دکتر یدالله کریمی پور
چرا کودتا؟
بدون شک وقوع کودتای نافرجام جمعه شب در ترکیه همه سیاست مدارن، کارشناسان و دنبال کنندگان اخبار بین الملل و منطقه را متعجب کرد. شکل گیری این کودتا سئوالات فراوانی را در رابطه با چرایی این رخداد و نیز پیامدهای احتمالی آن در میان افکار عمومی جامعه طرح کرد.
 
در همین راستا «تابناک» بر آن شد تا برخی از کلیدی ترین سئوال های مرتبط با پیشامدها و پیامدهای این جریان را با «دکتر یدالله کریمی پور» عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی تهران با درجه استاد تمامی که همچنین  بیش از 30 سال سابقه فعالیت علمی و پژوهشی در زمینه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دارد، مطرح کند.
 
کتاب های مقدمه ای بر ایران و همسایگان، مقدمه ای برتقسیمات کشوری ایران و جغرافیا نخست در خدمت صلح از جمله آثار ایشان می باشد.
 
در ادامه مشروح مصاحبه دکتر کریمی پور با تابناک را می‌خوانید:
 
آقای دکتر در ابتدا لطفاً بفرمایید، چرا در ترکیه کودتا رخ داد؟
 
در این باره هیچ جای شگفتی نیست. جمهوری ترکیه کانون کودتا در خاورمیانه بوده است. ترکیه را می توان از این دیدگاه بولیوی (رکورد دار شمار کودتای جهان) این بخش از جهان دانست. کودتاهای 1960، 1971، 1980، 1997 و 2016 از جمله این کودتاها هستند. می بینید که تقریباً ترکیه هر دهه یک کودتا را تجربه کرده است، ولی این نخستین بار است که کودتا شکست خورد.
 
آقای دکتر کودتاهای دهه های گذشته تا حدودی توجیه پذیر است، چرا امروزه و در جهانی که به تندی به سمت مردم سالاری حرکت می کند، در ترکیه کودتا رخ داد؟
 
باور کنید این پرسش هم جای شگفتی ندارد. برای این سئوال من چهار دلیل مجزا در ذهن داردم. نخست آنکه، دست کم از هنگام به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه اسلام گرا، کمالیست ها در همه عرصه ها و جایگاه ها دشمنی خود را با آن نشان دادند. تسویه حساب های پی در پی «اُردوغان» در ارتش یکی از نشانه های این گزاره است، دوم اینکه ترکیه زیر چیرگی عدالت و توسعه به هدف های استراتژیک اقتصادیش دست یافت ولی این کشور به امنیت راهبردی مدنظر   ره نامه اش دست نیافت.
 
گواه این ناکامی در دست یابی به امنیت راهبردی آنکه در حال حاضر آنکارا با همه همسایگانش مشکل دارد. از سوریه و عراق در جنوب تا یونان در باختر و روسیه در شمال، ترکیه هیچ متحد استراتژیک قابل اعتمادی در خارج نزدیکش احساس نمی کند و سیاست های اُردوغان این چالش را ژرف تر کرده است.
 
سومین چالش دولت ترکیه مسئله کردها است. اُردوغان دوم نه تنها راهبرد اُردوغان دوره ی اول را نادیده می انگارد، بلکه آرام آرام کشور را به سوی یک جنگ درونی کشانده است. نکته چهارم آنکه حزب عدالت و توسعه عملاً از هدف محوری راهبردی همه تاریخ ترکیه یعنی پیوستن به اروپا و دوری از باتلاق خاورمیانه بسی دور شده است. خب اینها همه دلایل به ظاهر مناسبی برای بخشی از ارتش ترکیه بوده اند که علیه حکومت قانونی باز هم بخواهند اراده ی خود را تحمیل نمایند.
 
آقای دکتر با این حساب و دلایلی که شما مطرح کردید، ادعای دولت آنکارا درباره نقش محوری «فتح الله گولن» چه می شود؟
 
فتح الله گولن یک ماسون تمام عیار است که پشتیبانی گسترده و ژرفی در لایه های مختلف شهروندان ترکیه از پلیس و ارتش تا رسانه ها و دانشگاهیان و فرهنگیان و اسلام گراها دارد. ولی من با شناختی که از «گولن» و ایده هایش دارم، بس بعید است که نقش مستقیمی در این حرکت برایش قائل شوم. او اندیشه اش بی شباهت با «سرسید احمد خان هندی» سده نوزده نیست. «گولن» بین  اسلام گراها و کمالیست های ترکیه، به نظرم به اسلام گراها نزدیک تر است. در ثانی به گمان من ارتش ترکیه بسیار عملگراتر از آن است که افسارش را به او سپرده باشد. یادمان باشد کمالیست ها، «گولن» را متهم نخست اشاعه بنیاد گرایی در جامعه ترکیه می دانند.
 
آقای دکتر تجربه کودتای اخیر و چالش های امنیتی دیگر در ترکیه نشان می دهد که «رجب اُردوغان» در جبهه مقاومت بس موفق بوده است. با این حساب منظورشما از ضعف دولت ترکیه در امنیت راهبردی چیست؟
 
ببینید، ترکیه پس از ایران در نا آرام ترین برزن اوراسیا قرار گرفته است. به روسیه، عراق، قفقاز، اوکراین، یمن نگاه کنید. گویی این آتشفشان میلی به فروکش کردن ندارند. ولی شگفت آور است که آنکارا خود را وارد این باتلاق کرد. ترکیه در این باتلاق تا جایی پیش رفت که هم منطقه و پیرامونش و هم اروپا را نا امن کرد. راهبرد نوعثمانی گری هم به معنای نادیده انگاری آتاتورکیسیم برای آنکارا است و هم دارد زیرآب پیشرفت های دو دهه اخیر ترکیه را می‏زند. گسترده کردن عمق استراتژیک مدنظر «داوود اغلو» در شرایط فعلی عملاً معکوس شده است.
 
برای شما چند نمونه مطرح می کنم: 1- در جهان بهار عربی یا اسلامی، ترکیه روی اسب های بازنده سرمایه گذاری کرد و با این رفتار سوریه و مصر را از دست داد. 2- در نحوه تعامل با عراق نه تنها تنها تر شد بلکه مناسباتش با بغداد و تهران نیز رو به تیرگی نهاد.  3- مناسباتش با روسیه را نیز بر اثر یک رفتار عجیب یک شبه کاملاً فرو ریخت. ترکیه روز به روز در خارج نزدیکش احساس انزوای بیشتر و بیشتر می کند. در نتیجه «اُروغان» می‏ بایست در این شرایط راهی برای گریز از این میدان بیابد.
 
آقای دکتر با توجه به چالش های عدیده ای که دولت ترکیه با آنها درگیر است، سئوال دیگر آن است که چرا کودتا به سرانجام نرسید؟
 
در رابطه با این سئوال شما دلایل روشنی وجود دارد:
 
1-ارتش در این باره یکپارچه نبود.
 
2-دوره کودتا به پایان رسیده است و مردم سالاری مانند یک چادر جهانی همه جا سایه انداخته است. بنابراین بس بعید است که در کشوری  80  میلیونی دیگر بتوان کودتا راه انداخت و آن را به پیش برد. مگر در شرایط استثنایی.
 
3-احزاب ترکیه از چپ و راست تا قوم گرا و ملی گرا مخالف کودتا بودند.
 
4-کودتای انجام شده فاقد سازماندهی بود. به عبارتی تاکتیک های کودتاچیان مناسب نبود و بیشتر به یک کاریکاتور کودتا شبیه بود.
 
5-رسانه ها به ویژه رسانه های نوین با کودتا در افتادند و با آن همراهی نکردند.
 
6-این کودتا از پشتیبانی خارجی برخوردار نبود.
 
آقای دکتر کریمی پور، شما مواضع ایران را در این باره چگونه ارزیابی می کنید؟
 
ببینید به گمان بنده در رهنامه استراتژیک ایران همواره این موضوع باید ثابت باشد که هر حرکت ضد مردم سالاری و در هر قالبی به ویژه کودتا محکوم شود. در این صورت نیازی به انتظار تا پایان رویداد نیست. در هر رویداد این چنینی بی درنگ باید کارت مردم سالاری کشیده شود و هر گونه انتظار برای فرجام ماجرا یا اتخاذ مواضع محتاطانه و دو پهلو جایز نیست.
 
به نظر شما روابط ایران و ترکیه پس از این رویداد دچار چه تحولاتی خواهد شد؟
 
واقعیت آن است که ایران و ترکیه هیچ  بهانه و انگیزه استراتژیکی برای دشمنی ندارند. در واقع فاصله گرفتن ایران و ترکیه از یکدیگر در حالی که همه عوامل منازعه و تهدید می توانند به فرصت تبدیل شوند، خود حاکی از نادرستی تصمیم‏ سازی‏ها و مدیریت های سیاسی است که در جهت خلاف استراتژی ژئوپولیتیک حرکت می کند. به نظر بنده مناسبات ایران-ترکیه می تواند از رقابت کنونی به رفاقت استراتژیک و دیرینه تبدیل شود.
 
آقای همانطور که اشاره کردید یکی از چالش های دائمی آنکار مسئله کردها است، شما اثرات روند و فرآیند کودتا را بر این مسئله چگونه می بینید؟
 
بله، دولت های ترکیه از دو دهه پیش تا کنون کوشیده اند تا از دیدگاه های مندرس و کهنه آتاتورکی «ملت» گذر کنند و به تعریفی سازگار با بافت جمعیتی ترکیه دست یابند. ولی واقعیت آن است که هنوز تا تبدیل ترکیه به یک ملت فاصله ژرفی وجود دارد.
 
 سیستم سیاسی ترکیه هنوز تا آن اندازه مردم سالار نشده است که برای خواست ‏های ناسیونالیسم نیمه تمام کُرد، پاسخی درخور ارائه دهد. به گمان بنده این کودتا وقفه ای هر چند کوتاه در فشار پیاپی به کُردها ایجاد خواهد کرد. ولی از دیدگاه استراتژیک بعید است که آنکارا بتواند به زودی پاسخی برای این مهم بیاید.
 
شما نقش و توطئه خارجی را در این کودتا چگونه ارزیابی می کنید؟
 
من اطلاعاتی در این باره ندارم.
 
از نظر شما رخ دادن این کودتا چه تاثیری بر روند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا خواهد داشت؟
 
خب این کودتا درستی دیدگاه های اروپایی ها را نشان داد. برخی از اعضای اتحادیه اروپایی استدلال می کنند که جامعه و سیاست و پیوند آنها در ترکیه بسی پایین تر از استاندارد های اروپایی است. نمونه آن این که بیش از نیم سده است که اروپا کودتا را در صندوقچه تاریخ گذاشته بود ولی کودتای پنجم ترکیه در 26 تیرماه 95 هجری خورشیدی نشان داد که ترکیه هنوز تا دستیابی به استانداردهای مردم سالاری و استانداردهای لازم برای الحاق به اتحادیه اروپا فاصله دارد.
 
شما وقوع این کودتا و نقش آن را  در وزن ژئوپولیتیک ترکیه چگونه ارزیابی می کنید؟
 
بله، در نیم سده های اخیر، ترکیه رویدادها و کودتاهای پرشماری را دیده است ولی موقعیت ژئوپولیتیک بس گرانمایه اش هیچگاه دگرگون نشده است. ترکیه همچنان بهترین پل پیوند اوراسیایی است. با وجود پیشرفت های شگفت آوری که تا کنون داشته است، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک عالی، همچنان به همراه لهستان، مکزیک، کره جنوبی، برزیل و ... می تواند به پیش بتازد. هر چند وضعیت آن تا یکی دو سال تحت تأثیر این رویداد خواهد بود.
 
آقای دکتر اگر بخواهیم مقایسه میان کودتای ترکیه و مصر داشته باشیم، به نظر شما علت توفیق و شکست کودتاهای مصر (2013) و ترکیه (2016) در چیست؟
 
مردم مصر پس از یکسال به این باور رسیدند که که انقلابشان برگشت به دوره ی تباهی و تاریکی است. بنابراین هوشمندانه بد را به بدتر ترجیح دادند. ولی شهروندان ترکیه همه معادله را بین نظامیان و «اُردوغان» می بینند. آنها شیفته رئیس جمهورشان نیستند ولی با تمام وجود عواقب دیکتاتوری نظامیان را درک می کنند. تفاوت این دو را باید در تفاوت پیشینه ی مردم سالاری محکم و استوارتر ترکیه نسبت به مصر دید و از این نگاه دلیل توفیق کودتای مصر و شکست کودتای ترکیه را بررسی کرد.
 
ارتش ترکیه تا کنون در شرایط مناسبی از نظر قدرت نظامی قرار داشت. حالا و با شرایط ایجاد شده، جایگاه ارتش قدرتمند ترکیه چه می شود؟
 
ببینید، بهترین ارتش ها آنهایی هستند که همانند شمشیر در نیام هستند. شمشیرهایی که همواره بیرون از غلاف باشند لاجرم زنگ خواهند زد. ارتش ترکیه همانند ارتش سوئد و نروژ و اسپانیا باید به پادگان ها برگردد و برای دفاع از مأموریتش پیاپی در حال آماده سازی باشد. این جبر زمانه و جبر مردم سالاری است. به گمان بنده قویترین ارتش‏ ها را کشورهایی در اختیار دارند که مردم سالاری قوی تری دارند. ترکیه نیز در جایگاهی نیست که ارتش ضعیفی داشته باشد. موقعیت ژئوپولیتیک آناتولی نیازمند ارتش پرتوان، کارآمد و بی طرف و در نیام است و ارتش ترکیه نیز باید در این مسیر حرکت کند.
 
آقای دکتر این کودتا چه تأثیری بر مناسبات منطقه از جمله مناسبات ایران و ترکیه خواهد داشت؟
 
ببینید، خاورمیانه، قفقاز و آسیای جنوبی تشنه صلحی پایدار است. در حالی که بیش از هشتاد درصد اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و لاتین تا خاور دور در صلح پیوسته به سر می برند، مردم خاورمیانه سال‏هاست در منطقه جنگی زنگی می کنند و می میرند و متأسفانه مزه صلح را نمی چشند. گویا سرنوشت مردم این منطقه زیستن در دوزخی است که جنگ سالاران برای آنها تدارک دیده اند. اگر این کودتا آغازی برای پایان گستره جنگ باشد که بس بعید است، فرخنده است.
 
ولی تا جایی که به ایران برمی گردد، به گمانم مثلث ایران، ترکیه و عربستان می توانند با همگرایی، منطقه را از چرخه بیچارگی برهانند وگرنه این شتری است که به در همه خانه ها می خوابد. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. به گمان من استراتژی های این سه کشور باید همزیستی، همکاری و همگرایی باشد و اگر شد اتحاد استراتژیک را در پرتو صلح جغرافیایی در دستور کار قرار دهند.
 
آقای دکتر کریمی پور از وقتی که در اختیار «تابناک» قرار داید سپاسگزاریم.
 
من هم از شما تشکر می کنم.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار