پیام آشکار مجلس با آزادسازی کشت برنج؛ دولت معاف و همه چیز گردن مردم!
اکنون تقریبا در میانه سال آبی، کاهش بارندگیها را شاهدیم که نشانه آشکاری برای در پیش بودن خشکسالی در کشورمان است و موجب وارد آمدن آسیب به کشاورزان و به تبع ایشان، دیگر مردم خواهد شد؛ آسیبی که بیش از دیگر کشاورزان متوجه شالیکاران خواهد بود، در حالی که با تصمیم مجلس، مسئولیتی از بابت آن متوجه دولت و وزارت کشاورزی نیست.
به گزارش «تابناک»؛ آبان ماه ۹۷، بعد از آنکه خشکسالیهای مکرر و سخت، دمار از روزگاری بسیاری از کشاورزان در گوشه و کنار ایران درآورده بود و حتی بیم آن میرفت که تامین آب شرب مهمترین دغدغه کشورمان در برخی از شهرها شود و در بحران آفرینی از امثال بیکاری و فقر هم سبقت بگیرد، هیات وزیران تصمیماتی در مسیر کاهش مصرف آب اتخاذ کرد که از جمله آنها ممنوعیت کشت برنج در استانهای غیرشمالی کشورمان بود.
بر اساس آن مصوبه، قرار بود از سال ۹۷ به بعد کشت برنج ـ که محصولی به شدت آب بر است و برای هر هکتار کشت آن بین ۱۳ هزار تا ۱۷ هزار مترمکعب آب مصرف میشود ـ تنها در سه استان گیلان، مازندران و گلستان مجاز باشد و در باقی استان ها، این محصول کشت نشود، حتی در استانهایی که در برخی از قسمت هایشان کشت برنج قدمتی دو سه دههای دارد.

اما تکلیف کشاورزانی که سالها به کشت برنج اشتغال داشته اند چه میشود؟ از جمله نکاتی که در آن مصوبه مورد تاکید قرار گرفته بود، راهکاری برای رهایی این دسته از کشاورزان از مشکلات بود. اینکه وزارت کشاورزی موظف شده بود برای ایشان کشت جایگزین تعیین کرده و با ارائه خدمات و امتیازاتی به ایشان، زمینه ساز کوچ شالیکاران در استانهای غیرشمالی به کشتهای دیگر شود که کمتر از برنج نیازمند آب هستند.
ناگفته پیداست که وزارت کشاورزی به تعهداتش در این خصوص عمل نکرد و چه بسا نیاز به گفتن نباشد که کشاورزان هم این مصوبه و ممنوعیت وضع شده را به هیچ انگاشتند و تقریبا کشت برنج در هیچ نقطه از کشورمان متوقف نشد؛ چه در استانهایی که وضعیت آبی بدی نداشتند و چه حتی در مناطقی از کشور که از فرط کم آبی و خشکسالی، شهره شده اند؛ مثل اصفهان که زاینده رودش را هم تقریبا از دست داده، اما کشت برنج در آن با قوت ادامه دارد.
البته بی انصافی است که به این موارد اشاره کنیم و بارندگیهای شدیدی که بعد از آن مصوبه در کشورمان رقم خورد و موجب شکل گیری سیلاب در چندین استان کشورمان شد را یادآوری نکنیم. سیلابی که از جمله عواقب و نتایجش، تقویت این باور بود که مشکل خشکسالی رفع شده و لذا کشت برنج هیچ منعی ندارد. باوری که هم در کشاورزان و هم در مسئولان و متولیان کشاورزی در کشور به وضوح دیده میشد و هنوز هم دیده میشود!

این را میشود از مصوبه اخیر کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی دریافت که منع کشت برنج را به رغم آنکه اجرایی نشده بود و عزمی برای اجرایش هم دیده نمیشد، لغو کرده است. لغو مصوبهای که از جمله دلایل اجرا نشدنش، قصور و کوتاهی چشم گیر وزارت کشاورزی است که حتی نتوانست به شالیکاران کشت جایگزین معرفی کند، اما به جای بازخواست توسط مجلس که نهاد نظارتی است، از ایشان جایزه هم گرفته و وظیفه منع کشت برنج در استانهای شمالی از دوشش ساقط شده است!
این در حالی است که اکنون تقریبا در میانه سال آبی ۱۳۹۹/۱۴۰۰ کاهش بارندگیها را شاهد هستیم که نشانه آشکاری برای در پیش بودن خشکسالی در کشورمان است و میشود حدس زد که از تبعات این بارشهای کم، وارد آمدن آسیب به کشاورزان، از جمله کشاورزانی است که محصولات آب برتر را کشت میکنند. آسیبی که بیش از دیگر کشاورزان متوجه شالیکاران خواهد بود، در حالی که مسئولیتی از بابت آن متوجه دولت و وزارت کشاورزی نیست.
به این نکته، افزایش گرایش کشاورزان به کشت برنج در پی مصوبه کمیسیون تلفیق را هم میتوان افزود که ممکن است نتایجی مانند کاهش کشت برخی محصولات دیگر زراعی و خارج شدن بازار آنها از تنظیم را در پی داشته باشد. اتفاقی که نوسان قیمتها و مشکلات فراوان بعدی را به دنبال خواهد داشت که همه و همه از مصوبه مجلس نشات میگیرند؛ مصوبهای که دولت را معاف کرده و همه عواقبش را گردن مردم میاندازد؛ گردن کشاورزان و مشتری محصولات ایشان یعنی عموم مردم، نه دولتمردانی که حتی قادر به اجرای مصوبه خود یعنی منع کشت برنج در استانهای غیرشمالی هم نبوده اند!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۴
خدا را شکر که به این مجلسی ها رای ندادم
بنده بعنوان کسی که 25 سال درصنعت آب وکشاورزی کشور کار کردم اعلام می کنم که این مصوبه غیر کارشناسی است وبه منابع آبی کشور که دارای محدودیت شدید است آسب می رساند.
اگه پیامدهای ناخوشایند داشت که خود مردم خواستن!!
کلا مجلس کارش چیه؟
البته بجز هتاکی و سیلی زدن و ...
در دنیا کشت برنج در نواحی قابل توصیه است که دارای بارندگی متوسط سالیانه بسیار بالا وحتی بالاتر از 1000 میلیمتر در سال باشند و نه در کشوری که میزان بارش های متوسط سالیانه در بسیاری از نقاط آن، کمتر از 200 و حتی 100 میلیمتر است. چنین تجویز غیر مدبرانه ای، موجب می شود بجای آنکه کشور بتواند از آب محدود خود در تولید محصولات کم آب بر استفاده و محصولات کشاورزی بیشتری را تولید نماید، منابع محدود ابی به مصرف کشت برنج پر مصرف آبی برود.
در حال حاضر هم توجه کنید مگر نه این است که عمده برنج داخلی کشور در استان های مازندران، گیلان و گلستان با بارش متوسط 900 میلیمتر تولید می شود و علیرغم اینکه بعضا در استان های اصفهان، فارس یا خوزستان هم اگر برنجی کشت شده، آیا در بازار سراغی از برنج های این استان ها دارید؟
آقایان کمیسیون تلفیق، چرا خلاف جهت منافع ملی حرکت می کنید تا فردا زمینه درگیری های بیشتری بین کشارزان سر آب در کشور راه بیافتد؟ اقلا قبل از هر گونه تصمیم گیری، بدور از هر گونه منافع جناحی، با صاحب نظران بی غرض مشورت فرمایید.
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟




