانند سلامت روحي و رواني فرد سالمند را دچار آشفتگي كنند.
پيامدهاي اقتصادي
مشكلات مربوط به درآمد اندك سالمندان، اشتغال و بازنشستگي آنان، مسائل مربوط به بيمه از جمله پيامدهاي اقتصادي دوران سالمندي است. پژوهشها نشان دادهاند اغلب افراد پير نسبت به بقيه افراد به لحاظ مالي وضعيت مساعدي ندارند و همين امر موجب ايجاد مشكلاتي در زمينه تهيه مسكن، امكانات بهداشتي، مواد غذايي و در نتيجه عدم ارضاي نيازهاي رواني و عاطفي براي سالمندان ميشود. با كاهش زمان اشتغال و بازنشسته شدن افراد در اين دوران، سالمندان حتي زماني كه به لحاظ جسمي و روحي آمادگي اشتغال را دارند، به ناچار كنار گذاشته ميشوند و احساس بيهودگي و ارزشمند نبودن ميكنند. در جامعهاي كه كار كردن آن داراي ارزش است، بازنشستگي به معناي از دست دادن منزلت و به دنبال آن از دست دادن روابط اجتماعي و كاهش تعاملات اجتماعي ميشود.
افسردگي و اضطراب در سالمندان
افسردگي اختلالي شايع در دوران سالمندي است. بنا به گزارش موسسه ملي بهداشت رواني، حدود 7 ميليون آمريكايي بالاي 65 سال دچار نوعي افسردگي هستند، ولي فقط درصد كمي از آنها درمان ميشوند. برخلاف اندوه طبيعي يا حالات گذراي غمگيني، افسردگي به طور واضحي بر زندگي فرد سالمند تاثير ميگذارد. عوامل زيادي باعث افسردگي افراد در اين دوران ميشود كه از آن جمله ميتوان ابتلا به بيماريهاي خاص، احساس گناه و ياس و نااميدي، تغذيه نامناسب و كمبود ويتامينها بخصوص ويتامينهاي گروه B و B12 كه در بروز اختلالات خلق و خو موثر هستند، دردهاي مزمن ناشي از التهاب مفاصل و نيز احساس تنهايي و انزواي اجتماعي را نام برد. همچنين رويدادهايي چون تغيير در موقعيت زندگي، مرگ همسر، فرزند يا يكي از عزيزان، پيشرفت يك بيماري جسماني شديد از عواملي هستند كه ميتوانند يك ضربه و تنش و زمينهساز افسردگي براي سالمند باشند. اما آنچه در اينجا حائز اهميت است، اينكه هنوز هم بسياري از خانوادهها و نيز پزشكان انتظار افسردگي از سالمندان دارند مخصوصا اگر دچار بيماري جسماني هم باشند، اما اين تصور كه سالمندي و افسردگي توام با هم هستند تصور درستي نميتواند باشد؛ اگرچه طبق تحقيقات به عمل آمده افسردگي در سالهاي پيري داراي تداوم بيشتري است و بيماريهاي جسماني را تشديد كرده و احتمال بهبود را پايين ميآورد. معمولا سالمندان مبتلا به افسردگي كمتر از جوانان مبتلا، تمايل به اظهار آن دارند و در عوض از خوابآلودگي، درد و رنج، ناتواني در خوردن غذا شكايت ميكنند و به همين دليل افسردگي آنان اغلب پنهان ميماند. افسردگي اغلب با بيماريهاي قلبي، سرطان، آلزايمر، پاركينسون و سكته مغزي همراه است و چون گرفتاريهاي جسماني در دوران پيري شايع است خانوادهها اغلب فكر ميكنند افسردگي پيامد طبيعي اين بيماريهاست و تلاشي براي درمان آن نميكنند. در مورد اضطراب سالمندي نيز ميتوان گفت سالهاي پيري گاه همراه با مشكلاتي است كه تا حدي زمينهساز اضطراب در افراد سالمند ميشود. از فقدان استقلال مالي و جسمي گرفته تا مرگ همسر، فرزند يا دوستان، به طور كلي شناخت و تشخيص اختلالات اضطرابي در يك سالمند دشوار است چرا كه اين دسته از افراد علائم اضطراب خود را بروز نميدهند چون آنها را نشانههاي ناتواني يا بيماري رواني ميپندارند. گاه اطرافيان سالمندان دچار اضطراب، اين اضطراب را ناديده ميگيرند يا واكنشهاي بيش از حدي از خود نشان ميدهند كه همين امر باعث تشديد اضطراب در پدر يا مادر سالمند ميشود. همچنين عدم همدردي و عدم حمايت از فرد سالمند از عوامل مهمي است كه اين اضطراب را تشديد ميكند. فعاليتهايي كه سالمندان در آن احساس هدف ميكنند ميتوانند تا حد زيادي تنش و نگراني آنان را كم نمايند و در حقيقت كيفت زندگي سالمندان با ورزش، تغذيه مناسب، شركت در گروههاي اجتماعي و خيريه، انجام تمرينات روحي ميتواند بهبود يابد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


