روزنامههای اصولگرا در استقبال از موفقیتهای نیروهای یمنی در درگیری زمینی با سعودیها شریک هستند. روزنامههای اصلاحطلب مراسم گرامیداشت همسر امام(ره) و سخنان هاشمی و روحانی در آن را پوشش ویژهای دادهاند. فهرست همایشها و اظهارنظرهای فعالان سیاسی در باره تفاهم لوزان نیز همچنان طولانی است.
در ادامه میتوانید روایت تابناک از مهمترین مطالب روزنامههای دوشنبه بیست و چهارم فروردین را بخوانید.
ابوالقاسم قاسم زاده در یادداشتی با تیتر «سه ماه ویژه!» شرایط
سیاست داخلی ایالات متحده در سه ماه آینده را مورد توجه قرار داده و از جمله
نوشته: به نظر میرسد رئیس جمهور آمریکا با آگاهی از حساسیت زمانی تا پایان سه ماه
آینده و تهدیدی که از سوی حزب رقیب او (جمهوریخواهان) و لابی قدرتمند صهیونیستها
به جریان افتاده تا طرح مذاکره با ایران با شکست مواجه گردد، کمپین سیاسی ـ
تبلیغاتیاش را درباره اثبات اهمیت ایران و دستیابی به توافق در پرونده هستهای
راه انداخته است. اوباما در مصاحبهها و سخنرانی خود معادلهای را برای مردم
آمریکا شرح میدهد که در آن ادامه مذاکره تا حصول نتیجه «مصالحه» یا توقف مذاکره و
بازگشایش جبهة تقابل از طریق گسترش تحریمها تا «جنگ» را بیان میکند. اگرچه
مواردی از خبرها و گزارشهای این کمپین کاخ سفید، برای ما در داخل چندان خوشآیند
نمیآید، امّا نباید فراموش کنیم که دو جریان سیاسی ـ تبلیغاتی، یکی از سوی
نتانیاهو و گروه سناتورها و نمایندگان کنگره و دیگری از سوی قوه مجریه یعنی رئیسجمهور
آمریکا و دولت همراه او به راه افتاده است. در اولی ایران هراسی و ادعای اینکه
تهران مرکز تهدید سیاسی ـ امنیتی برای کشورهای خاورمیانه با امکانِ دستیابی به
سلاح اتمی است، محوریت دارد. در دومی، خنثیسازی طراحی نتانیاهو و لابی صهیونیستها
در آمریکا برای شکست مذاکره هستهای و دستیابی به «توافق جامع» تا تیرماه دیده میشود.
جمهوری اسلامی که مانند دیروز، تحولات یمن را در کانون توجه خود قرار
داده، تیتر اصلی خود را به تصرف یک پایگاه مرزی سعودی توسط نیروهای یمنی اختصاص
داده، در پایان سرمقاله خود با تیتر «آتش تروریسم در مجاورت انبار باروت ارتجاع» نیز
نوشته: پدرخواندههای تروریسم از بازی شوم و بدفرجام با آتش و آتشافکنی در منطقه
و کشورهای همسایه قطعاً سودی نخواهند برد و دود این شرارت پیش از همه به چشم خود
آنها خواهد رفت. قطعاً همانگونه که آنها در سوریه و عراق موفق به تحقق اهداف خود
نشدند، در یمن نیز که به داشتن مردمانی سختکوش، مقاوم و سلطهناپذیر مشهور است،
نخواهند توانست کاری از پیش ببرند. آنها این بار آتش تروریسم را در جایی برافروختهاند
که دامن خودشان را نیز خواهد گرفت و انبارهای باروتی را که سالها آمریکائیها با
پول نفت مسلمانان در منطقه ذخیره کرده بودند، شعلهور خواهد کرد، شعلهای که قطعاً
موجودیت ارتجاع عرب و در راس آنها آل سعود را خواهد سوزاند.
روزنامه جوان نیز هرچند تیتر اول خود را به مسائل یمن اختصاص داده و
با درج تصویری در صفحه اول خود از ریاست پرویز فتاح بر کمیته امداد استقبال کرده، مانند روزهای پیش، باز هم مسأله هستهای را از زاویه مورد نظر این روزنامه در
سرمقاله خود مورد بحث قرار داده است.
جوان که در روزهای گذشته، نوع روابط آینده ایران و ایالات متحده و تأثیر احتمالی آن بر سیاست داخلی ایران را در مطالب متعددی بررسی کرده بود، سرمقاله امروز خود را هم به «ریشههای نظری بدعهدی امریکایی» اختصاص داده است.
رسالت که با درج سخنان فریدون عباسی درباره وضعیت فناوری هستهای در
ایران و نیز تأکید مقامات آمریکایی در برداشته شدن تدریجی تحریمها، همچنان نسبت
به آینده مذاکرات هستهای ابراز بدبینی میکند، در سرمقاله خود به قلم حامد حاجی
حیدری با تیتر «آموزش مهارتهای همدلی و همزبانی» از مشکلات جوانان نسل جدید سخن
گفته است. در بخشی از این مطلب آمده: جوانان نسل حاضر طبقه متوسط شهری، نسبت به
جوانان نسل گذشته یا حتی در قیاس با همقطاران سنتیتر یا متدینتر خود، از نظر
مهارتهای انسانی و اجتماعی با مشکلات بیشتری مواجهاند. این را میتوان از مقایسه
وضع و حال تیپ جوان دانشجوی تهرانی با یک محصل دبیرستانی در روستاها و شهرهای
صمیمیتر مانند «کاشان»، یا یک طلبه حوزه علمیه، فهمید. تیپ جوان دانشجوی تهرانی،
عمدتاً تنهاتر و افسردهتر، عصبانیتر و سرکشتر، مستعد اضطرابهای بیشتر، و
تکانشیتر و پرخاشگرتر است. در دنیایی که اجبارهای غیراخلاقی تنش زا، هر روز بیش
از پیش، جامعه را در معرض از هم پاشیدگی قرار میدهند، و در حالی که خودخواهی،
خشونت و فرومایگی، گاهی، حتی، ویژگی اخلاقی افراد دارای بهره هوشی بالا شده است،
این پرسش، منطقی به نظر میرسد که در بخش عمده از رفتارهای معمولی افراد بزرگسال
که بخشی اساسی عمر خود را صرف تحصیل کردهاند، اثر زیادی از منطق و طمأنینه و
پختگی دیده نمیشود. از زاویه دید آموزشی، در مورد آنها نحوی عدم توازن روی داده
است؛ آنان، آموزشهای مفصل فنی و نظری آموخته، و مهارتهای انسانی و اجتماعی را
چندان نیاموختهاند؛ و این عدم توازن، میرود تا زمینهها را برای بروز انحرافات
اجتماعی و در حالتی شدیدتر، ناآرامیهای اجتماعی ضد فرهنگ مهیا کند.با مروری کوتاه
بر کم و کیف یادگیریهایی که تا به حال، نظام آموزشی ما بر آنها صحه گذاشته است،
در مییابیم که در عین نقاط قوت غیر قابل انکار، نمیتوانیم ادعا کنیم که این روشهای
آموزشی، بهترین شیوهها و محتواهای آموزشی بودهاند و منجر به یادگیریهای اصیل و
با ثبات در ما گردیدهاند؛ خلأ اصلی در فقدان مهارتهای انسانی و اجتماعی است.
کیهان که بخش زیادی از صفحه اول خود را به تحولات یمن اختصاص داده،
در یادداشت روز خود به قلم حسین شریعتمداری به سخنان دیروز هاشمی رفسنجانی در
مراسم گرامیداشت همسر امام(ره) واکنش تندی نشان داده و در باره رئیس مجمع تشخیص
مصلحت نظام گفته که وی از افرادی خاطره نقل میکند که دیگر در این دنیا نیستند و
نمیتوانند به وی پاسخ دهند.
شریعتمداری در پایان یادداشت کیهان با تیتر «یاد آن روزها به خیر!» برای تأکید بر اینکه هاشمی رفسنجانی تغییر کرده، نوشته: و بالاخره یاد آن روزها به خیر که مواضع و عملکرد انقلابی آقای هاشمیرفسنجانی و حضور پرشور ایشان در جبههها و... خشم دشمنان ایران اسلامی و رضایت تودههای مردم پاکباخته را در پی داشت. امید آن که اردوگاه پیشین خود را ترک نکند.
وطن امروز، هدف از سخنان دیروز هاشمی را «فرار از موضوع سعودی»
دانسته است. این روزنامه سرمقاله خود با تیتر «جاسوسی از دور زدن تحریمها در نقش
خبرنگار!» را به پرونده جیسون رضائیان اختصاص داده و در پایان آن نوشته: فروش
اطلاعات اقتصادی و صنعتی ایران در شرایط تحریم دقیقا مصداق فروش آذوقه به دشمن در
شرایط جنگ است و این تنها نمونهای از جاسوسی آقای خبرنگار بود!
تحلیل مسائل مرتبط با تفاهم لوزان در روزنامه خراسان پررنگ است، این
روزنامه که از سخنان دیروز رئیسجمهور در نشست مشترک دولت و مجلس جمله «آثار
اقتصادی توافق احتمالی در کوتاه مدت نمود چندانی ندارد» را تیتر کرده در سرمقاله
خود «ایجاد دیوان داوری برجام» را پیشنهادی قابل توجه دانسته و نوشته: ایجاد یک
گروه یا دیوان داوری در این زمینه ممکن است کارآمد باشد. به عبارت دیگر از هم اکنون
باید درباره ایجاد دیوانی متشکل از نمایندگان ایران و کشورهای ۱+۵ گفت و گو کرد که
در موضوعات حیاتی - به ویژه هنگامی که اساسا برجام در خطر لغو کامل باشد –
بتوانند مداخله کنند.
روزنامه شرق چند مطلب قابل توجه دارد. امیر محبیان از چهرههای رسانهای
اصولگرا در بخشی از گفت و گویی با تیتر «برد ما در آن است که گل کمتری بخوریم» درباره تفاهم لوزان گفته است: فارغ از بازیهای کلامی، روشن است که در جهان غیرعادلانه
ما، در یک طرف میز، غربیها هستند که با اعمال فشار با بهانههای واهی میخواهند
که ایران را به کلوپ دارندگان تکنولوژی هستهای راه ندهند و در طرف دیگر ایران است
که میکوشد در این معادله قدرت و مقاومت، امتیاز کمتری بدهد. به عبارت روشنتر
قرار نیست در این مسابقه در نهایت دست دوطرف را بالا ببرند و بگویند هردو طرف
برنده شدهاند. برد ما فقط در آن است که گل کمتری بخوریم و بس. البته ایران هم در
بازی خود محاسباتی دارد، آنچه که کف مطالبات ایران بود و تحت عنوان خط قرمز از سوی
رهبری نظام مطرح شده بود، درحال تحقق است. البته نظام، مسأله هستهای را ذیل
«ابرراهبرد» یا «گراند استراتژی» خود میبیند؛ از این رو، پارهای از بهظاهر عقبنشینیها
را در این شرایط در کلاناستراتژی قابلتوجیه مییابد.
شرق با دو مطلب درباره برآورد درآمد سالانه سی هزار میلیارد ریالی عربستان از زائران ایرانی و نیز اقدامات انجام شده در جهت لغو حج عمره، تمایل خود به پیگیری لغو حج عمره را نشان داده است.
صادق خرازی نیز در سرمقاله شرق درباره «اهداف عربستان در حمله به یمن» ضمن محکوم به شکست دانستن اقدامات سعودیها نوشته: موقعیت فعلی عربستان سعودی نشان میدهد، این رژیم قادر به تأمین و سیادت بر جهان پیرامونی خود نیست و نتوانسته سیطره بر نحلهها و جنبشهای مقاومت و انقلابی پیدا کند و هر گونه وسوسه و پیشنهاد آنان توسط حوثیها رد شده است. سعودیها در دو جبهه با بحران جدی در افکارعمومی جهان روبهرو هستند: حمایت از القاعده و داعش در خارج از مرزها و در داخل با پدیدههای بحران مشروعیت حکام جدید که بهصورت جدی پدیدار شده و نسل جوان دیگری که قیادت و سیادت یک خانواده بر سرشت و سرنوشت کشوری چون عربستان را برنمیتابند ساختار قدرت و دولت در این کشور را با بحران مشروعیت روبهرو کرده است. آنها تصورشان این است که درگیرشدن در جنگ یمن میتواند دوباره وحدت ملی در حاکمیت و خاندان سعودی پدید آورد.
شرق اما در حمایت از لغو حج عمره تنها نیست و علاوه بر درج دو مطلب
درباره پولهای کثیفی که وارد سیاست میشوند و نیز پرداختن به ماجرای حمله به علی
مطهری در شیراز در بخشی از یادداشتی با تیتر «استمرار حج عمره به چه بهایی؟!» به
قلم مرتضی نجفی قدسی آورده: آیتالله سیدهاشم رسولیمحلاتی یکی از شخصیتهای عالم
و فرهیخته روحانی هستند که بیش از یکصد جلد کتاب، تألیف، تحقیق و تصحیح و ترجمه
دارند. ایشان در این سالهای اخیر فرزندشان به مدت چهار سال سفیر جمهوری اسلامی ایران
در کشور عربستان بودند. تصور میشد چون فرزندشان سفیر عربستان است، مکرر به مکه
مشرف میشوند یک روز از ایشان سوال کردم آیا شما مرتب مشرف میشوید؟! ایشان پاسخ
دادند خیر، یک سفر هم نرفتم! با وجود اینکه میتوانستم به دعوت پسرم هر ماه بروم و
لیکن شبهه شرعی کردم و نرفتم! بنده عرض کردم چرا نرفتید؟ پاسخ دادند: یک روز یکی
از مقامات سعودی به فرزندم گفته است، دولت سعودی با پول همین زائران، هزینه تجهیز
و تسلیح سلفیها و تکفیریها را تامین میکند و آنها را برای جهاد یا بهتر بگوییم
فعالیتهای تروریستی و بمبگذاری به عراق میفرستد! آیتا... رسولیمحلاتی اضافه
کردند: من با شنیدن این مطلب شبهه کردم که اگر ما مسافرتی به عربستان داشته باشیم
و حتی اگر یک تومان ما بخواهد در مسیر نیات ناصحیح سهیم باشد، این سفر مستحبّی
عمره جایز نیست. شاید مسئولان حج و زیارت بنا به دلایلی حاضر به توقف این سفرها
نباشند ولیکن این وظیفه علماست که تکلیف مردم را روشن کنند، گرچه در مجلس هم تحرک
خوبی به وجود آمده است و امیدواریم به نتیجه قاطع و مطلوبی برسد.
مجموعه روزنامههای اصلاحطلب و حامی دولت، مراسم گرامیداشت همسر
امام(ره) را به طور گسترده پوشش خبری دادهاند. ابتکار این سخن روحانی که «متأسفم
که «نهی از منکر» را به خیابان ها و آن هم فقط علیه زنان و بس تنزل داده اند» «هشدار
فقهی رئیس جمهور» نامیده و در یادداشتی با تیتر «حق با احمدی نژاد بود» در
توجیه ضرورت تغییر مجلس تا آن جا جلو رفته که بنویسد: جنس مخالفت برخی از نمایندگان
مجلس با حسن روحانی نه به واسطه نگاه کارشناسی است بلکه تنها به دلیل اختلافات سیاسی
است که با رئیس دولت یازدهم دارند. با نگاهی به رفتار مجلس نهم با دولت یازدهم به
این میاندیشیدم که محمود احمدی نژاد حق داشت. او حق داشت به مجلسی این چنین
پاسخگو نباشد، او حق داشت بیاید در مجلس شوخی کند و برود، او حق داشت بگوید برخی
منافع سیاسیشان بر منافع ملی ارجحیت دارد، او حق داشت که مسیر خود را از جریان
منتسب به این آقایان جدا کند. همین اختلافها باعث میشود که اسفند 94، یکی از مهم
ترین ماههای تاریخ جمهوری اسلامی ایران باشد. ماهی که میشود بال دوم کشور برای
رسیدن به هدف بزرگ را به پرواز درآورد و مجلس عقلانیت را در کنار دولت و تدبیر و
امید تشکیل داد. قطعا مجلس دهم و دولت یازدهم و احتمالا دوازدهم میتوانند روزهای
خوبی را برای مردم بر اساس دو اصل تدبیر و امید رقم بزنند.
اعتماد که در صفحه اول خود با درج تصویر مشترکی از روحانی و سید حسن
خمینی به استقبال مراسم دیروز رفته، در حمایت از سیاست داخلی روحانی در گفت و گویی
با تیتر «مطمئنم با روحانی جواب می گیریم» پای صحبت سعید لیلاز نشسته که از جمله
گفته: از آنجایی که ما اصلاح طلب هستیم و اکثریت جامعه ایران را اصلاح طلبان تشکیل
می دهند - من یقین دارم که بیش از ۷۰ درصد مردم ایران طرفدار اصلاحات و اصلاح طلب
هستند و از رهبران اصلاح طلب حمایت می کنند- اساس اصلاح طلبی یعنی پرهیز از خشونت،
پرهیز از راه حل های رادیکال، پرهیز از قهر کردن با سرنوشت سیاسی کشور. ما در سال
۹۲ به بهترین گزینه ممکن رای داده و همواره نیز همین کار را انجام داده ایم. شاید
برخی بگویند بهتر از آقای روحانی هم بوده است. خب بله، این حرف را درمورد رییس
دولت اصلاحات نیز می توان زد اما تمدن ها همواره به بهترین گزینه موجود در چهارچوب
های عینی و ممکن که بتواند در داخل سیستم فعلی و برای خروج از بن بست راهی پیدا
کند رای می دهند. همین کار را نیز با آقای روحانی کردند و من مطمئن هستم که ما از
آقای روحانی جواب می گیریم.
اعتماد، گزارش مفصلی نیز با تیتر «تفسیر بند بند بیانیه لوزان به تعبیر منتقدان» درباره گردهمایی منتقدان هسته ای در دانشگاه تهران دارد که در ابتدای آن آمده است: این روزها بند به بند و لغت به لغت بیانیه لوزان خوانده می شود و از واژه هایی گفته می شود که برای هر کدام شان چندین معنی اصطلاحی می توان یافت. «از رنجی که می بریم» عنوان مراسمی بود که با تلاش انجمن اسلامی دانشجویان مستقل برگزار شد. دیروز دانشکده حقوق دانشگاه تهران، باز هم پذیرای یکی دیگر از مراسم هایی بود که این روزها تنها یک طیف سیاسی را در خود می بیند. در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران، نه از پلاکاردهای تبلیغاتی خبری بود و نه از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان مستقل این دانشگاه که از بانیان برگزاری این مراسم بودند. تنها یک پوستر بود: پوستری با تفاوتی آشکار از آنچه که در زمان اعلام خبر برگزاری این مراسم در خبرگزاری ها گفته شد. مراسمی که قرار بود با حضور سعید جلیلی، مهرداد بذرپاش و سعید زیباکلام برگزار شود یک غایب بزرگ داشت. عکس سعید جلیلی دیگر در پوستر چسبانیده شده کنار تالار شیخ انصاری خودنمایی نمی کرد. دلیل آن را از دانشجویانی که به تالار رفت و آمد می کردند جویا شدیم. «شرکت سعید جلیلی در این مراسم عصر دیروز لغو شد.» اما این پاسخ در آغاز این مراسم تکذیب شد. گفته شد که «خبر شرکت جلیلی در این مراسم توسط برخی رسانه ها با بی اخلاقی مطرح شده بود».
یافتن راهحلهایی بلندمدت و کوتاهمدت برای مشکلات منطقه، موضوعی
است که در مهمترین مطالب سیاسی روزنامههای قانون و شهروند مورد توجه قرار گرفته
است.
ناظم دباغ، نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران در بخشی از گفتوگویی با تیتر «بهار واقعی خاورمیانه با توافق ایران و غرب آغاز میشود» به روزنامه قانون گفته: به نظر من شرایط منطقه بعد از توافقاتایران و 1+5 بسیار تغییر میکند و یک وضعیت جدیدایجاد میشود. این وضعیت جدید را میتوان به یک بهار واقعی برای برقرار کردن امنیت و آسایش در منطقه تبدیل کرد. قبل ازاین توافق برخی به فکراین بودند که منطقه را شلوغ کنند تا مثلا فلان کشور پیشرفت نکند تا در آینده تبدیل به تهدید نشود. امروز که میانایران و قدرتهای جهانی توافقاتی صورت گرفت ،این توافق تنها محدود به توافقایران و آمریکا یاایران و کشورهای 1+5 نیست. توافق باید تبدیل شود به توافقایران با تمام کشورهای منطقه و دنیا. چون وضعیت پیش از توافق بر روابطایران با همه کشورها اثر گذاشته بود. به نظر من رهبران کشورهای منطقه باید بهاین نتیجه برسند که جنگ و تنش فایدهای ندارد.
متین مسلم نیز در بخش پایانی یادداشتی با تیتر «باید محور ایرانی،
ترکی، عربی را جدی گرفت» در روزنامه شهروند نوشته: احتمال اینکه تحت تأثیر شرایط
آتی ایران و گفتوگوهای رو به جلو اتمی این کشور با قدرتهای جهانی، رهبران ترک
نهایتا به این نتیجه رسیده باشند که باز کردن جبههای جدید علیه ایران پس از بحرانهای
سوریه و عراق، به مصلحت نبوده و نباید بیش از این در برابر تهران جلو رفت، در
تغییر موضع اولیه آنها موثر بوده است. از طرفی پارهای منابع دیپلماتیک مقیم اسلامآباد
گفتهاند مذاکرات بسیار صریح، روشن و بدون پرده ظریف وزیر خارجه ایران با مقامات
اسلامآباد در هفته گذشته در تغییر موضع آنها بسیار نقش مهمی داشته است. این منابع
اما روشن نکردند آیا این گفتوگوهای صریح حاوی نوعی تهدید هم بوده یا خیر؟ در
صورت صحت و تأیید اما این نمیتواند خیلی تعجببرانگیز باشد. موضعگیری تند و
ناراحتی وزارت خارجه امارات و مقامات سعودی از پاکستان و ترکیه قابل درک است اما
نشان میدهد در ایجاد شکاف ائتلاف سعودی، حال با هر ترفندی ایرانیها بسیار موفق
عمل کردهاند. اما صرفنظر از تمامی این تحلیلها، انتهای کوچهای که سعودیها و
خصوصا شورای همکاری خلیجفارس وارد آن شدهاند، کجاست؟ موفقیت سعودیها در یمن،
تقریبا امری محال و غیرممکن است. از همین روی باید دید که رهبران سیاسی عربستان که
به شدت سنتی، پیر و محافظهکارند، تحت تأثیر امرای نظامی جوان و ماجراجو چون وزیر
دفاع محمد بن سلمان ۳۰ساله، آیا دست به
اقدامات یا اتخاذ تصمیماتی غیر قابل کنترل و دیوانهوار میزنند که امنیت منطقه و
ثبات متزلزلی که هماکنون وجود دارد را به چالش بکشانند؟! به همین دلیل انتظار از تهران برای حضور فعال
در محور صلح ایرانی ـ ترکی ـ عربی که اعلام شده و یافتن راهی برای خروج از این بنبست،
انتظاری منطقی و دیپلماتیک به نظر میرسد.
