سعید روستایی از روند ساخت فیلم پرفروش "زن و بچه" گفت و تاکید کرد که تنها عنوانی که برای خود می‌پسندد «فیلمساز» است، بدون توصیف‌ اضافی و عناوین دیگر.
سعید روستایی: آدم مهاجرت نیستم

به گزارش تابناک به نقل از مجله فیلم امروز؛ سعید روستایی  درباره روند ساخت زن و بچه گفت: خیلی بدم می‌آید که اسم من، فیلمساز…-با توصیف خاصی، باشد و دوست دارم فقط فیلمساز باشم، همین. نهایتا فیلمساز خوب یا بد و اصلا نمی‌خواهم عنوان دیگری به آن بچسبد.

او درباره دشواری های تولید زن و بچه، ادامه داد: برای ادامه کارم به عنوان فیلمساز، انتخاب چهارم برای کار همین “زن و بچه” بود و این مساله هم ربطی به حواشی حول “برادران لیلا” نداشت ولی به هر حال وقتی بعد از چند روز کار، فیلمبرداری “زن و بچه” متوقف می‌شود و مرا احضار می‌کنند به طور طبیعی دچار مشکل میشوم. یک روز تعطیل و در هوایی آلوده حداقل ۶۰۰ تا ۷۰۰ دانش‌آموز را آورده بودیم تا یک سکانس شلوغ را بگیریم و حالا در این شرایط مرتب هشدار می‌دهند و اذیت می‌کنند و با اینکه فیلمنامه را تمام ارگانها خوانده بودند و مجوز دادند انگار می‌خواستند این کار هم مثل “برادران لیلا” بی سروسامان بماند و قاچاق شود و سرمایه به باد رود.

این کارگردان درباره دردسرهای نمایش “برادران لیلا” در جشنواره کن گفت: اتفاقات جشنواره کن خارج از کنترل بود مثل ماجرای ب‌و‌س‌ه نوید محمدزاده و همسرش که اصلا ربطی به ما نداشت. بعد هم که حادثه سینما متروپل رخ داد که ما از ابعادش اطلاع نداشتیم و وقتی فهمیدیم جایزه خود را به قربانیان تقدیم ‌کردم. وقتی به ایران برگشتیم سین جیم ها شروع شد و من را مسبب همه اتفاقات میدانستند و حتی مقصر ب‌و‌س‌ه نوید من بودم و می‌گفتند تو به نوید خط داده ای در حالی‌که روح من هم خبر نداشت و نوید هم میگفت، به خود من بگویند تا جواب دهم! فضا تندتر شد و نسخه قاچاق فیلم که آمد تحلیل‌های سیاسی عجیب و غریب رخ داد…

سعید روستایی درباره وسوسه مهاجرت به اروپا و فیلمسازی در آن سوی آبها بیان داشت: من آدم مهاجرت نیستم و تمام عوامل فیلم‌هایم دوستان صمیمی هستند و در روزهای غیرکاری هم با هم زندگی می‌کنیم و حتی به جشنواره های خارجی هم که میروم روز پنجم حوصله ام سر می‌رود چون برای من خارج از ایران زندگی بعد از کار وجود ندارد.

روستایی تاکید کرد: عده ای درظاهر هم که شده زندگی در خارج از ایران را بلدند اما من بلد نیستم. مثلا روزی هشت تا ده ساعت کار است و من میدانم چه کنم ولی بعدش را نمی‌دانم. زندگی من همین جاست و هیچ وقت به رفتن فکر نکرده ام و نخواهم رفت.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1404/07/07
پاسخ

دمت گرم. خیلی بی آلایش و تمیز، خودت رو ساده بیان کردی. موفق باشید.

کاربر مهمان -> 1404/07/07
پاسخ

چکار کنم حالا

کاربر مهمان -> 1404/07/07
پاسخ

نه جان مادرت برو، البته بری از ایران باید تو رستوران ظرف بشوری همه جا مثل ایران ول نیست که هر کاری می خوای بکنی و هر چی می خوای بگی و ...

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار