محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس: «...بعد از چند روز دشمن خودش را آماده کرد تا به جزایر حمله کند. در چنین شرایطی وقتی که پیام امام عزیز (ره) را به فرماندهان رساندیم از جمله مهدی، من مهدی را پشت بی سیم آوردم و چند تن از برادران دیگر مثل شهید عزیزمان حاج همت، پشت بی سیم آوردم و به ایشان گفتم: برادران، امام (ره) فرموده که شما باید استقامتتان را در جزایر به دنیا نشان دهید...»
امام سجاد علیه السلام گرچه در ظاهر - به علت خفقان شدید و استبداد حاکم - در این قیامها نقشی نداشت و در حالت تقیه به سر می برد، اما در واقع از رهبران اینها اعلام رضایت کرده و عملا آنها را تایید می نمود.
سیره امام کاظم(ع) نشان می دهد، آنجا که بحث دفاع از دین مطرح است، تا مرز شهادت پیش می رود و ذره ای سیاسی کاری و تساهل و سازش در وجود مبارکش پیدا نمی شود. امام از دو سلاح تقیه و زندان برای دفاع از دین استفاده می کند و در جاهایی که مبسوط الید باشد، به ترویج و اقامه احکام دین می پردازد.
سلمان فارسی روایت کرده است: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد.
هرچند حضور اجباری امام حسن (ع) در محله «عسکر» شهر سامرا که شهرت عسکری را برایش به ارمغان آورد، نوعی زندان شمرده می شود، طاغوتیان به این مقدار بسنده نکردند و بارها حضرت را به زندان های مخوف افکندند. بی تردید، این زندان ها، نتیجه رویارویی آن بزرگوار به چهار خلیفه عباسی (المستعین بالله، المعتز بالله، المهتدی بالله، المعتمد بالله) بود
«آیا ما در جنگ استراتژی داریم؟»؛ این پرسشی است که یکی از فرماندهان نخبه دفاع مقدس از برادر محسنِ آن روزها پرسید و حالا خاطرهای شده که سرلشکر رضایی با شعفی خاص درباره اش سخن میگوید.
پس از موفقيت رزمندگان اسلام در عمليات مسلم بن عقيل، اين عمليات توانست اميد به پيروزي را در بين مسئولين كشور افزايش دهد. بر همين اساس، امام خمينی(ره) اين عمليات را " فتح بزرگ محرم" نامیدند و فرمودند: «سلام مرا به همه رزمندگان اسلام برسانيد و بگوييد كه آنها قوي باشند، قويدل باشند و نفس هاي آخر اين متجاوزان را بگيرند و با قدرت عمل كنند كه خداوند پشتيبان شماست».
پیرمردی قدخمیده که افتخارش عمری نوکری مکتب اهل بیت بود، خودش را از چهارپایه بالا کشید و از ته وجودش یک «یا ابالفضل» گفت، تا بدین شکل از این سوی بازار تا آن سوی بازار را فریاد «یا ابالفضل» فراگیرد و سپس روضهای ساده، کهن و جانسور اشک هر انسان آزادهای را روان سازد...
وقتی به فرانسه رفتیم، نخستین مرحله برنامه آموزش، به فساد کشاندن ما بود، به طوری که مقامات فرانسه، تعدادی از دختران را در اختیار ما گذاشتند تا مدتی را با آنها خوش باشیم. بدین ترتیب، اغلب افسران به ورطه فساد کشیده شدند و حتی گروهی از آنان با زنان فرانسوی ازدواج کردند و از دین و آداب و رسوم خود دست شستند.
عسگرپور در این کارزار سخت که میرفت تا به یک بحران ملی بدل شود، توانست مخالفان مدیریتش را نیز همراه سازد و تقریباً همه طیفهای سینمایی ـ به استثنای گروه کوچکی که قصد راهاندازی خانه سینمای دیگری داشتند ـ در اقدامی بیسابقه در تاریخ سینما، مقابل خانه سینما حضور یافتند و اجازه تغییر وضعیت این نهاد را ندادند تا اکنون انتخابات خانه سینما، در ساختمان سمنان برگزار شود.
سردار سرلشکر محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس درباره شخصیت این سردار شهید نوشت: «حسین خرازی انسان بزرگی بود. در عالم بالا به او اختیار داده بودند که بماند و یا برگردد، ولی او برگشتن و دفاع از مردم را انتخاب کرد. حسین روحی بلند، هوشی کم نظیر و دلی بزرگ داشت. هیچ خطی و مانعی از دشمن در مقابل اراده و تدبیر و شجاعت او ایستادگی نمی کرد.
از رسول خدا روایت شده که فرمود: «ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و آن را محبوب من گردانیده، همچنان که طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است.» سپس فرمود: «آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر میشود؛ اما من با خواندن نماز سیر نمیشوم.»
این رویکرد اما در گذشته در کتب دیگری نیز مشهود بوده و در واقع باعث شده روایاتی عجیب از برخی شهدا ثبت و منتشر شود که نسبتی با واقعیات نداشته است.
قدیمیترین گزارش دربارۀ عزاداری سقایی متعلق به عاشورای سال ۳۶۳ هجری قمری است. در این گزارش آمده که در این سال، شیعیان بر مزار کلثوم و نفیسه، امام زادگان مدفون در مصر، به نوحهسرایی مشغول بودند که عدهای به آنها حمله ور شدند و «ظرفهای آب سقایان را شکستند و مشکهای آنان را پاره کردند.»
حمید بن مسلم عضدی، یکی از این واقعهنگاران کربلا بود. عقبةبن سمعان، غلام حضرت رباب، زن امام حسین ـ علیه السلام ـ هم از این دسته است و برخی دیگر از کسانی که در واقعه کربلا مجروح شدند و زنده ماندند، اینها هم واقعه را نقل کردهاند...
توسل به اولیای خدا، یکی از آداب بندگی و از لوازم توحید است. کسی که به ولیای از اولیای خدا متوسل میشود، حتماً دلیلی دارد که مثلاً من گناه کارتر و شرمسارتر از آنم که جرأت و روی درخواست داشته باشم یا زبان اولیا را در بیان این درخواست گویاتر میداند یا بیان این حاجت را از زبان مقربان پروردگار به اجابت نزدیکتر میشناسد.