قتل 2 زن پایان ارتباط پنهانی
فرنگیس صدایش را بلندتر کرد و در حالی که فریاد میزد، گفت: «باهم میرویم، همه باه....» اما ناگهان حرفش را قورت داد و با چشمانی که از حدقه بیرون زده بود، به مقابلش خیره شد. فرهاد سلاح را به طرفش گرفته و دستش را روی ماشه آن گذاشته بود. ناگهان صدای گلوله جایگزین سکوت بین آن دو شد و زن جوان روی زمین افتاد. فرهاد نگاهی به اطراف انداخت، هیچکس آن دور و بر نبود، سوار خودرویش شد و محل را ترک کرد.
3 سال قبل
به گزارش جام جم، اوایل سال 90 مرگ مشکوک زنی جوان به نام لیلا به پلیس گزارش شد.
ماموران با حضور در محل به بررسی صحنه پرداختند و متوجه شدند زن جوان با شلیک گلوله به قتل رسیده است. همسر این زن که در صحنه حضور داشت، به قتل ناخواسته همسرش اعتراف کرد و گفت: «سلاحم مجوز دارد و امروز در حال پاک کردن تفنگ بودم که ناگهان تیری شلیک شد و به همسرم اصابت کرد و او کشته شد.»
در ادامه بررسی ها، خانواده قربانی با حضور در اداره آگاهی مدعی شدند دخترشان، قربانی رابطه پنهانی دامادشان شده است. آنها مدعی بودند فرهاد با زنی به نام فرنگیس در ارتباط است. فرنگیس برای تحقیقات به اداره آگاهی خوانده شد، اما شواهد موجود و اظهاراتش نشان می داد در جنایت نقشی ندارد و به همین دلیل آزاد شد.
از طرفی در تحقیقات از فرزندان فرهاد که در صحنه حادثه حضور داشتند، آنها اظهارات پدرشان را تائید و اعلام کردند این تیراندازی، اتفاقی بوده است. به این ترتیب مرد جوان از اتهام قتل تبرئه شد.
جسدی در بیابان
پانزدهم شهریور امسال مرد جوانی در حال رانندگی در یکی از جاده های اطراف شهرستان ایلام بود که متوجه جسدی کنار جاده شد. او ناخودآگاه پایش را روی ترمز گذاشت. از ماشین پیاده شد و به طرف جسد مشکوک رفت. او با مشاهده جسد زن جوان، پلیس را با خبر کرد. هنوز چند دقیقه ای از تماسش نگذشته بود که کارآگاهان جنایی ایلام همراه بازپرس جنایی وارد عمل شدند.
جسد متعلق به زنی حدود بیست و پنج ساله بود که آثار گلوله روی بدن او حکایت از قتل با سلاح گرم داشت. با این حال جسد با دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی انتقال یافت تا علت مرگ بررسی و مشخص شود.
با این که هیچ مدرک شناسایی همراه جسد نبود، اما در همان بررسی های اولیه، کارآگاهان جسد را شناسایی کردند. جسد متعلق به فرنگیس بود، زن جوانی که حدود سه سال پیش در رابطه با مرگ مشکوک زن دیگری بازداشت شده، اما از اتهامش تبرئه شده بود. به این ترتیب با شناسایی هویت مقتول، کارآگاهان به ادامه تحقیقات برای یافتن عامل این جنایت ادامه دادند.
ردپای یک مرد
کارآگاهان اداره آگاهی پلیس استان ایلام در تحقیقات دریافتند زن جوان مدت ها با فرهاد در رابطه بوده است. از طرفی مدارکی در بررسی ها به دست آمد که نشان می داد زن جوان توسط فرهاد به قتل رسیده است. ماموران به طور نامحسوس فرهاد را زیر نظر داشتند و زمانی که مدارک کافی برای اثبات این جنایت به دست آمد، او را بازداشت کردند.
از طرفی کارآگاهان سراغ پرونده قبلی فرهاد که مربوط به مرگ همسرش بود، رفتند. با آن که همان زمان احتمال داده می شد تیراندازی سهوی نبوده و جنایتی در کار بوده است.
اعتراف به جنایت
در حالی که متهم جوان، منکر جنایت بود، در مواجهه با مدارک پلیسی چاره ای جز بیان حقیقت ندید و به قتل همسر خود و فرنگیس اعتراف کرد و به افسر پرونده اش درباره جزئیات دو جنایت گفت: «حدود چهار سال پیش با فرنگیس آشنا شدم، نمی دانم همسرم چطور از این ماجرا باخبر شد و همین مساله باعث درگیری بین ما شد. همسرم از این که به او خیانت کرده بودم، ناراحت بود و گله داشت، اما من گوشم به این حرف ها بدهکار نبود. دعواهای ما ادامه داشت تا این که در یکی از این دعواها عصبانی شدم و با سلاحی که در خانه داشتم، به طرف همسرم شلیک کردم. من همسرم را کشته بودم و مطمئن بودم به اتهام قتل بازداشت می شوم، به همین دلیل به بچه هایم گفتم به پلیس بگویید این ماجرا حادثه بوده است. با این ترفند و شهادت دروغین فرزندان، از اتهام قتل تبرئه شدم. رابطه من و فرنگیس ادامه داشت تا این که به او گفتم می خواهم با تو ازدواج و این مساله را رسمی کنم.»
او ادامه داد: «به فرنگیس گفتم من با بچه هایم به مشهد می روم و تو هم با هواپیما جداگانه به مشهد بیا. در آنجا تو را به بچه ها معرفی و از تو درخواست ازدواج می کنم. اما فرنگیس می گفت باید با هم به مسافرت برویم و از همین جا به بچه هایت بگو که می خواهی با من ازدواج کنی. من که ساعاتی بعد عازم مسافرت بودم، هر چه سعی کردم او را متقاعد کنم که این سفر را تنهایی بروم و او در مشهد به ما ملحق شود، قبول نکرد. من هم عصبانی شدم و با سلاح شکاری که همراه داشتم، به سمت او تیراندازی کردم، فرنگیس با شلیک من جان خود را از دست داد و من جنازه را همان جا خارج از شهر رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و همراه بچه هایم شهر را ترک کردیم. تصور می کردم با این مسافرت پلیس متقاعد می شود در زمان مرگ در استان ایلام نبوده و می توانم از این اتهام نیز جان سالم به در ببرم. اما خون مقتول همیشه پاگیر است و من باید انتقام قتل همسرم و فرنگیس را می دادم.»
سرهنگ گوهری، رئیس پلیس آگاهی استان ایلام درباره این خبر می گوید: «متهم جوان پس از اعتراف به قتل فرنگیس و همسرش، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.»
3 سال قبل
به گزارش جام جم، اوایل سال 90 مرگ مشکوک زنی جوان به نام لیلا به پلیس گزارش شد.
ماموران با حضور در محل به بررسی صحنه پرداختند و متوجه شدند زن جوان با شلیک گلوله به قتل رسیده است. همسر این زن که در صحنه حضور داشت، به قتل ناخواسته همسرش اعتراف کرد و گفت: «سلاحم مجوز دارد و امروز در حال پاک کردن تفنگ بودم که ناگهان تیری شلیک شد و به همسرم اصابت کرد و او کشته شد.»
در ادامه بررسی ها، خانواده قربانی با حضور در اداره آگاهی مدعی شدند دخترشان، قربانی رابطه پنهانی دامادشان شده است. آنها مدعی بودند فرهاد با زنی به نام فرنگیس در ارتباط است. فرنگیس برای تحقیقات به اداره آگاهی خوانده شد، اما شواهد موجود و اظهاراتش نشان می داد در جنایت نقشی ندارد و به همین دلیل آزاد شد.
از طرفی در تحقیقات از فرزندان فرهاد که در صحنه حادثه حضور داشتند، آنها اظهارات پدرشان را تائید و اعلام کردند این تیراندازی، اتفاقی بوده است. به این ترتیب مرد جوان از اتهام قتل تبرئه شد.
جسدی در بیابان
پانزدهم شهریور امسال مرد جوانی در حال رانندگی در یکی از جاده های اطراف شهرستان ایلام بود که متوجه جسدی کنار جاده شد. او ناخودآگاه پایش را روی ترمز گذاشت. از ماشین پیاده شد و به طرف جسد مشکوک رفت. او با مشاهده جسد زن جوان، پلیس را با خبر کرد. هنوز چند دقیقه ای از تماسش نگذشته بود که کارآگاهان جنایی ایلام همراه بازپرس جنایی وارد عمل شدند.
جسد متعلق به زنی حدود بیست و پنج ساله بود که آثار گلوله روی بدن او حکایت از قتل با سلاح گرم داشت. با این حال جسد با دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی انتقال یافت تا علت مرگ بررسی و مشخص شود.
با این که هیچ مدرک شناسایی همراه جسد نبود، اما در همان بررسی های اولیه، کارآگاهان جسد را شناسایی کردند. جسد متعلق به فرنگیس بود، زن جوانی که حدود سه سال پیش در رابطه با مرگ مشکوک زن دیگری بازداشت شده، اما از اتهامش تبرئه شده بود. به این ترتیب با شناسایی هویت مقتول، کارآگاهان به ادامه تحقیقات برای یافتن عامل این جنایت ادامه دادند.
ردپای یک مرد
کارآگاهان اداره آگاهی پلیس استان ایلام در تحقیقات دریافتند زن جوان مدت ها با فرهاد در رابطه بوده است. از طرفی مدارکی در بررسی ها به دست آمد که نشان می داد زن جوان توسط فرهاد به قتل رسیده است. ماموران به طور نامحسوس فرهاد را زیر نظر داشتند و زمانی که مدارک کافی برای اثبات این جنایت به دست آمد، او را بازداشت کردند.
از طرفی کارآگاهان سراغ پرونده قبلی فرهاد که مربوط به مرگ همسرش بود، رفتند. با آن که همان زمان احتمال داده می شد تیراندازی سهوی نبوده و جنایتی در کار بوده است.
اعتراف به جنایت
در حالی که متهم جوان، منکر جنایت بود، در مواجهه با مدارک پلیسی چاره ای جز بیان حقیقت ندید و به قتل همسر خود و فرنگیس اعتراف کرد و به افسر پرونده اش درباره جزئیات دو جنایت گفت: «حدود چهار سال پیش با فرنگیس آشنا شدم، نمی دانم همسرم چطور از این ماجرا باخبر شد و همین مساله باعث درگیری بین ما شد. همسرم از این که به او خیانت کرده بودم، ناراحت بود و گله داشت، اما من گوشم به این حرف ها بدهکار نبود. دعواهای ما ادامه داشت تا این که در یکی از این دعواها عصبانی شدم و با سلاحی که در خانه داشتم، به طرف همسرم شلیک کردم. من همسرم را کشته بودم و مطمئن بودم به اتهام قتل بازداشت می شوم، به همین دلیل به بچه هایم گفتم به پلیس بگویید این ماجرا حادثه بوده است. با این ترفند و شهادت دروغین فرزندان، از اتهام قتل تبرئه شدم. رابطه من و فرنگیس ادامه داشت تا این که به او گفتم می خواهم با تو ازدواج و این مساله را رسمی کنم.»
او ادامه داد: «به فرنگیس گفتم من با بچه هایم به مشهد می روم و تو هم با هواپیما جداگانه به مشهد بیا. در آنجا تو را به بچه ها معرفی و از تو درخواست ازدواج می کنم. اما فرنگیس می گفت باید با هم به مسافرت برویم و از همین جا به بچه هایت بگو که می خواهی با من ازدواج کنی. من که ساعاتی بعد عازم مسافرت بودم، هر چه سعی کردم او را متقاعد کنم که این سفر را تنهایی بروم و او در مشهد به ما ملحق شود، قبول نکرد. من هم عصبانی شدم و با سلاح شکاری که همراه داشتم، به سمت او تیراندازی کردم، فرنگیس با شلیک من جان خود را از دست داد و من جنازه را همان جا خارج از شهر رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و همراه بچه هایم شهر را ترک کردیم. تصور می کردم با این مسافرت پلیس متقاعد می شود در زمان مرگ در استان ایلام نبوده و می توانم از این اتهام نیز جان سالم به در ببرم. اما خون مقتول همیشه پاگیر است و من باید انتقام قتل همسرم و فرنگیس را می دادم.»
سرهنگ گوهری، رئیس پلیس آگاهی استان ایلام درباره این خبر می گوید: «متهم جوان پس از اعتراف به قتل فرنگیس و همسرش، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اعدام ترويج خشونته
دوبار باید اعدام شود
خیلی چرت نوشتید. یعنی بعد از قتل اول تفنگ رو ازش نگرفتن هیچ .آزاد هم بوده
بروی جای دیگه جت کنید..
چه راحت خیانت وادم می کشه؟زن اول شکایت کرد کشتمش فرنگیس جواب سوال ندادکشتمش!
بنظرتون نفر سومی که به دست این روانی کشته میشه کیه!
یک به دریا نگرد آب شور بیند، آندگر خیره شود زنده پرشور بیند.
اینم مادر زن که دنبالش میگشتن
تابی جون اگه تو ایلام چرا ما خبر نداریم مورچه اینجا راه میره کل استان باخبر میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
هميشه پاي يك مرد در ميان است. اين هم جواب اون هايي كه همه چي رو گردن زن ها ميندازن ولي اين همه خلاف كار مرد رو نمي بينن
انگار این جانی همیشه با خودش اسلحه داشته و تا کسی گفته بالای چشت ابروئه زده. چه خونسرد"عصبانی شدم و او را کشتم". ای زهر مار
همه باید اعدام گردند
اون مرده چه گناهی داشته ؟ تفنگه کشته زنا رو ...
شما به این تفنگایی که می کشن رسیدگی نمی کنید ؟!؟!
بچه ها بخاطر شهادت دروغ باید محاکمه و مجازات شوند.
هر چه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه بگندد نمك
با اینکه هیچ ربطی به موضوع نداره اما درسترش اینه:
"هرچه بگندد بزنندش نمک وای بروزی که بگندد نمک"
شما حق نداری ضرب المثل ها را از گویش محلی آن خارج کنی
وای به روزی که بگندد نمکش میزنند
منفی دادم چون خیلی بی ربط بود...
یعنی وقتی یکی جنبه اسلحه نداشته باشه این می شه ها. با ننه اشم دعواش می شه تق می زنه می کشتش.
یکی نیست بهش بگه اون اسلحه است، تیرکمون یا آبپاش که نیست.
عاقبت تماشای برنامه های مبتذل و فاسد ماهواره ای همین است
مجبوری یک چیزی بگی؟؟
ارزش زندگی دریک جامعه همان اندازه هست که برای نگهداریش تلاش میشود.
وارتباطش با موضوع بحث ما چیه آقای دکتر؟
از سرنوشت راننده ای که جریان قتل دوم رو گزارش داده , آیا خبری در دست هست؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به نظر من آدم کشی یک ناهنجاری اجتماعی است که بایستی دلایل آن ریشه یابی بشود دو زن که دو نفر از هموطنان عزيزمون بودند متاسفانه جان باختند و این موضوع خیلی درد ناکه کاش به جای برخورد کردن های موردی و لعنت فرستادن به قاتل که خودش هم در واقع یک قربانيه ، ریشه این بدبختی مشخص شود و با خشکاندن ریشه های ناهنجاری دیگر شاهد از دست دادن هموطنان عزيزمون نباشيم
ریشه ی این بدبختی عدم پایبندی مردم به اصول اخلاقی هست. چرا مردی با وجود زن و بچه باید در پی روابط نامشروع باشه یا چرا زنی به خودش اجازه بده با ورود به یک زندگی آرامش و از یه خانواده سلب کنه؟! چون متاسفانه بعضی از مردم دیگه دربند اخلاق نیستن.
دمت گرم فرهادجون! ایول!!!!!!!!!
اینا هنوز فرق بین کلماته قصار و توهین را از هم تشخیص نمیدهند من خودم جملات قصار تو کامنتایم زیاد میزارم ولی اینی که ناشناس13:01 کامنت کرده فقط از حالت یک روانی ساخته است
روانی
اگر کامنتت از روی شوخی هم باشه،وقتی پای قتل دو انسان درمیونه، زشت و چندش آوره،تابی چرا چنین کامنتهایی که جنایت رو عادی و بلکه پسندیده نشون می دن سانسور نمی کنی،ننگ بر تو ناشناس
از بقیه کاربران محترم تابناک هم می خوام نسبت به این کامنتها بی تفاوت نباشند
آقا زینال بندری!!! عجب کامنت پر مغزی گذاشتی!!!!!
چه راحت... عادت کرده که هر کی حرفشو گوش نکنه بکشه
"از طرفی کارآگاهان سراغ پرونده قبلی فرهاد که مربوط به مرگ همسرش بود، رفتند. با آن که همان زمان احتمال داده می شد تیراندازی سهوی نبوده و جنایتی در کار بوده است." اگر این احتمال داده میشد پس پلیس باید سعیش رو میکرد تا قتل عمد رو ثابت کنه تا قتل دوم اتفاق نمی افتاد
باید فهمید دلیل اینهمه قتل و جنایت و بی ارزش شدن جان انسانها در جامعه چیست تا بتوان علاوه بر مجازات مجرمان ، از تکرار اینگونه جرائم جلوگیری نمود .
دانشجو جان با عرض معذرت منظور اخلاق بوده که تایپ نشده بود.
درست میگی باید ریشه یابی بشه وزندگی اینگونه افراد از کودکی تا الان مورد مطالعه قرار بگیره تا با یک جمع بندی بتوانند علت روانی اینگونه مسائل را پیدا کنند
منظورت خلافه؟
خلاق حلقه مفقوده این جریاناته
ببخشید من متوجه نشدم! همسرشو که کشته بود حتی با فرض غیر عمد بودنش چجوری به راحتی آزاد شده! قتل غیر عمد زندان ندارد؟ سه سال بعد یکی دیگه کشته! عجب!
شما دویست دفعه دیگه بخون شاید متوجه بشی
من 5سال بیش سهوا تو جاده یه گربه برید جلوم زیرش کردم خداییش هروقت یاد اون صحنه می افتم از خودم بدم میاد بعد این یارو زنشو کشته انگار نه انگار...
پس اون گربه را تو کشته بودی وهنوز خودت معرفی نمیکنی .تو میدونی اگه اون موقع گربه را به بیمارستان میرسوندی اون الان داشت روی دیوار حیاطتون راه میرفت
هر دو مورد هم عصبانی شدم شلیک کردم. به همین راحتی.حالا در نظر بگیرید سلاح این شخص مجوز هم داشته. یعنی نباید در دادن مجوز سلاح سلامتی روانی فرد بررسی بشه؟
چه فرزندان بی عاطفه ای.صددرصد به اون پدر جانی شون رفتن.دروغ ناحق.بیتفاوتی نسبت به کشته شدن مادرشون.مرتیکه بوالهوس.
مشکل در این موارد اینه که خانواده مقتولان مونث
پول ندارن نصف دیه را بدهند و قاتل قصاص شود باید این تفاضل دیه را برای قاتلین حذف کرد
اکنون در دادگاهها دیه مرد و زن برابر شده است
این همه ابراز خشم مساله بغرنجی تو جامعه ماست، بحث مجازات تو قانون روشن و مشخصه ولی این مدل قضاوت و حکم دادن مردم دقیقا مشابه کاریه که قاتل انجام میده از روی خشم...همینطور که الان با خشممون حکم اعدام میدیم بدون تخصص و صلاحیت قضاوت، اگه جای قاتل هم بودیم چه بسا مرتکب قتل میشدیم.
پلیس و قاضی در این زمینه کم کاری کردند مگر میشود به این راحتی گفت اسلحه همینطوری خالی شده؟
اسلحه مجوز داشته یا نه؟
به نظرم در این قضیه با توجه به بومی و اشنا بودن در شهرهای کوچک یک سری ارتباطات باعث عدم کشف واقعی قتل اول شده
باید با کم کاری برخورد شود
اين رواني چطور مجوز حمل سلاح گرفته؟
از همونجایی که همه میرن میگیرن دیگه سوال بود آخه
باید کسانی که مجوز حمل سلاح دارند از نظر سلامت روانی و ثبات شخصیتی بررسی بشن
پلیس چطور به راحتی شهادت بچه ها رو قبول کرده! اگه کمی اونها رو سوال پیچ میکرد حتما میفهمید که دروغ میگن!!!
اونجا هنوز از این ااصطلاحات استفاده میکنی؟
شهادت دهندگان دروغین را هم تنبیه قضایی کنید تا دیگر کسی جرات نکند که به هر علتی، شهادت دروغ بدهد و افراد این احساس را داشته باشند که شهادت دروغ کم از معاونت در جرم نیست.
من میگم همه را اعدام کنید تا کسی دلخور نباشه اون مادرزنه را هم حتما هر چی بوده زیر سر اون بوده
چه راحت اسلحه با مجوز داشته به اادم معموللی که جواز حمل و نگخداری نمیدهند
از راهنماییت ممنون هوشنگ تازه دوریالی افتاد
به من اگه مجوز حمل سلاح گرم بدن میرم باهاش فقط یک نفرو میکشم بعدشم میندارم دور!!
از ناشناس 12.03 بپرس!
هوشنگ جوازه چی داشته؟
حتما اادم معموللی بوده که جواز نگخداری داشته
از قتل و جنایت بدتر ، از بین رفتن زشتی ارتکاب آن است . انگار قراره نیمی از مردم ما قاتل نیمه دیگر شوند
جالبه. اگه قتل دوم صورت نمیگرفت، هیچکس نمیتوانست بفهمد که زن اول به عمد کشته شده است!!می بینیم که باز هم امکان دارد قضاوت ها اشتباه باشند.
سلام شهرام جان. مخلصم
مثل خود ما که بعضی وقتها زود قضاوت میکنیم یه سلام به آقا ابراهیم
فرنگیس چرا وارد یک زندگی یک دیگه شد؟؟عامل هر دو قتل مرد هست ولی علت حضور بی دلیل فرنگیس بی وجدان هست
پدر خانواده به همسرش و فرزندانش رحم نکرده اول خیانت و بعد هم قتل مادر بچه ها،اونوقت شما توقع داری زن غریبه دلش برای اون خانواده بسوزه
فرنگیس بی وجدانه و بحثی در اون نیست اما در هر حالت خطای اصلی رو مرد مرتکب شده
تکلیف فرزندان با این پدر ؟ چه میشود؟
میگه حالا آینده این بچه ها چی میشن نه اینکه محاکمه بشن تفکراتشونم همش تو کشتو کشاره
فرزندان هم باید به اتهام شهادت کذب محاکمه بشوند
قاتلان محترم زیاد فیلم می بینند
قتل با تفنگ شکاری به دهنش مزه داده بود اگه ادامه پیدا میکرد باز هم آدم می کشت
اسم جام جم که میاد یعنی باید خود را آماده شنیدن حقیقت کنی با روایتی مدافع حقوق زنان
پلیس چقدر راحت حرف بچه ها را قبول کرده و اگر کمی دقت کرده بود قتل دوم اتفاق نیفتاده بود
چه جالب كه به راحتي 4 سال قبل تبرئه شده و راحت زندگي ميكرده است. يعني چند نفر هستند كه اينگونه با وجود قتل الان آزادانه در جامعه قدم ميزنند؟؟؟؟؟؟
اصولاً همین حرف که بچه ها شهادت دروغ داده اند هم مشکوک است من که باور نمی کنم.
این موجود یک روانی به تمام معناست یعنی چی عصبانی شدم شلیک کردم؟
آه زن اون مرد فرنگیس جونو گرفت همونطوری مرد
قربون خدا برم که انقدر خوب انتقام میگیره
ناشناس عزیز خداوند اهل انتقام نیست . بسیار هم مهربان است.ما انسانها به دست خودمون زندگیمون را تباه میکنیم.
دقیقا درست وبی نقض جان کلام بیان شد"هرجرمی متناسب با جرمش باید انجام گیرد"
مرسی هستی خانم
هستی خانم تا اینجا 4 تا کامنت گذاشتی ماشالا دست به کامنتت خوبه
آه ه ه ه ه
مرد قاتله و دو نفر رو کشته،اونوقت شما مرگ فرنگیس رو انتقام الهی می دونی
رفتار فرنگیس ناجوانمردانه بود اما سزای اون مرگ نبود هر جرمی باید با مجازاتش تناسب داشته باشه
آه کی زنش رو گرفت و اون کشته شد؟
میترسم اینجا نظر بدم عصبانی شی بیای منم بکشی!!!!
قاتل و رواني
شیطان صفته بی همه چیز
هشتی : گل پشت و رو نداره .
آفرین حمید خوان
در املای کلمات فتحه و کسره و ضمه را نباید نوشت . شیطان صفت بی همه چیز باید بنویسی
چه راحت! عصباني شدم، زدم با تفنگ كشتمش!
جمع خونوداگیه...
یا الله...
آره شهرام خان خودمم خوش اومدین
دایی زینی الان دیگه هر ...سلاح داره کو گوش شنوا
شما خودتونید هستی خانم؟ با این نام
سرکارخانم هستی سگوند زینال 13:08 زینال جعلی است متاسفم
زینو شوخی میکنی !!!!!!!!!!!!!!
سگوند هستی یا هستی سگوند؟!
به این آدم های روانی نباید مجوز حمل سلاح داد
قتل با اسلحه شکاری کار بسیار زشتی است حرمت اسلحه شکاری و شکار همیشه باید حفظ شود مسوولین به کسانی که قصد قتل دارند سلاح شکاری نفروشند بهتر است
اين جاني خيانتكار بايستي دوبار اعدام شود.
باعث از هم پاشيدن دو خانواده وفرزندان آنها گرديده است.
مرتيكه انگار پشه مي كشته، هر كي باهاش مخالف بوده ميزده مي كشته
مگر قتل غیر عمد زندان ندارد ؟؟؟؟؟؟؟
تفنگش مجوز داشته...
جالب بود
حتما بعد قتل اول باز هم مجوز داشته
جالب نیست؟؟؟؟
احمد رضا شما برو یه خورده بررسی کن، دو بار هم می شه اعدام کرد. تا حالا هم کسی رو دوبار اعدام کردند
بیجن جان چطوری دو بار اعدام شود؟ یک جان که
بیشتر ندارد این قاتل؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.