۱۲۵۹۸۳بازدید
گفتگو با مردی که 24 ساعت در سردخانه بود
کد خبر: ۲۳۴۳۵۱
تاریخ انتشار: ۰۴ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۹:۱۸ 23 March 2012
تصور شما از جهان پس از مرگ چيست؟ اين پرسشي است كه از همان ابتداي خلقت، بشريت را به تفكر واداشته است و هر كس با توجه به باورهايي كه در فطرت خود دارد، جهان پس از مرگ را براي خود ترسيم كرده است.

بوده‌اند انسان‌هايي كه چند ساعت و حتي سه روز پس از مرگ زنده شده‌اند و اظهارات آنها در حالي كه همه تصور مي‌كرده‌اند براي هميشه كالبد خاكي را ترك گفته‌اند، دستمايه گزارش‌ها و فيلم‌هايي شده كه مخاطبان را به فكر فرو برده است.

مي‌گويند مرگ دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد و هر موجود زنده‌اي روزي شاهد شتر مرگ خواهد شد كه مقابل پاي او به زمين نشسته و راه فراري از آن وجود ندارد.

برخي زندگي پس از مرگ را شيرين و برخي سخت و طاقت‌فرسا مي‌دانند. تاريخ تاكنون تجربه‌هاي زيادي از انسان‌هايي داشته كه پس از مرگ و در حالي كه آماده تدفين بوده‌اند، به يكباره زنده شده‌اند و پس از گذشت سال‌ها از اتفاقي كه برايشان رخ داده است با شگفتي ياد مي‌كنند.

يكي از كساني كه از دنياي مردگان بار ديگر به جهان هستي بازگشته «مازيار كشاورز» است؛ مرد 52 ساله‌اي كه پس از يك تصادف وحشتناك 24 ساعت بعد در سردخانه بيمارستان زنده شد و اكنون نيز از اعضاي هيات مديره شركت پست جمهوري اسلامي ايران است.

براي شنيدن حرف‌‌هاي او از آن 24 ساعت يخ‌زده به ديدارش رفتيم.

مي‌گويند كسي كه يك‌بار مرگ را تجربه كرده ديگر از مرگ نمي‌ترسد؛ آيا شما هنوز از مرگ واهمه داريد؟

در اين دنيا نمي‌توان كسي را يافت كه از مرگ نهراسد. شايد بخش عمده‌اي از اين ترس به دليل دلبستگي‌هايي است كه در جهان خاكي به وجود مي‌آيد و دل كندن از آن بسيار سخت و مشكل مي‌شود. واقعيت اين است كه من هم از مرگ مي‌ترسم.

دليل عمده اين ترس چيست؟

شايد به اين دليل كه نمي‌دانم در آن جهان چگونه بايد پاسخگوي اعمال خود باشم. باور كنيد از وقتي كه اين حادثه برايم رخ داد روزي نيست كه به آن فكر نكنم. مي‌دانم كه خداوند مرا دوست دارد و بازگشت من از دنياي مردگان فرصت دوباره‌اي است كه كمتر نصيب كسي مي‌شود.

حادثه چگونه و در چه سالي براي شما رخ داد؟

آذر 1374. آن روز هم مانند امروز برف مي‌باريد و من كه آن زمان مديركل پست استان كردستان بودم، ساعت 8 صبح به اتفاق راننده، حبيب‌الله كشاورز سوار يك پاترول شديم تا به قروه برويم. وقتي حركت كرديم، متوجه شدم او شب قبل به دليل آن كه به خانه‌اش مهمان آمده خوب نخوابيده بود. از او خواستم تا اجازه دهد من رانندگي كنم. برف بشدت مي‌باريد، به طوري كه پنج ساعت طول كشيد تا از سنندج به قروه رسيديم. خيلي خسته بودم. وقتي براي سوختگيري در پمپ بنزين توقف كردم، او از خواب بيدار شد و خواست رانندگي كند، من نيز در صندلي عقب خوابيدم و 42 روز بعد چشم باز كردم.

وقتي شما خواب بوديد حادثه رخ داد؟

بله، بعد شنيدم كه در نزديكي صالح‌آباد، خودروي ما با يك تريلي حاوي سنگ برخورد كرده و شدت اين تصادف به حدي بود كه از شيشه عقب خودرو به ميان جاده پرتاب شده بودم. پس از حادثه من نفس نمي‌كشيدم و به تصور اين كه فوت كرده‌ام رويم پتو انداخته بودند.

آن روز جسد مرا پشت يك وانت‌بار عبوري قرار داده و به اميد نجات به بيمارستان برده بودند كه در آنجا پس از معاينه و به دليل آن كه آثار و علائم حياتي در من وجود نداشت، مرا تحويل سردخانه مي‌دهند.

چگونه متوجه شدند شما زنده هستيد؟

ظاهرا 24 ساعت بعد يكي از كارگران سردخانه بيمارستان كه مشغول جابه‌جايي اجساد بوده در يك لحظه متوجه مي‌شود انگشت شست پايم تكان مي‌خورد. او سراسيمه موضوع را به پزشكان اطلاع مي‌دهد. وقتي مرا از سردخانه خارج مي‌كنند، ظاهرا تنها پزشك جراح نيز پس از چند ساعت عمل بيمارستان را ترك كرده بود، اما تقدير چنين بود كه من زنده بمانم.

مگر چه اتفاقي رخ داده بود؟

پزشك جراح پس از خروج از بيمارستان و در نزديكي‌ خانه‌اش متوجه مي‌شود سررسيد خود را در بيمارستان جا گذاشته و چون نياز به آن داشت، ‌براي برداشتن سررسيد به بيمارستان مي‌آيد كه با مشاهده وضعيت من بلافاصله 7 عمل جراحي سخت روي من انجام مي‌دهد و سپس مرا به بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان منتقل مي‌كنند.

در اين مدت چه احساسي داشتي؟

تصادف را كه به ياد نمي‌آورم، اما در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان خود را مي‌ديدم كه در اتاق به پرواز درآمده بودم. مدام در گوشه‌‌اي از سقف كه حالت زاويه را داشت قرار مي‌گرفتم و پيكر خود را مي‌ديدم كه در زير دستگاه تقلا مي‌كند. احساس سبكي خاصي داشتم و خيلي خوشحال بودم. هر بار كه همسر و فرزندانم را مي‌ديدم كه با ديدنم گريه مي‌كنند، به آنها مي‌خنديدم و از آنها مي‌خواستم گريه نكنند، اما صداي مرا نمي‌شنيدند. دلم مي‌خواست اتاق را ترك كنم. خيلي تلاش مي‌كردم، اما نمي‌توانستم.

چرا؟

پدربزرگم را مي‌ديدم كه او نيز پس از سال‌ها كه از زمان مرگش مي‌گذشت به ملاقاتم آمده بود. من او را خيلي دوست داشتم. از او پرسيدم كجا زندگي مي‌كند، اما تنها به من لبخند مي‌زد و مي‌گفت در جايي خيلي خوب. وقتي از او خواستم مرا هم همراه خود ببرد، گفت نه، تو بايد برگردي. التماس‌هايم بي‌فايده بود و او توجهي نمي‌كرد.

چه مدت در اين حالت قرار داشتي؟

42 روز بيهوش بودم و سرانجام وقتي به كالبدم بازگشتم با گرماي آفتابي كه از پنجره اتاق بيمارستان به صورتم افتاده بود، از خواب بيدار شدم.

اين تجربه را چگونه مي‌بيني، چه حسي به آن داري؟

شيرين بود و شيرين‌تر از آن ديدار با فرزندانم و يكي از دخترانم كه بسيار به او علاقه دارم.

چند فرزند داريد؟

سه فرزند؛ دو دختر و يك پسر.

پس از اين حادثه به مرگ فكر مي‌كني؟

هر روز و مي‌دانم كه خداوند به من فرصت زندگي دوباره‌ داده است. باور كنيد براي كار خوب خيلي زود دير مي‌شود.

حالا نگاه شما به زندگي با قبل از حادثه فرق كرده است؟

اعتقاد من بر اين است كه فاصله زندگي تنها ميان اذان و نماز است؛ وقتي فردي متولد مي‌شود در گوش او اذان مي‌گويند و وقتي مي‌ميرد برايش نماز مي‌خوانند. بايد پذيرفت كه زندگي يك نعمت الهي است كه مدام بايد شكر كرد.

مي‌گويند زندگي همراه با آرزوهاست شما به آرزوي خود رسيده‌ايد؟

زندگي هميشه پر از فراز و نشيب است. دوست داشتم فوتباليست شوم، پايم شكست. رفتم كشتي كتفم در رفت. احساس مي‌كنم پس از حادثه‌اي كه برايم رخ داد، برخي از آرزوهايم رنگ باخت و به اين باور رسيدم كه فرصت كوتاه است و نبايد دل كسي را شكست. مگر زندگي چه ارزشي دارد كه به خاطر اين چند روز ديگران را از خود برنجانيم و به همه و حتي دوستان و نزديكان خود بد كنيم.

راستي چه بر سر راننده شما در آن حادثه آمد؟

(چشمانش پر از اشك مي‌شود)‌ او مرا به بيمارستان رسانده بود و به دليل پارگي طحال و خونريزي داخلي جان باخت.

اصالتا كجايي هستيد؟

متولد قائمشهر هستم. شناسنامه‌ام صادره از اردبيل است و از 26 سال پيش نيز يكي از مديران شركت پست هستم.

و كلام آخر.

دعا كنيد همه عاقبت به خير شويم و روزي نيايد كه ببينيم توشه‌اي براي سفر نداريم. از خداوند مي‌خواهم توفيقي دهد تا همديگر را دوست داشته باشيم. همين.

منبع: جام جم
اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۲۰۶
انتشار یافته: ۵۲
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
شما که همه چیز پرسیدی اینم میپرسیدی که وقتی به هوش اومدن، تمام رفت و آمد هایی که به اتاقش شده بود را وقتی به هوش آمد چک کرد که به همان صورت اتفاق افتاده؟ بهر حال گزارش بسیار جالبی بود
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
کاش از حس در بالین بودن خودش بیشتر پرسیده میشد
که این حالت چقدر با خواب دیدن فرق داره؟؟؟؟؟
و ایا اختیارش دست خودش بود یا مثل خواب بی اختیار میبوده
ناشناس
|
Canada
|
۲۰:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
Hi
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
خدا وکیلی فیلم بالیوودی دیده بودی آقای کشاورز!!!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
کاش به جای تمسخر واقعیت ها کمی فقط کمی اهل تحقیق و بررسی و تحلیل بودی. روایت آقای کشاورز، تجربه ای است که هزاران نفر آن را پشت سر گذاشته اند.
کامران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
دروغگو
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۴
لا اله الا الله
زندگي خيلي قشنگه ، خيلي زيباست
هر لحظه اش شيرينه
به همديگه كمك كنيم
اگر كسي نيازي داره ، كمكش كنيم
آبروي كسي رو تحت هيچ شرايطي نبريم
نگذاريم هيچ لحظه اي از عمرمون بيخودي هدر بشه
مدام تلاش كنيم و به مخلوقات خدا اعم از انسان و حيوان كمك كنيم.
هوشنگ
|
Czech Republic
|
۰۰:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
دوستان لطفا توهین نکنید.جالبه که تفریبا 99درصد از کسانی که به دنیا برمیگردند تجربه همانندی دارن. پیشنهاد میکنم درین باره تحقیق کنید
پاسخ ها
سعيد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۵/۲۵
بله سالهاست كه پيگير اين مسائل هستم و دقيقا تمامي افراد سرگذشت حدودا يكساني را تجربه كرده اند و همگان آنها نصحيت كرده اند كه در زندگي عشق و محبت به خلق خدا را توشه كنيد
ایرج
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
آن روز جسد مرا پشت يك وانت‌بار عبوري قرار داده و به اميد نجات به بيمارستان برده بودند

راستي چه بر سر راننده شما در آن حادثه آمد؟
چشمانش پر از اشك مي‌شود)‌ او مرا به بيمارستان رسانده بود و به دليل پارگي طحال و خونريزي داخلي جان باخت.

من که نفهمیدم راننده عبوری او را به بیمارستان رسانده یا او ........؟؟؟؟//
پاسخ ها
محمد
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۹
سلام . عزیز دل وقتی میفرمایندکه با ماشین عبوری مرا به بیمارستان زساندن فقط این معنی را نمیدهد که تنها یک زهگذر ایشان زا به بیمازستان بردند . منظور این بوده که راننده ایشان که زخمی هم بودند با یک وانت عبوری ایشان را بردن به بیمازستان .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
منم تجربه داشتم واقعا مرگ شیرین بود و راحت ، اما ادامه آنرا نمیدانم .....
mozhgangolzarian
|
United States
|
۰۸:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
من قبلا هم چنین چیزی را ازدوست نزدیکم که براش چنین اتفاقی افتاده بود شنیدم و باور دارم معتقدم تا جایی که امکان دارد دل بدست آوریم دل نشکنیم وظلم نکنیم چرا که زمان کوتاه وقت تنگ است.با سپاس از شما
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
كاملا مشخص هست كه داره دروغ ميگه
احمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
بنده خودم در خواب بارها برایم این حالت رخ داده که سبک بال شده ام و به هر جا که اراده میکردم پرواز می کردم. گویی جاذبه زمین نیست و بسیار کیف میکردم.
پاسخ ها
سعيد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۵/۲۵
منم چنين حسي را بارها و بارها داشته ام حتي زمان اوج گرفتن از محل خواب را در اختيار داشته ام، حتي در همان حال سفري به دوران كودكي خود داشتم، و خيلي هم هوشمند بودم، و هرگز ترسي در وجودم نبود البته به ياد ندارم چگونه پايان ميابد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
در اتاق CPR مورد مشابه اتفاق افتاده بود وتماما همين موارد را شخص مورد معالجه عنوان ميكرد يعني افراد وپرسنل در ماني كه فعاليت ميكردند را به وضوح با همان زاويه ديد كه در بالا عنوان شده مشاهده كرده بود كه در هنگام ترخيص از انان تشكر ميكرد.
ayhan
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
وااااااااااااای متاثر شدم
نرگس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
تعبیر قشنگی بود فاصله بین اذان و نماز
آزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
من نیز دارای تجربه مشابهی هستم.
بدون اینکه بدانم چرا و چطور روحم از بدنم جدا شد. مادرم را که در جوانی فوت شده اند دیدم. با ایشان صحبت هم کردم. دقیقا از بالا به بدنم که روز زمین بود نگاه میکردم. من دوست نداشتم بروم اما روی این موضوع کنترلی نداشتم. با خوابیدن و خواب دیدن فرق دارد. انگار خودتی اما سیال هستی.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۵
دروغ به این بزرگی!!!!!! حالا این زاویه چند درجه بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۱
این تجربه ایست برای ما ها
یکی از بچه های بالا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۹
ای زمینی ها که استعداد ناشناخته ای در به تمسخر کشیدن واقعیات و به واقعیت جلوه دادن توهمات دارید اگر شما کمی و فقط کمی ایمان به معاد و روز حساب داشته باشید باور کردن اصل این موضوع و خیلی چیزهای دیگر نیاز به تفکر ندارد البته همانطور که گفتم هریک از شما از روی سلیقه واقعیت را دستخوش تغییراتی میکند که باور آنرا برای دیگران سخت میکند...(مجتبی از زمین)
nazanin
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
من کاری ندارم کی راست میگه و کی دروغ میگه......مهم اینه که آرزوی مردن دارم و مشتاق دیدن دنیای بعد از مرگم....!
محمد علی مختاری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۹
دیدن عالم زیباییی که خداوند بزرگ وعده ی انرا داده بهر صورت زیباست فقط باید وباید ما بنده های خاکی چشم بصیرت با اعمال درستمان داشته باشیم.التماس دعا
سياوش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
دوستان عزيزم زندگى پس از مرگ زيباتر از اون چيزى هستش كه آدم تصور ميكنه. مهم نيست دين و آيينت چيه! حتا مهم نيست كه چه چيزى رو قبول دارى يا كه ندارى! تنها و تنها اعمال انسان بر اساس وجدان پاك سنجيده ميشه. خدا بى اندازه مهربونه. فقط و فقط عشق بورز
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۷
هم ترس هم کنجکاوی میگه دوست دارم برم برگردم
فرید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۸
خداوند راننده رو بیامرزه وطول عمر با عذت به شما لطف کردید سرگذشتتون رو نقل کردید باتشکر فراوان
حسام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۳
نمیدونم دنیای دیگه وجود داره یا نه اما باید خیلی جالب باشه برای دیدن اون روز لحظه شماری میکنم نه به خاطر اینکه آدم نا امیدیم نه،به خاطر جالب بودن و یک شخص دیگر تجربه کردن
احمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
آقای کشاورز حرف تازه ای نزدند تنها حرفشان این بود که حالت سبکی داشته اند و در کنار دیوار ایستاده بودند و همه را می دیدند و وقتی صدا میزدند کسی صدایش را نمیشنود اینکه چیز جدیدی نیست باید تجربه و اتفاقاتی که در این 24 ساعت که در آن دنیا بودند را میگفتند. الباقیش مصاحبه است . آنچنان تیتر زدید که تجربه بازگشت از جهان مردگان را دارد من فکرکردم که کلی حرف جدید و تازه دارد. مردم این حرفهایی که ایشان زدند را همه می دانند چیزی جدید نگفتند. مردم را سرکار نگذارید.
ابرام شامل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۵
انهایی که مسخره می کنند خود از همه مسخره ترند
یاسر
|
United States
|
۱۸:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
تجربه مرگ در خیلی از اشعار شعرای ما هستش
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
آرش موسوي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۸
اگه با دقت اين داستان را بخوانيم ،متوجه اشتباهات فاحشي در آن مي شويم.
براي مثال:
يكبارگفتي:(مرد 52 ساله‌اي كه پس از يك تصادف وحشتناك 24 ساعت بعد در سردخانه بيمارستان زنده شد).يكبار ديگرگفتي:(وقتي براي سوختگيري در پمپ بنزين توقف كردم، او از خواب بيدار شد و خواست رانندگي كند، من نيز در صندلي عقب خوابيدم و 42 روز بعد چشم باز كردم). من فكر كردم اشتباه چاپي است و منظورتان همان24ساعت است .دوباره گفتيد:
آن روز جسد مرا پشت يك وانت‌بار عبوري قرار داده و به اميد نجات به بيمارستان برده بودند كه در آنجا پس از معاينه و به دليل آن كه آثار و علائم حياتي در من وجود نداشت، مرا تحويل سردخانه مي‌دهند.

چگونه متوجه شدند شما زنده هستيد؟

ظاهرا 24 ساعت بعد يكي از كارگران سردخانه بيمارستان كه مشغول جابه‌جايي اجساد بوده در يك لحظه متوجه مي‌شود انگشت شست پايم تكان مي‌خورد.
دوباره گفتيد:

42 روز بيهوش بودم و سرانجام وقتي به كالبدم بازگشتم با گرماي آفتابي كه از پنجره اتاق بيمارستان به صورتم افتاده بود، از خواب بيدار شدم.
آخرش؟42روز يا24 ساعت؟ يكبارهم گفتي:
اجساد را در سردخانه جابجا ميكردند.
سوال:بعداز24ساعت يا42 روز:فرض كنيم24ساعت...خب اين جناب از مرگ برگشته بعداز24ساعت ماندن در سردخانه بدنش يخ نزد؟دوست گرامي، چه چيز را ميخواهي ثابت كني؟شما حتي داستان نويس خوبي هم نيستي.حداقل داستان تخيلي هم اگر دوست داري بنويسي، حتماً روي كاغذ بنويس و مدادپاك كن دار هم داشته باش تا هركجا اشتباه كردي آنرا تصحيح كني.
پاسخ ها
مخمد
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۹
سلام . ۲۴ ساعتی که فرمودن یعنی اینکه ۲۴ ساعت ایشان علایم حیاتی نداشتن ...۴۲ روز هم منظورشون لینه که ۴۲ روز بعد از کما یا بیهوشی بیدار شدن .
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۱
این ها چه سوالات بیربطیه که میپرسید.
سوال بهتر سراغ ندارید ؟؟؟؟؟؟
عباس آریا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۷
اگه واقعا دنبال اطلاعات کما و بعد مرگ کسی هست میتونم راهنمایی کنم چند روزی اونجا بودم.کاملا واقعی و ناشنیده ترین اخبار
معصومه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۳/۰۱
من هم مثل ایشان چند ساعتی به گفته ی دکتر فوت شدم ولی بخاطر تنها فرزندم دوباره برگشتم ولی من گرنواره دارم هنوز به سختی زندگی می کنم باز خداوند راشکر می کنم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۶
مرد عنکبوتی زیاد نگاه میکردین
عباس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۷
اخبار واقعی بعد از مرگ رو عارض میشم خدمت دوستان نه افسانه است و نه توهم ونه تبلیغات هیچ سنخیتی هم با دین و مذهب نداره امیدوارم باورتون بشه
اولین مرحله پرواز و احساس سبکی بیش از حد که اصلا قابل قیاص نیست با لذت های این دنیا.بعد هشیاری از مردن و تجسس در دنیای مرگ بعد حضور پدربزرگان که قبلا فوت شدند
و تله پاتی با آنها قبل حرف زدن ذهن همدیگه رو میخوندیم بعد جستجوی خدا و دیدار او
و اشاره پدربزرگام به روی زمین و دیدار خدا در میان گندم و آب و علفزار و ماجراهای دیگر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۳/۳۱
۲۴ ساعت بعد از سردخانه بیرون اومده ودر اندامش ۴۲ روز هم در کما بوده حالا خودتون به زودی تجربه میکنین چون دنیا واقعا گذراست
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۳۱
از سخن ناآگاهان نرنجید . بنده کاملا" به حرفهای شما اعتقاد دارم. چون خودم نیز چنین تجربه را داشته ام.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۶
حدیث صوتی سلمان و مرده رو گوش کنید تو نت هست اونوقت می بینی این تو بمیری با هیجان فرق داره
دنيا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۳۱
سلام برأي من هم پرواز روح خيلي رخ داده به حدي كه مي توانم ادعا كنم جسم و روح و يك نوع سوي هم هست يعني مراحل بيرون از جسم و خيلي عظيم
زهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۵
خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز من خود مردن را خواهم آموخت
بی نام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۲
لطفا سری مستند برنامه «نسیم حقیقت» رو که چند بار هم از تلویزیون پخش شده ببینید. در این مستند افراد زیادی با هر دین و مذهب، ایرانی و خارجی، تجربه ی مرگ و بازگشت شون به دنیا رو به اشتراک گذاشتند. کاش به جای اینهمه مچ گیری و ذره بین گذاشتن روی روایت، به اصل قضیه فکر کنیم. افراد زیادی در اطراف خودمون این تجربه رو پشت سر گذاشتن.
مرتضی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۵
حقیقت داره
چون یک پزشک اوروپایی 150 نفر که بر اثر حوادث برای مدتی مردند و بعد زنده شدند رو بررسی کرد واز همه اون ها وقایع بعد از مرگ رو پرسید
و پاسخ های مشترکی که همه دادند این بود:
بالای سر پیکر خود بودن و خودشونو میدیدن و حس آرامش و عشق نامشروطی داشتند
somaye
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۷ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۶
باسلام خدمت همه دوستان
ببینید این خرفا واقعیت داره..حال من کاربه افرادی که تجربه خودشونو گفتن ندارم.ولی برای تو خواب چند باراتفاق افتاده.
یه بارش که خیلیم ترسیدم نزدیکای سحر بود من یه خواب ترسناک دیدم خواب دیدم بایه قطار تصادف کردم بعداز ترس ازخواب پریدم ولی هنوز حالت نیم خیز نگرفته بودم که دیدم مثل پر سبک شدم باخودم گفتم من چرا اینجوری شدم هرکاری میکردم خودمو به سمت پایین بکشم نمیتونستم انگاریه قدرت عظیم داشت منو سمت خودش میکشوند بعددیم دستم ازپنجره اتاق رد شدبرگشتم نگاه به پایین انداختم که خودمو دیدم کنار دست خواهرم خوابیده بود انقدر ترسیدم که حدوحساب نداره زمان معنی نداشت فکرای جورواجور به سرم میزد ولی شایدباورتون نشه انگارهمه اون فکرا فقط چند ثانیه طول کشیده بود تازه فهمیده بودم که مردم.ازترس نمیدونستم چکارکنم فقط یادمه خدارو به حضرت ابلفضل قسم دادم که بعدروحم برگشت به جسمم.بعدش میترسیدم شبا بخوابم تایه مدت دوست نداشتم شبا بخوابم.
اینجابود که فهمیدم وقتی میگن خواب برادر مرگه یعنی چی
Somaye
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۶
ببخشید درجواب آقای آرش موسوی خواستم بگم منم متنو خوندم ومتوجه این قضیه شدم که یه کم تضاد داره ودوباره که اونو خوندم متوجه شدم که ایشون بعداز اینکه علائم حیاتی درشون دیده نمیشه به سرد خونه رفتن وبعداز24ساعت یکی از کارکنان متوجه تکون خوردن پای ایشون میشن وبعد اطلاع میدن که گفتن پزشک معالجشون بیاد که7عمل سخت روشون انجام میدن وبعد از42روز بهوش میان.یعنی بعداز اینکه از سرد خونه میان بیرون 42روز طول میکشه تابهوش بیان.
سوفى
|
Turkey
|
۱۹:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۷
اقاى عباس اریا میتونید تجربتون رو تعریف کنید خیلی خیلی علاقمندم
Miss .Sayeh
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۷/۳۰
خییییلی عجیب بود ، من خودم از یه بنده خدایی شنیدم که بیماری قلبی داشته و تو مسجد تنها بوده ، اونوقت یه لحظه یه حس عجیبی بهش دست میده و تا چند لحظه جسم خودشو میبینه که افتاده رو زمین و خودش رو هواس . بعد مثل اینکه چند نفر متوجه میشن و میان کمک و احیای قلبی و ... ولی خدا به هممون رحم کنه با این همه گناه و دروغگویی و دل شکوندن ، کاش بفهمیم اینجا یه مهمونیم و آخرش بدجور باید جواب پس بدیم ....
لیلا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۰
خداوند عاشق بندگانشه این برا من ثابت شده من تا به حال سه بار این تجربه رو داشتم دقیقا سبکی ؛دیدن جسم خودم؛ یکبارش یک کف پا که به اندازه کل بدنم بود پا گذاشت روم وجونم در اومد جسد خودم رو دیدم که خوابیده بودم هرچه شوهرم رو صدامیکردم نمیشنید یه چیز داغ توی گوشم ریخته شد یه حس عجیبی بود نه درد یه چیز که نمیشه توصیفش کرد التماس به خدا که بهم فرصت بده تازه چهل روز بود زایمان کرده بودم وهمش میگفتم بچه ام خیلی کوچیکه به خاطر اون بهم فرصت بده قول میدم نماز بخونم ولی با دیدن تونل نور یک حسی منو می کشوند به سمت نور؛نور باز وبسته میشد انگار شک داشت کاملا باز بشه ولی من دوست داشتم باز بشه یکدفعه بسته شد ومن برگشتم الان دیگه از مرگ نمیترسم فقط از قبر میترسم وعاشق خدام , نگرانی ام شرمساری از اونه پس از مرگ ؛البته هنوز نماز نمیخونم ولی هرروز توفکرش هستم میدونم خدا دوستم دارم ومن بنده ناسپاسی ام وفرصت زیادی ندارم احتمالا دفعه چهارم دیگه بازگشتی نیست
Asal
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۰
سلام. من پسر 9ماهمو تازه از دست دادم. تنها فرزندم و همه دنیای من بود والبته هست. تو کما رفته بود. خیلی از این تجربیاتو سرچ کردم تا بدونم.اون چه حالی داشته و داره. و خیلی ارامش میگیرم.وقتی همه از سبکی ارامش و خوبیهای اون دنیا میگن. خدایا تنها ارزوم داشتن دوبارشه و این تو اون دنیا میسر میشه انشاا...

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
وب گردی