سرزمين نفرين شده!
قدس؛ 1) اسپانيا کشوري است در جنوب غربي قاره اروپا، سرزميني که آندلوس ها و واندل ها (از شاخه هاي نژاد ژرمن) آن را براي زندگي برگزيدند و به خاطر همجواري با درياي مديترانه و اقيانوس اطلس دريانوردان قابلي شدند.
مردمان اين سرزمين سالها بعد اما تحت تأثير سلطه مسلمانان، از تمدن جديد بهره مند شدند ولي با اين حال، رفتار و افکار عجيبشان دست نخورده باقي ماند. گاوبازي، جشن پرتاب گوجه فرنگي، تنفر از رنگ زرد و... جزوي از فرهنگ بومي مردمان اسپانياست. آنان که توسط کريستوف کلمب شان، قاره جديدي را به مردمان ساير نقاط گيتي معرفي کردند و البته از هنر و موسيقي هم چيزهايي مي دانند.
2) 28 مي 1980 ، فينال جام قهرمانان اروپا، سانتياگو برنابئو، شهر مادريد. قرار است فينال جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا بين دو تيم هامبورگ و ناتينگهام فارست در پايتخت اسپانيا برگزار شود. هامبورگ نسبت به حريف انگليسي، از بازيکنان برجسته و سرشناسي برخوردار است. بزرگاني چون کوين کيگان، فليکس ماگات، هورست هروبش، مانفرد کالتس، دتمار ياکوبس و... در آن بازي مي کنند، اما در تيم شگفتي ساز ناتينگهام، تنها مارتين اونيل و پيترشيلتون، چهره هاي بين المللي هستند.
ژرمنها در نيمه نهايي با 5 گل رئال مادريد را در خانه اش درهم مي کوبند و ناتينگهام هم با نتيجه 2 بر 1 آژاکس بزرگ را شکست مي دهد. اما در فينال و با وجود تصور همگان بر پيروزي هامبورگ، اين تيم انگليسي است که روي درخشش شيلتون مي تواند با نتيجه 1 بر صفر حريف آلماني را شکست دهد.
3) 11 جولاي 1982 ، فينال جام جهاني، سانتياگو برنابئو، شهر مادريد. آلمان غربي (سابق) به عنوان قهرمان اروپا قدم به سرزمين گاوبازها گذاشته و با وجود شروع نااميد کننده، خود را به مراحل پاياني جام مي رساند، به طوري که در راه صعود به فينال از سد تيمهاي اسپانيا ميزبان و فرانسه - قدرت نوظهور اروپا- عبور مي کند تا حريف لاجوردي پوشان ايتاليا شود.
ايتاليا هم با وجودي که در گروه مقدماتي دوم شده، اما در راه فينال بزرگاني همچون آرژانتين و برزيل را شکست مي دهد و در نيمه نهايي انتقامش را از لهستان (سرگروه دور مقدماتي گروه ايتاليا) مي گيرد. تصور آن بود که ژرمنها به عنوان قهرمان قاره سبز بتوانند مردمان شاعرمسلک ايتاليا را شکست دهند، اما... در پايان ايتالياست که با جام قهرماني به خانه اش بر مي گردد.
4) 26 مي 1999 ، فينال چمپيونزليگ اروپا، نوکمپ، شهر بندري بارسلون. بايرن مونيخ در اوج اقتدار قدم به نوکمپ گذاشته تا شايد براي چهارمين بار فاتح جام قهرماني باشگاه هاي اروپا شود. آنها در گروه مقدماتي با تيمهاي بارسلونا، بروندبي و منچستريونايتد همگروه بودند و در پايان به عنوان سرگروه راهي مرحله بعدي شدند. شاگردان هيتسفيلد، آبي و اناري پوشان را در مجموع با نتيجه 3 بر 1 شکست دادند (در نوکمپ 2 بر 1 پيروز شدند). منچستريونايتد هم که پس از خاطرات خوش سالهاي 50 و 60 ميلادي با سرمتيو باسبي ديگر از صحنه روزگار فوتبال جهان محو شده بود، اين بار با فرگوسن اسکاتلندي دوباره مزه حضور در جمع بزرگان و رسيدن به فينال معتبرترين جام قاره را مي چشد.
بازي در حضور 100 هزار تماشاگر آغاز مي شود و ماريو باسلر، نقره اي پوشان مونيخ را خيلي زود به گل مي رساند، گلي که تا واپسين دقايق بازي همچنان حکم به قهرماني بايرني ها دارد، اما... يک اتفاق عجيب و غريب و درحالي که کولينا مي خواهد سوت پايان بازي را به صدا درآورد، شياطين سرخ که گويا با شياطين هم درارتباط بودند! ناگاه روي 2 ضربه کرنر که با چاشني شانس و اقبال هم همراه بود، دروازه بايرن را مي گشايند تا قهرمان قاره عوض شود.
5) 22 مي 2010، فينال چمپيونزليگ، سانتياگوبرنابئو، شهر مادريد. بايرن مونيخ و اينترميلان به فينال چمپيونز رسيده اند. بايرني ها از نظر بازيکنان با تيمهاي دهه هاي 70، 80 و 90 شان اصلاً قابل قياس نيستند، اما با ارائه بازيهاي تهاجمي و تماشاگرپسند موفق شدند خود را به مادريد برسانند. حريف مقابل، اما تيمي است که با زشت ترين شکل ممکن در فوتبال (کاتانچو مشهور ايتاليايي ها) و البته با داشتن مربي نتيجه گرايي همچون مورينيو، به غيبت 38 ساله خود در فينال جام قهرمانان پايان داده است.
عقابهاي باواريا اميدوارند اين بار بتوانند با غلبه بر نراتزوري به ناکامي ژرمنها در اسپانيا پايان دهند، اما با وجود ارائه بازي زيباتر شاگردان فان خال؛ دست تقدير و سرنوشت چيز ديگري را رقم زده بود. آلمانها بازنده مي شوند تا همچنان طلسم سرزمين نفرين شده، براي آنان باقي بماند. بله، اينجا اسپانياست، سرزميني که بر خاک آن نوشته شده، قهرماني آلمانها؛ ممنوع!


