از راک هندی تا راک غربی
تاملی بر سخنان معاون هنری وزیر ارشاد
کد خبر: ۱۰۱۶۵۴
| | 6267 بازدید
هومن ظریف/ سرویس فرهنگی "تابناک"ـ راک هندی گوشهای از ردیف موسیقی ایرانی است و راک غربی، سبک مدرنی از موسیقی است که امروزه در سراسر دنیا شنیده میشود.
«اصطلاحاتی که درباره آثار ریچارد واگنر به کار برده میشد، نظیر سرد، جبری، بی شکل، به نظر ما کاملا نامفهوم و جاهلانه میآید و دلیل بر بی احساسی و کوتاه فکری خاصی است و این شبهه را پیش میآورد که از جانب هنر، ناشناسانی بودهاند که نه خدا را میشناختهاند و نه هنر را ولی ابدا اینطور نیست. بسیاری از کسانی که چنین قضاوتهایی کردهاند مجبور شدهاند که اینطور قضاوت کنند، به هیچ وجه هنر ناشناس نبودند، آنها نوابغ هنری بودند، موسیقیدانان و موسیقی شناسهایی بودند که دوستدار موسیقی بودند و به راستی میتوانستند ادعا کنند که تفاوت بین موسیقی و غیر آن را تشخیص میدهند. با این حال آنها عقیده داشتند که موسیقی واگنر، موسیقی نیست. ولی اگر حتی بپذیریم که عقیده آنها باطل بوده است، پس دلیل چنین ابراز عقیدههایی چیست؟»
این متن برگرفته از مقالهای از توماس مان(1) درباره رنجها و مشقتهای یک موسیقیدان در عرضه اثرش در جامعه است.
به چند دلیل چنین مدخلی را برای بررسی سخنان و عملکرد حمید شاه آبادی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظر گرفته ام.
از آغاز فعالیت معاون هنری ارشاد، کمتر از دو ماه سپری شده است و او یک دیدار در قم و یک نشست رسانهای را پشت سر گذرانده است.
نخست همین جا باید خدمت ایشان ـ معاون هنری ارشاد ـ عارض شوم که بتهوون، موتزارت، واگنر و هنرمندانی از این دست بنا بر منطقی اندیشمندانه، با اینکه موطن مشخصی دارند، ولی به عنوان میراث فرهنگی جهانیان شناخته میشوند و چون نمیتوانیم اندیشههای فیزیکی زنده یاد اینشتین را، اندیشههای فیزیک غربی بنامیم، پس به ناچار باید موسیقی کلاسیک جهانی را به جای موسیقی کلاسیک غربی به کار ببریم.
به هر حال، بازخوانی بخشی از مقاله بلند توماس مان درباره کسانی که در برابر موسیقی واگنر در عصر او جبهه گرفتهاند، نشان میدهد که رویارویی با هنر موسیقی، همانند همه علوم و دیگر هنرها، در تاریخ مسبوق به سابقه است. البته تفاوتی آشکاری در این بین وجود دارد؛ اگرچه موسیقی کلاسیک در گذر تاریخ به عنوان ژستی فرهنگی مورد عنایت و حمایت پادشاهان و دولتمردان بوده است، اما نمیتوان توجه دولتمردان به موسیقی را از سر بینش موسیقایی دانست.
و اما در کشور ما، دولت، خود را منتقد بلامنازع موسیقی میداند. او حتی مدعی شناخت موسیقی فاخر است. همین دولت و مسئولان فرهنگی آن در جشنواره موسیقی سال گذشته، میزبان سه گروه موسیقی سنتی به رهبری استاد محمدرضا لطفی شدند.
و جالب، اظهار نظر این استاد موسیقی سنتی(2) است که در نشست رسانهای پیش از کنسرت خود از موسیقی پاپ چنین دفاع میکند: «من در اوقات فراغت به ابی ـ ابراهیم حامدی ـ گوش میدهم... » و «من به منزل فرهاد ـ خوانندهای که در حسرت کنسرت در ایران سوخت ـ رفتم و او را با ادبیات ایران آشنا دیدم... ». (3)
در مدح ممیزی
آقای شاه آبادی در نشست رسانهای نخست خود گفته است: «من از نفس ممیزی به طور کامل حمایت میکنم.»
امروزه نام واگنر از منتقدان موسیقیدانش که متخصص در موسیقی بودند، بیشتر شناخته شده است. موسیقیدانان دوران واگنر تجربه و درکی از ممیزی نداشتند و تنها بر اساس بحثهای علمی، علیه واگنر جبهه گیری میکردند. اما کسی آنها را به یاد نمیآورد. آیا تاریخ درباره کسی که ادعای خدمت به هنر دارد و همزمان به ممیزی نیز اعقاد دارد، حافظهای قابل استناد خواهد داشت؟
او در روز نشست، هنگامی که با پرسشهای خبرنگاران در زمینه موسیقی روبهرو میشد، مصادیق تئاتری و نقاشی و آموزشی را برمی شمرد و حتی تلویحا نسبت به رسانهای شدن سخنانش در دیدار قم با چنین جملهای اظهار ناخرسندی کرد: «این سخنان در پاسخ به یک پرسشی بوده است.»
می دانیم بد دفاع کردن، بهترین تخریب است و با توجه به جایگاه حقوقی ایشان در معاونت هنری ارشاد، اظهار نظر او آن هم در حضور یکی از عالمان(4)، چندین برابر باعث تخریب هنر مظلومی چون موسیقی میشود.
باید قبول کرد که متهم ساختن برخی از ژانرهای موسیقی مدرن، بدون آغاز پژوهشهایی که شاه آبادی وعده آن را داده است، بر سیاستهای شورای راهبردی موسیقی تاثیری منفی خواهد گذاشت.
پس از سخنان اوست که اعلام میشود که «در جشنواره موسیقی آینده بخش موسیقی پاپ نخواهیم داشت.» در صورتی که سال گذشته، جشنواره موسیقی با حضور گروههای پاپ و حتی خوانندگانی که از موسیقی زیر زمینی به روی زمینی مشرف شدند، صاحب مخاطب عام شد. (5)
نگارنده واقف است که موسیقی چون دارو است و در صورت تفریط میتواند بر موزیسین و شنونده، آثار سوئی بر جا گذارد. اما موسیقی تنها هنری است که نمیتواند دروغ بگوید. موسیقی معروف به 6و8 همچون شتر بر نردبان پیداست و دست موسیقی تشریفاتی و فرمایشی و موسیقی مبتذل برای مخاطب به سرعت رو میشود.
حتی موسیقی مانند سینما نیازمند منتقد نیست. قلب موسیقی «ای ایران» توسط هواداران یک کاندیدای ریاست جمهموری تأیید کننده این است که موسیقی ناب در دل مردم جای دارد.
اگر جناب شاه آبادی بنا بر تعریف خود از هنر، آن را گوهر والایی میدانند آن هم از جنس نور ـ که بحث فقهی و قرآنی آن با یادآوری سوره نور از بضاعت فکری من بیرون است ـ باید موسیقی را رنگین کمانی در هفت نت بدانند که برای ارزشیابی این رنگهای ترکیبی، نیازمند «منشور جامع موسیقی» است که شاه آبادی وعده تدوین آن را داده است.
حق این بود که شاه آبادی سخنانی که پیشتر درباره موسیقی و سبک سنگین کردن ژانرهای مدرن گفته بود را پس میگرفت؛ زیرا برخلاف نظر ایشان که گفته است: «معیارها روشن است»، معیارها دقیقا روشن نیست! چون ذات هنر و البته موسیقی چنین است. (6)
اگر معیارها روشن بود، او در سفر قم در برابر پرسش یکی از خواص شهروند، قرار نمیگرفت و اصلا دلیلی نبود که بگویید معیارها روشن است!
اگر معیارها روشن بود، همزمان با اظهار نظرهای تند او علیه ژانرهای موسیقایی راک و پاپ در قم، معاون سینمایی ارشاد در تهران مجوز پخش فیلم «طهران ـ تهران » را نمیداد!
فیلمی که در بخش دوم آن هنرمند گرامی رضا یزدانی به سیم آخر میزند و در سبک راک و چیزی شبیه رپ کنسرت اجرا میکند.
آقای شاه آبادی با چهرهای خندان، نه تنها بر موضع پیشین خود ـ با اعلام حذف ژانر موسیقی پاپ در جشنواره فجر ـ صحه گذاشت بلکه با زیرکی در حین پاسخ به پرسشی مدعی شد: مگر هر نوع موسیقی سنتی حلال است؟ (7)
می دانیم که واژه «حلال» با « مجاز» تفاوتی آشکار دارد. به راستی ماموریت جناب شاه آبادی چیست؟
آیا نخستین نشست او آغاز فصل جدیدی برای موسیقی کشور است؟
از آنجایی که او پیش از نشست به سبک موسیقی راک حمله کرده بود، و در نشست منتقدانه به موسیقی سنتی گوشه چشمی داشت، گمان میرود که منظور از موسیقی راک (rock) از نظر ایشان، گوشههای راک میرزا عبدالله، راک کشمیر، راک هندی(8) را نیز در بر بگیرد!
آیا ایشان با ژانر یعنی قالب یا ظرف محتوای ملودیهای موسیقی سر ناسازگاری دارند؟
اصولا و در یک نگاه کارشناسانه، سبکهای هنری نظیر رئالیسم، رمانتیسم، کوبیسم و سبکهای موسیقی مدرن، نظیر راک، راک اند رول، متال و بلوز، ظرف هستند و نه مظروف.
بیان ملودیک احساسات یک موزیسین همان گونه که در دستگاه چهارگاه میتواند اجرا شود، می تواند در ژانر موسیقایی اجرا شود.
و اگر پژوهشی مبتنی بر شکستن ظرف مذکور بر سر هنرمند خلاق باشد، خود محکوم به شکست و غیر قابل اجراست. آن هم در روزگاری که رشته موسیقی تراپی پذیرای همه ژانرهای موسیقی است.
به هر حال بنا بر سنتی نانوشته، حمله کنندگان به موسیقی پاپ، به اقتضای سهولت کلام به ژانر راک در گام بعدی حمله میکنند و تاکنون ژانرهای دیگر موسیقی مدرن همچون: جاز، آر اند بی و بلوز، کمتر مورد حمله قرار گرفتهاند.
نمونهای از یک ترانه که اجرایی راک دارد
به عنوان نمونه بخشی از ترانهای که در ژانر راک اجرا شده است را چون مشتی از خروار قید میکنم.
بخشی از ترانه حاجتم را ادا کن (9) از «جان فرانسیس بون جوی» را در نظر میگیریم.
این ترانه چنین آغاز میشود: «ای خدای عزیز، مسیح مقدس، بودا، الله، آیا میتوان تو را «جویی» صدا بزنم؟/دردهای زیادی دارم که برایت بازگو کنم/و چیزهایی که میخواهم بدانم/از شنیدن اینکه دنیا دارد به پایان میرسد خسته ام/اگر ما انسانها قرار است با هم بمیریم پس چرا نمیتوانیم با هم دوست باشیم؟... »(10)
بگذریم که ترانههای ارزشمندی به خاطر عینک بدبینی مجال کتاب شدن ندارند (11)، اما بودن پیش داوری و صرف نظر از لحن مناجات گونه بخشی از ترانهای که قید شد، چرا نباید از دنیای اطراف خود، بهترین آثار ادبی را گلچین کنیم؟ مگر ترانه به معنای LYRIC که همسنگ اشعار دواوین شعراست، صرف اجرای موسیقی، غیر مجاز است؟ آیا جانمایه ترانه قید شده، درون مایه دیدار موسی (ع) و شبان نیست؟
«دید موسی شبانی را به راه /کو همی گفت ای خدا و ای اله...
تو کجایی تا شوم من چاکرت /چارقت دوزم کنم شانه سرت...
... هیچ آدابی و ترتیبی مجو/هرچه میخواهد دل تنگت بگو... »
به هرحال، گویا جناب شاه آبادی نیز مصداق شعر حضرت مولاناست و در این مسند هدایت هنری، از برای وصل کردن آمده است؛ بنابراین نباید بر لفظ عنب و انگور خرده گرفت.
بر این اساس، پژوهشهایی که ایشان وعده داده است، باید غبار پیش داوریها را از ابعاد «منشور جامع موسیقی» بزداید و از نگاه نظارتی نترسد تا ابعاد آن برای آینده موسیقی کشور شفاف و نورانی شود و البته چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید.
هنر مربوط به همه است
نگارنده نیز با جناب شاه آبادی تقریبا موافق هستم که گفته است: «هنر امری فطری و مربوط به همه آدمهاست»، اما چرا تقریبا، چون هنر موسیقی به صورت علمی ثابت شده است که متعلق به همه موجودات جهان از نبات تا انسان است. (12)
اما در چند ماه اخیر شاهد برخوردهای سلیقهای متعددی در برخی شهرهای کشور بوده ایم.
آیا جناب شاه آبادی بنابر گفته شما، برای موسیقی «معیارها روشن است؟»
اینک که شعار تمرکز زدایی در وزارتخانهها ونهادهای دولتی در حال عملیاتی شدن است، آیا نمیتوان جاذبههای هنری به ویژه کنسرتهای موسیقی پایتخت را حداقل با همان کیفیتی که در تهران شاهد هستیم، به شهرستان ها برد؟
آیا موسیقی شاخص فرهنگی یک جامعه محسوب میشود یا خیر؟
آیا واقعا معیار مشخص شما برای موسیقی «حیات موسیقی ملی» است؟(13)
جناب شاه آبادی در نخستین کنفرانس خبری خود اعلام کرده است که مردم، در کنار هنرمند و دولت، ضلع سوم یک مثلث هستند، در صورتی که اقلیت خاص و معلومی، بر اساس بیان ایشان به صورتی «خارج از قانون» باعث لغو کنسرت در شهرستانها میشوند. آقای معاون هنری ارشاد از برخورد قاطعانه با این افراد خبر داده است، اما پرسش اینجاست، آیا اگر کنسرتی بدون مجوز برگزار شود، معاونت محترم هنری باعث جلوگیری از تعقیب قضایی هنرمندان آن کنسرت میشود؟ اگرچه برگزار شدن کنسرتی بدون مجوز محال است و فقط در فیلم طهران - تهران آقای کرمپور (14) و به لطف معاونت سینمایی امکان پذیر است.
اما واقعا مسئولیت هزینه خسارتهای روحی و مادی هنرمند بر عهده کدام فرد حقیقی یا حقوقی است؟
ای کاش نفس «پاسداشت هنر» که بدون تکریم هنرمند ممکن نیست، همانند بحث ممیزی مورد حمایت قاطع ایشان قرار گیرد.
شاه ترکان سخن مدعیان میشنود
شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
نکته پایانی اینکه، معاون هنری محترم در بخشی از سخنان خود درباره استفاده از شیوه آموزشی برای پوشش بیشترین مخاطب هنرجو اظهار نظری کرد و هنگامی که نگارنده از او پرسید: «چرا از قدرت نفوذ سیما به عنوان یک رسانه توانمند برای آموزش موسیقی استفاده نمیشود»، ایشان در جوابی عجیب گفت: «این بخش خصوصی است که باید برای بدنه صداوسیما برنامه آموزشی بسازد»
سخن کوتاه کنیم و بگذریم تا از ما درگذرند، تاکنون با خرسندی تمام شاهد هستیم که معاون هنری هم در دیدار خود در قم و هم در کنفرانس خبری خود روی خوش به اهالی موسیقی نواحی و مقامی نشان دادهاند، بر این اساس امیدواریم حداقل شاهد پخش مستقیم کنسرتهای موسیقی مقامی و نواحی در شبکههای دیداری رسانه ملی باشیم تا فرزندانمان تار را با گیتار اشتباه نگیرند.
----------------------------------
پی نوشت:
1- کتاب مقالات توماس مان، گوته، تولستوی، فروید، واگنر. ترجمه ابوتراب سهراب. انتشارات جیبی.
2- حتی عنوان موسیقی سنتی هم در کشور ما مورد معارضه است.
3- چنین اظهار نظرهایی از سوی استاد لطفی، پس از حمله جانانه ایشان به موسیقی پاپ بود. متولیان فرهنگی نباید برای پیشبرد سیاستهای خود، ژانرهای موسیقی را در برابر هم قرار دهند. موسیقیدانان بر اساس بحثهای علمی خودبخود، در حال چالش هستند.
4- آیت الله امینی در قم، به استناد جناب شاه آبادی، حکم بر حرمت مطلق موسیقی دادهاند.
5- سال گذشته در جشنواره موسیقی فجر به دلایلی شاهد حضور گروههای جوان از شهرستانها بودیم و حتی استاد محمدرضا لطفی نیز در جشنواره سال 1388 شرکت نداشت.
6- استاد مرتضی مطهری، شهیدی که او را هر سال به عنوان نماد معلم گرامی میداریم در این باره گفته است: «مساله موسیقی و غنا مساله مهمی است که البته حدودش نیز چندان روشن نیست. غنا ضرب المثل مسائلی است که فقها و اصولیین به عنوان موضوعات مجمل، یعنی موضوعی که حدودش مفهوم و مشخص نیست، به کار میبرند. البته قدر مسلمی در غنا هست و آن این است که آوازهایی که موجب خفت عقل میشود، یعنی آوازهایی که شهوات را آنچنان تهییج میکند که عقل به طور موقت از حکومت ساقط میشود ـ یعنی همان خاصیتی را دارد که شراب یا قمار داراست ـ معلوم است که حرمت چنین مواردی قطعی است.
آنچه مسلم است این است که اسلام خواسته تا از عقل انسان حفاظت و حراست کند و این قبیل موانع نیز به همین جهت مطرح است.» برگرفته از کتاب اهتزاز روح.
7- جمله بندی ایشان در نشست چنین بود: «چه کسی گفته است موسیقی سنتی هر شکل آن حلال است؟»
8- راک کشمیر و راک هندی با اینکه عنوان بیگانهای دارند اما از گوشههای دستگاه ماهور وراست پنجگاه هستند.
9- SAVE A PRAYER
Dear Lord, Jesus, Buddah, Allah or can I just call you Joe- 10
I've got a lot of things to tell you and some things I gotta know
I'm tired of hearing talk about this world's about to end
If we can die together then can't we all be friends
11- سالهاست که کتابهای ترجمه اشعار و ترانههای دنیا در کشور با ممنوعیت چاپ روبرو شدهاند.
12- امروزه پژوهشهای موسیقی تا جایی ژرف شده است که آثار آهنگسازی چون موتزارت، صاحب رشتهای روانشناختی در افزایش بهرهوری هوش دانشآموزان به نام پدیده موتزارت شده است.
13- همه عبارات داخل گیومه برگرفته از سخنان شاه آبادی است.
14- کارگردان نیمه دوم فیلم مذکور.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


