معاون سابق بیمه و بانک وزارت امور اقتصادی و دارایی؛
وزیر اقتصاد حتی خود را در قبال سیاست های مالی، مسئول نمی داند! سیف مقصر است و کرباسیان منفعل! سیاستگذاران بانک مرکزی چگونه سکه طلا را ـ که همان ارز است ـ به حراج گذاشتند؟ حتی یک نفر از کارشناسان اقتصادی درون بانک مرکزی هم این تصمیمات را قبول ندارد
نقش رئیس کل بسیار مهم است. رئیس کلی که در پنج سال دوران تصدیاش، حتی یک نشست هماندیشی با اقتصاددانان دانشگاهها نداشته و هیچ گونه نظر کارشناسی مخالفی را برنتابد و کارشناسان اقتصادی بانک مرکزی را به عزلت بکشاند، شورای پول و اعتباری که در پنج سال گذشته، کمترین وقت را به سیاستگذاری پولی اختصاص دهد، نمیتوان نتیجه ای بهتر از این از آن انتظار داشت و بنابراین، تصمیمات سلیقهای و روزمره خواهد شد.

سیاستگذار پولی در ماههای اخیر ذخایر کشور را در قالب ارائه سکه به قیمت نازل حراج گذاشت، قیمت ارز را میخکوب کرد که خود عامل ایجاد رانت شد. در حالی که وزیر اقتصاد نیز همواره خود را ملزم به هماهنگی با بانک مرکزی دانسته و منفعل بوده است. البته در کنار این سیاستگذاری بودجهای نیز نگرانکننده بوده. این انتقاد حسین قضاوی است که روزگاری هم معاون وزیر اقتصاد بوده و هم معاون رئیس کل بانک مرکزی!
به گزارش «تابناک»؛ حسین قضاوی معاون پیشین بانک و بیمه وزیر اقتصاد میگوید: هرچند تیم اقتصادی دولت اول روحانی تلاش کرد، با مردم و رسانهها شفاف سخن بگوید، تصمیماتش را با مبانی نظری علم اقتصاد همگرا کرده و به این ترتیب سرمایه اجتماعی دولت را افزایش داده و به دنبال آن شاخصهای اقتصادی بهبود یافت، ولی این روندی بود که تیم اقتصادی دولت دوازدهم از آن عدول کرد و نتیجه آن شد که امروز در بیثباتی بازارها میبینیم.
او با انتقاد از بانک مرکزی میگوید: سیاستگذار پولی در ماههای اخیر ذخایر کشور را در قالب ارائه سکه به قیمت نازل حراج گذاشت، قیمت ارز را میخکوب کرد که خود عامل ایجاد رانت شد. در حالی که وزیر اقتصاد نیز همواره خود را ملزم به هماهنگی با بانک مرکزی دانسته و منفعل بوده است. در کنار این سیاستگذاری بودجهای نیز نگرانکننده بوده، همچنان که افراط در تأمین مالی جدید از طریق استقراض عمومی و استقراض غیر مستقیم بانکی، چشمانداز انضباط مالی را تاریک کرده است.
گفت وگوی حسین قضاوی با روزنامه تعادل را بخوانید؛
پنج سال پیش، وقتی دولت یازدهم بر سر کار میآمد، تصمیمات نادرست اقتصادی آن دولت را از عواملی میدانست که بحرانهای ریز و درشت اقتصادی را برای کشور رقم زده بود. اکنون با گذشت پنج سال از تغییر مسئولان و آمدن دولتی که ادعا داشت با دولت قبل متفاوت عمل میکند، میبینیم که تیم اقتصادی مجددا مورد هجمه هستند که تصمیمات نادرست آنها وضعیت اقتصادی کشور را به هم ریخته. چه نظری دارید و عملکرد تیم اقتصادی دولت روحانی را چطور ارزیابی میکنید؟
ابتدا باید ببینیم چه معیارهایی برای ارزیابی هر دولت و تیم اقتصادی آن وجود دارد! من این معیارها را در چهار مورد دستهبندی میکنم. ارزیابی مواردی مانند «مبارزه با تورم و ایجاد ثبات در سطح عمومی قیمتها»، «تقویت رشد اقتصادی و رساندن نرخ رشد به روند بلندمدت»، «ایجاد و حفظ تعادل در بخش خارجی اقتصاد (ثبات نسبی نرخ ارز)» و «مبارزه با بیکاری و کاهش نرخ به یک سطح حداقلی» میتواند نشان دهد که در مجموع یک دولت و تیم اقتصادی آن چقدر توانسته اقتصاد کشور را در مسیر درست هدایت کند. درباره دولت پنج ساله آقای روحانی هم باید بگویم که باید دو دوره آن را جداگانه بررسی کرد. عملکرد تیم اقتصادی روحانی دوره اول با عملکرد تیم اقتصادی روحانی دوره دوم متفاوت بود.
چه ارزیابی از عملکرد دولت اول روحانی دارید؟
دولت اول آقای روحانی، رفع موانع سیاسی در حوزه بینالملل و تنشزدایی را در دستور کار قرار داده بود و سپس باقی امور را در راستای اهداف اقتصادی و همگرا با مبانی نظری علم اقتصاد ساماندهی میکرد. در مجموع دولت اول، هم و غم خود را در حوزه سیاست خارجی گذاشت تا در حدود مقدورات و اختیارات و در چارچوب شرایط بینالمللی روابط سیاسی و به تبع آن اقتصادی کشور با جهان بینالملل را بهبود ببخشد. این اقدامات را میتوان به تلاش تیم فوتبال کشور تشبیه کرد؛ پیوسته قابل تقدیر توسط مردم و تاریخ.
به دولت این انتقاد میشود که در دوره اول تمرکز خود را در حوزه سیاست خارجی برای حل مسائل سیاسی بینالمللی گذاشت و آینده کشور را وابسته به روابط خارجی کشور کرد، همچنان که میبینیم با خروج ترامپ از برجام، هر چه دستاورد داشت، به هدر رفت. بسیاری نقش سرمایه اجتماعی دولت اول روحانی را در موفقیتهای مقطعی آن نیز مؤثر میدانند که در دولت دوم برقرار نماند، چه ارزیابی دارید؟
خیر، من قبول ندارم که دولت از حوزه اقتصاد غافل بود. ببینید درست است که در دو سال اول، اعتماد عمومی تقویت شد و این به ثبات شاخصها کمک کرد، در کنار آن مواضع در حوزه سیاستگذاری مالی و پولی منطقپذیر شد. دولت اول روحانی با شفافیت با مردم صحبت میکرد و همان گونه که دیدیم دلایل سیاستگذاریها بر پایه مبانی نظری برای عموم مردم و محافل علمی با شفافیت بیان شد. همین دلایل منجر به آن شد که انتظارات تورمی مردم رو به اصلاح رود.
در چنین شرایطی خوشبینی عمومی به اقتصاد از سوی فعالان کسب و کار هم تقویت میشد و به همین ترتیب چشمانداز اقتصادی رو به بهبود گذاشت. مجموع این عوامل کمک کرد که نرخ تورم روند کاهنده ای را طی و رشد اقتصادی بهبود پیدا کند. به عبارتی سیاستگذار اقتصادی دولت قبل روحانی نیز در ثبات شاخصها مؤثر بود؛ از دو طریق توضیح شفاف برای بالا بردن سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و البته سیاستگذاری از طریق مبانی علمی.
بسیاری نقد میکردند که دولت اول روحانی کاهش تورم را به حساب خود نوشته در حالی که موج تورمی که از دولت احمدینژاد آغاز شده بود دوره خود را طی کرده و در نتیجه در سالهای 93 و 94 قاعدتا کاهش مییافت، چه نظری دارید؟
البته این درست است که کشور ما در طول ٥ دهه گذشته همواره در معرض چرخههای تورمی قرار داشته است. به این ترتیب که رشد شاخص قیمتها، در گذر زمان همچون فواره یک اوج را تجربه میکرده است و متعاقب آن رشد شاخص قیمتها روی یک «عدد پایه بزرگ»، طبیعتا نرخ کمتری را نشان میداده است. چرخه تورمی قبلی در دولت دوم آقای احمدینژاد به اوج رسید و دولت اول حسن روحانی وارث فضایی شد که طبیعتا با روند کاهنده نرخ تورم همراه شده بود. اما به هرحال نقش تیم اقتصادی دولت در دو سال اول دولت روحانی را هم نباید نادیده گرفت. آنها به لحاظ فکری منسجم بودند و سعی میکردند سیاستها و تصمیمات خود را با مبانی نظری سازگار کنند. تلاش سیاستگذاران آن دوره انضباط پولی و مالی بود.
سیاستگذاران دوره اول روحانی خود را مقید کرده بودند که تحلیلهای مبتنی بر مبانی نظری را با مردم از طریق رسانهها و محافل دانشگاهی در میان بگذارند. همین روند به منطقپذیری سیاستها و تصمیماتشان کمک کرده و منجر به تقویت اعتماد عمومی شده بود. همین روند انتظارات تورمی را تعدیل و چشمانداز فعالیتهای اقتصادی را مثبت کرد.
چه شد که در این دولت وضعیت دگرگون شد؟
متعاقبا از منطقپذیری تصمیمات کاسته و توجه به مبانی نظری به کناری گذاشته شد. مثلا به ماجرای ارز توجه کنید. بدون وجود منطق اقتصادی بر تثبیت نرخ اسمی ارز اصرار ورزیدند. درباره نرخ سود بانکی هم دیدیم که از نرخ سود بانکی به عنوان ابزار سیاست پولی به درستی استفاده نشد. در کنار آن تصمیمات اساسی در حوزه اصلاح نظام بانکی با لختی قابل ملاحظه همراه شده و همهچیز به شعار گذشت. انسجام تیم اقتصادی هم به هم ریخت.
اگر قرار باشد مروری به اشتباهات بانک مرکزی کنید، آنچه بانک مرکزی میتوانست بکند که جلوی به هم ریختن بازارها را بگیرد، چه مواردی بود؟
یکی از بزرگترین اشتباهات به حوزه مؤسسات مالی غیرمجاز بر میگردد. بانک مرکزی، نظارت پویا و موثری بر مؤسسات غیرمجاز نداشت. در ادامه هم مداوای مؤسسات غیرمجاز با رهیافتهای افراطی خشن همراه شد که آثار زیانبار اضطراب بانکی و اجتماعی را به دنبال داشت. به تبع بروز اضطرابهای بانکی و اجتماعی، تصمیماتی همراه با دستپاچگی و روزمرگی گرفته شد.
در نتیجه حدود ٢٠هزارمیلیارد تومان در یک بازه زمانی کم، پایه پولی منبسط شد و پول چاپ شد تا پاسخ سپردهگذاران مؤسسات غیرمجاز داده شود. این درحالی است که همه مالباختگان هم از نحوه پاسخگویی ناخرسند بودند. نتیجه این سیاست سلیقه ای آن شد که ٧برابر انبساط پایه پولی، انبساط نقدینگی ایجاد شد.
این اقدام در جهش ارز مؤثر بود؟
به هر حال این عامل بر تقاضای داراییهای نقدی خارجی افزود. به نظرم تبعات آن از قبل قابل پیشبینی بود. متأسفانه دیدیم که سیاستگذاری پولی در دور دوم تصمیماتی بر خلاف نظرات کارشناسان بانک مرکزی و متخصصان دانشگاهی گرفت و نتیجه آن شد که امروز میبینیم. اکنون بانک مرکزی از یک سو از عهده ایفای وظایف خود در قبال کنترل تورم و حذف نوسانات چرخههای تجاری برنیامده و از سوی دیگر تمامی اختیارات خود در حوزه سیاستگذاری پولی را به خارج از بانک مرکزی واگذار کرده است. اینگونه سلیقه آن هم از نوع شخصی جای ضابطه را در حوزه سیاستگذاری پولی گرفته است.
لازم است به بودجهریزی کشور هم اشاره کنم که نقش مهمی را در بیثباتیها ایجاد کرد. همچنانکه بودجهریزی دولت تحت فشار محدودیتهای بودجه ای از مبانی منطقی به دور ماند. اکنون درباره بودجه کشور تصمیماتی گرفته شده که منجر شده چشمانداز منابع مالی بودجه کشور چندان مناسب نباشد. افراط در تأمین مالی جدید از طریق استقراض عمومی و استقراض غیرمستقیم بانکی چشمانداز انضباط مالی را مخدوش کرده و در عین حال لازم است، تاکید کنم که در حوزه تأمین مالی خارجی نیز از فرصتهای برجامی به خوبی استفاده نشد و زمان به هدر رفت. همه این عوامل دست به دست هم داد تا حساسیت بازارهای داخلی به عوامل سیاست خارجی افزایش یابد.
بنا بر آنچه توضیح دادید، معتقدید دور شدن سیاستگذاران دولت دوم روحانی از مبانی نظری علم اقتصاد ما را به این ورطه کشاند؟
بله. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، فقدان ضوابط رفتاری مبتنی بر مبانی نظری و اتخاذ رهیافتهای روزمره عمدهترین نقطه ضعف سیاستگذاری پولی و مالی کشور ماست. هر چه این نقطه ضعف، نمایانتر باشد، هرچه مردم و محافل علمی در قبال تصمیمات اقتصادی دولت بیشتر گیج و منگ شوند و ندانند به چه دلیل و با کدام منطق نظری فلان تصمیم اتخاذ میشود، انتظارات تورمی تشدید شده و چشمانداز اقتصادی برای فعالان کسب وکار تیرهتر میشود. درست در این شرایط است که بازارها به عوامل خارجی سیاسی حساس میشوند. این اتفاقی است که در یک سال اخیر به نحوی بسیار ملموسی اتفاق افتاد. به عنوان مثال مردم و کارشناسان نمیدانند چرا دولت عوامل بازار را نادیده میگیرد؟ که در مورد سیاست اعلام نرخ 4200تومانی برای ارز هم آن را دیدیم.
چه ارزیابی روی این سیاست دارید؟ بسیاری نوسانات اخیر ارز را ناشی از آن تصمیم میدانند.
میخکوب کردن ارز سیاستی بود که میتوان نقش آن را در بیثباتیهای اخیر بررسی کرد. نرخ ارز را به صورت صوری یکسان و قیمت دلار را در سطح ٤٢٠٠تومان میخکوب کرده است، ولی دیدیم که بعد یک ماه دولت اعلام نمود برنامه میخکوب کردن نرخ دلار نبوده و قدری آن را نوسان داد. با همین سیاست دیدیم که بعد چند ماه چطور انواع نرخ ارز و انواع رانتها اقتصاد را فرا گرفت. اکنون کارشناسان نمیتوانند منطقپذیری این رفتارهای روزمره و ناشی از دستپاچگی را بفهمند. سیاستگذار هم منطق ورای اینگونه تصمیماتش را توضیح نمیدهد. مگر میشود بازار ارز را تجزیه کرد و بخشی از تقاضا را پاسخ گفت و بخشی را به کلی نادیده گرفت؟ باید تلاش کرد، تقاضا را تعدیل کرد اما نادیده گرفتن بخشی از تقاضا، موجودیت آن بخش از تقاضا برای ارز را ساقط نمیکند. خلاصه بگویم به ویژه در سه سال اخیر، لختی تصمیمگیریها متزاید شده است. تصمیمات اقتصادی تیم اقتصادی دولت، از منطقپذیری و انسجام کمتری برخوردار شده است. چنین فضایی، اثربخشی تحریمهای خارجی را طبیعتا افزایش میدهد. لازم است دولت جدی در ترکیب تیم اقتصادی خود با هدف اصلاح استراتژیها و حتی تاکتیکها تجدیدنظر سریع کند.
نقش شخص ولیالله سیف را چگونه ارزیابی میکنید؟ بسیاری معتقدند این تصمیمها به سیف تحمیل میشود.
نقش رئیس کل بسیار مهم است. رئیس کلی که در پنج سال دوران تصدیاش، حتی یک نشست هماندیشی با اقتصاددانان دانشگاهها نداشته و هیچ گونه نظر کارشناسی مخالفی را برنتابد و کارشناسان اقتصادی بانک مرکزی را به عزلت بکشاند، شورای پول و اعتباری که در پنج سال گذشته، کمترین وقت را به سیاستگذاری پولی اختصاص دهد، نمیتوان نتیجه ای بهتر از این از آن انتظار داشت و بنابراین، تصمیمات سلیقهای و روزمره خواهد شد؛ مثلا هیچ اقتصاددان یا حتی درس اقتصاد خواندهای این سیاست بانک مرکزی را تأیید نمیکند که ذخایر بانک مرکزی به «ثمن بخس» به حراج گذاشت. سیاستگذاران بانک مرکزی چگونه سکه طلا ـ که همان ارز است ـ با بهای نازل به حراج گذاشتند؟ اکنون اقتصاد در دامان رانتهای فراوان و بیمنطق فرو غلتیده شده و هیچکس این تصمیمات و سیاستها را تأیید نمیکند. حتی احدی از کارشناسان اقتصادی درون بانک مرکزی هم این تصمیمات را قبول ندارد اما این تصمیمات سلیقه ای و روزمره گرفته میشود و جای تاسف دارد.
نقش وزارت اقتصاد را چگونه تحلیل میکنید؟
تأسفانگیزتر از هر چه شرح آن رفت، رفتار وزارت اقتصاد است. وزیر اقتصاد دولت دوازدهم در قبال ایجاد ثبات اقتصادی و اتخاذ صحیح سیاست پولی یا حتی سیاست مالی خودش را مسئول نمیداند و از ابتدای پذیرش این مسئولیت اعلام کرده که سعی میکند خودش را با بانک مرکزی هماهنگ کند و به تبع آن جایگاهی هم برای خودش در حوزه نظریهپردازی و سیاستگذاری ندید. درحالی که وزارت اقتصاد باید همچون نخ تسبیح همه اعضای تیم اقتصادی دولت را بر پایه مبانی نظری با قدرت اقناع بالا و شفافیت منسجم کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مگه با اون پول سکه که گرفتن نمیتونن طلا بخرن؟جایگزین کنن؟
اقا اقتصاد چیه اخه...جلوی بی حجابی را بگیرید چون امر به معروف فقط برای ان صادر شده نه برای کلاهبردارها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کشور چین دو سه روز پیش برای به زانو درآوردن آمریکا در جنگ اقتصادی ارزش پول خود را بطور عمد پایین آورد.
کشور ایران این کار را از دو دهه قبل انجام میدهد. ( ارزش ریال ایران در مقابل دلار آمریکا طی دو دهه گذشته چقدر کاهش یافته است؟)
نتیجه گیری: چینی ها از ایران کپی برداری می کنند تا آمریکا را به زانو درآورند
چقدر قشنگ در متن خبر گفت که:
... تأسفانگیزتر از هر چه شرح آن رفت، رفتار وزارت اقتصاد است. وزیر اقتصاد دولت دوازدهم در قبال ایجاد ثبات اقتصادی و اتخاذ صحیح سیاست پولی یا حتی سیاست مالی خودش را مسئول نمیداند و از ابتدای پذیرش این مسئولیت اعلام کرده که سعی میکند خودش را با بانک مرکزی هماهنگ کند و به تبع آن جایگاهی هم برای خودش در حوزه نظریهپردازی و سیاستگذاری ندید...
خوب برادر من بخاطر اینکه اصلا تخصصی در این زمینه ندارد و من پازل سوم را هم میچینم:
آقای سیف
آقای کرباسیان
نمایندگان محترمی که حاضر شدند 240 رای موافق بدهند.
برادر من چرا برخی نمایندگان محترم کوتاهی کردند در بررسی و انجام تعهد اخلاقی و اسلامی خود
آقای رئیس جمهور پیشنهاد داد ، شما چرا پذیرفتید؟
انصافا همه تقصیرها را گردن جناب کرباسیان نیاندازیم.
کشوری که متاسفانه وزیر اقتصاد اون طیب نیا دبیر کمسیون اقتصاد باشه یعنی ؛ معاون بیمه و بانک و شرکتهای دولتیش می شه آقای قضاوی
عرضه سکه به قیمت نازل؟
جناب قضاوی شما دیگه چرا ؟
زمانی که قیمت بازار سکه 1600تا 1800 نوسان داشت بانک مرکزی سکه تحویلی یکسال بعد را 1350000 تومان پیش فروش کرد
شما بخوبی با مفهوم هزینه فرصت آشنا هستید اگر این فرد پول خودش را در بانک ها سپرده میگذاشت بیش از 310 هزار تومان درآمد یکساله داشت
که اگر این دو را جمع کنید سود ناچیزی به خریدار بیش از این تعلق میگرفت
فضای هیجانی اواخر سال قبل ظاهرا فراموش شده که عمده اقتصاددانان و رسانه ها بر تحرک دولت بر جمع کردن نقدینگی اصرار داشتند
خوب آگر پیش فروش سکه حداقل جذابیت را نسبت به یازارهای مشابه مثل آنچه گفته شد در مورد سپرده بانکی نداشت طبیعتا مردم استقبال نمیکردند
کمااینکه از طرح اول که ودیعه 1 میلیونی گرفته میشد و قرار بود 9 درصد تخفیف در سررسید داده شود فقط تعداد کمی ثبت نام کردند و عنوان شد بانک مرکزی و دولت ناکام بودند
حدود 3.5 الی 4 ماه پیش فروش شد کدام اظهار نظر مکتوب یا مصاحبه جنابعالی انجام دادید که بانک مرکزی را یرحذر داشتید و گوش نکرد
حالا که قیمت سکه جهش پیدا کرده همه تحلیل میکنند
اشکالی ندارد ولی بدانیم در چه شرایطی تصمیم گرفته شد
اینکه شما مرتب میفرمایید تیم اقتصادی دولت اول روحانی خوب و هماهنگ بود جهت استحضار خوانندگان عرض میکنم که جناب قضاوی در تیم اول اقتصادی دکتر روحانی معاون وزیر اقتصاد بودند . لذا تمام تعریف و تمجیدها بر میگرده به خودشان
دکتر قضاوی شما تمامی افتخارات تیم اقتصادی دوره اول دکتر روحانی را مصادره مطلوب کردی چرا در خصوص نقش خودتان در دوران احمدی نژاد که حضور پر رنگی هم در بانک مرکزی داشتید و قایم مقام بانک مرکزی بودید اظهار نظر نمیکنید
این بحرانها ناشی از مدیریت افرادی مثل طیب نیا ؛ خود شما ( قضاوی ) ؛ سیف ؛ کرباسیان , و.. وناکارامد و وابسته ها است ؛ آقای قضاوی شما که متاسفانه توسط آقای طیب نیا آورده شدید بفرماید بجز بحران که در معاونت بیمه و بانک و شرکتهای دولتی ایجاد کردید و اون ورشکستگی را ایجاد کردید چه گلی به سر اقتصاد این کشور زدید آخر سابقه تو در وزارت دارایی مدیر بازرسی بود و سابقه طیب نیا دبیر کمسیون اقتصاد ؛ کدوم کشور سراغ داری مثل تو و طیب نیا ؛ سیف ؛ کرباسیان را در این پست ها گذاشته باشند ؛ متاسفانه شما ها برای بدست آوردن پست به هر کاری دست می زنید . متاسفم برای اون نمایندگانی که بدون مطالعه به شماها رای میدهند و ظرف چند ماه دنبال استضاح طیب نیا و کرباسیان می روند
دوره دوم ریاست جمهوری در ایران یعنی فلاکت ، چون دوره سومی در کار نیست نیازی به جلب نظر مردم ندارند و هر چه می خواهند میکنند ، مجلس هم که در خواب است
تورم بیش از ۱۴۰ درصد است و نرخ سود سپرده ۱۵درصد!!!!!
بانک مرکزی کی به حراج گذاشت؟! سکه ای که بازار 1650 بود رو 1590 و با سر رسید چند ماهه فروخته. حداقل خیلی بهتر از حزاجهای بانک کارگشایی بودکه فقط یه عده خاص رو تو بازی راه میدادن
دقیقا همینطوره
آقای سیف همین قدر از اقتصاد می داند که بگوید: ما بر بازار ارز اشراف کامل داریم...
با سلام
جناب آقای قضاوی
از جناب عالی میپرسم که در زمان تصدی معاون وزیری خودتان چه کردید،?
ایا درست نیست که اصلا به جز مسایل بانکی محدود چیز بیشتری نمی دانستید.
بروید به گذشته رجوع کنید. حالا که آقای کرباسیان جناب عالی رو کنار گذاشته ، دولت را نقد میکنید. خود جناب عالی نیز یکی از سیاستمدارانی هستید که در شورای پول و اعتبار نقش داشتین و مشکلات اقتصادی حال حاضر نشات گرفته از تصمیمات غلط گذشته یک عده من جمله شما می باشد.
بنابراین اخلاق مداری حکم میکند در این شرایط به جای تئوری پردازی خام و نقد غیر منصفانه ، با نوشتن راهکارهای اقتصادی و ارایه آن به دولتمردان کنونی ، مشکلات فعلی را در جهت کاهش آلام جامعه برطرف نمایید.
البته اگه از این امور سر در بیارن
سیف ضعیف ترین مدیر دولتی است
سیف ضعیف ترین مدیر دولتی است
نتیجه تاوان ناکارامدی مسئولان از جیب مردم
جالبه این آقا هم معاون بانک مرکزی بوده و هم معاون وزارت دارایی و تا وقتی معاون وزیر دارایی بوده هیچ انتقادی نداشته حالا که دیگه معاون نیست منتقد شده هم منتقد بانک مرکزی و هم منتقد وزارت دارایی درست مثل بقیه
مگر باید مسول باشد چه توقعاتی شما ها دارید تازه باید منتش هم بکشید که این مسولیت را قبول کرد اصن هیچ ناراحت نباش کی بکیه خوش باش حالا یکی یک چیزی گفته
مگر می شود هر دهه یکبار ارزش پول کشور به یک سوم تقلیل یابد؟؟؟!!! بعد هم همه بگویند که ما کاره ایی نبودیم و نمی دانیم چه شده است... اتفاقا همه تان می دانید و می دانید که 8 سال دیگر مکررا چه اتفاقی خواهد افتاد و فقط تعدادی بهانه خارجی برای شما در تقارن با این زمان ها برای بهانه تراشی خارجی...
اگر این پول و نقدینگی اضافه است چرا هدایت به سمت سرمایه گذاری برای توسعه کشور نمی شود؟
در این اقتصاد دولتی این نقدینگی در دست کدام بخش خصوصی است که این قدر جرات و قدرت به هم ریختن اقتصاد کشور را دارد؟!!!
اگر بخش خصوصی دارد این غلط ها را می کند پس چرا دائما اسامی شرکت ها و خصولتی های وابسته به دولت که در حال رانت خواری هستند اسامی شان به بیرون درز می کند؟!!!
اگر بخش خصوصی اینقدر تواناست؟؟!! چرا در عرصه های مختلف کشور بکارگیری نمی شود و دولت همه جا حضور دارند؟؟!!
......
فقط نقش هاا با هم متفاوت است
منظورتون از مسئولیت دقیقا چیه؟ . من یکی که تا حالا ندیدم
ای بابا این آقا خودش هم در زمان مسولیتش گلی به سر مردم نزده . وضعیت بد اقتصادی مردم شده تریبونی برای کسانی که یه زمانی پستهای مدیریتی بالا داشتند و حالا کنار گذاشته شدند.
مملکت ما به افراد متخصص جدید نیاز داره نه یه سری مدیرهایی که سالهاست دارند از این بانک به اون بانک جابجا میشوند و به هیچ کس فرصت کار کردن نمیدند .
اتفاقاً آقای سیف و طیب نیا از موازین نظری عدول کردند و نرخ بهره را پائین آوردند. البته- اگر ناراحت نمی شوید- برخی از حوزویان نیز در این رابطه بی تقصیر نبودند. معمولاً یک دولت دست راستی، حتی میانه راست، همچون دولت روحانی و امثال آقایان نیلی و سیف، باید به دنبال کاهش تورم باشند؛ در این رابطه باید نرخ بهره را ثابت نگه می داشتند و نه اینکه به یکباره 5 درصد کاهش دهند و نقدینگی را در بازار افزایش دهند.
استعفا آخرین راه حل برای دولت و تیم اقتصادی است.
یه جوری آقای حسین قضاوی معاون پیشین بانک و بیمه وزیر اقتصاد از وضعیت موجود انتقاد کرده انگار نه انگار ایشون خودشون یه مقام بسیار بالا داشتند. اوضاع همیشه نابسامان بوده گاهی کمتر گاهی بیشتر. در زمان ایشون هم اوضاع تعریفی نداشته.
اونای که مخالف حراج سکه هستن بدونن اون روزی که سکه حراج شد قیمتش یک وهفتصدبود الان اینجوری شده مردم مقصرنیستن کسی که سکه ثبت نام کرده خواسته ارزش پولش حفظ بشه این یه ذره اعتمادی که مردم بهتون کردن خرابش نکنین
خواست مردم : رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد باید هرچه زودتر محاکمه شوند
میشه بگین حداقل تو چندین دهه اخیر کدوم سیاست پولی دولتا درست بوده؟؟!!چرا کسی فکری اصولی به حال مملکت و اقتصاد و مردم نمیکنه
برخی قانونی پول در جيب يكي از دوستان بكنند امدند اينكار را كردند كه يك نَفَر ٣٨٠٠٠ تا سكه بخرد تا بازار سياه سكه را در دستش بگيرد. اخر كجاي دنيا وقتي مي گويند دلار ٤٢٠٠ تومان بعد سكه را خود بانك با دلار ٩٠٠٠ توماني حساب مي كند؟
پنجشنبه ۹تیر
یورو ۹۹۰۰
دلار ۸۶۰۰
پوند ۱۱۲۰۰
سکه ۳۰۰۰۰۰۰
چه تیم کاملی هستند این دوتا "البته اونایی هم که اینا رو سرکار میگذارند حالا یا عیب کارای این اقایون رو نمیبینند یا متوجه نیستند یا بی خیالند هم به همین اندازه مقصرند.
این اتفاقات یک شبه نبوده. نمایندگان محترم مجلس کجا بودند که الان برای نطق و نشون دادن حضورشون از همدیگه سبقت میگیرن؟
خواهشا کابینه اقتصادی را بفرستید سر کلاس درس اساتید دانشگاه های تهران تا بهشون یاد بدن که چه سیاست های پولی یا مالی را باید اجرا کنند یا ۲ تا کتاب اقتصادی بهشون معرفی کنند تا با مدل های روز تعیین سیاست های مالی یا پولی آشنا بشن.کابینه های سیاسی در دولت های اصولگرا و اصلاح طلب هیچ نتیجه ای جز بیچاره کردن اوضاع مردم نداشنه.
نظر خوبیست
البته یکی از اساتید آنجا دکتر طیب نیا هستند که وزیر محترم فعلی اقتصاد خود را استاد ایشان میداند.
تازه مشاوراقتصادی وزیراقتصادودارایی رابشناسی خاطرت مکدرخواهدشدوناامیدازاصلاحات اقتصادی
این یک ضربه به کشور بود که سکه حراج کردند .
جناب سیف کارشناس و متخصص بالابردن نرخ تورم و قیمت سکه و ارز هستند و خیلی خوب این کار را بلد هستند
وقتی آقایان طیب نیا و سیف پافشاری می کردند که سود سپرده گزاری ها را کم کنند و آخر هم این کاررا کردند به امید اینکه بازار رونق بگیرد اصلا" به این فکر افتادند که دترند مردم را دلال می کنند؟ پول در بانک ذخیره بود و همان پول را سیستم بانکی می توانست به گردش بیاندازد و کسب و کار ها را رونق دهد و بنگاههای زود بازده شکل بگیرند و از سود این اقدامات سپرده گذاران نیز منتفع شوند اما با کم کردن نرخ سود بانکی باعث شد مردم پول خودرا از بانکها بردارند و به خرید و فروش ارز و سکه و... وحتی مسکن و خودرو بی افتند آیا این حضرات با ایت تفکرشان توانستند بازار را رونق بدهند؟ مردم می رفتند جلوی صرافی سف می کشیدن و دلار می گرفتند و آزاد می فروختند و خودرو های بی کیفیت خودرو سازهای داخلی را می خریدند و انبار می کردند و بعد می فروختند اما کی ضرر کرد؟ اول همه مستاجرینی که دیگر بدلیل پایین آمدن سود بانکی صاحب خانه پول ودیعه نمی خواست و اجاره بها را بالا برد و کارمندانی که اندک سرمایه بازنشستگی خودرا در بانکها گذاشته بودند . حال که دیدند چه اشتباهی کردند دنبال این افتادند که نرخ سود بانکی را مجددا" بالا ببرند !! خداوکیلی آقای سیف با این تفاسیر نباید عوض شود و حتی محاکمه؟
احسنت
متاسفانه نمایندگان ملت خوابشون برده. کافی جلست استیضاح رو ببینین بیشتر به گرو کشی شبیه هستش. نمایده یا وکیل ملت نیستند. من الان تقریبا یکسال بیکارم آرامش روحی روانیم بهم خورده. اینا که معیشت یه ملت بدستشونه چطور میتونن سر راحت به زمین بذارن.
عملکرد سیف وتصمیمات غلط او در مورد سود بانکی / حذف ارز مسافرتی/ووعده وعیدهای پوچ وتو خالی وآخر هم نرخ 4200تومانی نتیجه بی کفایتی وبی سوادی اوست که امروز پول ملی مملکت به لجن کشیده ومورد خوشحالی عربها شده اقای سیف ووزیر اقتصاد باید در دادگاه انقلاب محاکمه شوند چون او یک شومن بتمام عیار می باشد
در کشورهای فقیری مثل تایلند ارزش پولشان در عرض 30 سال گذشته اصلا تغییری نکرده چون مدیران لایقی دارند....
حتما فامیل خودشان برای خودشان خریده اند تا در عرض 2 ماه تیلیادر شوند.....
حسین قضاوی معاون پیشین بانک و بیمه وزیر اقتصاد بناحق از سیف رییس بانک مرکزی انتقاد میکند.
سیف اسیر داده های عضویت در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی میباشد و هرگز قادر نیست خارج از فرموده های این سه سازمان جهانی سیاست پولی را تغییر جهت دهد. زیرا فاجعه های حاصله از آن بسی مهیب تر خواهد بود.
تنها راه حل اقتصاد ایران خروج از عضویت از این سه سازمان «تاکنون آمریکایی» که بزودی میرود بتملک چین در آید، میباشد.
در کنار آن خصوصی سازی باعث میشود چندصدهزار نفر اقتصاد را به نفع خود جهت داده و رانت خواری کنند.
گاهی پرسش میشود که چرا ارتش جمهوری اسلامی و پاسداران قادرند ارتش آمریکا را در عراق و سوریه شکست دهند، پس چرا نمیتوانند از پس چند صدهزار «ابر دارا» بر آیند که سوالی است که همه مسولان باید پاسخی بر آن بیابند.
شاید زیرا تاکنون دیده نشده است، فرماندهی بضرر جیب خود فرمانی صادر کرده باشد.
دست آورد های انقلاب ایران مدیون جدایی جیب افرادی همانند رجایی و منتظری از صندوق های دولتی بوده است.
حرفهای دیگران را تکرار نکن
هر وقت دو واحد دانشگاهی خرد و کلان پاس کردی بیا نظر بده .
من نمی دونم چرا مسئولین این حرفا رو برای مای مردم میزنن؟
جای مطالبه گر و پاسخگو عوض شده
نگران نباشید. نوبخت و نهاوندیان در حال قالب کردن دیواندری (از دوستان صمیمی سیف) به بانک مرکزی هستند تا سیاستهای آنها را تمام و کمال اجرا کند. پیش به سوی نابود کامل پول ملی
از وقتی سود سپرده رو کاهش دادن گرونی دلار و سکه کلید خورد گوش شنوایی هم برای حرف کارشناسان وجود نداشت
نه محکم به نوبخت و دیوانداری
نباید شرایطی بوجود می آمد که مردم برای حفظ ارزش پول و دلال ها برای سود، به دنبال ارز و سکه می رفتند.
از ظاهر و وجنات وزیر معلوم است این کاره نیست. .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.