به‌روز شده در: ۳۰ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۵
تعداد بازدید: ۸۲۵۵۴
تعداد نظرات:
۷۴ نظر
سید هادی کسایی‌زاده
کد خبر: ۲۷۹۷۶۹
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵ - 20 October 2012
دهان پر از "کرم" پیرزن، مرده ای که بوی گلاب می داد، جنازه‌ای که سر و صدا می کرد، مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه و وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند پنج خاطره باورنکردنی از غسالهای بهشت زهرای (س) تهران است.

به گزارش خبرنگار مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ 3 مرداد ماه 49 در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد.

گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 !

دهان پر از "کرم" پیرزن

یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند.

یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.

مرده ای که بوی گلاب می داد

یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد.

آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد...

جنازه‌ای که سر و صدا می کرد

عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم.

در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم.

دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...!

مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه

مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم.

گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند.

آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز 14 یا 15 نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند...

ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش.

وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند

یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال 87 بود. 18 سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد.

 این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه 24 سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم  و رفتیم قطعه 24 گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را.

وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم،  کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!

منبع: مهر
بازگشت به ابتدای صفحه
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 2
در انتظار بررسی: 506
انتشار یافته: 74
علي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:12 - 1391/07/29
32
305
خاطرات جالبي بود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:16 - 1391/07/29
540
178
باز هم خرافات
پاسخ ها
محمد علی
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
13:27 - 1391/07/30
نمیدونم دختری یا پسر ولی مشخصه جوونی خیلی بی تجربه هنوز سرت بسنگ نخورده که دنبال چاره بگردی انشاالله هم که برایت اتفاق نیفتد اینها خرافات نیست بلکه مثل خورشید تابانند عزیزم اون چشم بند سیاه را از چشمهایت بردار تا خورشید را ببینی
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
13:41 - 1391/07/30
راست میگی منم باور نمیکنم
محمد2
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
11:08 - 1391/08/01
برادر یا خواهر عزیز هرگز نگو خرافاته اینها مقربان درگاه الهی هستند من خودم مشکلی داشتم که با همین وضعیت مواجه شدم انشاءاله که کسی با مشکل مواجه نشه به حق باری تعالی
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
15:38 - 1391/08/06
غصه نخور عزیزم بزودی با چشمات اینها رو خواهی دید
زهرا
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
22:01 - 1392/10/08
به جوانی و پیری نیست....حتما برات یه همچین اتفاقی میوفته و از نزدیک لمس میکنی
شاغلام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:21 - 1391/07/29
31
195
خيلي جالب بود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:24 - 1391/07/29
18
163
بله

خدا را شکر
محمدجواد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:24 - 1391/07/29
27
203
خدا انشاء اله همه مارا عاقبت بخیر کند . شهدا امام زادگان عشقند و مزارشان زیارتگاه اهل یقین . برای من هم یک مشکل پیش آمده بود و از دوستان شهیدم خواستم که مشکل مرا بر طرف کنند و الحمد الله بخیر گذشت
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:26 - 1391/07/29
30
198
خاطره آخري خيلي تكان دهنده بود.
شهدا به ما هم كمك كنيد. انشاء الله
علیرضا نیکخواه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:28 - 1391/07/29
54
204
منکرین معاد بخوانند و منصفانه تفکر کنند!!!!
علی احمدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:32 - 1391/07/29
17
190
خدایا ی مهرتبانتر از مادر و بابا . خدای لطیفتر از اشک چشم . خدای نور در تاریکی و ظلمت . الهم عجل لولیک الفرج
پاسخ ها
پارسا
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
11:45 - 1391/07/30
خیلی زیبا گفتی ....
ممنون.
مهدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:34 - 1391/07/29
18
92
عالی
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:35 - 1391/07/29
17
99
جالب بود مخصوصاً بند آخر
حمید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:36 - 1391/07/29
12
94
خسته نباشید..ممنون.عالی بود و حال خوشی با خواندن این مطلب به من دست داد.التماس دعا.خدا همه گذشتگان رو مخصوصا اونایی که ازشون کمتر یاد میشه یا اصلا یاد میشه مورد لطف و مرحمت خودش قرار بده و بیامرزد.
دریادل
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:55 - 1391/07/29
16
104
انالله و انا علیه راجعون
سحر چراغیان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:00 - 1391/07/29
31
51
سلام واقعا این داستانها حقیقت داره ؟اگه حقیقت داره لطفا برام ایمیل بفرستید وجواب بدید.ممنون
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
11:11 - 1391/08/01
باورکنید حقیقت دارد
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:42 - 1391/07/29
11
82
ای علی
" کل نفس ذائقه الموت "
مادر دل شکسته
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:08 - 1391/07/29
6
186
وقتی موضوع اخری رو خواتدم بی اختیار گریه کردم خدا همه مریضها را شفا بده پسر کوچولوی خوشکل منم مریض
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
08:50 - 1391/07/30
خیلی منقلب شدم خدا شفاش بده اگر چه من بنده گناهکارم
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:25 - 1391/07/29
17
94
واقعا داستان اول داستان پیرزن خیلی عجیب بود کلا داستانهایی که اینجا نوشته شده بودند همشون بیدارکننده بودند یعنی اینکه ما باید از گناهان فرار کنیم و واجبات را انجام بدهیم و به خدا پناه ببریم چون بازگشت ما به سوی خداوند متعال هست امیدوارم همه ی ما عبرت بگیرم.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:06 - 1391/07/29
11
90
شهدا عزيزند و غريب در اين زمونه ،
فریده
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:19 - 1391/07/29
7
82
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم من همیشه برا شهدا فاتحه میخونم اونا که بخاطر وطن و ناموس شهید شدند اونا گلهای معطری هستند که پرپرشدند روحشان شاد
دهقان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:32 - 1391/07/29
9
65
واقعیتی است همه عبرت است برای اینک بدانیم اخرتی است بایدحساب پس بدهیم حال بیایم اندیشه کنیم,,,(دهقان)ازشیراز
کروش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:33 - 1391/07/29
8
107
خواهران وبرادران برای همه بیماران بخصوص مادر مهربانم (ام لیلا جوکار)ازته دل دعایی بکنید .............

باتشکر از گزارش بی مانند وعالی شما خبرنگار مبتکر وتأثیرگذار
یا الله یا رباه یا سیداه
سارا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:54 - 1391/07/29
9
48
ممنون
زیبا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
20:52 - 1391/07/29
12
62
با سلام.خدا اجرتان بدهد.واقعا محتاج اینگونه مقالات هستیم.
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:45 - 1391/07/30
7
44
عالی بود به استناد دعای ال یاسین تمانمی وعده های خداوند حق است پس بیایم به فکر اخرت مان باشیم که لذات و خوشی های زندگی دنیوی فانی است خداوند همه مسلمین را عاقبت بخیر نمایی انشاالله
مسلمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:02 - 1391/07/30
61
39
شما باید می گفتید تشخیص بدهید کدام داستان در سته وکدام یکی واقعیت نداره (افسانه های محلی) .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:06 - 1391/07/30
38
43
ماجراي شماره سه آيا حقيقت بود يا ساخته ذهن تخيلي كارگردان ما؟
گذشته از شوخي اين دنيا پيچيده تر از اين حرفهاست. فقط اون چيزي رو كه خودت تجربه ميكني 100 باور كن
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:41 - 1391/07/30
11
28
مرسی
الهام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:42 - 1391/07/30
8
47
تكون خوردم
حسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:18 - 1391/07/30
6
28
خيلي ممنون
ناشناس
|
MALAYSIA
|
11:34 - 1391/07/30
53
22
motmaen bashid baraye dahane an pirzan age rast bashe tojihe elmi vojod dare .hatman khenevadeye pirmard be o golab zade and va,,,,khoda shafaye ajel be tabnak bede
پاسخ ها
ناشناس
| UNITED STATES |
13:34 - 1391/07/30
مهم این است که اصل قضیه " کل نفس ذائقه الموت" را نمیشه انکار کرد.
این زنگ تفریح کوتاه تمام می شود و حساب خواهیم داشت!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:24 - 1391/07/30
10
37
سلام
تیتر خوبی نگذاشته اید. چرا باور ناکردنی؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:40 - 1391/07/30
7
57
روايت يا حديث داريم افراد بد دهن فحاش روز قيامت در حالي كه از دهانشان چرك مي آيد محشور مي شوند.
دانش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:00 - 1391/07/30
110
32
اون آقا پیرمرده غیر از اینکه عادت داشته هر روز زیارت عاشورا بخونه عادت داشته هر روز صبح دوش گلاب هم بگیره.
پاسخ ها
مادر
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
12:01 - 1391/11/24
همه جا جای شوخی نیست جوون
عباس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:36 - 1391/08/01
4
50
اسرار ازل را نه تودانی ونه من
وین حرف معما نه توخوانی و نه من
پاسخ ها
رضا
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
12:35 - 1391/08/01
کلید اسرار ایرانی هم کلید خورد!!
الف
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:52 - 1391/08/04
1
26
سلام
ما انسانها به برکات خداوند به زندگیهامون آگاه نیستیم و همیشه میگیم خرافات تا وقتی که سره خودمون بیاد
خدا حواسش به هممون هست!
محمد رضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
19:42 - 1391/08/05
1
39
کاش جوانان صوت قران وزیارت عاشورا راجای گزین موسیقی وفیلم های این روز ها میکردند عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام
فائزه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
18:35 - 1391/08/15
5
32
خیلی جالب بود دستتون درد نکنه.
اونای ک باور نمیکنن.واقعا ک!!!!شما مسلمونین!!!!!!!
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:18 - 1391/08/19
7
23
خیلی عالی بودبازهم بفرستید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:15 - 1391/10/22
4
24
خداوند به همه کسانی که نیتشان خیر است عمر با عزت بدهد.
علیرضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:35 - 1391/11/22
7
19
خرافات نیست ولی خوب همه هم باور نمیکنند
سید نصطفی
|
UNITED STATES
|
19:19 - 1391/11/22
2
28
خداوند همه مارو ببخشد وبیامرزد
علیرضا جیریائی شراهی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:33 - 1391/12/09
4
20
خسته نباشید..ممنون.عالی بود و حال خوشی با خواندن این مطلب به من دست داد.التماس دعا.خدا همه گذشتگان رو مخصوصا اونایی که ازشون کمتر یاد میشه یا اصلا یاد میشه مورد لطف و مرحمت خودش قرار بده و بیامرزد.
مرتضی آزاده
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:34 - 1391/12/14
2
22
باز گشت همه ما بسوی اوست.واقعأ که انسان را این مطالب از خواب مادی به بیداری معنوی سوق میدهد.یا حق
میترا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
18:30 - 1392/01/17
2
20
درس عبرث بود خداوند همه مارا ببخشد من به اىن وقایع ایمان دارم .
فاطمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:39 - 1392/01/20
4
24
سلام دوستان چونیک بنگری هرروزروزمحشراست...من ازسال85هرحاجتی داشته باشم میرم قطعه شهدا چون معتقدم شهداومراقد امامزاده هامملوازانرژی مثبت هست ویقین بدونین ازوساطت شهدا،خیلی حاجت هاموگرفتم.ازخدامیخوام همه مارومخصوصاشیعه های حضرت علی و فاطمه علیه السلام رو عاقبت بخیرکنه انشاءالله
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:34 - 1392/01/26
4
13
البته موارد ابن چنینی برای من هم پیش آمده ولی نیازی نیست برای یاد آوری معاد به داستان متوسل شویم چرا که آن قدر دلایل محکم مانند عدل وحکمت خداوند و عدم ظرفیت دنیا برای پیاده شدن آن برای معاد وجود دارد که هیچ شکی در آن نیست
محسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:10 - 1392/01/27
1
18
دست شما درد نکنه انشاء اله خداوند توفیق شناخت راه حق را به همه عنایت کند
حسين
|
CHINA
|
12:02 - 1392/02/05
2
22
آنهايي كه مي گويندخرافات است بايستي بروند بهشت زهرا و خودشان ببينند
محمد جواد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:19 - 1392/02/21
3
12
واقعا داستان جالبی بود
لطفا از این داستان ها بیشتر بزارین.
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:16 - 1392/03/02
2
18
جالب بود مطالب بیشتر بگذارید...
انشاع الله خدادر زمان مرگمان بهمون کمک کند
علی هاشمی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
22:44 - 1392/03/04
1
9
سلام
وقایع تمامادرست است.تفسیرها بنا به مراتب اشخاص مختلف است.
کلا چگونه میتوانم غسال باشم.و مردگان راغسالی کنم.شرایطی درد یاخیر.
از جواب اداری که خواهید داد سباس گذارم
زهرا حیدری
|
UNITED STATES
|
23:50 - 1392/04/03
3
15
غیر ممکن وجود ندارد
قلاوند
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
02:36 - 1392/04/09
0
17
امکان دارد بیاید بدون اینکه همدیگرو بشناسیم واسه ی هم دعا کنیم.
مهیار
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:12 - 1392/04/23
0
19
شهدا شفا میدهند وشفاعت میکنیم
چه ما قبول کنیم چه نکنیم
اصلا عالم به قبول داشتن ما یا قبول نداشتنمان کاری ندارد وکار خودش را می کند . . . خدا را شکر
ابراهيم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
05:28 - 1392/05/07
0
14
افرادي كه باور داشتند و باورشان قوي تر شد كه هيچ...
اما افرادي كه باور نكردند پس از چند يا چندين سال روي همين سنگ قرار ميگيرند و باور ميگنند
ولي افسوس كه آن وقت دير شده است,
خيلي دير...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
06:16 - 1392/05/07
2
23
خدايا همرو به راه خودت هدايت كن و از گناه دور كن
حمید جلالی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
02:29 - 1392/05/12
0
18
از لطف شما سپاسگزارم که خاطرات خوبی را عنوان نمودید در صورت امکان باز هم بیشتر بگویید با تشکر ....
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
22:48 - 1392/09/29
1
4
خدایا افکارمونا شفا بده
محمود از چادگان
غزل
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
00:01 - 1392/09/30
1
6
من فکر میکنم زندگیه هر روز ادمها پر از این معجره هاست فقط باید باور کرد دید و حس کرد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:06 - 1392/10/01
5
4
خدا اگر بخواد کسی رو شفا بده میده اگرم نخواد نمی ده به حرف شهید نیست من پدرم سرطان داشت به تمام امامها هم متوسل شدیم اما شفا پیدا نکرد و فوت کرد به نظر من توسل به ائمه و شهدا فقط برای تسکین دادن قلب خودمونه خدا اگر بخواد می شه اگرم نخواد نمی شه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:58 - 1392/10/04
1
7
واي به حال ما... به كجا رسيديم!!! به شهيدا مي گن خرافات!!!! يا ائمه رو جدي نمي گيريم!!! حتما نكير و منكرم العياذ بلله دروغن و خدا هركي رو بخواد رد مي كنه هر كي رو بخواد نگه مي داره!!!

خداوندا به حق هشت و چارت
زما بگذر، شتر ديدي نديدي
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:04 - 1392/10/04
1
10
فقط دعا کنیم مثل اون پیرزنه نشیم. خدایا مارو ببخش
منیج
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
01:30 - 1392/10/06
0
7
عالی بود
معصومه شکری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:56 - 1392/11/07
1
12
خداوند مهربان با واسطه پاکان روزگارش یعنی شهدا حاجتمان را روا میکند شما هم برای ما دعا کنید جرا که حاجت گرفته اید و حتما مورد نظز هستید . توسل به ایمه اطهار و شهدا پیروان امامان بسیار محبوب است خوشا بحالتان
نام:
ایمیل:
* نظر: