23 بهمن سال 1365، تیمهای فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه رویایی و باور نکردنی بودند...جواد کرمی روی پیکر سوخته برادرش «برادر برادر» میکند... راکت به کمر یونس تلوکی برخورد کرده و او دو تکه شده بود. علی قیطاسی کاملاً بیهوش شده و بدنش پر از ترکش میشود...

در ترکیب تیم منتخب چَوار بازیکنانی همچون مجتبی ناصری، عباس خداویسی، علی قیطاسی، حسین هزاوه، سید محمد زارعی، یونس تلوکی، علی عباسی، گل مراد فاضلی، سلمان کرد، عزت خیرالهی، جلیل اسدی، محسن بسطامی، امیدعلی خداویسی، رحمت محمودی و عباس کمری حضور داشتند. در ترکیب تیم برگزیده جوانان استان ایلام نیز بازیکنانی همچون فرمان فولادوند، سرحد رضازاده، مجتبی آزادی، مجتبی رضازاده، علی اشرف نصیری، محمد کمالوند، جهانگیر کاوه، عبدالرزاق مهدیه، جواد کرمی، علی نجات کرمی، جعفر نورمحمدی، مصطفی نعمتی، علی مداحی و فرشاد پورنوروز بازی میکردند.
به گزارش «تابناک»، در 23 بهمن ماه سال 1365 هجری شمسی، یکی از بزرگترین فجایع تاریخ فوتبال دنیا در شهر چوار از توابع استان ایلام، رخ داد.
بنا بر این گزارش، هواپیماهای رژیم بعثی عراق، مسابقه فوتبال بین تیمهای «منتخب چوار» و «منتخب جوانان استان ایلام» را به طرز وحشیانهای بمباران کردند. در این روز عاشورایی، چهار نفر از بازیکنان تیم منتخب چوار، سرمربی، بازیکن تیم منتخب چوار، چهار نفر از بازیکنان تیم منتخب ایلام، حمیدرضا رضایتی بازیکن استقلال ایلام ـ که در این روز، داور مسابقه بود ـ و پنج بیننده نوجوان شهید شدند و همچنین دهها نفر از تماشاگران و بازیکنان دو تیم نیز به درجه جانبازی رسیدند.
اینک پس از 24 سال، سازمان لیگ فوتبال کشور کلیه مسابقات هفته بیست و دوم را به نام این شهدای والامقام برگزار میکند و فدراسیون فوتبال نیز در صدد بازتاب این موضوع به مجامع جهانی است.
حجتالله هاشم بیگی، دبیر ستاد یادواره شهدای زمین فوتبال چوار، چگونگی برگزاری این مسابقه را به صورت زیر برای «تابناک» شرح میدهد:
توپ ایستاد؛ هنگامی که جانی در بدن نبود
... زمانی که حسین هزاوه، بازیکن ارزنده باشگاه خیبر خرم آباد و داور رسمی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بخشدار بخش چَوار از توابع استان ایلام تعیین شد و خود را در میانه جبهه جنگ دید، به فکر چارهای برای ایجاد همدلی بین جوانان و کمک به جنگزدهها افتاد.
این فوتبالیست جوانمرد که اخلاق ورزشی را به خوبی آموخته بود، تصمیم گرفت تیم فوتبال خیبر چَوار را تأسیس کند و با برگزاری مسابقات فوتبال، از غمها و رنجهای مردم جنگزده بکاهد. در واقع، فوتبال بهانهای برای ایجاد اتحاد میان مردم و دمیدن روح زندگی در این دیار جنگ زده بود.
بنا بر این گزارش، در 23 بهمن ماه، تیمهای فوتبال «منتخب چوار» و «منتخب جوانان استان ایلام»، اقدام به برگزاری مسابقه در شهر چَوار کردند. بازیکنان هر دو تیم از جمله بهترین فوتبالیستهای استان و از چهرههای محبوب مردم بودند.
مسابقه رأس ساعت 16 با سوت حمیدرضا رضایتی، داور مسابقه آغاز شد. در ترکیب تیم برگزیده چَوار، بازیکنانی همچون مجتبی ناصری، عباس خداویسی، علی قیطاسی، حسین هزاوه، سیدمحمد زارعی، یونس تلوکی، علی عباسی، گل مراد فاضلی، سلمان کرد، عزت خیرالهی، جلیل اسدی، محسن بسطامی، امیدعلی خداویسی، رحمت محمودی و عباس کمری حضور داشتند؛ سهراب عظیمی، سرپرست و حسین هزاوه سرمربی، بازیکن تیم منتخب چَوار بودند.
در ترکیب تیم منتخب جوانان استان ایلام نیز بازیکنانی همچون فرمان فولادوند، سرحد رضازاده، مجتبی آزادی، مجتبی رضازاده، علی اشرف نصیری، محمد کمالوند، جهانگیر کاوه، عبدالرزاق مهدیه، جواد کرمی، علی نجات کرمی، جعفر نورمحمدی، مصطفی نعمتی، علی مداحی و فرشاد پورنوروز بازی میکردند. رمضان بزرگی سرپرست، علی گهرسودی سرمربی، علی محمد رازی و باقر رضایتی مربی تیم بودند.
... پیش از آغاز مسابقه، حسین هزاوه سرمربی بازیکن تیم منتخب چَوار، نکات فنی لازم را برای بازیکنان توضیح داده و به عنوان بخشدار چوار به بازیکنان میگوید: بچهها حواستان باشد غرق فوتبال نشوید. اگر در حین مسابقه، نقطه ای از شهر بمباران شد، زود مسابقه را تعطیل کنید و به کمک مجروحان جنگی بشتابید.
... نیمه نخست مسابقه با حملات گسترده تیم منتخب ایلام آغاز میشود. هماهنگی محمد کمالوند، مصطفی نعمتی و جهانگیر کاوه، خطرات بسیاری را روی دروازه چوار ایجاد میکند. پاس زیبایی به جعفر نورمحمدی، مهاجم تیم ایلام میرسد و وی با یک ضربه عالی، دروازه چوار را باز میکند... و حملات تیم ایلام ادامه مییابد و مجتبی ناصری با واکنشهای متعدد خود، مانع گلهای دیگر میشود.
شوت سرکش یونس تلوکی، هافبک تیم چوار، روحیه هم تیمیهایش را بالا میبرد و برای لحظاتی از زیر فشار بیرون میآیند. پاس زیبای عبدالرزاق مهدیه به محمد کمالوند، یکی از صحنههای ماندگار بازی را خلق میکند. محمد کمالوند شوت محکمی را درست از روی خط هجده قدم، به سوی دروازه چوار روانه میسازد که مجتبی ناصری با یک شیرجه بلند، توپ را از محل تلاقی دیرکهای دروازه دفع میکند. عباس خداویسی، مدافع تیم چوار، توپ را روی دروازه تیم ایلام میفرستد...ضربه سر گل مراد فاضلی به دیرک دروازه برخورد میکند و به اوت میرود.
شهید حسین هزاوهدر حالی که بازی به دقایق پایانی نیمه نخست نزدیک میشود، علی اشرف نصیری، پاس بلندی را به پشت مدافعان تیم چوار میفرستد. جعفر نور محمدی توپ را دریافت کرده و به درون محوطه جریمه حمل میکند. پاس به بیرون نورمحمدی، محمد کمالوند را در موقعیت گل قرار داده و او با یک ضربه زیبا، دروازه تیم چوار را باز میکند.
... نیمه نخست با نتیجه دو بر صفر به سود منتخب جوانان ایلام پایان مییابد. حسین هزاوه از بازی نیمه نخست راضی نیست و تغییراتی را در تیمش ایجاد میکند. هزاوه میگوید: بچهها، فرض کنید وسط میدان جبهه هستید. اگر میخواهید بازی را ببرید، باید مثل رزمندهها شجاعت داشته باشید. هزاوه خطاب به مدافعان میگوید: شماها کمی ناهماهنگ کار کردید. اگر مجتبی ناصری نبود، گلهای بیشتری میخوردیم.
... پس از پانزده دقیقه استراحت، با سوت داور، نیمه دوم آغاز میشود؛ یکی از هواپیماهای عراقی که گویا برای شناسایی آمده بود، بر فراز زمین فوتبال دیده شده و پس از لحظاتی، ناپدید میشود.
بینندگان که بیشتر طرفدار تیم میزبان (منتخب چوار) هستند، به شدت به تشویق تیمشان میپردازند و آنها را دعوت به حمله میکنند. پاس زیبای یونس تلوکی به گل مراد فاضلی میرسد و او در یک موقعیت تک به تک، توپ را هدر میدهد. هزاوه خط دفاع را کمی به جلو میکشد و تأکید میکند، از همین زمین تیم ایلام، دفاع را انجام دهید.
... علی عباسی، توپ زیبایی را برای حسین هزاوه میفرستد و او نیز هزاوه با دریبل یکی از بازیکنان تیم ایلام و با یک شوت سرکش از پشت محوطه جریمه، دروازه تیم ایلام را باز میکند.
بازی با نتیجه دو بر یک ادامه مییابد. بازیکنان ایلام توپ و میدان را در اختیار میگیرند. پاس جهانگیر کاوه به عبدالرزاق مهدیه میرسد و مهدیه در عرض حرکت میکند و به سمت دروازه تیم چوار شوت میزند. توپ به یکی از مدافعان تیم چوار برخورد کرده و به کرنر میرود.
... بازی به دقیقه 55 رسیده و داور در نقطه مناسب و نزدیک محوطه جریمه تیم منتخب چوار، جایگیری کرده است. بازیکنان منتخب چوار برای دفاع و بازیکنان منتخب ایلام برای حمله، همگی در محوطه جریمه تیم منتخب چوار جمع شدهاند. مجتبی ناصری بر سر بازیکنان داد میزند. عباس خداویسی تیر نخست را گرفته و سیدمحمد زارعی در تیر دوم مستقر شده است. فریادهای علی گهرسودی، سرمربی تیم ایلام کمالوند و مهدیه را خطاب قرار میدهد.
گویا نقشهای برای این کرنر ریختهاند!... مصطفی نعمتی پشت ضربه کرنر قرار میگیرد... در حالی که تلاش میکند، توپ را در موقعیت مناسبی قرار دهد، دو هواپیمای عراقی بر فراز زمین فوتبال آشکار میشوند... وجود کوه در بخش غربی محل برگزاری مسابقه و همچنین هیجان مسابقه، باعث شده بود که بازیکنان سریع متوجه وجود هواپیماها نشوند...این دو هواپیما به محض رسیدن به بالای زمین فوتبال، مسابقه را با انواع و اقسام بمبها، بمباران میکنند... صدای یا حسین (ع)، یا مهدی (عج)، یا ابوالفضل (ع) و... در آسمان طنین انداز میشود. هواپیماها محوطه جریمه تیم منتخب چوار یعنی محل تجمع بازیکنان را هدف گرفته بودند.
... در این هنگام، محوطه جریمه این مسابقه فوتبال، تبدیل به خونینترین هجده قدم دنیا میشود. بازیکنان توسط بمبها تکه تکه میشوند...یکی از بمبها، درست روی نقطه پنالتی فرود میآید.
مجتبی ناصری، دروازه بان تیم منتخب چوار، تلاش میکند با حرکت به میان زمین، خود را از مهلکه نجات دهد... ناگهان یک بمب به سر او برخورد میکند... سرش از تنش جدا میشود و در وسط میدان بر زمین میافتد...یک بمب کامل به داور مسابقه برخورد و رضایتی تکه تکه میشود... هزاوه هنوز زنده است و به این طرف و آن طرف میدود... به بینندگان و بازیکنان میگوید: بخوابید، بخوابید.
دود سیاه غلیظی فضا را پر میکند... صدای غرش هواپیماها از میان میرود... هزاوه در نزدیکی فرزند پنج ساله اش بر زمین افتاده و به درجه رفیع شهادت میرسد. مردم شهر ایلام، چوار و روستاهای پیرامون خود را به زمین فوتبال میرسانند.
صدای «روله روله» مادران فضا را پر میکند. جواد کرمی در حالی که خودش زخمی شده، بر سرش میزند و روی پیکر سوخته برادرش «برادر برادر» میکند... راکت به کمر یونس تلوکی برخورد کرده بود و او دو تکه شده بود. علی قیطاسی کاملاً بیهوش شده و بدنش پر از ترکش میشود؛ اما از تکه تکه شدن همبازیانش خبر ندارد.
... دودهای سیاه کنار رفته و زمین فوتبال چوار کاملا به رنگ سیاه درآمده بود...صحنههایی دیده میشد که در هیچ مسابقه ورزشی دیده نشده بود. حمیدرضا رضایتی، مجتبی ناصری، علی عباسی، سیدمحمد زارعی، عبدالرزاق مهدیه، علی نجات کرمی، جهانگیر کاوه، محمد کمالوند و حسین هزاوه با فجیعترین حالت ممکن، جان خود را در زمین مسابقه از دست میدهند.
... علی قیطاسی، فرشاد پورنوروز، مجتبی آزادی، علی گهرسودی، فرمان فولادوند، رحمت محمودی، سلمان کرد، جواد کرمی، سرحد رضازاده، مجتبی رضازاده، گل مراد فاضلی و...هر کدام به شدت مجروح شده و فریادهای آنان به آسمان میرسد... خون داور، تماشاگر، بازیکن و مربی با هم آمیخته شده است. در هر گوشه زمین، شهید یا جانبازی قرار میگیرد تا نابرابرترین مسابقه تاریخ فوتبال جهان، بین عده ای جوان و دو هواپیمای بمب افکن شکل بگیرد؛ مسابقهای که به فینال ایثار و شهادت میرسد!
در این روز که فریادهای هورای بینندگان، به جیغ و داد و گریه تبدیل شده بود، پنج نفر از تماشاگران به نامهای مراد آذرخش پانزده ساله، خلیل مظفری هفت ساله، امجد حیدری دوازده ساله، محمدجواد مظفری هفت ساله و سجاد مظفری پنج ساله نیز جان خود را از دست دادند. سجاد مظفری تماشاگر پنج ساله را شاید بتوان کم سنترین قربانی تاریخ فوتبال نامید. .
عکس یادگاری تیم چوار
... روح جوانمردی و فداکاری آن بازیکنان، هنوز در اذهان مردم ایلام باقی است. بازیکنی چون حسین هزاوه، با فریاد کشیدن بر سر تماشاگران و بازیکنان، سعی در نجات آنها داشت و در حالی که میتوانست از مهلکه فرار کند، چنین کاری نکرد.
مردم ایلام، کمکهای این تیمهای فوتبال به مردم جنگ زده را هرگز از یاد نخواهند برد.شیرجههای مجتبی ناصری، شوتهای سرکش یونس و حسین، بازی زیبای علی عباسی و اقتدار سیدمحمد زارعی در خط دفاع، گلهای زیبای کمالوند، کاوه و مهدیه در مسابقات گوناگون فوتبال، هنوز هم در خاطرات پیشکسوتان فوتبال ایلام زنده است.
...هزاوه و دیگر بازیکنان، بازی جوانمردانه را به معنای واقعی کلمه رعایت کردند و همگی در صدد نجات بازیکنان تیم خود و تیم مقابل بودند. اشک و آه بازماندگان این مسابقه تاریخی پایان ندارد...هر گاه نگارنده، به سراغ آنان میرفتم تا خاطراتشان را بگویند، بغضشان میترکید و به یاد دوستانشان اشک میریختند.
این گزارش می افزاید: با همکاری سازمان لیگ برتر و ستاد یادواره شهدای زمین فوتبال چوار، در روز یکشنبه 24/11/89 و در حاشیه مسابقه پرسپولیس ـ راه آهن، از شهدای زمین فوتبال چوار تجلیل شده و بازیکنان هر دو تیم، با اهدای گل به مقام شامخ این شهیدان سرافراز، ادای احترام خواهند کرد.
* نکته: شرح ماجرا از زبان بازماندگان و تماشاگران مسابقه به نگارش درآمده است.
ما خوزستانی ها جنایتهای اون ملعون لعنتی لعنت شده ! رو از نزدیک دیدیم.
خدا لعنتش کنه تا چشم اون تاریک فکرها در بیاد.
خودم اون اوایل که سایتا شناختم اصلا نمیدونم مثبت و منفی چی هست ؟!؟!!!
بعد از چند روز تازه یاد گرفتم !
مي شود يك فيلم بشود
اگر به فردوسي پور خبر بديد حتما يك مستند مي سازد
انشاالله
قابل توجه طرفداران مدافعین دروغین حقوق بشر در کشورمان
مرگگگگگگگگگ برآمریکا
واقعا هرچي داريم از شهدا داريم
اگه امروز با خيال راحت ميشينيم بازي استقلال - پرسپوليس رو ميبينيم و بعدش كلي كل كل ميكنيم همش به خاطر وجود اين شهداست
اوجشان مبارک
امیدوارم با بازنمایی درستی از این واقعه اسفناک و انتقال پیام آن به همه جهانیان گوشه ای از جنایات رژیم صدام برای تمامی انسانهای آزاده نشان داده شود و همه دنیا بفهمند که مردم استان ایلام در طول هشت سال دفاع چانانه ومقدس چه رنج وعذابی را متحمل شده اند
امیدوارم خداوند شما را هدایت فرمایند
امیدوارم خداوند شما را هدایت فرمایند
« تکان دهنده ترین گزارش فوتبال تاریخ را بخوانید»
من که واقعاً از این گزارش شوکه شدم این میتواند فیلمنامه یک فیلم جهانی باشد.
فکر نکنم اون موقع ما درگیر جنگ بوده باشیم!!!
اون زمان کشورمون آروم بود،...
كاش يكي از كارگردانان بزگ اين را فيلم مي كرد .....واشك اجازه نميده بهتر بنويسم
اما این نکته را به جا می دانم یادآور شوم : چرا هر کسی در زمان جنگ ناجوانمردانه عراق علیه ایران در اثر حملات جنگس عراقی ها کشته شده است را شهید می نامید؟!
مگر شهید در اسلام تعریف نداره ما که از بچگی در کتاب های دینی و آموزشی رسمی همی کشور تعریف دیگری از شهید داشتیم و خواده ایم.
شهید کسی است که در راه خدا و برای خدا کشته شود ( توجه کنید کسی که دارد از خاه بیرون می آید یا شب در رختواب در تهران - آبادان - اصفهان و ... خوابیده و در اثر حمله موشکی کشته شده است را چرا شهید می نامیم ؟!!
مگر نه این که با تعریفی که ما از شهید داریم ، فقط خداوند از نیت هر کشته شده ای آگاه است و فقط خود خداست که می داند چه کسی شهید است و چه کسی کشته شده در اثر یک حادثه یا حمله جنگی است ؟!
مثلا فرض کنید که شبی ا شبهای جنگی شخصی در خانه اش در تهران مشغول شمارش سکه های طلای حاصل از احتکارمایحتاج مردم بوده و یا شخصی دیگر در حال کشیدن تریاک بوده واین دو با حمله بمب و موشک کشته شده اند و حالا 2 تا کوچه هم به نام اینها نام گذاری شده است !!
فکر کنم باید کمی مذهبی تر بهکشته شده های جنگ بیندیشیم .
درست است که همه آنها در اثر حملات ناجوانمردانه عراقی ها کشته شده اند اما می توانیم بگوئیم قربانیان غیر نظامی که واقع بینانه است وگرنه حتما داریم به حق شهدای واقعی و حقیقی جنگ اسلام از صدر تا به امروز و آینده خیانت می کنیم.
تابناک لطفا این مطلب را به عنوان یک تیتر هم نمایش بده تا از نظر بزرگان در این زمینه مطلع شویم !!
یادم می آد که در هیئتی که عزاداری م یکردیم یک رزمنده دوران جنگ بود که می گفت در سنگر عراقی ها هم مهر و تسبیح و سجاده بود !! و این یعنیهمه آنها کافرو مشرک و بی دین نبودهاند و البته طبق نظرمراجع کشه شده ای توسط دو گروه مسلمان شهید نیستند !!
به نامیدن همشون شهیدن وشهیدنامیده می شن و این درسته ولی به درجه متفاوتن پیش خدا.
اينكه فقط خداوند مي داند كه چه كسي شهيد هست و چه كسي كشته، كاملا درسته.
واقعا دردناک بود اشک آدمو در میاره
انسانیت اون لحظه مرده بود
خداوندرحمان روح شهدا انقلاب را قرين رحمت كند عزيزان به خداوندي خدا تمامي ايشان با خداوندمتعال معامله كردندوبس انشاا...رهرو راستين اين عزيزان باشيم وبتوانيم اين انقلاب عظيم را پشتيباني كنيم.
هنوزم دیر نشده که برین و اون صحنه ها رو ببینین. فکر نکنم اون زمین تغییری کرده باشه و این شدت توجه شما به مردمی رو میرسونه که تو اون شرایط هم به فوتبال عشق میورزیدند. یعنی نمیشد یه مجموعه ورزشی اونجا درست کرد؟ مگه چقدر هزینه میبره؟ بعد این همه سال تازه فهمیدن چی شده؟ لابد 130 سال بعد هم کلنگ احداث مجموعه ورزشی شهدای چوار زمین میخوره و روبان افتتاحش تو روز محشر به دست همون شهیدان عزیز بریده میشه.
ایلام و خوزستان 8 سال سپر حمله های صدام بود که ایران، ایران بمونه ولی حالام اگه به هر جای این دو استان بری اثرات جنگ رو میبینی و تمام امکانات رو تو شهرهای مرکزی، اینه عدالت دولت عدالت محور. البته سازندگی دولت سازندگی که دیگه تکلیفش روشنه که به کجا انجامیده
دانش و کوشش و هم دلی راز موفقیت است
وطن فروشی اگه چاپ نکنی
چرا مرگ داریوش رضایی نژاد اینقد خبر نداشت؟
بنده شهروند استان ایلام هستم
صدام که فقط یک نفر بود!پس بقیه کی بودند؟
بقیه همین مردم عراق بودند که !!
چرا غرامت این همه خسارت رو از عراق نگرفتند.مسولان نظام چطور شبها سر رو بالش می ذارن؟مگه اونا صاحب مردمند؟چرا حق این افراد بیگناه که کشته شدند رو نمی گیرند؟مگه دست اوناست که این خون رو ببخشند؟چرا سفیر عراق در تهران عللن تو مصاحبه با جام جم میگه یا غرامت رو نمیدیم یا با شما وارد جنگ میشیم؟چرا جرات میکنه اینجور حرفی میزنه؟
همین مردم عراق بودند که این همه بلا رو سر ما آوردند و می خواهند که سر به تن ایرانی نباشه