الف نوشت:
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت: ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد.
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمیکشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد، همان طور مودبانه و متین ادامه داد.
خیلی عذر میخوام، فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
*وبلاک پسرک چوپان
وقتی غیرتها به جوش می آیند
خیلی عالی بود. ممنون
بدون اینکه شعار بدین.
ممنون
هر موقع از غیرت مردان برایش حرف میزنم نمی تواند خوب منظورم را درک کند.
معصومانه میپرسد: پس این مردهایی که زنانشان آرایش می کنند و دست در دست هم در خیابانها میگردند غیرت ندارند؟!
میمانم چه بگویم!
اگر بگویم ندارند که تف سربالاست، خواهد گفت پس مردان ایرانی بی غیرتند!
اگر هم بگویم دارند که دروغ گفته ام!
واقعا که بهترین راه همینه
حديث
مردان و زنان بي غيرت صحبت پشت سر شان غيبت محسوب نمي شود.
از امروز زنم فقط حق داره با یه قیافه و لباسی بیرون بره که خودمم حالم ازش بهم بخوره چه برسه به دیگران !!!!
البته اگه بعضیا بفهمن
من در طول 10 سال در اقامت در آلمان حتی یکبار ندیدم که مردی به زنی متلک بگوید . اما هر بار که به فرودگاه مهرآباد یا امام خمینی می رسم، از همان باربر فرودگاه شروع میشود که متلک بگویند تا الی آخر. حتی به زن میانسال و یا با چادر.
با رها کردن مردان جامعه بدون آموزش و مهارت کنترل ، اگر زنها را در جعبه در بسته هم بگذارند، ثمری ندارد.
ممنون
اين يعني دزدي ... كو تا دموكراسي تو ايران اجرا شود .
تو اتوبوس واحد در اصفهان بطور اتفاقی یه خانم با آرایش شیطانی (مشکی) جلو یه جوان نحیف و متین قرار گرفت.
این دو کنار هم کافی بود که همه نگاشون کنن.
بی مقدمه پسر گفت: خانم رژ مشکی را نمی پسندم کاش قرمز استفاده کرده بودین!
زن که انتظار نداشت یهو به جوش اومد و عده ای از مردها هم برای خود شیرینی، به دفاعش بلند شدند.
پسر ساده و نحیف خیلی آروم و متین گفت: مگه تو این آرایش را نکردی که من جوان بپسندم. خب گفتم بهت بگم که اصلا به نظرم دلچسب نبود.
اینقدر این حرفها از روی آرامش و تمأنیه گفته شد که سکوت همه جا را فرا گرفت و لحظاتی بعد زن بد حجاب در اولین ایستگاه خودش را از چشمها پنهان کرد.
من الان هم كه يادم مي افته .....
ای ول،عجب نوشته ای بود،کوتاه مختصر مفید.
آه از داستان های این دوره و زمانه که بجای نکوهش فطرت پست بازار، وقاهت جوانی خام را می ستایند. آه از جهل. آه از توهم نزدیکی به خدا... آه از حقارت.
ممنون
این یک واقغیت ملموس در جامعه است که هر روز مردم آنرا جلوی چشم خود دارند تعجب من از افرادی است که به این نوشته رای منفی می دهند .یعنی مثلا وقتی یک خانم با لباس نازک یا تنگ وووو در خیابان با شوهرش یا به تنهایی قدم میزند همه باید چشمهایشان را ببندند تا ایشان عبور کند؟
واقعيت جامعه ما اينست و كسي مسئوليت اين وضعيت را قبول نميكند . تا موقعيكه وجدان هاي بخواب رفته بيدار نشوند همين وضعيت در جامعه ادامه خواهد داشت .پيشنهاد مي گردد
1-بحث عفاف و حجاب يك مزيت در جامعه تعريف گردد
2-علت يابي انجام شود (نه معلول يابي )
3-فرهنگ اسلام و تقوا رواج يابد
4-از متخصصان و مروجان مقبول مردم استفاده گردد
5-مزايا ي وجودي آن تحليل گردد
متاسفم براي تمام زنان ايران كه بايد به عنوان كالا به آنان نگاه ميشود
متاسفم براي مردان ايران كه سطح تفكرشان اينگونه تلقي مي شود
انسانيت كجا رفتي؟