آب و آتش...
محمّد حمزه زاده مسئول انتشارات سوره مهر و قائم مقام معاونت هنری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در یادداشتی در سایت سوره مهر نوشت:
بر اساس عقیده و اطلاع عدهای از صاحبنظران، حوزة هنری با خلق آثار تجسمی (عمدتاً نقاشیها) در کنار تولید بعضی آثار ادبی و یکی دو فیلم سینمایی و چند نمایش متولد شده است.
بعضی، افتخار این تولد را به نقاشیهای انقلاب و آثار گرافیک نسبت میدهند که به احتمال زیاد چنین هم هست. یعنی حوزة هنری با تولید آثار تجسمی خود را به جامعة مسلمان ایران شناسانده و پیامهای انقلاب را با پوسترها و نقاشیهای دیواری به اقصی نقاط کشور رسانده است.
سؤال این است که آن سابقة درخشان که از آن به عنوان بخشی از تاریخ هنر انقلاب اسلامی و فرازی از ماندگارترین فعالیتهای هنری هنرمندان مسلمان و انقلابی تعبیر میشود، امروز به چه سرنوشتی دچار شده است؟
آیا کسی میپرسد که چرا سالهای سال است که از انتشار آثار جدید هنرمندان بزرگ حوزة هنری خبری نیست؟ آیا این هنرمندان دست از کار کشیدهاند و دیگر اثر درخوری را خلق نمیکنند؟
نگاهی به انبار مکانیزه و مجهز نگهداری تابلوهای گرانقدر هنرمندان تجسمی حوزة هنری به ما نشان میدهد که در طول این سالها، نقاشان جوان سالهای اول انقلاب که امروز اساتید حوزة کاریشان هستند، بیکار نبودهاند و کارهایی به مراتب درخشانتر و پختهتر خلق کردهاند. اما این آثار چرا در انبار است؟ کدام هنرمند است که اثر را برای نگهداری در انبار خلق کند؟ چه اتفاقی افتاده که سالهاست دست کسی به این آثار نمیرسد و تنها رونوشت بخشی اندک از آنها صرفاً در نشریات مؤسسات غیر مربوط به حوزة هنری چاپ میشود؟
به عنوان مدیر انتشارات سورة مهر که وظیفة انتشار آثار تولیدی حوزة هنری را دارد، ادعا میکنم که در هشت سال گذشته، چندین بار و هر بار از یکی از مدیران مرکز تجسمی(این مرکز در هشت سال گذشته، چندین بار تغییر مدیر داشته است تاکنون پنج نفر از یک ماه تا دو سال مدیر آن بودهاند) تقاضا کردهام آثار درون انبارها را بیرون بکشند و اجازة تنفس به آنها بدهند و بگذارند چشم مردم به جمال آنها روشن شود.
برای انتشارات سورة مهر که تاکنون حدود هزار عنوان کتاب در زمینههای مختلف هنر منتشر کرده، باعث تأسف است که هنوز در بخش تجسمی، آثارش به ده عنوان نمیرسد. و این کاستی به دلیل اختلافها، حسادتها و بدبینیهایی است که معدودی از اعضای این مرکز به خرج میدهند.
افرادی انگشتشمار که خود را صاحب و همه کارة مرکز تجسمی میشناسند و با هر تغییر و تحول و نوآوری در آن مخالفند و با سفسطهبازیها و مغلطهبازیهای برگرفته از محافل چند نفره، نمیگذارند شرایط انتشار این آثار فراهم شود و هر بار سنگهای بزرگ را جلو مدیران این مرکز میاندازند.
به عقیدة اینجانب، آثار هنر انقلاب اگرچه در سالهای گذشته گرفتار آتش نشده،در انبان مملو از منیتهای معدودی افراد،از شدت بیاعتنایی دچار خفگی شده است.
هنر انقلاب(به معنای آثار تجسمی آن) نه امروز، که سالهاست در آتش بدفهمی ها و تنگ نظری های عدهای معدود میسوزد و دود آن به چشم هنرمندان مسلمان و متعهد حوزه هنری میرود.ان شاالله بعد از این، چنین نخواهد شد.


