توفان گذشت اما هنوز گرد و غبار خبری و رسانهیی آن فروننشسته است. هنوز هم نه مقصری مشخص شده و نه متولی پیگیری خاصی برای این حادثه. گرچه هم وزارت راه و هم مجلس کمیتههایی را برای پیگیری ماجرا تعیین کردهاند و گزارشی هم درآخرین جلسه صحن شورای شهر مطرح شد ولی هنوز سوالات بیپاسخ بسیاری وجود دارد؛ سوالاتی که دکتر احمد صادقی، رییس سازمان مدیریت بحران، در قالب مصاحبهای به آنها پاسخ داده است. آن هم با این تاکید که «این توفان تمام شده است، بهتر است بیشتر به فکر آینده باشیم!» به نوشته اعتماد، آیا این پاسخ که اتفاقا تکراریترین جمله اعضای حاضر درجلسه اخیر شورای شهر که به بررسی حادثه توفان اخیر تهران اختصاص داشت، بود، به معنای کوتاه آمدن تمام مسئولان و دستگاههای ذیربط درپیگیری ماجرای تلخ توفان تهران است.
هفته گذشته شوکی برای مدیریت شهری و به شکلی ویژهتر برای سازمان مدیریت بحران تهران بود و شاید از آن مهمتر آزمونی بود برای این سازمانها. توفان هفته گذشته تهران، که شاید بتوان به نوعی آن را توفانی کمنظیر عنوان کرد، باعث شد تا عملکرد دستگاههای مرتبط با حوادث غیرمترقبه، بهخصوص ستادی که شما مدیریت آن را برعهده دارید، با اما و اگرهای فراوانی روبهرو شود. بحث اصلی دراین میان هم چگونگی پیشبینی و از آن مهمتر، اطلاعرسانی درخصوص زمان وقوع این حادثه بود. به گونهیی که شما مدعی هستید هواشناسی اخطاری به شما نداده است و سازمان هواشناسی هم ادعا میکند که 40 دقیقه پیش از وقوع توفان برای شما اخطاریه صادرکرده است. بالاخره کدام ادعا درست است؟
من تا امروز نمیخواستم به این مساله دامن بزنم چون بر این باورم که به جای حمله کردن به یکدیگر و متهم کردن همدیگر باید برای حل مشکلات و بهبود وضعیت موجود تلاش کرد. اما وقتی چنین ادعایی مطرح میشود مجبور به توضیح و ارائه مدارک مرتبط هستم. اولا باید در ابتدا بر این نکته اشاره کرد که بر اساس عرف رایج سازمان هواشناسی گزارشهای خود را در سه نوع برای ما ارسال میکند؛ یکی به شکل بولتن، دوم به شکل اطلاعیههای روزانه و در نهایت درصورت لزوم با صدور «اخطاریه». در روز مزبور یعنی دوشنبه 12 خردادماه، اطلاعیه شماره 27 سازمان هواشناسی درساعت 17:28 برای ما فاکس شده است. یعنی چیزی حدود 20 دقیقه بعد از آغاز توفان. حالا به مضمون این اطلاعیه توجه کنید. در این فاکس آمده است: بر اساس نقشههای پیشیابی تا چهارشنبه در مناطق شمال غرب، دامنههای البرز، دامنههای زاگرس، مرکز، شمال شرق و شرق کشور در بعدازظهر و شب رگبار، رعد و برق و گاهی وزش باد شدید و در مناطق مستعد بارش تگرگ رخ خواهد داد.» همچنین در بولتن پیشبینی سه روزه هوا نیز که همان روز ساعت 13 برای سازمان ارسال شده تنها به این نکته اشاره شده که هوای تهران «نیمهابری به تدریج ابری و رگبار و رعد و برق و با وزش باد» همراه خواهد بود. همانگونه که مشاهده میشود در هیچ کدام از اطلاعیههای مورد اشاره نامی از توفان برده نشده و اخطاریهیی مبنی بر وقوع احتمالی آن به سازمان ارسال نشده است. جالب اینجاست که وقتی اطلاعیه روز بعد از حادثه را نیز مطالعه میکنید، باز هم مطالبی با همین مضمون را خواهید دید. فقط در انتهای این اطلاعیه آمده: با توجه به احتمال وقوع آبگرفتگی و خسارتهای احتمالی از توقف در زیر درختان و نقاط غیر مستحکم خودداری نمایید.
خب اینکه به نوعی اخطار محسوب میشود.
همانطور که مشاهده کردید تقریبا مضمون تمامی اطلاعیههای صادر شده روزانه یکی است. یعنی تقریبا هر روز متنها کپی پیس میشود. به این ترتیب اگر قرار باشد هر دفعه که میگویند امکان وزش باد شدید و آبگرفتگی وجود دارد، ما شهر را به حالت آمادهباش درآوریم که دیگر نمیشود دراین شهر زندگی کرد!ببینید. ما برحسب سرعت، پنج نوع باد و توفان داریم یکی با سرعتی تا 75 کیلومتردرساعت، دوم با سرعتی تا 130 کیلومتر، سوم تا 150 کیلومتر برساعت، چهارم تا 170 کیلومتر برساعت و بالاخره توفانهایی با سرعت 210 کیلومتر درساعت. توفان دوشنبه تهران از نوع سوم یعنی حدود 5/118 کیلومتر بود. هواشناسی باید حتما به نوع توفان اشاره کند تا بتوان درمورد آن تصمیمگیری کرد، نه اینکه فقط به گفتن عباراتی کلی و هشدارهای تکراری اکتفا کرد.
راستی، از توفان دوم در روز جمعه چطور خبردار شدید؟
داستان این یکی جالبتر است. روز جمعه در منزل نشسته بودم که یکی از دوستان از کرج تماس گرفتند و گفتند در اینجا توفان بهپا شده است و تصور میکنم به سمت تهران میآید. من هم سریعا با همکاران شیفت تماس گرفتم. اما آنها گفتند همین چند دقیقه قبل از زیرنویس هشدار شبکه خبر متوجه موضوع شدهاند و اعلام آمادهباش کردهاند.
چند دقیقه قبل از توفان بود؟
حدود 20 دقیقه قبل از آن.
استدلال کارشناسان سازمان هواشناسی این است که توفان تا یک ساعت قبل از وقوع، قابل پیشبینی نیست. این نظریه تا چه حد درست است؟
این یک بحث کارشناسی است و من نمیتوان اظهارنظر علمی کنم. ولی مطالعاتم و بحثهایی که با کارشناسان این علم داشتهام حکایت از آن دارد که تکنولوژی اینقدر پیشرفت کرده که بتوان اکثر حوادث طبیعی مانند توفانها را مدتی قبل از وقوع پیشبینی کرد. اصلا از این بحث که بگذریم من خودم سوالی دارم که هنوز جواب درستی برای آن نیافتهام. اینکه درصورتی که پیشبینی توفان ممکن نباشد، پس سازمانهایی مانند فرودگاهها که عملکردشان کاملا به پیشبینی هوا گره خورده، تکلیفشان چیست؟
خب این سوال را میتوان از فرودگاهها پرسید.
دقیقا. من هم همین کار را کردم. گویا آنها براساس «مشاهده» عمل میکنند. مثلا درمورد یکی از این توفانها، خلبان یکی از هواپیماها درحالی که به نزدیکی فرودگاه امام خمینی(ره) رسیده بود، با دیدن تودهیی عظیم و غیرعادی با برج تماس میگیرد و ماجرا را عنوان میکند. برج مراقبت هم فوری از وی میخواهد به جای فرودگاه مهرآباد، دور بزند و در اصفهان فرود آید. بدینترتیب، عوامل فرودگاه از وقوع توفان مطلع شده بودند.
پس چرا این اتفاق در مورد اطلاعرسانی سازمان هواشناسی رخ نداد؟
این را باید از دوستان این سازمان پرسید. ولی به نظر من در این میان یک شکاف اطلاعاتی بین ما و سازمان هواشناسی و سایر سازمانهای ذیربط وجود دارد. اینکه چرا نمیشود درکوتاهترین زمان ممکن اطلاعرسانی کرد؟ باید نشست و این مساله را حل کرد.
یعنی شما معتقدید که دستگاههای ذیربط عملکرد خوبی را در مواجهه با توفان داشتهاند؟
بله. بررسیها نشان میدهد که درکمتر از چند ساعت تهران به وضعیت عادی خود بازگشت. این امر تنها وقتی ممکن بود که سازمانهای ذیربط درانجام وظایف خود عملکرد قابل قبولی را به نمایش گذاشته باشند.
ولی برخلاف نظر شما بسیاری ازهموطنان ما اعلام کردهاند که بعد از توفان بارها با تلفنهای عمومی 110، 137 و... تماس گرفتهاند اما یا کسی پاسخی نداده یا اگر هم گوشی را برداشتهاند، دوباره آن را قطع کردهاند.
باید این ادعاها بررسی شود.
پس شما معتقدید که عملکرد دستگاههای ذیربط خوب و مناسب بوده است.
بله. البته به این نکته باید توجه داشت که درچنین حوادث اجتماعی، اگر مشارکت شهروندان نباشد، دولت هرچقدر هم که تلاش کند نمیتواند آنگونه که باید و شاید جوابگوی امدادرسانی، نجات و... شهروندان باشد. به خصوص دردقایق نخست بروز این حوادث که به دقایق «طلایی» معروفند.
ولی به نظر میرسد شهروندان هم چندان که باید وشاید با مقولههای حوادث طبیعی آشنا نباشند.
بله حق با شما است. واقعیت این است که مدیریت بحران ما جامعه محور نیست. دغدغه مخاطره را ندارد. فقط وقتی به یاد این حوادث میافتیم که حادثهیی رخ داده باشد.
خب متولی این امر کیست؟ منظورم آموزش شهروندان است.
بخش اعظم آن به خود ما برمیگردد. اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، نتوانستهایم در روند آموزش شهروندان چندان موفق باشیم. نتوانستهایم مردم و مسوولان را نسبت به قضیه و اهمیت آن حساس کنیم.
الان که درهرمنطقه و محلهیی ستاد بحران داریم پس چرا اینها درتوفان تهران وارد گود امدادرسانی و... نشدند؟
درعین حال اجازه دهید به طرح جدیدی که دردستور کار پنج ساله آتی این سازمان قرار دارد اشاره کنم؛ طرحی به نام تشکیل تیمهای «دوام». براساس این طرح در مدت پنج سال درتمامی 375 محله تهران تیمهایی آموزش دیده از خود اهالی آماده خواهند بود تا درصورت بروز هرگونه حادثه طبیعی به کمک شهروندان و اجرای بحث «خود امدادگری» بپردازند. این افراد مجهز به تجهیزاتی مانند کمکهای اولیه، بیل و کلنگ، کیف نجات و... هستند و برای آنها کانکسهایی درخیابانهای محلات شهر پیشبینی شده است.
اگر درست به خاطر داشته باشم چندی پیش شورای شهر مصوبهیی را به تصویب رساند که بر اساس آن مجتمعهای مسکونی و ساختمانهای پرجمعیت نیز باید مجهز به گروههای امداد و نجات باشند. این طرح به کجا رسید؟
درست است. براساس این مصوبه ساختمانهای بالای شش طبقه یا بالای 25 نفر جمعیت باید مجهز به گروههای مدیریت بحران باشند. درحال حاضر این طرح آغاز شده و برحسب اولویت به ساختمانهای یادشده مراجعه میکنند و به داوطلبان آموزش میدهند تا درصورت بروز هرحادثهیی چگونه به اهالی آن مجتمعها کمک کنند.
در جلسه اخیر شورای شهر، اکثر اعضا و حاضران براین نکته تاکید داشتند که به جای مقصر دنبال حل مشکل خسارتدیدگان و برنامهریزی برای آینده و حوادث احتمالی باشید. این نمیتواند به این معنا باشد که شما از پیگیری مقصران این حادثه صرفنظر کردهاید؟
به هیچ عنوان. همانطور که میدانید کمیتهیی از سوی وزارت راه برای بررسی علل این حادثه و چگونگی برخورد با آن تشکیل شده که بنده هم عضو آن هستم و این کمیته باجدیت پیگیر مساله است تا حصول نتیجه کامل چرا که این یک حق عمومی برای تمامی شهروندان است و هیچگونه اهمالی در این زمینه پذیرفتهشدنی نیست.
و تکلیف خسارتدیدگان این حادثه چه خواهد شد؟
طبق قانون، دولت مسوول خسارات ناشی از توفان است.
و اگر حادثه دیگری مخصوصا «زلزله» رخ دهد، آیا این ستاد آمادگی مقابله با آن را دارد؟
بله ولی این مقوله دیگری است که باید جداگانه درمورد آن بحث کرد!
