جنگ دائمي با «دونگا»
تقابل دونگا با ارباب جرايد در جام جهاني فوتبال 2010 هم ادامه داشته است. مردي كه با اشاره به يكي از كاراكترهاي فيلم كارتوني معروف «سفيد برفي و 7 كوتوله»، دوپي خوانده شده، از بدو استقرار در آفريقاي جنوبي، رودررويي كلامي خود با خبرنگاران و منتقدان خويش را شروع كرده كه لااقل براي تعدادي قابل توجه از اين موارد نميتوان وي را مقصر و باني اين برخوردها دانست.
به نوشته جام جم و به نقل از گادرین؛ سرمربي سرسخت تيم ملي فوتبال برزيل در همان روز نخست مستقر شدن در محل مذكور گفت: «ميبينم كه بيش از 400 خبرنگار اينجا گرد آمده و آماده جنگاند. آنها منتظرند ما فقط يك باخت بدهيم تا در نشرياتشان شلوغ كنند و بگويند، ديديد ما راست ميگفتيم. اگر آنها اين حق را براي خود قايلند كه هر حرفي دلشان خواست بزنند و بنويسند طبعا من نيز حق دارم كه هر جوابي را شايسته آنها ميدانم نصيبشان كنم. من مخالف ذاتي رسانهها نيستم، اما وقتي شماري از آنها صرفا مخالفخواني به قصد خلق وقايع حاشيهاي ميكنند و دوست دارند خبرهاي جنجالي درج نمايند، بديهي است كه من نيز همان رفتار را با آنها داشته باشم.»
پيرو همين اظهارات ولشكركشيها بود كه در همان هفته نخست حضور تيم برزيل در آفريقاي جنوبي طبق برخي اخبار دونگا به يك خبرنگار حمله فيزيكي و او را مضروب كرد. فيفا حاضر نشد به اين موضوع رسيدگي كند و مستندات و شواهد موجود در اين خصوص را براي تشكيل پرونده و پيگرد قضايي اين رويداد ناكافي دانست.
دونگا از همان بدو انتصاب به عنوان سرمربي سله سائو يعني 3 سال و 11 ماه پيش مورد انتقاد رسانههاي كشورش قرار گرفته و انتخاب وي براي اين سمت، موقتي توصيف شده بود. حتي وقتي زرد و آبيپوشان شروع به بردن مسابقات خود پس از ناكامي پر سر و صدايشان در جام جهاني 2006 كردند، دونگا متهم به اتخاذ شيوههاي محتاطانه و ارجح شمردن سيستمهاي گروهي اروپايي بر بازي غريزي برزيليها بر قصد كسب نتايج بهتر شد، اتهامي كه هرگز رفع نشده است. اين در حالي است كه برزيل با روشهايي از همين دست در سال 1994 جام جهاني را براي چهارمين بار فتح كرد و قهرماني پنجم در سال 2002 با مربيگري لوئيس فيليپه اسكولاري چندان متفاوت با روند فوق و غيرمتاثر از سيستم مورد بحث نبود. در مورد نخست (94) كه هدايت سلهسائو با كارلوس البرتو پرييرا بود، دونگا به عنوان كاپيتان آن تيم نماد بزرگ سيستم اروپايي و مهره نخست پرييرا در راه اجراي روش فوق بود.
ناديده گرفتن فانتزيبازها
دونگا همان رويكرد را حفظ كرده و با اين كه هر دو جام فرارويش قبل از جام جهاني امسال را فتح كرده بود (كوپا آمريكا 2007 و جام كنفدراسيونها 2009) و در دور مقدماتي جام جهاني جاري نيز برزيل را در منطقه مربوطه (آمريكاي جنوبي) در رتبه نخست قرار داده بود، اما بازهم رسانههاي برزيل بازي تيم ملي اين كشور را نازيبا خوانده و دونگا را بابت ادامه رويكردهايي از همان دست كه گفته بوديم كوبيده بودند. برد خفيف 1 ـ 2 سلهسائو بر كره شمالي در ديدار نخست اين تيم در آفريقا همان قضايا را تكرار كرد و هرچند پيروزي 1 ـ 3 بر ساحل عاج در ديدار دوم قدري از روند فوق كاست، اما تنش مورد بحث و روابط «آماده انفجار» سرمربي برزيل با رسانههاي كشورش هرگز به سمت آرامش و رفع مسائل موجود نرفت.
ناديده گرفتن تعدادي از فانتزيبازها و فوتباليستهاي متكي بر مهارتهاي فردي مانند رونالدينيو و نيمار و حذف نامداران پرطرفداري مثل رونالدو و آدريانو هم مزيد بر علت شد تا تيم برزيل با پسزمينهاي از دعوا و مجادله به آفريقاي جنوبي بيايد. به واقع قريب به 4 سال است كه دونگا تحت هر شرايطي و در هر مسابقهاي مجبور به ستيز با افرادي بوده كه ميگويند او فوتبال زيبا و سنتي و غريزي كشور زادگاهش را قرباني كرده و فقط به قصد كسب نتايج دلخواهش، به آرمانهاي اين فوتبال خيانت كرده و در راه بهرهگيري از سيستمهاي اروپايي، استعداد ذاتي فوتباليستهاي زبده كشورش را كشته است.
دونگا به همين خاطر ميگويد: «فرقي نميكند. وقتي ميبريم، بايد جوابگوي اين مسائل باشم و زماني هم كه ميبازيم، اين وجه چند برابر ميشود. يكبار مينويسند اگر تعدادي خاص از بازيكنان را براي تيم ملي انتخاب نميكنم، به اين سبب است كه هنوز بر زبان پرتغالي (كه در برزيل هم رايج و از زبانهاي اصلي آنجاست) اشراف لازم را ندارم و روز بعد باز بر نوع لباس پوشيدن من تمركز ميكنند و تعداد دكمههاي پيراهن مرا ميشمرند. وقتي از تمامي اينها قطع اميد ميكنند حتي به خانواده من ميتازند با اين اميد كه از كوره در بروم و چيزي بگويم كه با آن بتوانند يك جنجال تازه ايجاد كنند.
من نگران نيستم
دونگا ميگويد: هدف اول و آخر او در تيم ملي برزيل كسب پيروزي است و در نتيجه برايش فرقي نميكند كه درباره او چه ميگويند و قرار گرفتن اجبارياش در يك حالت جنگ دائمي با رسانهها و مخالفانش و زندگي پردردسر او در اردوگاه سلهسائو براي وي اهميتي ندارد و اين بهاي كلان را با رغبت براي رسيدن به پيروزي ميپردازد. «من نگران آنچه درباره من ميگويند نيستم و فقط بهرهمند شدن تيم ملي از تاكتيكهاي انتخابيام در ذهنم جاي دارد و تنها به آن ميانديشم. من بايد فقط در راه رسيدن به اهدافم كوشا باشم و از بقيه مسائل بگذرم.»
دونگا رويكرد خوبي به يك سري بازيكن خاص را هم كه به اعتقاد مطبوعات برزيل متوسطاند ادامه داده است و راميرز از بنفيكا، گيلبرتو سيلوا از پاناتينايكوس، فيليپه ملو از يوونتوس و باستوس از ليون از آن جملهاند. وي در اين راه كساني را از تيم ملي حذف كرده كه به اعتقاد كارشناسان فنيتر و به لحاظ تكنيكي بالاتر از منتخبين بودهاند. مجموعه اين انتخابها برزيل را به تيمي از منظر آنها بدل كرده كه برزيلي و زيبا بازي نميكند و بيش از حد خشك و محكم است.
دوران بازي دونگا در تيم ملي برزيل همانطور كه پيشتر گفتيم با فتح جام جهاني 94 و به پرواز درآمدن اين جام بر فراز دستهاي او و همچنين نايب قهرماني جام 98 همراه شد، اما منتقدان وي مايلند به جام جهاني 1990 اشاره كنند كه مردان برزيل با در بر داشتن او در مركز خط ميانيشان در مرحله يكهشتم جام جهاني با يك گل تسليم آرژانتين و حذف شدند.
گزينشي كه موقتي نبود
دونگا در عرصه بازيهاي باشگاهي با اينتر ناسيونال پورتوالگره مطرح شد اما فوتبال خود را در اروپا و در باشگاههاي فيورنتينا ايتاليا و اشتوتگارت آلمان تجربه و كامل كرد و همانجا بود كه شيفته سيستم اروپاييها شد و به اين باور رسيد كه دوره اتكاي صرف به فوتبال فانتزي به سر رسيده و بايد اين دو را با يكديگر ادغام كرد. زماني كه برزيل در يكچهارم نهايي جام جهاني 2006 به فرانسه باخت و حذف شد و فدراسيون فوتبال برزيل دونگا را جانشين كارلوس آلبرتو پرييرا كرد باور عمومي اين بود كه اين فقط يك گزينش موقتي بوده و دونگا تنها تا زمان انتخاب يك سرمربي جديد و قويتر و نامدارتر در آن حرفه خواهد ماند. پشتوانه اين طرز تصور اين بود كه او تا زمان آن انتصاب سابقه مربيگري هيچ تيمي حتي باشگاهي دسته سومي را هم نداشت.
نزديك به 4 سال از آن تاريخ ميگذرد و دونگا 46 ساله شده و هنوز سرمربي زرد و آبيپوشان است و ستيزش با رسانهها و بسياري از فوتبالدوستان كشورش همچنان ادامه دارد. با اين حال پيكارهاي جاري در آفريقاي جنوبي دشوارترين تست و مهمترين مكان براي دونگا بوده زيرا در اينجا بيش از هر مكاني محكوم به پيروزي و قهرماني بوده و همانطور كه شواهد و نتايج مسابقات جاري در آفريقاي جنوبي نشان داده، تنها چيزي كه به آن اطميناني وجود نداشته، همين مساله و نظاير آن بوده است.
تا آخر راه
در عين حال كساني كه به خاطر رويكردهاي خاص و سلايق اروپايي دونگا امكان بازي در تيم ملي برزيل را يافته و از نفرات ثابت آن بودهاند، حمايت خود را از وي هرگز قطع نكردهاند. گيلبرتو سيلوا كه يكي از آنهاست در مورد مردي كه در ايام بازيگرياش كوپا آمريكا 1989 و 1997و جام كنفدراسيونهاي 1997 را هم برد و خصايل سرسختي و مبارزهجويياش از دلايل اصلي اهداي پست مربيگري سلهسائو به وي بود، ميگويد: «آنچه دونگا براي ما و تيم ملي به ارمغان آورده، غيرقابل انكار است. او اعتماد ما را جلب كرده است و ما وي را مردي كارآمد يافتهايم. ما تا واپسين روز پشت سر وي هستيم و او را تنها نميگذاريم.»



