انشقاق در بین «جبهه متحد اصولگرایی» از کجا آغاز شد؟
در روزهای اخیر، جبهههای انتخاباتی از دل اصولگرایان به مانند قارچ، سر از خاک برآوردهاند که آغاز تا پایان این جبهههای تازه راهاندازی، محوریت افرادی است که از «جبهه متحد اصولگرایان» بیرون ماندهاند؛ اما چرا و چگونه جبهه متحد اصولگرایان اینک با چنین جبهههای متعددی روبهرو شده است؟
در روزهای اخیر، یک شبه جبهههایی از دل اصولگرایان به مانند قارچ سر از خاک برآوردهاند که آغاز تا پایان این جبهههای تازه راهاندازی شده، محوریت افرادی است که از جبهه متحد اصولگرایان بیرون ماندهاند. به گزارش «تابناک»، تا پیش از دوران اصلاحات و تکثر و تنوعشان، خبر چندانی از جبهههای سیاسی نبود. جامعه روحانیت مبارز تهران و مجمع روحانیون نیز با گروههای همسو و نزدیک به خود، لیستهایی برای انتخابات در تهران ارایه میکردند و به ویژه مجلس و در انتخابات مجلس شورای اسلامی، این دو گروه داعیهدار بودند، ولی در دروان اصلاحات ـ که گروههای گوناگون خود را «پدر برد» میدانستند، برای از دست ندادن «برد» انتخابات، جبههای از تشکلها و گروههای اصلاحطلب تشکیل شد؛ جبههای که هیچ گاه هم جبههای نشد.
سالها پس از آن دوران، اصولگرایان به ایجاد جبهههای سیاسی روی آوردهاند. در این باره باید گفت که تلاش برای ایجاد جبهه متحد اصولگرایان همچون دعوتی که لبیک گویان فراوان داشت، با حسن نیتهای فراوان و با هدایت جامعتین و همراهی همه گروهها و شخصیتهای اصولگرا آغاز شد؛ جبههای که بنا بود جامع همه گروههای اصولگرایی و مانع نفوذ اغیار باشد. البته به گونه ای هم نباشد که سهمخواهی جای اتحاد و جامعیت را بگیرد.
جبهههای متحد، ایستادگی و همچنین پایداری، جبهههای سیاسی بودند که از مدتها پیش، فعالیت و رایزنیهای انتخاباتی خود را آغاز کردهاند؛ اما اکنون جبهههای بصیرت و بیداری اسلامی با محوریت شهاب الدین صدر، ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت غفوری فرد، جبهه مهر ورزی و عدالت به محوریت نزدیکان دولت و صدای ملت با محوریت علی مطهری در میان اصولگریان رشد کرده است.
دلیل این همه تشتت آرا در میان اصولگرایان از کجا آغاز شد؟
تلاش برای ایجاد جبهه متحد اصولگرایان همچون دعوتی که لبیک گویان فراوان داشت، با حسن نیتهای فراوان و با هدایت جامعتین و همراهی همه طیفها و شخصیتهای اصولگرا آغاز شد. جبههای که بنا بود دربرگیرنده همه طیفهای اصولگرایی و مانع نفوذ اغیار باشد، البته به گونهای هم نباشد که سهمخواهی، جای اتحاد و جامعیت را بگیرد، ولی حضور پر رنگ برخی از نمایندگان مجلس، به ویژه در گروه هشت نفرهای که به گروه 7 پیوست، زمزمهها را برای جدایی گروه اصولگرایان از جبهه متحهد آغاز کرد.
در میعادگاهی که بنا بود عرصه وحدت باشد، طبیعتا نمایندگان مجلسی که اتفاقا خود در زمره کاندیداهای انتخابات آتی بودند و قدرت اجرایی و چینش افراد را در جبهه متحد در اختیار داشتند، تا جایی که میشد، از دوستان نزدیک خود برای تعیین سی کاندیدای تهران استفاده کردند؛ موضوعی که حساسیت دیگر نمایندههای مجلس را برانگیخت؛ نمایندگانی که مدعی بودند، حتما آنان نیز باید در فهرست کاندیداهای تهران باشند و چنین شد که وحدت اصولگرایان به رقابت نمایندگان مجلس هشتم با یکدیگر تبدیل شد و فهرستهایی از کاندیداها با محوریت نمایندگان مجلس هشتم شکل گرفت. در واقع در غیاب همه بازیگران اصلی عرصه سیاست، این نمایندگان مجلس هشتم هستند که انتخابات مجلس نهم را در دست دارند، حال اگر انشقاقی هم در بین اصولگرایان باشد، آیا جز این است که این افراد هستند که مسئول آن هستند؟
پیش از انتخابات هم همین نمایندگان مجلس هشتم بودند که شروط خود تصویب کرده برای کاندیداهای مجلس را آنقدر اصلاح کردند که همه نمایندگان مجلس هشتم، بتوانند دوباره کاندیدا شوند. در آن برهه چون قانون منافع همه نمایندگان را برآورده میکرد، اجماع شگفتآوری در مجلس بود؛ اما اینک در بزنگاه انتخابات، سی نفر در تهران در لیست میتوانند حضور داشته باشند و این یعنی به هم خوردن اجماع و وحدت و آغاز جبههکشی نمایندگانی که اکنون در سپهر سیاست ایران یکه تازی میکنند و شاید بتوان آخرین اقدامشان را در مجلس جبهه کشی سیاسی نامید که اگر عقلانیتی در کارشان بود، منافع خود را بر منافع کشور ترجیح نمیدادند، چرا که بیم آن میرود در فرصت باقی مانده تا انتخابات مجلس، به میزان نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان، جبهههای سیاسی و انتخاباتی ایجاد شود؛ جبهههایی که گاه با سوء استفادههایی نیز همراه شده است. بدین گونه که افرادی که وزن و وجاهیت سیاسی و اجتماعی هم ندارند، در گوشه ای، علم جبههای جدید را بلند میکنند و بیش از آنکه هدایت کننده باشند، گمراه کنندهاند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۲۲
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۴۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵
ما تشنگان قدرت شده ایم. تمام تر بگوی ما تشنگان دنیا شده ایم.
ما خود محور و خود خواه مطلق شده ایم.
ما دیکتاتور شده ایم.
هیچ کس و نظری برای ما ارزش ندارد جز خودم.
اینها در کل اداره کشور اصل شده است.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵
ریاست طلبی
ميدونم طبق معمول نظراتي كه خوشت نمياد رو نميذاري بالاخره سليقه اي عمل ميكني ديگه كه اينم خودش يكي از علل از هم پاشيدنه
من فقط میتونم این رو بگم که یاد این بیت از خواجه حافظ شیرازی می افتم:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





