سرویس اجتماعی - مشکل ترافیک دیگر مختص پایتخت نیست. حالا کمتر شهری را میتوان یافت که خیابان گره خورده نداشته باشد و ساکنانش حداقل چند ساعت در روز، از تردد در برخی مسیرها گریزان نباشند.
به گزارش «تابناک»، سالانه ۴۰۰ هزار خودرو تنها به ترافیک پایتخت افزوده میشود؛ یعنی اندکی بیشتر از یک چهارم خودروهای تولیدی کشور. نکته اینجاست که برای پارک این تعداد خودرو، به فضایی حدود دو هزار کیلومتر معبر نیاز خواهیم داشت. عددی قابل توجه که براحتی میتواند دستاویز توجیه ترافیک در تهران قرار گیرد اما بهانه خوبی برای دیگر شهرها به نظر نمیرسد.
این در حالی است که پاسخ کلیشه شده «استفاده از حمل و نقل عمومی»، نخستین راهکار ذهن مسئولین و حتی بخشی از مردم شده است. کافی است که بحث ترافیک در جمعی باز شود تا از دعوای برخی از مسئولین با یکدیگر گرفته تا نرخ کرایهها، همه راهها به گسترش حمل و نقل عمومی ختم شود. بحثی که البته بسیار هم درست است اما کافی نیست.
در سال ۱۸۸۵میلادی، با اختراع موتور درون سوز بنزینی به وسیله Dimler و Benz، چهره کلی حمل و نقل دگرگون گردید. در حالی که بر پایه آمار، در سال ۱۸۵۰ چهار شهر با جمعیت بیش از یک میلیون نفر در جهان وجود داشت. این تعداد در سال ۱۹۵۰ به حدود صد شهر رسید و در سال ۲۰۰۰، تعداد شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر، از عدد هزار تجاوز کرد. بدین ترتیب در دهههای اخیر، مهندسی ترافیک اهمیت ویژهای یافت.
به نظر میرسد که ریشه گرفتگی راهها فقط یک بعدی میدانیم. در حالی که ترافیک، مقولهای چند بعدی است و عوامل زیادی در آن نقش دارند. بررسیها نشان داده است که بهترین راه کنترل ترافیک و به مفهوم دیگر به حداقل رسانیدن ضرر و زیان ناشی از آن، استفاده از سه گروه عواملی است که شاید بتوان آنها را به صورت سه نوع راه جهت بهبود ترافیک بیمار در این جامعه تجویز نمود؛
۱. مهندسی ترافیک: از احداث و مرمت راهها و تقاطعهای غیر همسطح گرفته تا نصب چراغها و علائم راهنمایی و خط کشیهای مورد نیاز. به عبارتی هر آنچه وقت و بودجه و مدیریت کلان میخواهد و متاسفانه ...
۲. اجرای مقررات؛ باید قبول کنیم که نبود جای پارک، دلیلی برای بستن راه دیگران نیست.
۳. آموزش؛ مقولهای گسترده که از رسانهها گرفته تا آموزش و پرورش گرفته و حتی خانوادهها را شامل میشود.
شایدبد نباشد نگاهی به همسایگان خود بیاندازیم تا بیشتر به اهمیت ماجرا پی ببریم.
استانبول یکی از خواهر خواندههای شهر تهران است؛ شهری با جمعیت بسیار زیاد که در مرز اروپا و آسیا قرار گرفته و با اینکه پایتخت کشورش نیست، بزرگترین شهر ترکیه محسوب میشود. شهری وسیع که با وجود سه آبراه بزرگ در میانهاش، بسیار به هم پیوستهتر از پایتخت کشور ماست و از ترافیک بسیار روان تری برخوردار است. چندین پل بزرگ، تراموا، مترو، اتوبوسهای بزرگ (متروباس) و کوچک و انواع تاکسیهای ون و سواری و حتی کشتیهای مسافربری، امکاناتی هستند که برای حمل و نقل عمومی مهیا شدهاند. این در حالی است که ساختار قدیمی شهر و هجوم توریستهای فراوان در همه فصول سال، موجب شده که در ساعاتی از روز ترافیک سنگین شده و حمل و نقل به کندی انجام شود. اما نکته اینجاست که خیلی به ندرت ترافیک گره میخورد. شاید به این دلیل که همه خودروها با رعایت فاصله طولی مناسب و در بین خطوط حرکت میکنند و به ندرت کسی پیدا میشود که قانون شکنی مشکل سازی انجام دهد. گویا در استانبول نه کسی عجله دارد و نه مدیری هست که روی روش خاص خود تعصب به خرج دهد!
در آنسوی آبهای خلیج فارس اما نه خبری از بافتهای قدیمی هست و نه مشکل کمبود بودجه وجود دارد. در اغلب شهرهای بزرگ این کشورها، خیابانها و بزرگراههای عریض و طویل و مرغوب اولین چیزی است که توجه تازه واردان را به خود جلب میکند و این شاید بزرگترین زیر ساخت ترافیکی آنان محسوب میشود. زیرساختی که با کیفیت بسیار بالای خودروهای وارداتی تکمیل شده و ترافیک روان را به جمعیتی اهدا میکند که زیاد هم نیست. جمعیتی که بسیار قانونمندتر از ما به نظر میرسند و اگر تمایل به لایی کشیدن احساس کنند، کافی است که به بیابانهای اطراف شهرشان مراجعه کرده و هر طور که مایلند برانند.
میدان توحید - تهراناما آنچه اهمیت دارد، نه قیاس با دیگر نقاط دنیاست و نه کوچک کردن زحماتی که برای حل معضل ترافیک در کشورمان انجام گرفته است، گو اینکه به نظر میرسد که در اغلب موارد سعی کردهایم صورت مساله را پاک کنیم. برای فهمیدن عمق ماجرا، کافی است در ساعات اوج ترافیک سری به ایستگاههای اتوبوس بزنید یا اگر در تهران حضور دارید، از خطوط BRT و مترو بازدید کنید. اینجاست که با مفهوم «سیستم حمل و نقل عمومی» عمیقا آشنا خواهیم شد. سیستمی معیوب که تاکسیرانی هم از آن مجزا نیست.
اینجاست که شاید تعریض معابر -مخصوصا در نقاط مهم شهری- بیش از پیش اهمیت پیدا خواهد کرد. فاکتوری مهم که به جز در مواردی معدود، نه تنها توسعه به خود ندیده، بلکه گاها با طرحهایی مثل دوربرگردان و مسیر ویژه اتوبوس، محدودتر هم شده است. تجویزی که در بهترین حالت، حکم مسکنی را دارد که به بیمار تصادفی میدهند تا نتیجه آزمایشاتش آمده و به اتاق عمل راهنمایی شود.
جالب اینجاست که مشابه این نسخه، به سرعت در سراسر کشور هم تجویز شده و با کار بسته میشود. مثل نسخهای که برای یک رنگ کردن کرکره دکانهای تهران پیچیده شد و به سرعت چند ماه در سراسر کشور بازنویسی و اجرا شد.
حالا کمتر شهری هست که هرساله به تعداد خیابانهای یک طرفهاش افزوده نشود. این در حالی است که طی چند سال اخیر، آلودگی هوا هم به جناح دشمن پیوسته و گره به کور ترافیک به حدی اهمیت پیدا کرده که منفعت بزرگ طرحهایی مثل دولت الکترونیک، دورکاری، خدمات الکترونیک شهر و غیره را مقابله با معضل ترافیک میخوانند. منفعتهای درجه دومی که شاید در ترافیک هم موثر باشند اما در حل مساله نقش اساسی ندارند.
گویا همگی پذیرفتهایم که ترافیک متولی ندارد؛ نه در تهران و نه در دیگر شهرهای کشور. از شرکتهای بزرگ خودروسازی، واردکنندگان خودرو، مجریان طرح خروج خودروهای فرسوده گرفته تا مسئولان شهرداری، راهنمایی و رانندگی و سایر نهادها و ارگانهای مرتبط، همه در این مقوله نقش دارند اما یا حاضر نیستند سهم واقعیشان را ادا کنند و یا مشغول کارشکنی در کار یکدیگر هستند. برخوردی مشابه آنچه در مقابل فرزند خلف ترافیک -آلودگی هوا- رخ میدهد و یا همه خاموش هستند و یا در یک بحث تلویزیونی همدیگر را مقصر میخوانند جایی که یک نفر برای حلش آب پاشی میکند و سفارش فن برای تهویه هوا (!) میدهد و دیگران هم به کمکش آمده و مانع معاینه فنی را از سر راه بر میدارند!
شاید اصلا باید فاکتور مهندسی ترافیک را بیخیال شده و به سراغ دیگر عوامل برویم.
راهکاری برای اصلاح خشتهای انسانی!برخلاف آنچه در آلودگی هوا مطرح است، این بار صحبت از موتورهای مکانیکی نیست که نیاز به تنظیم و سرویس دارند. ترافیک از خشتهای انسانیای ساخته میشود که برخی از آنها نه میخواهند نظم را رعایت کنند و نه حاضرند تاوان اشتباهاتشان را بدهند. آن دسته از رانندگانی که اگر دستگاه فرضی ثبت تخلف روی خودروشان نصب شود، میبایست هر روز به دنبال خودرو توقیف شدهشان بدوند و وقتی از افزایش جریمههای رانندگی برایشان میگویی، یا به زمین و زمان فحش میدهند و یا آسمان و ریسمان میکنند که درآمد چقدر است و تورم چقدر و ...
انگار رانندگی بدون تخلف مقدور نیست و با اجرای قانون، از حقشان محروم خواهند شد!
شاید خیابان به دلیل کوتاهی برخی افراد با پنجاه سال پیش فرقی نکرده باشد و قانون جدید راهنمایی و رانندگی متناسب نباشد، شاید بعضی از افسران پلیس خودشان به قوانین پایبند نباشند و اصلا شاید همه چیز ایراد داشته باشد؛ اما حالا که قرار است قوانین سختگیرانه تری اعمال شود، بهترین فرصت است که خودمان را اصلاح کنیم. قانونی که از امروز (اول دی ماه) اجرا شده و جریمههای گرانش تنها شامل حال متخلفین خواهد شد و بس.
باشد که با اصلاح رفتار ترافیکی ما، متولیانی که مهندسی ترافیک را به حال خود رها کردهاند، به خود آمده و لااقل برای چند سال آینده شهرستانهایی بیاندیشید که کم مانده به سرطان تهران دچار شوند!
فکر می کنید با گران کردن جریمه درست می شود؟باید فرهنگ را اصلاح کرد آن هم با آموزش
به نظر بنده، هیچ راهکاری موثرتر و ماندگارتر از اجرای پروژه های بزرگ و ضربتی در بخش حمل و نقل عمومی شهر های بزرگ ، جهت کاهش ترافیک وجود ندارد. کمبود وسایل حمل ونقل عمومی و میزان دشواری در استفاده از وسایل موجود، به حدی است که اغلب صاحبان خودروهای شخصی، ترجیح می دهند هزینه بالای سوخت و درگیری با ترافیک شدید را تقبل کرده ولی از خودروی شخصی خود برای جابجایی استفاده نمایند .
بهترین روش باری از بین بردن ترافیک، از رده خارج کردن ماشینهای قدیمی هر سال است، تعداد ماشینها رو باید کم کرد، و حملو نقل عمومی رو باید بهمجا با قیمت بسیار پائین برد. مشکل اصلی تعداد ماشین است که تولید میشود و هر روز وارد بازار میشود، اگر مخواهید مشکل واقعاً حل شود، هر سال ماشینها رو از رده خارج کنید و همزمان روز زوج و و فرد را بر قرار کنید، تنها با تکیه به یک روش مشک حل نمیشود.
من وقتی سرباز نیرو انتظامی بودم چند برگ جریمه بم میدادن میگفتن تا شب اینا رو تکمیل میکنی
خوب من سرباز بدبخت بی اختیار چیکار باید بکنم جز الکی جریمه کردن مردم؟
روز به روز شاهد افزايش توليد و واردات خودرو هستيم البته از نوع استانداردش
جاده ها و خيابانها هم كه استاندارد استانداردند...
فقط تخلفات باعث حادثه ميشد كه چاره اش فقط افزايش جريمه بود و بس!
من فكر ميكنم كه در كنار تمام فاكتورهاي اعلام شده بزرگترين مشكل شهرهايي مثل تهران كمبود شديد پاركينگ است . بايد شهرداريها به موازات پيشرفت و توسعه شهر ، تسهيلات و انگيزه هايي را براي ساخت پاركينگ هاي طبقاتي بوجود اورند و از طرفي استفاده از كنار خيابان به عنوان پاركينگ ممنوع شود . بدين ترتيب ظرفيت تردد اتومبيل در خيابان ها چند برابر ميشود. ايجاد انگيزه هاي اقتصادي در سأخت پاركينگ در سطح شهر تهران را بايد جدي گرفت و بصورت جهادي به داد تهران در اين مورد بخصوص رسيد
در کشوری مانند چین سالانه 20 میلیون خودرو اضافه می شود وبا چمعیت یک میلیارد و سیصد میلیون مشکل ترافیک حل شده است
اشکال از مردم نیست مدیریت کلان مشکل دارد
engineering مهندسی
education آموزش
enforcement اعمال قانون
هست که اقلا 30 40 سال پیش در ظهور و بروز کرد.
دومین قدم آموزش هست که در این مقاله آخر از همه اومده.
من فکر میکنم در گام دوم خیلی عقب هستیم و به خاطر همین هم روی اعمال قانون زیاد تکیه می کنم.
متاسفانه آموزش و پروش در کشور ما فقط به تربیت ادمهای کنکوری قناعت کرده و تو بهترین حالت یه کنکوری خوب تحویل کشور میده. در حالی که نحوه زندگی کردن، نعامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قانونی و فرهنگی رو اصلا به ما یاد نداده و هنوز هم یاد نمیده.
راستی دو میلیارد دلار ارز مورد نیاز مترو چه شد ؟
اگر به این سوال جواب درستی داده شود همه چیز حل می شود.
آقا به همه موارد بالا اضافه کنید رانت بعضی از مسئولین را.
بعد از آنکه ترافیک روان بزرگراه اشرفی اصفهانی را با اصرار بیجا و غیر کارشناسی مسیر ویژه اتوبوس تبدیل به گره کور کرده اند، شاهد هستیم که در محدوده باغ فیض، دو خیابان بصورت یکطرفه، رفت و برگشت بود. اکنون چند ماه است که ورودی یکی از این دو خیابان را بدلیل وجود منزل یکی از مسئولین در آن مسدود کرده اند و مردم ساک خیابان زارع برای برگشت به سر خیابانشان مجبورند بجای 100 متر برگشت به عقب بدلیل یکطرفه شدن، مسیری حدود 4 کیلومتر را با وارد شدن به اتوبان حکیم و دور زدن مجدد به خیابان خود برگردند!
من حیران مانده ام از این همه مردم سالاری!!
آقایان برای اینکه در خیابانشان رفت و آمد نشود روزانه هزاران خودرو را مجبور به دور کردن اینهمه راه میکنند.
واقعا چرا؟؟؟؟
این حفظ حقوق شهروندی است؟
400000هزار خودرو وارد همون جاده ها و خیابونا و پارکینگای 30سال پیش میشه
در خانه اگر کس است یک حرف بس است
یکی از بزرگترین دلایل , نبود نیروی پلیس کافی و نداشتن قاطعیت لازم در برخورد با متخلفین , نبود پارکینگ , خیابانهای تنگ و باریکه که دولت و مسئولین شهرداری با علم به همه این موارد تاکنون هیچگونه قدمی در این خصوص برنداشته اند انگار عزمی در این خصوص وجود نداره .
مشکل زیرساختهاست. کار بنیادین و اصولی انجام نمیگیرد.
1- کسی نپرسیده است چرا بایستی در تهران سالیانه 400 هزار خودرو اضافه شود که موجب شود مرتبا" قوانین سخت تر وضع شود و شهرداری برای تامین هزینه های تاسیس گذرگاه های جدید مجبور باشد تراکم بفروشد و فضای حیاتی شهر را را نابود کند و آلودگی محیط زیست علیرغم کوششها(با فرض صحت آن ها) بیشتر شود و هزینه های زندگی در شهر روز به روز بیشتر شود، جرم و جنایت اضافه شود، به نیروی بیشتری برای پلیس نیاز باشد، هزینه دولت و شهرداری بالا برود و مجبور به کسب در آمد بیشتر از طریق حذف یارانه و فروش تراکم بشوند و تورم اضافه شود،بیکاری بیشتر شود، برای کار مردم به تهران بیایند، خودرو شخصی و مسکن بیشتری مورد نیاز باشد و سالیانه اگر کمتر از 400 هزار خود رو به تهران اضافه شود تولید کنندگان خود رو دچار ورشکستگی شوند و کارگران خود را اخراج کنند و آمار بیکاری بالا رود و ارزش پول ما کمتر شود و.... این دور باطل همین طور ادامه داشته باشد! خداوند این کشور را از شر مدیران نالایق حفظ فرماید.
با کم شدن ماشین در شهر
اشتغال زایی می شود
مشکل الودگی حل می شود
تصادف و حسارتهای جانی ومالی
چند روز ماشین رو گذاشته بودم تعمیرگاه و اجباری با سه راه تاکسی و حدود 20 دقیقه پیاده روی میرسیدم سر کار، اگر چه سخت تر بود ولی آرامش بیشتری داشتم.
حالا اگه با اتوبوس برم که برای یه مبدا تا مقصد 1200 کرایه ندم هم اعصاب آروم میشه هم هزینه