آفت در نمايشگاه بينالمللي کتاب
meshkian@gmail.com
بسياري از ما بازديدکنندگان نمايشگاه (فروشگاه) بينالمللي کتاب تهران، بدون خريد حتي يک جلد کتاب، تنها به قصد گردش به نمايشگاه ميرويم. انگار اين سالها شاخه جديدي به صنعت گردشگري ما اضافه شده و آن «گردشگري نمايشگاه کتاب» در ارديبهشت ماه هر سال است.
همکار عکاسم در بازديدي که از نمايشگاه داشتيم، ميگفت: در ميان اين انبوه جمعيت، دقايقي معطل مانده تا بازديدکنندهاي کتاب به دست براي سوژه عکسش پيدا کند. پسزمينه اين سخنش من را حسابي به فکر فرو برد... .
در نمايشگاه، در مجموع کتاببهدست کم ميبيني و اگر هم از قشر گردشگران، کسي خريد کند، جنس کتاب بازاري يا زرد است. رواج کتابهاي عامه پسند، آفتي است که در نمايشگاه کتاب به شدت مشهود است و عرصه نشر فاخر و وزين کشور را به جد تهديد ميکند.
غرفهاي در شبستان مصلي، كتابي را با نام «فرزند دختر يا پسر؛ تعيين جنسيت» روي پيشخوان خود گذاشته و غرفه خود را با آن آذين بسته است. در غرفه ديگري، كتابي با نام «چگونه دختردار يا پسردار شويم» ارايه ميشود. در اين غرفه، روي كاغذي نوشته شده تعيين جنسيت فرزند آينده خود را به كارشناس پرستاري ما بسپاريد!
داخل همين راهرو و مقابل همين غرفه، كتاب ديگري به نمايش گذاشته شده با نام «پسر ميخواهيد يا دختر؟» و زير عنوان اصلي اين كتاب نيز نوشته شده است: «با استفاده از تكنيكهاي دقيق و مدرن امروزي، جنسيت فرندان خود را با دقت 99/99 درصد تعيين كنيد.
غرفه ديگري كتابي با نام «راهنماي نوعروسان و تازهدامادها» عرضه کرده است. سالانه دهها كتاب با نام «آداب زناشويي» در بازار كتاب تهران و شهرستانها منتشر ميشود. بازديدكننده جواني پس از خريد يکي از اين كتابها ميگفت: تا حالا چند تا از اين كتابها خريدهام، ولي انگار همه اينها مثل هم هستند، اما در مقابل مسئول غرفه بلافاصله گفت: فروش اين كتابها خيلي خوب است و مشتري ما بيشتر جوانان هستند.
در حالي که گله اهل قلم و نشر فاخر را از فراواني آثار بازاري مثل «زن شكمصاف»، «چگونه يک شبه پولدار شويم»، «تازهترين متد تعبير خواب»، «زن، خودشناسي، دلربايي»، «پيامکهاي 86» و... كه به راحتي منتشر و عرضه ميشوند،،ميشنويم، غرفه ناشراني كه از اين قبيل كتابها چاپ و منتشر ميكنند، از وضعيت مطلوبي در نمايشگاه برخوردار است.
در راهروهاي شبستان در نمايشگاه كتاب تهران، ميتوان غرفههاي بسياري را با عناويني از اين دست ديد كه نبودنشان هم هيچ لطمهاي به فرهنگ عمومي و ساختار فكري و ذوقي شهروندان و بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب تهران نميزند.
پيش از آغاز نمايشگاه اعلام شده بود که فروش پوستر و لوح فشرده در نمايشگاه ممنوع است، اما در اين روزها تعدادي از غرفهها به اين كار مشغولند. در بخش کودکان و سرگرمي، کمتر شاهد حضور کودکان بوديم و مخاطبان اين بخش را غالبا بزرگترها تشکيل ميدادند. غرفهاي ديگر هم با چند محصول عجيب بسياري از بازديدکنندگان را مسحور خود کرده بود؛ چنگ ليزري که با عبور انگشت از روي خطوط نوراني، توليد اصوات موسيقايي ميکرد و روباتي که پشت يک پيانو قطعاتي را مينواخت. به تله انداختن نور و ايستادن يک فرفره روي هوا هم از ديگر تردستيهاي اين غرفه بود. استقبال بسيار گرم از اين غرفه، در حالي بود که بسياري از غرفههاي کتاب ،آن هم در نمايشگاه کتاب، خالي از بازديدکننده بودند.
اينها همه در حالي است که رئيس نمايشگاه كتاب تهران، پيش از اين، گفته بود كتابها بر پايه ضوابط نمايشگاه، در بخشهاي داخلي و خارجي ارزيابي ميشوند و برخي از كتابها اجازه ورود به نمايشگاه كتاب را ندارند. به گفته او، برخي از ناشران داخلي ضوابطي را كه پيش از نامنويسي به آنها اعلام ميشوند، رعايت نميكنند و به همين خاطر در روزهاي برگزاري نمايشگاه به مشكل برميخورند؛ البته او جمعآوري كتاب از نمايشگاه كتاب تهران را مختص ايران و اين دوره نميداند و بر اين باور است اين برخورد در بسياري از نمايشگاههاي كتاب ديگر جهان هم وجود دارد.
در حالي که هشت هزار و 296 ناشر در كشور فعاليت ميكنند، به نظر ميرسد بايد درباره نحوه حضور يک ناشر بازاري و يك ناشر با كتابهاي فاخر و جدي در نمايشگاه بينالمللي کتاب تفاوت قايل شد. بيشک، كسي كه صد عنوان كتاب بازاري چاپ كرده، با كسي كه صد عنوان كتاب جدي و فاخر منتشر كرده، تفاوت دارد.
نقد حرکت به سمت زرد شدن فضاي نشر کشور، انتقادي به برگزارکنندگان نمايشگاه بينالمللي کتاب - که اين روزها خيلي باب شده ـ نيست، بلكه آفتي است که بايد ارباب نشر فاخر آن را دفعش کنند.
این فقط قند پارسی نیست که مورد هجوم خرمگس ها قرار گرفته، بلکه کتابخوانان و کتابخوانی نیز هدف تیر این بی وجدانان شده است و وزارت ارشاد، با فسادی که در بدنه ی آن حاکم شده، از پشتیبانی از حقوق مردم عاجز است.
آقای خبرنگار! بجای این که خودتان را در نمایشگاه معطل کنید، بروید با ناشران جدی گپی بزنید. چیزهایی از حوزه ی کتاب وزارت ارشاد برایتان تعریف خواهند کرد که تصور کردنش هم مشکل است.
فرهاد
ضمن تشكر از نويسنده گرامي كه نكات دقيقي را غيرمغرضانه مطرح نمودهاند به نظر ذكر چند مورد كه ظاهراً يا بدان توجه نشده و يا از قلم افتاده ضروري به نظر ميرسد.
1. موضوع بسيار مهمي كه نميتوان بسادگي از كنار آن گذشت اين است كه در كنار اين همه تعريف از فضاي زيباي مصلي فراموش شد كه بگوييم فقط ناشران عمومي دو سال است كه در اين سالن جاي گرفتهاند و با تبعيضي مشخص، غرفه مربوط به ناشران كودك و نوجوان در فضايي تاريك، موهوم و فاقد نور كافي قرار گرفته بود و گرد و غبار آن در طي هر چند دقيقه پس از نظافت روي وسايل و كتابها مشهود بود. با اينكه خدا را شاكريم كه فضاي مصلي حداقل آرامشي دارد و امسال نيز بر خلاف سال گذشته كابلهاي فشار قوي از زير پاي كودكان و نوجوانان و والدين آنها جمعاوري شده بود ولي بدور از عدالت است كه با اكتفا به چسباندن چند پوستر و طراحي سليقهاي چند ديوار با داربست و امكانات فاقد ايمني كافي نمايشگاه را برگزار كرد. تكرار آتشسوزي روزهاي اول نمايشگاه امسال(آتش گرفتن چند پروژكتور) با پاك كردن صورت مسأله، يعني قطع روشنايي دخل سالن بكلي برطرف شد.
2. سيستم يك بام و دو هوا الحمدلله در همه جاي نمايشگاه ديده ميشد. برخي از ناشران برخلاف حجم كار زياد نسبت به دو سال گذشته بسيار متراژ كمتري در اختيار داشتند ولي ناشري با يك يا دو عنوان و حتي بيشتر ولي خلاف ضوابط نمايشگاه متراژهاي مناسبي در اختيار داشتند.
3. برخلاف ناشران منضبط كه از اسفند ماه ثبتنام نموده بودند، برخي از ناشران صرف داشتن رابطه و يا حتي دولتي بودن از فضاهاي مربوط به ناظراني كه انصراف داده بودند استفاده كردن. تلنبار پول برخي به مدت دو ماه و ثبتنام دفعتاً برخي در اثناي افتتاح!؟!
4. بيانضباطي در ساعات شروع و اختتام كار نمايشگاه تا يك روزمانده به آخر كاملاً مشود بود. ساعت كار توسط مديريت نمايشگاه 10 تا 20 براي بازديدكنندگان بود. برخي مطبوعات براي روزهاي تعطيل 9 الي 21 يا 22 را اعلام كردند كه دو روز اول سالنها به ناشران اعلام نكردند. بعضاً در سالن كودك و نوجوان صداي گوشخراش بلندگوي مديريت از، مخصوصاً روزهاي هفتم، هشتم و نهم نمايشگاه از ساعت 19 اعلام پايان كار سالن را به گوش همه ميرساند.
5. مخصوصاً نحوه شنيع نظافت سالن كودك و نوجوان در ساعت قبا از اتمام ساعت كار، ان هم با شيوهاي قرون وسطايي كه آشغال و خاك را به زور جارو به سمت مردم هل ميداد خيرهكننده بود. در ضمن پيمانكاران برعكس نمايشگاههاي برگزار شده در محل نمايشگاه قبلي بدون جارو برقي و با لوازم مستعمل و غير قابل استفاده قادر نبودند كه نظافت ابتدايي روز را فراهم كنند.
6. با توجه به اينكه نام متبرك اين محل مصلي بود ولي محلي شايسته نام نماز و نمازگرار وجود نداشت و از همه مهمتر اينكه صداي گوشخراش بلندگو در درون سالن بهحدي بلند بود كه تا روز 17 ارديبهشت تقريباً صداي قران پيش از اذان و ادعيه بعد از نماز و دعاي كميل پنجشنبه روز دو تا نيمههاي مراسم هرگونه ارتباط كلامي را در سالنها مختل ساخته بود كه به نظر ميرسد اينها جنبه وازدگي خواهد داشت.
القصه اگر بخواهد آدم همه را بگويد كه مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد ولي ذكر اين نكته ضروري است كه نمايشگاه امسال با توجه به اينكه در ساير موقعيتها نمايشگاههاي مربوط به توليدكنندگان لوازم كودك برگزار ميشود، اما با بيتوجهي مسئولان به جاي نمايشگاه كتاب، رسماً نمايشگاه فروش پازل، منچ، اسباببازيهاي فكري، فرفره و ساير لوازم جنبي و غير از كتاب بود كه اميد است مسئولان توجه بيشتري داشته باشند. در پايان از مساعي دستاندركاران تشكر ميشود و به اين حساب ميگذاريم كه بضاعتشان همين بوده و جاي خاي نظرسنجي را نيز حذف كردند.

