در مورد سعید حجاریان در ویکی تابناک بیشتر بخوانید
کلیات
سعید حجاریان کاشانی از فعالان امنیتی سابق و سیاسی کنونی است. وی از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و از چهرههای مطرح جنبش دوم خرداد و هجده آبان و معروف به تئوریسین جریان اصلاحات است که در سال ۱۳۷۸ توسط سعید عسگر در مقابل شورای شهر تهران مورد سوءقصد قرار گرفت.
وی از این ترور جان سالم به در برد، اما از آن پس زندگی را بر صندلی چرخدار میگذراند و دچار اختلالات شدید گفتاری شدهاست. عامل ترور که ۱۹ سال داشت به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
دوران کودکی و جوانی
سعید حجاریان در سال ۱۳۳۳ در محله نازیآباد تهران به دنیا آمد. خانوادهاش اهل کاشان بودند اما در نقل مکان به تهران در جوادیه تهران ساکن شدند. پدرش در ابتدا خیاط بود اما بعد به فرش فروشی روی آورد. به گفته خودش پدرش گرایشهای سیاسی متفاوتی داشته و به جلسات گروههای مختلف میرفتهاست اوایل سراغِ دار و دسته منشیزاده و حزب سومکا رفته بوده که گرایشهای ناسیونالیستی تند داشتند. یک مدت هم به باهماد آزادگان روی آورد که از نزدیکان کسروی بود، پدرش مذهبی بود و بعداً هم مصدقی شد او و دو برادرش در مدرسه الهی تحصیل کردند. خانواده از لحاظ اقتصادی جزو طبقه متوسط سنتی بود. منزل آنها دو طبقه بود و او و برادراناش در طبقه دوم زندگی میکردند.
دوران دانشجویی
اولین جرقههای فکری و سیاسی از سال سوم دبیرستان با خواندن کتابهای آل احمد شروع شد. او میگوید «یک معلم تودهای داشتیم که به ما کتاب میداد؛ شروع کردم به کتاب خواندن، به واسطهٔ آنها من ۲ سال قبل از کنکور میرفتم دانشکده فنی و از کتابخانه چپیها و اسلامیهای دانشکده فنی کتاب میگرفتم.»
حجاریان کمکم به دکتر شریعتی و مرتضی مطهری علاقهمند شد. در سال ۵۱ دیپلم گرفت و همان سال در کنکور سراسری با رتبه ۲ رقمی در رشته مکانیک دانشکده فنی قبول شد. هنوز علایق علوم انسانی در وی جدی نبود و بیشتر برای تأمین زندگی به مهندسی روی آورد. در دانشگاه هم اگر چه در رشته مکانیک درس میخواند؛ اما در کلاسهای مرحوم عنایت و هما ناطق هم شرکت میکرد. کلاسهای شفیعی و سیمین دانشور را هم میرفت تفسیر و اصول و فلسفه میخواند. بدایه و نهایه را هم پیش آقای اسدالله بیات زنجانی یادگرفت. در بدو ورود به دانشگاه چون پایه مذهبی داشت به انجمن اسلامی رفت و با جعفر علاقهمندان و دختر دکتر ریاضی هم دوره بود؛ آن زمان انجمنهای اسلامی در مقایسه با چپیها ضعیف بودند. سپس در سال ۵۶ به سربازی رفت و با رسته مهندسی، افسر وظیفه ژاندارمری شد. آن زمان امام خمینی ره دستور تخلیه پادگانها را داده بود که وی فرار میکند و به کاشان پناه میبرد و پس از اوجگیری انقلاب دوباره به تهران برمیگردد.
حجاریان در گفتگو با ماهنامه اندیشه پویا میگوید «برگشتم نازیآباد و بچههای محلهمان را سازماندهی میکردم. البته چند سالی بود که خانه ما پایگاه شده بود در نازیآباد. بچههای نارمک یک گروه داشتند به نام مکتب علی که جلال گنجهای به آنها درس میداد جلال گنجهای را گرفتند و بعد یک روحانی به نام همتی به آنها درس میداد؛ که بعد از انقلاب نماینده خوزستان در خبرگان شد و خیلی طرفدار شریعتی بود. همتی را دعوت کردم خانهمان و بچهها را جمع کردم و خانه خودمان جلسه هفتگی میگذاشتیم. فؤاد کریمی هم میآمد و عبدی و باقی و تقی محمدی و خلاصه همه بچههای نازیآباد و بچههای خزانه و یاخچیآباد و… میآمدند. به اسم تفسیر قرآن به بچهها کتابهای شریعتی میدادیم و آنها را سازماندهی میکردیم. عربی آموزش میدادیم. اعلامیههای امام خمینی را هم پخش میکردیم؛ اما اعلامیه گروهها را پخش نمیکردیم، چون به گروهها اعتماد نداشتیم.»
بعد از انقلاب اسلامی
بعد از انقلاب ۵۷ به سربازی برمیگردد ابتدا به علت کمبود نیرو او را رئیس مهندسی ژاندارمری میکنند؛ اما بعد به کمیته نازیآباد، ستاد کل ارتش میرود. خودش دربارهٔ آن حوادث میگوید «در نازیآباد من مرجع بودم و در کمیته نازیآباد مردم مسائلشان را به من ارجاع میدادند مثلاً مردم کلی افغانیها را گرفتند و آوردند کمیته ما این مسئله را حل کردیم. اسلحه دست مردم زیاد بود و شروع کردند به انتقامگیری و دعوا کلانتری نبود و کار ما شده بود راست و ریست کردن امور مردم. مادر من هم آمده بود و کمک میکرد و شده بود بازجو (باخنده) زنان بدکاره را میگرفتند و میآوردند آنجا و مادر من با آنها صحبت میکرد. در ارتش هم کسانی را که مثلاً در حکومت نظامی مردم را کشته بودند شناسایی میکردیم و به دادگاه معرفی میکردیم.» او در اواخر سال ۵۷ وارد اداره دوم (مرکز اطلاعات پرسنلی، نظامی، سیاسی و جاسوسی ارتش) میشود، آن زمان بیشتر تمرکز در آن اداره به روی جلوگیری از وقوع کودتا بود. وی در بیست و پنج سالگی حکم مسئولیت اداره دوم نیروی دریایی ارتش را از مهدی بازرگان میگیرد.
ترور
وی از سال ۱۳۷۷ دست به انتشار روزنامهٔ صبح امروز زد که در جریانات سیاسی آن روز نقش اطلاعرسانی عمدهای را بر عهده گرفت. در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ سعید عسگر در جلوی شهرداری تهران و هنگام ورود حجاریان به ساختمان شورای شهر او را مورد سوءقصد قرار داد. حجاریان پس انتقال به بیمارستان نجات یافت
هنوز مطلبی با این برچسب منتشر نشده است.