جنگ جدید نفت، انرژی و خلیج فارس
محسن رضایی
آیا جهان با جنگ جهانی سومی به نام جنگ نفت روبهروست؟
آمارهای رسمی نشان از آن دارد که نفت انگلیس تا پنج سال آینده و نفت آمریکا تا ده سال آینده تمام میشود.
به جدول زیر نگاه کنید:

تاریخ پایان ذخایر نفت جهان به زودی در خارج از خلیج فارس سر میرسد و درحقیقت طی ده سال آینده، همه صنعت جهان متکی به نفت و گازخلیج فارس خواهد شد.
ولی این مسأله نه تنها از هم اکنون احساس می شود بلکه شروع هم شده است. در ده سال آینده، نفت هفت کشور جهان به مرور کاهش می یابد، به گونهای که تولید نفت جهان را با کاهشی برابر بیست و سه میلیون بشکه نفت در روز مواجه خواهد کرد و این هفت کشور بزرگ جهان که نفتشان به زودی پایان مییابد، در جدول زیر مشخص شده اند.

بنابراین، جهان صنعتی غرب به ویژه آمریکا و انگلیس باید برای جایگزینی آن فکری بکنند.
چند راهکار موجود:
1 ـ ارهکار جایگزینی انرژیهای دیگر به جای نفت
مطالعات و پژوهشها نشان میدهد در ده سال آینده که نفت کشورهای مورد نظر پایان مییابد، هیچ نوع انرژی جایگزین برای آن وجود ندارد. تنها انرژی جایگزین گاز طبیعی است که آن هم در منطقه خلیج فارس و روسیه وجود دارد که البته با بالا رفتن مصرف روسیه، گاز آنها بیشتر در داخل کشورشان مصرف خواهد شد و برای همین، تنها منطقه ای که گاز طبیعی فراوان دارد و میتواند جایگزین نفت شود، همین منطقه خلیج فارس خواهد بود و قدرتهای جهانی که بیشترین سهم صنایع جهان را دارند به خلیج فارس وابسته خواهند بود؛ بنابراین، نبض جهان در ده سال آینده در خلیج فارس خواهد زد که این موضوع فرصتها و تهدیداتی را برای خلیج فارس در بر خواهد داشت که البته بسته به رفتار قدرتهای بینالملل منطقه، خلیجفارس شاهد رخدادهایی خواهد بود.

2 ـ راهکار استعماری
اگر خوی استعماری غرب دوباره تحریک شود به سوی راه اندازی یک جنگ نفت خواهند رفت. متأسفانه نشانههای که در منطقه دیده میشود، حکایت از این راهکار دارد. درگیری در بحرین و تحریم ایران و برخورد با سوریه و پیاده کردن نیرو درسرزمین لیبی، آغاز این جنگ نفتی جدید با شیوههای دمکراتی منش آن هم از نوع اوبامایی آن است.
اگر آمریکا بخواهد به سبک نئومحافظه کاران و آقای بوش، وارد سرزمینهای منطقه شود، توانایی نظامی و اقتصادی لازم را ندارد و بنابراین، باید از دیگران بهرهبرداری کند؛ مثلا از مردم ناراضی بهرهبرداری کرده و یا بیداری اسلامی را در راستای منافع خود مصادره کند و یا از عربستان در اشغال بحرین و یا از ترکیه دراشغال سوریه استفاده نماید.
با این روشها چند فایده مهم را میبرد:
1 ـ کمبود نیروی نظامی خود را جبران میکند.
2ـ از اتهام مستقیم دوری میجوید.
3 ـ از تلفات انسانی مشابه عراق و افغانستان پرهیز میکند.
آخرین بخش این سناریو، سرنگونی دولت اسلامگرای ترکیه و پایان دادن به خاندان آل سعود در عربستان است. متأسفانه دوستان ما در عربستان و ترکیه، متوجه نقشه اروپا و آمریکا نیستند و در دام آنها گرفتار شده اند.
3ـ راهکار دمکراتیک و انسانی
غرب و قدرتهای بینالمللی منطقه را به حال خود رها کنند. کشورهای بزرگ منطقه به ویژه ایران، ترکیه، عربستان و مصر مشابه پیشگامی فرانسه و آلمان در تشکیل اتحادیه اروپا با بقیه کشورهای منطقه، یک اتحادیه اسلامی در منطقه به وجود آورند. این کشورها با برنامهای به نام صلح و توسعه و عدالت به آبادانی و پیشرفت منطقه بپردازند و به همه درگیریها پایان دهند. مردمسالاری را مسالمتآمیز در کشورهایشان پیاده کنند و از کشتار مردم خود بپرهیزند و بر صدور نفت و گاز هم نظارت کنند که با قیمت عادلانه به تمام دنیا و بنا بر قواعد بازار مبادله شود.

این راهکار به سود همه دنیا، از جمله ملتهای آمریکا و اروپا هم خواهد بود و البته میتواند به یک نهضت بینالمللی به نام نفت و صلح هم تبدیل شود.
آمارهای رسمی نشان از آن دارد که نفت انگلیس تا پنج سال آینده و نفت آمریکا تا ده سال آینده تمام میشود.
به جدول زیر نگاه کنید:

تاریخ پایان ذخایر نفت جهان به زودی در خارج از خلیج فارس سر میرسد و درحقیقت طی ده سال آینده، همه صنعت جهان متکی به نفت و گازخلیج فارس خواهد شد.
ولی این مسأله نه تنها از هم اکنون احساس می شود بلکه شروع هم شده است. در ده سال آینده، نفت هفت کشور جهان به مرور کاهش می یابد، به گونهای که تولید نفت جهان را با کاهشی برابر بیست و سه میلیون بشکه نفت در روز مواجه خواهد کرد و این هفت کشور بزرگ جهان که نفتشان به زودی پایان مییابد، در جدول زیر مشخص شده اند.

بنابراین، جهان صنعتی غرب به ویژه آمریکا و انگلیس باید برای جایگزینی آن فکری بکنند.
چند راهکار موجود:
1 ـ ارهکار جایگزینی انرژیهای دیگر به جای نفت
مطالعات و پژوهشها نشان میدهد در ده سال آینده که نفت کشورهای مورد نظر پایان مییابد، هیچ نوع انرژی جایگزین برای آن وجود ندارد. تنها انرژی جایگزین گاز طبیعی است که آن هم در منطقه خلیج فارس و روسیه وجود دارد که البته با بالا رفتن مصرف روسیه، گاز آنها بیشتر در داخل کشورشان مصرف خواهد شد و برای همین، تنها منطقه ای که گاز طبیعی فراوان دارد و میتواند جایگزین نفت شود، همین منطقه خلیج فارس خواهد بود و قدرتهای جهانی که بیشترین سهم صنایع جهان را دارند به خلیج فارس وابسته خواهند بود؛ بنابراین، نبض جهان در ده سال آینده در خلیج فارس خواهد زد که این موضوع فرصتها و تهدیداتی را برای خلیج فارس در بر خواهد داشت که البته بسته به رفتار قدرتهای بینالملل منطقه، خلیجفارس شاهد رخدادهایی خواهد بود.

2 ـ راهکار استعماری
اگر خوی استعماری غرب دوباره تحریک شود به سوی راه اندازی یک جنگ نفت خواهند رفت. متأسفانه نشانههای که در منطقه دیده میشود، حکایت از این راهکار دارد. درگیری در بحرین و تحریم ایران و برخورد با سوریه و پیاده کردن نیرو درسرزمین لیبی، آغاز این جنگ نفتی جدید با شیوههای دمکراتی منش آن هم از نوع اوبامایی آن است.
اگر آمریکا بخواهد به سبک نئومحافظه کاران و آقای بوش، وارد سرزمینهای منطقه شود، توانایی نظامی و اقتصادی لازم را ندارد و بنابراین، باید از دیگران بهرهبرداری کند؛ مثلا از مردم ناراضی بهرهبرداری کرده و یا بیداری اسلامی را در راستای منافع خود مصادره کند و یا از عربستان در اشغال بحرین و یا از ترکیه دراشغال سوریه استفاده نماید.
با این روشها چند فایده مهم را میبرد:
1 ـ کمبود نیروی نظامی خود را جبران میکند.
2ـ از اتهام مستقیم دوری میجوید.
3 ـ از تلفات انسانی مشابه عراق و افغانستان پرهیز میکند.
آخرین بخش این سناریو، سرنگونی دولت اسلامگرای ترکیه و پایان دادن به خاندان آل سعود در عربستان است. متأسفانه دوستان ما در عربستان و ترکیه، متوجه نقشه اروپا و آمریکا نیستند و در دام آنها گرفتار شده اند.
3ـ راهکار دمکراتیک و انسانی
غرب و قدرتهای بینالمللی منطقه را به حال خود رها کنند. کشورهای بزرگ منطقه به ویژه ایران، ترکیه، عربستان و مصر مشابه پیشگامی فرانسه و آلمان در تشکیل اتحادیه اروپا با بقیه کشورهای منطقه، یک اتحادیه اسلامی در منطقه به وجود آورند. این کشورها با برنامهای به نام صلح و توسعه و عدالت به آبادانی و پیشرفت منطقه بپردازند و به همه درگیریها پایان دهند. مردمسالاری را مسالمتآمیز در کشورهایشان پیاده کنند و از کشتار مردم خود بپرهیزند و بر صدور نفت و گاز هم نظارت کنند که با قیمت عادلانه به تمام دنیا و بنا بر قواعد بازار مبادله شود.

این راهکار به سود همه دنیا، از جمله ملتهای آمریکا و اروپا هم خواهد بود و البته میتواند به یک نهضت بینالمللی به نام نفت و صلح هم تبدیل شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۳۴
انتشار یافته: ۱۶
2- زور آنها به روسیه که صاحب بزرگترین منابع است نمیرسد ولی عربستان، عراق، لیبی، کویت و دیگر تولیدکنندگان نفت منطقه خلیج فارس را دارند.
3- آنها نفت ایران را هم میخواهند
4- کمپانیهای اسلحه سازی آمریکا و لابی قوی آنها در کنگره برای ادامه حیات به یک یا دو جنگ در هر دهه احتیاج دارند.
5- اسرائیل و آمریکا موفق شده اند چهره ایران را در میان مردم خودشان به منفی تغییر بدهند.
شما از معدل واقعیتهای بالا تصمیم بگیرید که جنگ بعدی آمریکا حتی اگر پنج سال دیگر باشد کجا اتفاق میفتد. سادگی خواهد بود اگر تصور کنیم آنها از فجایع عراق و افغانستان درس خواهند گرفت چرا که از ویتنام درس نگرفتند و میدانیم گروهی در آمریکا به جنگ برای ادامه حیات خود نیاز دارند. رئیس جمهور جمهوریخواه بعدی بسیار متمایل به آغاز جنگ با ایران خواهد بود.
٢ - انرژي هاي تجديد شدني هنوز در يك حالت نطفه اي هستند اما به سرعت جاي نفت و گاز را خواهند گرفت.
٣- آسياي جنوب غربي بالاترين استعداد را براي توسعه صنايع انررژي هاي نو دارد، اما در حال حاضر كليد توسعه آنها در دست اروپاييان به ويژه آلمان است.
٤- ايجاد اتحاد و همبستگي الزاما نبايد محلي و در ميان كشورهاي بلافصل باشد. وجود خصومت هاي ريشه دار تاريخي در اين منطقه از دنيا و تحريك پذيري كشورهاي منطقه در حال حاضر سد راه همبستگي مورد نظر نويسنده محترم است. شايد ضرورت يابد كه ايران شركاي آينده خود را در شمال غربي اورآسيا، امريكاي لاتين و افريقا جستجو كند.
٥- ديد نظامي نسبت به حل اين گونه مسايل پيچيده تنها يكي از گزينه ها است. يادمان باشد كه امريكاييها براي ايجاد تعادل ميان ديد نظامي و غير نظامي همواره وزير دفاع خود را از ميان غير نظاميان برمي گزينند.
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟






