۲۰۷۲بازدید
دکترمحمود احمدپور داریانی
کد خبر: ۷۵۰۵۲۵
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۶ 26 November 2017

علی‌رغم غیرقابل پیش بینی بودن وقوع زلزله در هر نقطه از سرزمین ،کشور و شهر در نقاط مختلف جهان ، به دلیل امکان استفاده از تجربیات سرزمین های زلزله خیز، بسیاری از صدمات و خسارات مادی و تلفات انسانی قابل پیشگیری و کنترل است. به عنوان مثال امروزه با اقدامات مهم سازه ای قابل انجام در راستای مقاوم سازی ساختمانها ، تلفات جانی و خسارات مادی نیز بسیار کاهش یافته است.


همچنین آنچه که بعد از وقوع زلزله اتفاق میافتد نیز از جهات و ابعاد مختلف قابل تحلیل و موشکافی است . این تحلیل ها و بررسی های عمیق میتواند هم فاجعه زلزله را قابل درک نماید و هم آلام خانواده ها و اشخاص خسارت دیده را قابل تصور کند که نتیجه آن آموزشها ودرسهای متعدد مدیریتی برای استفاده در صورت وقوع این رویداد در آینده است.
مدیریت بحران یکی از فرایندهای مهم و در سطح کلان حاکمیتی است که در دنیا وکشورهایی که مستعد حوادث طبیعی هستند ، از اهمیت بالایی برخورداربوده و طی آن، ارگانها و سازمانهای متعدد متولی مربوطه با محوریت یک بخش مهم حاکمیت به اجرا در می آید.

این فرایند، مجموعه مراحل، گامها و برنامه هایی است که 1) قبل از وقوع حوادث طبیعی وبرای آماده سازی کشور و جامعه در صورت بروز زلزله، 2) در زمان وقوع حادثه طبیعی برای امداد و نجات و3) بعد از حادثه طبیعی در جهت از بین بردن آسیبها و برگرداندن وضعیت طبیعی به منطقه و جامعه حادثه دیده به اجرا در می آید.


با نگاه از ابعاد مدیریتی به زلزله رخ داده در کرمانشاه که هنوز چند روز از آن نگذشته، میتوان موارد زیر را مطرح کرد:


1- کیفیت نامناسب ساخت و سازها که نتایج وآثار محتوم سوء مدیریت است، در قسمت قابل توجه از کشور آشکار شد.


2- علی رغم بسیج منابع انسانی فراوان ، مدیریت کشور بازهم نشان داد که در توزیع خدمات و یاری رساندن به آسیب دیدگان ، بسیار جزیره ای و پراکنده اقدام می کند.


3- سازمانهای خدمت رسان را می توان به دو نوع تقسیم بندی کرد.


1-3-یک نوع ، سازمانهای بورکراتیک هستند که با بوروکراسی بالا، در فرایندهای عادی کشور نیز تصمیم گیری های تدریجی و وسیع و با ماهیت ساخت ماشینی عمل میکنند، و در امدادرسانی لازم نیز کند عمل می کنند.
2-3- نوع دیگر ، سازمانهایی مانند سپاه و ارتش ، اورژانس و غیره که ساختار و سابقه انها همگون با موضوعات مقابله با بحرانها و حوادث تعریف شده بوده و دارای ساختاری پویا و دینامیک هستند و به همین دلیل در حوادث طبیعی در برخورد با اینگونه حوادث و امدادرسانی بهتر عمل می کنند.


4- وجود وحدت و همدلی در احاد مردم ، یکی از مهمترین تجربیاتی است که در زلزله کرمانشاه به وضوح میتوان مشاهده نمود . هنرمندان، ورزشکاران، کسبه، دانشجویان، خانواده ها، علما و سازمانهای مردم نهاد و آحاد جامعه اعم از پیر و جوان و زن و مرد برای امدادرسانی در حوزه های مختلف بسیج شده اند. نظیر چنین همدلی و تجربه ای را در کشور در وقایع دیگری نیز ، مانند مراسم محرم، اربعین، جشن ( صعود) فوتبال می توان مشاهده کرد ، اما این رویدادها اندک شمارند و باید برای بسط و توسعه اینگونه کنش های اجتماعی در جهت برآورد اهداف جامعه و کشور تلاش نمود.


5- از انرژی و اعتماد عمومی که بعنوان یک سرمایه اجتماعی عظیم شکل میگیرد بایستی بهترین استفاده ها را به نفع مردم آسیب دیده ، کاهش آلام مردم و بهبود سریعتر نقائص و اشکالات اساسی و جزئی برد.


6- گستردگی استفاده از شبکه های اجتماعی ، که نظام جدیدی از سیستم مدیریتی و هماهنگی بین مردم را برای کمک رسانی شکل داده و از طریق آن سازمانهای مردم نهاد و افراد خاص توانستند با استفاده از بستر شبکه های اجتماعی در کمترین زمان کمکهای مردمی را ساماندهی و اقدامات فوری در جهت یاری رساندن انجام دهند ، یکی از تجارب مهم بدست آمده است که هم بسیار قابل تامل و توجه بوده و هم امکان بسیار اساسی برای ارزیابی اعتماد عمومی مردم به نظام کمک رسانی و خدمات رسانی دولتی و مردمی با محوریت افراد دارای جایگاه ویژه اجتماعی مانند ورزشکاران ،هنرمندان و ..... و غیره را فراهم می کند. همچنین انعکاس سریع مشکلات و ناملایمات آسیب ها از طریق شبکه های اجتماعی باعث شد که ضعف ها سریعتر نمایان و در نتیجه آن سازمانهای خدماتی کمک رسان مسئولیت شان در جهت رفع آسیب های فوری و آنی به مراتب سخت تر و بیشترشود.


7- تجربه زلزله کرمانشاه نشان داد مردم برای تامین مایحتاج فوری آسیب دیدگان بسیار سریع و فوری عکس العمل نشان میدهند. علیرغم آنکه در کمک رسانی با محوریت مردم اقدامات سریع و بموقع انجام شده و شهروندان همیشه کمک می کنند، اما مردم در کمکهای نقدی و حتی توزیع آن، به نهادها و دستگاههای دولتی متاسفانه اعتماد لازم را ندارند. ضرورت باز سازی این اعتماد از مهمترین درسهایی است که باید از این اتفاقات گرفت. بدون تردید منشا بسیاری از عدم اعتمادهای ایجاد شده ، ناشی از فسادهای اتفاق افتاده در کشور و عدم شفافیت و اطلاع رسانی لازم در مورد رسیدگی و مجازات عواملی است که رانت ها و ثروتهای باد آورده را در این چند دهه پدید آورده اند و کماکان این مسیر را ادامه میدهند.


8- بدیهی است که زلزله کرمانشاه به صورت مرئی و آشکار بود که در یک لحظه اتفاق افتاد و بسیاری از عیوب و نواقص ساختاری ،سازمانی و فرایندی را در مراجع تصمیم گیری و امداد رسانی و بازسازی و غیره ، عیان و آشکار کرد، لکن زلزله های نامرئی بسیاری هر روزه در نتیجه تصمیم گیری های اشتباه ، سطحی و غیر کارشناسی و هزاران رفتار سوء و مدیریت های ناکارآمد در کشور اتفاق می افتد ، که نه در جائی ثبت میشود و نه خسارات ناشی از آن همانند زلزله به سرعت آشکار میشود ، که لازم است حاکمیت به آنها توجه ویژه نماید.


9- اصولا در نظام تصمیم گیری کشور طی سالهای گذشته بطور مستمر اقدامات مختلفی صورت گرفته و منجر به بروز پدیده های نامرئی بسیاری از دید عمومی شده و می شود که در آینده در اتفاقاتی همانند یک زلزله اشکار می شود، که نمونه ای از این موارد به شرح زیر است:


1-9 - ارزان فروشی حاملهای انرژی، سوخت و کالاهای اساسی نظیر آرد دولتی رانتهایی را ایجاد کرده که نتیجه آن تحمیل هزینه های گزاف بر اقتصادکشور است.


2-9- هر روزه مرگ انسانهای بسیاری به دلیل غیر استاندارد بودن خودرو ها و جاده های کشور رخ می دهد.


3-9- اختصاص مقادیر هنگفتی از ارزهای حاصل از درآمدهای سه دهه اول انقلاب به صنایع غیر رقابتی و غیر کارا که منجر به ایجاد ارزش افزوده وافزایش صادرات از یک سو و انتقال دانش فنی به کشور از سوی دیگر نشده است.


4-9- تعداد زیادی دانشگاههای غیر کارآمد طی سالهای اخیر ایجاد شدند که صرفا با هدف سرگرم کردن دانشجویان و مدرک گرایی ، فارغ التحصیلان غیرکارآمد و غیرحرفه ای که توان پاسخگویی به نیاز بازار کار را هم ندارند تحویل جامعه داده اند، بطوریکه کشوردر حال حاضر با بحران بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی روبرو است.


5-9- استخدام های بی رویه در بدنه دولت، دستگاههای اجرایی و نهادهای عمومی نه تنها منجر به بزرگ شدن دولت شده ، بلکه به موازی کاریها و تشتت و تداخل ماموریتها و شرح وظایف دامن زده که نتیجه محتوم آن ، تضییع بودجه جاری است.


6-9- صنایع مخرب محیط زیست و آلوده کننده هوا در کشور در موارد متعددی ایجاد شده اند که موجب آلودگی هوا در اکثر کلان شهرها و از بین رفتن محیط زیست و منابع طبیعی گردیده اند و در نهایت سلامت جامعه به خطر افتاده و آسیبهای مالی و جانی فراوانی به کشور تحمیل شده است.


7-9- سدسازی بی مورد و سوء مدیریت و دخالت اشتباه در چرخه طبیعی منابع و مصارف منابع آبی در پهنه سرزمین، استفاده از سیستمهای قدیمی و با هدر رفت بالادرآبیاری در بخشهای کشاورزی و صنعتی ، باعث شده که کشور با کمبود وسیع منابع آبی روبرو شود و بحران کمبود آب در بسیاری از مناطق کشور رخ دهد و بسیاری از تالاب ها و دریاچه ها با خشکی روبرو شوند،که صدمات جبران ناپذیری برای کشور ایجاد شده است.


8-9- فقدان نظام و برنامه کلان مشخص و با کیفیت در ایجاد زیر ساخت ها در کنار عدم توجه به روستا ها و اشتغال مولد در آنها باعث خالی شدن روستاها از جمعیت و توسعه بی رویه شهرها شده است و این وضعیت به نوبه خود معضلاتی از قبیل حاشیه نشینی،آسیبهای اجتماعی،.... در شهرهای کشور ایجاد کرده است.


9-9- در زلزله اخیر مشاهده شد که علی رغم وجود آگاهی از زلزله خیز بودن نواحی مختلف کشور سطح آمادگی بالا برای برخورد با پیامدهای آن در کشور وجود ندارد بگونه ای که در موارد متعدد این ضعفها نمود پیدا کرد.برای نمونه در بحث اطلاع رسانی در مورد زلزله و کانون رخداد آن در ساعات اولیه اطلاعات متناقضی مبنی بر واقع شدن کانون زلزله درکشور عراق اعلام شد. همچنین علی رغم وجود آئین نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله در کشور که بیش از چهل سال از تصویب آن میگذرد هنوز سازه ها و ساختمان ها مقاومت کافی در برابر زلزله ندارند بگونه ای که در چندین مورد در زلزله کرمانشاه ساختمانهای چند مرتبه دولتی تازه تاسیس با صدمات و خسارات جدی مواجه شده اند که این نشانگر ضعف در ساخت و نظارت بر سازه ها حتی در سازه های ساختمانی بزرگ که اخیرا ساخته شده اند است ، در حالیکه مقاوم سازی سازه ها و مکان یابی درست برای ایجاد ساختمان ها بگونه ای که به دور از گسل ها و مناطق زلزله خیز باشند ابتدایی ترین اصل آمادگی برای مقابله با زلزله است . اگر چنین زلزله ای با این شدت در کلان شهرهای بزرگی مانند تهران رخ دهد ، فاجعه های انسانی در مقیاس میلیونی بوجود خواهد آمد.


10- موارد متعدد دیگری از زلزله های نامرئی مدیریتی بطور روزانه در کشور رخ میدهد که پیامدهای خود را در رخداد زلزله های مرئی مانند کرمانشاه نشان می دهد. بنظر میرسد علی رغم تلخ بودن حادثه زلزله کرمانشاه، تصمیم گیران و سیاست گذاران با بررسی موشکافانه آن و نحوه فعالیتهای بخشهای مختلف حاکمیت و جامعه در برخورد با پیامدهای این رخداد ، میتوانند به آسیب شناسی و شناسایی ضعف ها ، قوت ها و تعیین راهکارهای مناسب برای از بین بردن ضعف ها و سردرگمی ها ی موجود بپردازند.


11-جلوگیری از زلزله های مدیریتی نامرئی در سطح کلان حاکمیت وکشور از گامهای مهم برای آمادگی و مقابله با بحرانهای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی در کشور است که حاکمیت باید به آن در اسرع وقت اهتمام ورزد چرا که با این کار اعتماد عمومی آحاد جامعه را به خود جلب مینماید.


12- حاکمیت باید به پتانسیل عظیم مردمی توجه نماید. ظهور شبکه های اجتماعی باعث شکل گیری بستری شده است که پتانسیلها و قابلیتهای بالای مردمی در کوتاهترین زمان به صورت خودجوش در جهت کمک رسانی در حوادثی مانند زلزله ساماندهی میگردد، بنابراین حاکمیت باید تلاش نماید از این سرمایه مهم در جهت کاهش بحرانهای طبیعی، اقتصادی و اجتماعی مانند فقر و بیکاری،... به صورت کارآمدتر و موثرتری استفاده کندو این مهم بدست نمی اید مگر با شفافیت و از بین بردن ریشه های فساد اداری و اقتصادی ساختار یافته که یکی از گامهای اساسی در این بخش محسوب می شود.


13- حاکمیت باید تلاش نماید که ساختارهای پویا و دینامیک موجود در ارگانهای نظامی که دارای آمادگی برای مقابله با بحران هستند در ارگانهای مسئول دارای بوروکراتیک ادارای و ساختار ماشینی نیز توسعه دهند تا کارائی و اثر بخشی این ارگانها افزایش یابد.


14- برای آمادگی و کاهش آسیب زلزله های مرئی در کشور باید اقدامات اساسی و جدی برای شناسایی و جلوگیری از زلزله های نامرئی مدیریتی انجام پذیرد و تلاش شود تا تصمیم گیری ها در بخشهای حاکمیت با خردجمعی و کار کارشناسی عمیق انجام پذیرد و در مراحل اجرایی نیز نظارت جدی و مستمر و منظم در پیاده سازی تصمیم گیری ها انجام پذیرد.


15- بنظر میرسد در دوران دفاع مقدس مدیریت بسیار قویتر و کاراتر از مدیرت بحران در برابر بلایای طبیعی بوده است و باید از تجربیات گرانقدر آن دوران در مدیریت در زمان حال استفاده نمود. سه نکته مهم و اساسی که از ان دوران در جبهه ودوران دفاع مقدس میتوان گرفت عبارت است از:


15-1- فرماندهی قرارگاه در دوران دفاع مقدس یکی از ارکان کلیدی و مهم در راهبری امور محسوب میگردید و باید برای مقابله با حوادث طبیعی مانند زلزله از این مکانیزم و ستاد استفاده گردد. در این ستاد فرماندهان دفاع مقدس در کنار رزمندگان در چادرها و در فضای یکسان با آنها زندگی میکردند و چنین تعاملی روابط را اثربخش تر و کاراتر مینمود.چنین فضایی باید در ستاد بحران برای مقابله با حوادث طبیعی مانند زلزله ایجاد شود و مسئولان و مدیران در محیطی شبیه مردم اسیب دیده زندگی کنند این چنین تعاملی هم دارای اثر روانی مثبتی بر اسیب دیدگان و امدادرسانان دارد وهم میتواند درک صحیح و واقع گرایانه از مشکلات و آسیب ها به مسئولان مدیریت بحران بدهد نه اینکه مسئولان فقط سر بزنند و بروند.


15-2- در دوران دفاع مقدس در هنگام پاتک دشمن که مانند زلزله ناگهانی بود واحدها سریع وارد عمل میشدند چون واحدها و رزمنده ها دارای آمادگی ذهنی و عملیاتی به علت مدیریت کارا و اثر بخش قرارگاه و واحدهای عملیات بودند و از قبل تمام وظایف و مسئولیت ها و مسئول هر بخش مشخص بود و سرحدات تعیین شده بود و تمام نیروها بر وظایف خود با انجام مانورها و تمرینات مسلط بودند. چنین رویکردی باید در زمان حال با استفاده از تجربیات مدیریت قرارگاه و عملیات در دوران دفاع مقدس در قالب واحدهای متولی فعالیتهای نجات و امداد استفاده گردد و از منظر مدیریتی تمام وظایف مدیریت بحران در تمام مناطق زلزله خیز تعیین شود و مسئولیت هر بخش از قبل تعیین شود و تمام واحدها در قالب مانورهای عملیاتی و مدیریتی این موارد را تمرین کنند تا در زمان رخداد بلایای طبیعی مانند زلزله قابلیت واکنش سریع را داشته باشند.


15- ۳- در دوران دفاع مقدس درعملیات های از پیش تعیین شده، واحدهای مدیریت وفرماندهی وعملیات مانورهای مدیریتی وعملیاتی زیادی را انجام میدادند که این مانورها توانمندی و آمادگی واحدهای مدیرتی و عملیاتی را ارتقا می بخشید اما متاسفانه درحال حاضر رویکرد مدیریت بحران در کشور درحد محدود و فقط در مدارس وادارات مانور نجات وتخلیه انجام میشود که در واقع با توجه به زلزله اخیر این مانورهای اجرا شده کارایی بالا را ندارند و نیازمند مانورهای متعدد با کارائی و پشتیبانی بالا در قالب مانور فرماندهی، مدیریتی، پشتیبانی وتوزیع سازمان های امدادگر و متولی مدیریت بحران که در دوران دفاع مقدس و جنگ وجود داشتند، است.


در نهایت برای مقابله با بلای طبیعی مانند زلزله باید بحث زلزله های نامرئی و مدیریت بحران در کشور جدی گرفته شود و حاکمیت باید با رویکرد یکپارچه و واحد با هماهنگی و فعالیت بخشهای مختلف نظام به اقدامات اساسی در جهت ریشه کن نمودن زلزله های نامرئی و آمادگی کشور برای مقابله با بحرانهای مختلف طبیعی مانند زلزله در کشور بپردازد.

زلزله همیشه احتمال رخداد دارد و جز لاینفک بخشی از کشور است، پس آمادگی و ارتقاء سطح مدیریت بحران و استفاده از تجربیات مهم و گرانقدر دوران دفاع مقدس و مدیریت قرارگاه و عملیات در این زمینه از الزامات مهم محسوب میشود و یک لحظه درنگ و تاخیر در این بحث جایز نیست.

 

دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه تهران
رئیس کمیسیون کارآفرینی و کسب وکار دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام

اشتراک گذاری
روی خط سایت ها

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: