صفحه خبر لوگوبالا تابناک

آیا تئاتر نیازمند «مدیریت مستمر بحران» است؟

گزارش «تابناک» از وضعیت تئاتر
کد خبر: ۱۰۳۰۱۳
| |
3043 بازدید
سرویس فرهنگی «تابناک» ـ در مدیریت، برخی اوقات پیش می‌آید که به فراخور آشفته شدن شرایط ـ شرایطی که روی دادن آن از قبل چندان قابل پیش‌بینی نیست ـ مدیر مجموعه باید با اتخاذ تدابیری، شرایط آشفته و نابسامان را سامان دهند. گذار موفق مجموعه‌ها، در این شرایط را به طور کلی «مدیریت بحران» می‌گویند. از سویی، توجه به اوضاع و بضاعت تئاتر نشان می‌دهد که:

1- تعدد بسیار هنرمندانی که آمادگی عرضه آثار نمایشی را دارند نیازمند مدیریت ویژه است.در این باره باید گفت:

الف ـ این مشکل را افزایش مستمر فارغ التحصیلان دانشکده‌ها و نیز آموزشگاه‌های خصوصی و نیمه دولتی و دولتی، دم به دم بیشتر می‌کند و صف کسانی که متوقع اجرای نمایش هستند طولانی‌تر می‌شود. البته در این صف تنها هنرمندان جوان تازه‌کار حضور ندارند؛ عده‌ای از این جماعت نیازی به منتظر ماندن و انتظار کشیدن نمی‌بینند و به خاطر ارزش خبری که دارند، به محض کمی معطلی مدیریت تئاتر را می‌نوازند و حق عقب افتاده‌شان را مطالبه می‌کنند. نامه‌نگاری به مسئولان و انتشار آن به وسیله مطبوعات و... از دیگر راهکارهای این گروه برای گذر بدون معطلی از این صف طولانی است.

ب ـ وعده و وعید‌های جشنواره‌های گوناگون برای اجرای عمومی آثار منتخب، حتی پیش از این که با مسئولان مربوطه توافق کنند، از دیگر مواردی است که ماندن در صف را طولانی‌تر کرده و بر شدت اعتراض‌ها می‌افزاید. بسیاری از جوانان و حتی برخی میانسالان برای عبور از صف طولانی انتظار برای اجرا، در جشنواره‌ها شرکت می‌کنند و به هر  شکلی که هست خود را در این جشنواره‌ها می‌باورانند تا بدین تریب اجرای عمومی کارشان را قطعی کنند. اینها همه در حالی است که به عنوان مثال مسئول اجراهای مجموعه‌هایی همچون تئاتر شهر و... به دلیل صف طولانی پشت درها، ناچارند تا جدول اجرها را خیلی پیشتر ببندند و شرایط به قدری به هم می‌ریزد که داد و گلایه هنرمندان را به همراه می‌آورد و اگر در بین ایشان اشخاص نامداری هم باشند که رسانه‌ها وارد عمل می‌شوند و...

2- کمبود شدید تالارهای نمایشی همواره مانع اجرای آثار متعددی می‌شود که آماده ارایه به مخاطبان هستند. بر اساس بند پیش، مدیران تئاتر با  تعدد فراوان متقاضیان روبه‌رو هستند در حالی که تعداد بسیار محدودی تالار در اختیار دارند و ماجرای قبل و اعتراض و... و رسانه‌ها و مدیریت بحران! به خصوص وجود شور و شوق در هنرمندان جوان برای اجرای تئاتر، اغلب هم بدون برنامه‌ریزی، مزید بر علت است. این گونه تئاترها، به صرف داشتن جایی برای تمرین شروع می‌کنند و به تدریج برای خود و همراهانشان این توقع را پیش می‌آورند که باید در پی محل تمرین، جایی برای اجرا هم به آنها بدهند، در حالی که تالارها همان تعداد انگشت شمار قبلی هستند و...

3- بودجه، از دیگر معضل‌های همیشگی تئاتر است. تئاتری که در تیول دولت است و برای گذارندن امورات اداری صدها کارمند در اختیار دارد، با 14 میلیارد بودجه چگونه باید پاسخگوی سیل مشتاقان و آثار و رسانه‌ها باشد؟ اغلب پیش آمده که با وجود اعلام متولیان مربوطه، در محاسبات اعتبارات موجود در تئاتر، کل موجودی مد نظر قرار می‌گیرد و باز با یک محاسبه سرانگشتی، بدون در نظر گرفتن ده‌ها خرج و برج دیگر و البته تحقق نیافتن تخصیص کامل اعتبارت، (که تقریبا یک سنت شده که دولت به هر دلیل، در اغلب این سال‌ها، همه اعتبارت تصویب شده برای دستگاه‌ها را تخصیص نمی‌دهد)،  هنرمندانی به وضعیت موجود معترض می‌شوند و...

4- اگر چه به جشنواره‌ها و تاثیری که در پدید آوردن توقع هنرمندان برای اجرای عمومی کارهایشان دارد، در بند یک اشاره شد، اما این تنها تاثیر وجود جشنواره‌ها در برنامه مستمر تئاتر نیست. تامین اعتبار این جشنواره‌‌ها و مشکلاتی که با خود در پی دارد؛ شور و شوقی  که به طور موقت به وجود می‌آورد و به محض پایان، فروکش می‌کند؛ برگزیدگانی که درست یا نادرست، به هر حال گمان می‌کنند که صاحب حق و حقوقی ویژه شده‌اند و باید به ایشان توجه خاص شود؛ داوری‌ها و انتخاب‌هایی که اعتراض‌های راه نیافتگان را در پی دارد و سرخوردگی برخی هنرمندان جوان و ده‌ها عارضه دیگر را نیز به وجود می‌آورد، از پیامدها جشنواره زدگی تئاتر است که متاسفانه، تجربه نشان می‌دهد حتی اگر اراده‌ای برای رفع این مشکل وجود داشته باشد،  مقاومت‌های از بیرون تئاتر این اراده‌ها را کنار می‌زند و همچون مسکنی عمل کرده، نه تنها درمانگر نمی‌شوند، بلکه دردهایی به الام قبلی می‌افزایند. اینها همه در حالی است که به عنوان مثال دستگاه‌های مختلف برای رفع و رجوع مشکلات پیرامون هنر تئاتر به برگزاری بدون برنامه این جشنواره‌ها پرداخته‌اند، بدون آن که مهندسی داشته باشند و خلاصه برای خالی نبودن عریضه جشنواره‌ای را راه‌انداخته  و می‌اندازند و بودجه‌هایی را نیز در پی‌اش صرف کرده و می‌کنند و....

5- نکته بسیار دشواری که اغلب باید با ده‌ها تدبیر از آن گذشت، (و شاید در برخی موراد گذر نمی‌توان کرد،) تفهیم لزوم وجود و نیز تقدس ویژه تئاتر برای برخی از کسانی است که از نظرات تاثیرگذاری در بخشی مانند بودجه برخوردارند. بی اطلاعی و گاه داشتن خاطرات ناخوشایند از رفتار کس یا کسانی که به غلط خود را تئاتری معرفی کرده‌اند و یا پیش آمدن خطاهایی غیر عمدی در انتقال محتوای یک یا چند نمایش و مواردی از این دست، از جمله بلایایی است که انرژی فراوانی را می‌طلبد. این در حالی است که بسیاری از این موثران، در سال، حتی می‌توان گفت در یک دهه، یک بار هم تئاتر ندیده و نمی‌بینند. در حالی که مسئولیتشان ایجاب می‌کند که هر از گاهی به تالارهای نمایش سری بزنند و برآیندی از موجودی کل تئاتر را، برای برنامه ریزی و تصمیم گیری مد نظر قرار دهند.

6- نبود ارتباط مستمر بین تاثیرگذاران محتوایی و هنرمندان نیز از دیگر مسائلی است که گاه سوءتفاهم‌هایی را در پی دارد. نبود این ارتباط در برخی مواقع باعث شده که به گفته‌های ناقص و غیرکارشناسی بعضی افراد ناآگاه و متاسفانه حتی مغرض توجه شده و برای نمونه نمایشی را که برای نشان دادن فرهنگ عمیق ایثار و شهادت اجرا شده، با برخوردهای نامناسب روبه‌رو کرده و نیروهای بسیاری را  برای خنثی کردن این سوءتفاهم‌ها طلبیده است. اینها اگر بحران نیستند چه می‌توان اطلاق شان کرد. با این شرایط هر روز که پیش می‌آید باید منتظر موردی در تئاتر بود. بنابراین آن که بتواند این کشتی همواره در تلاطم را حتی قدری آرامش دهد و به پیش ببرد باید قدر دانست و یاریش کرد.

اشتراک گذاری
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی