فروش خود را افزایش دهید سخنرانی ایمان پاکزادیان مقدم در کنفرانس بزرگ بازاریابی      وسایل پرمصرف را عصر و غروب بکار نگیریم            فقط در مواقع تماشا تلویزیون را روشن کنیم       
به‌روز شده در: ۰۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۷
تعداد بازدید: ۹۷۹۲
علی اکبر عین اللهی
کد خبر: ۲۸۵۰۲۴
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۹ - 14 November 2012
تحقق هر امری در جوامع گوناکون با روندی خاص و تجربه‌های گوناگون به سرانجام می‌رسد و سیر تحول خود را می‌پیماید، شاید نام این امر اجتماعی یکی باشد، ولی اداب اجتماعی و شکل اجرایی آن از جامعه‌ای به جامعه دیگر بسیار متفاوت است.

مناظره نامزد‌های ریاست جمهوری نیز از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد، هرچند نام همه آن‌ها مناظره است، شکل و نحوه اجرای آنها متفاوت است؛ در فرانسه به شکلی و در آمریکا به گونه‌ای دیگر که در چند ماه گذشته آن را دیدیم.

نکته تأمل برانگیز این است که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری هر کشوری، مردم به آینده خود حساس می‌شوند و این مناظره‌ها می‌تواند در صورتی که درست طراحی و اجرا شوند، آگاهی مردم را افزایش داده و امید به آینده را در آنان تقویت کند؛ اما در کشور ما، سرآغاز جدی شدن مناظره نامزدهای ریاست جمهوری به سال ۱۳۷۶ بازمی‌گردد که در آن کاندیدا‌ها رودررو به مطرح کردن دیدگاه‌های خود پرداختند و به علت شرایط خاص آن زمان و وزن اجتماعی کاندیدا‌ها، مناظره‌ها در جوی آرام برگزار شد. هرچند در آن زمان، هنوز برای مردم مناظره‌ها اهمیت بالایی نداشت، توانست تأثیر اجتماعی خود را بگذارد.

اما متأسفانه در انتخابات سال ۱۳۸۰ به علت اینکه برخی از وزرای کابینه دولت، رقیب انتخاباتی رئیس جمهور بودند، مناظره آنچنان اهمیت نیافت.

از طرفی جناح مخالف دولت با آگاهی از افکار عمومی حاضر نشد، جدا وارد کارزار انتخابات شود و انتخابات با دست‌کم مطرح شدن مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برگزار شد.

در انتخابات ۱۳۸۴ نیز با توجه به شرایط انتخابات و احتمالات آن که هر کدام از کاندیدا‌ها برای خود متصور بودند، شرایط پر شوری وجود داشت، اما باز مناظره‌ای برگزار نشد و آنچه اهمیت یافت، فیلم تبلیعاتی کاندیدا‌ها بود که برد اجتماعی هم پیدا کرد و کارگردانان در این زمینه نوآوری هم کردند.

در این دوره جوی احساسی بر انتخابات حاکم بود و با همین جو هم به سرانجام رسید؛ اما انتخابات ۱۳۸۸، با وجود شرایط و رقابت سخت کاندیدا‌ها، زمینه را برای مناظره فراهم کرد و مناظره‌ها مورد توجه مردم قرار گرفت و به جرأت و اطمینان نزدیک به یقین، می‌توان گفت که در زمان پخش مناظره‌های تلویزیونی کاندیدا‌ها، ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ صداو سیما بیشترین بیننده را داشت که تنها می‌توان آن را با دادگاهی آقای کرباسچی، شهردار تهران مقایسه کرد.

البته به علت‌های گوناگون، از جمله کم تجربگی برگزارکنندگان نتوانست به آرام بخشی اجتماعی کمک کند و با بیرون رفتن از مسیر اقناعی و رفتن به حواشی، باعث شد بر احساسی شدن گروه‌های مخاطب تأثیر بیشتری بگذارد که بخشی از رخدادهای پس از انتخابات دستاورد این احساسات بود.

بنابراین، جا دارد در یک جو کار‌شناسی و به دور از حب و بغض و خودسانسوری به این مقوله پرداخت تا از حاصل آن مدیران رسانه‌ای کشور بهرمند شوند.

اما آنچه باید در این باره گفت این که در کشورهای مطرح، مراکز غیر دولتی مناظره‌ها را برگزار می‌کنند و حتی برای آن کمیسیون‌های بی‌طرفی تشکیل می‌شود و کاندیدا‌ها با موضوعی مشخص در مراکز معتبر علمی در حضور بخشی از نخباگان جامعه به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند.

در این کشور‌ها، شبکه‌های رادیو و تلویزیونی، تنها نمایشگر این مناظره‌ها هستند و با توجه به مواضعشان به برجسته نمودن مواضع برخی طرف‌های انتخابات می‌پردازند؛ البته باز باید قانون حداقل بی‌طرفی را رعایت کنند. در این کشور‌ها نیز به مانند کشور ما ایران به کاندیدا‌ها وقت تلویزیونی داده می‌شود تا به معرفی و ارائه برنامه‌های خود بپردازند که بر پایه قانون، مقدار آن مشخص است؛ مثلا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه حق دارند، ۴۳ دقیقه در قالب ده تبلیغ یک و نیم دقیقه‌ای و هشت تبلیغ سه و نیم دقیقه‌ای برنامه‌های خود را معرفی کنند، ولی اصلی‌ترین سخنان در مناظره‌ها گفته می‌شود.

اکنون لازم است ما هم با توجه به تجربه انتخابات گذشته و تجربه کشورهای دیگر برای مناظره‌های خودمان، یک دکترین تعریف و نسبت به اصلاح آن در زمان اقدام کنیم.

ـ باید صداوسیما را از مجری بودن مناظره‌ها کنار بگذاریم، زیرا حفظ اعتماد عمومی به صداوسیما به عنوان یک نهاد دولتی ـ که مدافع سیاست کلی نظام است ـ اهمیت بسیاری دارد.
ـ نباید به هر بهانه‌ای حتی پرشور، برگزار شدن انتخابات که سیاست کلی نظام است، کوچک‌ترین خدشه‌ای به اعتماد عمومی صداو سیما وارد آورد، زیرا بی‌اعتمادی به صداو سیما بی‌اعتمادی به بعد سیاسی و فرهنگی نظام است.

بنابراین، باید این نهاد را از جناح‌بندی‌های سیاسی دور داشت و آن را برای بیان و حفظ حریم قانون اساسی و ارزش‌های نظام حفظ کرد، تا هنگام وقوع بحران‌هایی که به منافع ملی مربوط است، مردم با جان دل مواضع این نهاد را بپذیرند و در راستای منافع ملی عمل کنند و اگر خدای ناکرده این اعتماد به بهانه‌های گوناگون به حراج رود، همه در قبال آن مسئولیم.

باید توجه داشته باشید، تنها نهادی که دارای این اهمیت است و باید از اعتماد به آن حفاظت شود، نهاد رهبری است و صد البته باید از اعتماد به نهاد رهبری بسیار بیشتر از صداوسیما مراقبت کرد، چون او بیان کننده سیاست‌ها کلی است، ولی متأسفانه امروزه در کلیت اداره کشور حتی از جایگاه‌های رسمی از این جایگاه برای توجیه دیدگاه‌های خود و حتی دفاع از سیاست‌های زودگذر هزینه می‌شود که باید هشدار داد و اعلام خطر کرد.

به هر حال، گفت‌وگوها باید در سه محور کارساز باشد؛ یک آگاهی بخشی درباره کلیت حرکت سیاسی نظام جمهوری اسلامی، دوم ایجاد امید به آینده و سوم فراهم کردن بستر تصمیم‌گیری آگاهانه و عقلانی در جامعه.

برای اینکه مردم با اعتماد بیشتر به این مناظره‌ها توجه کنند، هم می‌توان با توجه به تجربه‌های گذشته و تجربه دیگر کشور‌ها یک کمسیون متشکل از اساتید معروف دانشگاه‌های کشور را سرپرست برگزاری این مناظره کنیم؛ برای نمونه، در چهار محور مناظره در سیاست خارجه، اقتصاد، فرهنگ و سیاست‌های خاص مطرح در آن دوره، به طرح و اجرای آن اقدام کنند و یک استاد شناخته شده در موضوع مورد مناظره به عنوان مجری به اجرای آن بپردازد.

این مناظره‌ها در چند دانشگاه مطرح به مانند تهران، شیراز، تبریز، مشهد و قم برگزار شود و صداو سیما، پخش مستقیم آن داشته باشد، زیرا این کار باعث خواهد شد، هر نامزدی که بخواهد از موضوع بحث بیرون شود و به موضوعات حاشیه‌ای بپردازد، با توجه به جو کار‌شناسی حاکم بر جلسه و جایگاه مجری که از جایگاه تخصصی تذکر خواهد داد، آن کاندیدا در افکار عمومی مورد پرسش قرار گیرد و کاندیدا‌ها با توجه به پیامدهای آن از چنین کاری به شدت پرهیز خواهند کرد.

به این ترتیب، با توجه به جو علمی حاکم بر مناظره، هر کاندیدای تلاش خواهد کرد، با آمادگی کامل و اشراف لازم به موضوع در نشست شرکت کند، چرا که این امر باعث خواهد شد که کاندید‌ها تلاش کنند برای حضور در چنین مناظره‌‌ای از تیم‌های کار‌شناسی مطرح از طرفدارانش کمک گرفته و این باعث می‌شود، اولا برای هرک اندیدا یک مانفست کاری در افکار عمومی شکل گیرد و در ثانی، آنها بناچار مجبور به گردآوری یک برنامه حداقلی خواهند شد؛ البته اجرایی شدن این ایده به نوع نگاه حاکمیت به دانشگاه‌ها و حتی رسانه‌های غیر دولتی برمی‌گردد.

هم‌اکنون این پرسش را داریم که آیا حاکمیت می‌پذیرد، مدیران مسئول روزنامه‌های غیردولتی و انجمن‌های علمی و حتی اسلامی دانشگاه‌ها و اساتید حوزه‌ها در این زمینه نقش داشته باشند و باری را که بر دوش دولت سنگین می‌کند، بردارند؟!
بازگشت به ابتدای صفحه
نام:
ایمیل:
* نظر: