علم را هم میشود خرید!
پدران ما با زندگی و معیشت ساده روستایی، دارای این بخت بلند بودند که فرزندانشان را با تخصیص اندکی از امکانات متوسط خود برای تحصیل به شهرهایی روانه کنند که در مدارس آنها، امکانات آموزشی برای پایینترین اقشار طبقاتی تا بالاترین آن به یک اندازه فراهم بود. ثروتمند و فقیر، روستایی و شهری، دهقان و بازاری، همه در یک نوع مدرسه جمع بودند. شمع معلم برای همه یکسان میسوخت
مالک رضایی در ایران نوشت:
با آغاز ماه مهر، بار دیگر دانشآموزان، کیف و کتاب مدرسه به دست گرفته و زیبایی و طراوت خاصی به معابر دادهاند. امید، که درخت وجودشان تا پایان سال تحصیلی، چنان بار دانش بگیرد تا به زیر آورند چرخ نیلوفری را.
اما گفتنیها در این وادی زیاد است. جوانان، محصلان و اولیای آنها درد دلهای زیادی دارند که میخواهند با متولیان و تصمیمگیرندگان سیستم آموزشی کشور در میان بگذارند. سیاست چند سال پیش و خوشبختانه ملغی شده فروش معافیت از خدمت سربازی برای فرزندان پولدار و دارای تمکن مالی، تفکیک و تمایز فرزندان کشور در مدارس دولتی و غیرانتفاعی و... بس نبود که اینک خبرگزاریها، خبر از تفکیک دانشآموزان یک پایه تحصیلی در یکی از مدارس میدهند.
«یک مدرسه ابتدایی در تهران، اقدام به تفکیک دانشآموزان در کلاسهای هوشمند و غیر هوشمند برمبنای پرداخت یا پرداخت نکردن کمک مالی والدین برای هوشمندسازی کلاسها کرد. براین اساس، دانشآموزانی که هزینه هوشمندسازی کلاسها از سوی والدین آنها پرداخت نشده باشد، در کلاسهای عادی یا غیر هوشمند تحصیل خواهند کرد...»
البته خوشبختانه دکتر علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش در سخنرانی جشن شکوفهها با اشاره به این موضوع، عنوان کردند که اگر در مدرسهای به هر دلیلی تبعیض قائل شوند، مدیر آن مدرسه را اخراج میکنم.
با این همه باید گفت پدران ما با زندگی و معیشت ساده روستایی، دارای این بخت بلند بودند که فرزندانشان را با تخصیص اندکی از امکانات متوسط خود برای تحصیل به شهرهایی روانه کنند که در مدارس آنها، امکانات آموزشی برای پایینترین اقشار طبقاتی تا بالاترین آن به یک اندازه فراهم بود. ثروتمند و فقیر، روستایی و شهری، دهقان و بازاری، همه در یک نوع مدرسه جمع بودند. شمع معلم برای همه یکسان میسوخت و چراغ همه مدارس برای دانشآموزان به یک اندازه روشنایی میبخشید. در آن سالهای نه چندان دور، از مدرک تحصیلی ضمن خدمت و مدیریت، آموزش از راه دور، مدرک غیر حضوری، ورود به دانشگاهها و مدارس به مدد شهریههای سنگین و متکی به حسابهای فربه بانکی و خلاصه از این جور چیزها خبری نبود. بنگاههایی به نام دانشگاه در بخشها و قصبههای کوچک کشور آگهی پذیرش نزده بودند که آشکارا دارای این مفهوم ضمنی باشد که پول بیاور و ثبتنام کن.
بخت فقط با زحمت یار بود، اینگونه بود که روستازادهای که راه آسانی هم به شهر نداشت، به مدد مدارسی که در و دیوارش رنگ ثروت و فقر نگرفته بود و با تابلوی دولتی و غیرانتفاعی از هم متمایز نشده بود، وارد بهترین دانشگاه کشور میشد. شگفتا، فرزندان آن پدران که ما باشیم، با وجود زندگی شهری و طی مدارجی از تحصیل در دانشگاهها، فاقد چنین بخت و اقبالی در مورد فرزندان خود هستیم. نه که فرزندانمان استعدادی کمتر از ما دارند، نه. بلکه نظام آموزشی این بخت را از امثال ما و فرزندانمان گرفته و به دیگران داده است. این دیگران، 10 درصد جامعه هم نیستند اما گویی از فضایی دیگرند.
حکایت فوق، گویای نابرابری در نظام آموزشی ماست اما آیا هیچ فکر کردهایم که به این طریق چه آسیبی بر همبستگی ملی خود میزنیم؟ چگونه جوانان و فرزندان خود را با معیار ثروت و طبقهبندی اجتماعی چنین از هم جدا میکنیم؟
میگویند که تشکیل و راهاندازی مدارس غیرانتفاعی در برنامه آموزشی کشور با این هدف انجام گرفت که سرمایهها و توانمندیهای مردمی در پیشبرد اهداف آموزشی به کار گرفته شود. صد افسوس که چنین نشد. هیچ کس حساب سود را از سرمایه جدا نکرد. باید از اول میدانستیم که اینگونه خواهد شد و سرمایه از قاعده معروف «منفعت» تبعیت خواهد کرد. صاحبان ثروت همانگونه که چند سال پیش بر اساس قانونی، خدمت سربازی را برای فرزندان عزیزشان خریداری کردند، از این رهگذر هم سهم بیشتری از دانش ملی را برای فرزندان خود مطالبه کردند. بدین گونه بود که موهبت علم برای آنان که قدرت خرید بیشتری داشتند، به مثابه هر کالای ارزشمند دیگری فروخته شد و بالاخره موضوع معروف انشا که «علم بهتر است یا ثروت؟» پاسخ دیگری یافت. «علم قابل خریداری به وسیله ثروت است.» چقدر عریان و بیرحمانه!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
احسنت
من پدر یک دانش آموز کلاس اولی هستم. خدا شاهده که دلم خونه از این آموزش و پرورش.
اگر پول داشته باشی مدیر مدرسه تا زانو جلوت خم میشه ، اگر نه که باید بری بمیری.
آخه این چه وضعیه. چرا کسی رسیدگی نمیکنه.
اي كه بي تو خودمو، تك و تنها مي بينم
هر جا كه پا ميذارم، تورو اونجا مي بينم
اي عدالت؛ كجايي كه يادت بخير...!
چرا مثل زمان کمبوجیه نمی کنن؟ اینکه درس خواندن فقط حق پولدارها باشد؟ والا!
سلام
"علم بهتر است یا ثروت!؟"
30 سال پیش، در پاسخ موضوع انشایم نوشتم: علمی که ما را به ثروت برساند!
به جرم مسخره بازی از کلاس درس اخراج شدم!!
چرا!؟ کسی توضیح درستی نداد!
این واقعیت بسیار تلخیه ، متاسفانه.
نتیجه نهایی
پیرامون پرسش علم بهتر از یا ثروت
پاسخ مشخص گردید
خب این خودش یه تبعیضه
چرا کسانی مجبور میشن از ترس ابروشون پول بدن و باقی افراد نمیدن؟
خب اینکه کسی پول داده باید استفاده کنه و کسی که نداده در اولیت بعدیه نه اینکه اصلا استفاده نکنه
محتوای تدریس که عوض نشده میگین تبعیض
فردا همین علم اندوخته گان (نه علم آموختگان )به مدد ثروت پدر ی با منشا نا معلوم البته می شوند مدیران اداره این مملکت خدا به داد آیندگان برسد از ما که گذشت
علم بهتر است یا ثروت!دیگر نمی تواند موضوع انشاها باشد
حقیقتا که در جامعه فعلی علم را هم می شود خرید. هر کس با داشتن بضاعت کم علمی، می تواند مدارک دانشگاهی را با پول بدست آورد. رتبه های چند هزار کنکور می توانند در رشته پزشکی پردیس های دانشگاهها پذیرفته شوند. رتبه های چند هزار با در صد های پایین هر درس می توانند در رشته های مهندسی شبانه، پیام نور ، غیر انتفاعی و ... پذیرفته شوند. گذشت زمانی که عناوین دکتر و مهندس نشان دهنده افراد با سواد و یا حداقل درسخوان بود. صد دریغ و صد حیف.
آقا جون بنده خودم ورودي سال 84 دانشگاه تهران بودم.از شهر يزد هم اومدم.به جرأت ميتونم بگم كه از 40 نفر دانشجو،حداكثر به تعداد انگشتان 1 دست زير خط انقلاب زندگي ميكردن.خيلي هاشون بالا شهري بودن.فعلا دانشگاه هاي دولتي واسه بچه پولدارا شدن!
متاسفانه بیشتر مدارس ابتدایی مشهد هم به چنین وضعی دچار شده است ، شاید دو هفته ی پیش بود که از مادر معلم ام شنیدم به او پیشنهاد شده در کلاس هوشمند تدریس کند . به نوعی تنها کلاس هوشمند مدرسه !
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.