نيمروي چند صد هزار توماني
افزايش قيمت بازيکنان فوتبال ايران در اين تابستان سير تصاعدي خود را ادامه مي دهد و بازيکني که کمتر از ده بازي ملي دارد و ستاره خاصي هم محسوب نمي شود، براي اينکه در ترکيب تيم تازه اش به ميدان برود،حدود 700 ميليون تومان دريافت خواهد کرد؛مبلغ که نه ربطي به کيفيت فوتبال ايران دارد و نه کيفيت آن بازيکن.
به نوشته قدس؛ اگر اماراتي ها براي جذب ستاره هاي درجه سه برزيلي يا آفريقايي چند صد هزار دلار هزينه مي کنند،چندان ايرادي نمي توان به کارشان گرفت. اولا به اين دليل که زير ساخت هاي سخت افزاري فوتبالشان را درست کرده اند و آنقدر استاديوم مجهز و زمين تمرين درست و حسابي ساخته اند که حالا مي خواهند نماي ساختمان فوتبال خود را هم زيبا کنند. دوم اينکه اماراتي ها مهره هاي بومي خوبي ندارند و با جذب ستاره هاي پير يا مهره هاي تکنيکي کشورهاي ديگر،ميتوانند به پيشرفت بازيکنان کشور خود نيز کمک کنند.
در فوتبال ايران اما درحالي يک بازيکن متوسط 700 ميليون تومان براي يک فصل مي گيرد يا مهدي رحمتي قيمت انتقالش به يک ميليارد رسيده که بعضي تيم هاي مهم ليگ برتر زمين تمرين اختصاصي ندارند.پرسپوليس که هر فصل براي انتخاب زمين تمرين خود دچار مشکل است،براي اينکه جلوي تيم هايي مثل سپاهان و استيل آذين کم نياورد،مجبور است هزينه هاي ميلياردي براي جذب بازيکنان انجام دهد. زير ساخت باشگاه سپاهان اما به هيچ وجه با پرسپوليس قابل مقايسه نيست.
زماني که پرسپوليس با قطبي و پيرواني در زمين راه آهن تمرين مي کرد،وقتي يک روز باران مي آمد، مربيان تيم بايد به مسؤولان راه آهن التماس مي کردند که زمين اصلي را براي تمرين بهشان بدهند تا بازيکنان پرطرفدارترين تيم ايران،در زمين گل مصدوم نشوند. آيا هزينه ميلياردي براي خريد يک بازيکن،در تيمي با اين توان سخت افزاري،خنده دار نيست؟
پرسپوليس و استقلال هنوز در حدي هستند که بايد چندين ميليارد تومان خرج تقويت زيرساخت هاي خود کنند تا بتوان اسمشان را باشگاه گذاشت.تمام اين نکات زجرآور بدون توجه رها شده و فقط مساله براي همه اين است که کي از شر فلان مربي خلاص مي شوند. يا اينکه تيم ملي در صورت تغيير سرمربي، به نيمه نهايي جام جهاني 2014 خواهد رسيد.
بله،واقعيت دارد؛تنها مشکل فوتبال ايران اسم سرمربي تيم ملي اش يا نام سرمربي استقلال و پرسپوليس است، وگرنه حق ايران اين بود که سرگروه يکي از گروه هاي 8 گانه جام جهاني 2010 باشد. نيمي از استاديوم هاي ميزبان ليگ برتر ايران،هنوز کيفيت لازم براي برگزاري مسابقات دسته دو را هم ندارند و در اين شرايط قيمت بازيکن متوسط ايران،به مرز يک ميليارد رسيده است و مربيان ليگ برتر به اندازه مربيان ليگ هلند و اتريش پول مي گيرند.
در ازاي اين پولي که داده مي شود، چه کارآئي و کدام بهره وري از مربي و بازيکن ايراني گرفته مي شود؟ مثل اينکه برويد در يک رستوران بدترکيب با شرايط نامناسب و 100 هزار تومان هم پول بدهيد تا دو تا تخم مرغ آب پز برايتان بياورند.اگر فوتباليست اروپايي چند ميليون يورو مي گيرد،کارايي و بازدهي چند ميليوني هم براي باشگاهش و فوتبال کشورش ايجاد مي کند.
تازه فوتبال آنها خصوصي است و فوتبال ايران،دولتي. يعني جيب مردم را خالي مي کنيم و به جيب بازيکن و مربي مي ريزيم که نه به اندازه کافي تمرين مي کنند،نه خوب مي دوند و نه دانش قوي در کارشان دارند.شما که داريد پول مردم را به بازيکن ضعيف مي دهيد،کسي نمي گويد پول مردم را ندهيد.حداقل با پول مردم ورزشگاه و زمين تمرين بسازيد،تا بعد آن پول کلاني که بازيکن مي گيرد،براي فوتبال ايجاد بهره وري کند.


