آیا سفارت انگلیس را تسخیر کردیم؟
ما حتی یاد نگرفته ایم چگونه با «دشمنانمان» دشمنی کنیم!
ما متناسب با دشمنی دشمنانمان هم با آنها دشمنی نمیکنیم؛ آیا موردی را سراغ داریم که مثلا اماراتیها یا عربستانیها، فرصت و جرأت دشمنی را داشته باشند و فروگذار کرده باشند؟ روابط با بیگانگان نیاز به پیروزیهای روشن و از راههای قابل دفاع دارد تا هم به ملت آرامش و اطمینان دهد و هم این که آن را به بخش همراه و کارساز سیاست خارجی تبدیل کند.
سرویس سیاسی ـ روابط خارجی ایران، دغدغه همیشگی ما مردمی است که همواره دل در گروی پیشرفت و تعالی کشورمان داشتهایم. هر کداممان برای خود عقایدی داریم و راه و روشهایی که گاه در تضاد کامل با عقاید دیگری است.
به گزارش «تابناک»، این تقابل و تباین آرای ما، مخصوص سیاست خارجی هم نیست. هر کداممان به فراخور عقاید دینی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جایگاهمان در جامعه برای هر مسأله، نظر و عقیدهای داریم که گاه نمیتوانیم چند دقیقه هم از آن دفاع کنیم.
به همین دلیل است که گاه تصمیم عجولانه میگیریم، گاهی هرگز تصمیم نمیگیریم و فرصتها را از دست میدهیم و یا ضربه میخوریم و گاهی تصمیمی میگیریم که بسیار زود معلوم میشود نادرست بوده است. به این جا که برسیم، یا خودمان را اصلاح میکنیم و یا اشتباهمان را میپذیریم، ولی یک راه نادرست دیگر برمیگزینیم، ولی از این بدتر هنگامی است که لجوجانه بر اشتباه خود پا میفشاریم و به خودمان و دیگران ضربه میزنیم.
همه این داستان دور و دراز برای هنگامی است که یک نفر به تنهایی تصمیم میگیرد و تنها باید منافع و ملاحظات خودش را در نظر بگیرد؛ وقتی که درباره یک مسأله چند نفر تصمیم میگیرند، وضع میتواند بدتر هم باشد. عقایدمان متفاوت است، به دنبال منافع گوناگون هستیم و با هم صریح، هدفمند و منطقی گفتوگو نمیکنیم و اگر هم به نتیجه درست برسیم، با استقامت و سرسختی آن را پی نمیگیریم.
این تشتت و ناهماهنگی، افزون بر این که در میان دستگاهها هست، متأسفانه بین سیاستهای اعلامی و اعمالی هم هست؛ یعنی آن چه را که فریاد میزنیم و به خاطر آن هزینه میدهیم، حتی اگر درست باشد ـ که در بسیاری موارد هم هست ـ با آنچه اجرا میکنیم، نامتناسب است. ما برای استقلالطلبی و استکبارستیزی فریاد زیاد میزنیم و لابد هزینه زیادی میپردازیم، اما به اندازهای که خوب سخن میگوییم، خوب برنامهریزی و کار نمیکنیم.
تلختر آن که، ما حتی متناسب با دشمنی دشمنانمان هم با آنها دشمنی نمیکنیم. باید بپذیریم که آمریکاییها و انگلیسیها و دیگران و حتی شیخنشینهای کوچک خلیج فارس، وقتی قرار بر دشمنی با ما دارند، از هیچ فرصتی برای دشمنی فروگذار نمیکنند. در همه حوزهها، در هر جایی و هر فرصتی با شدت تمام دشمنی میکنند.
آیا موردی را سراغ داریم که مثلا اماراتیها فرصت و جرأت دشمنی داشته باشند و فروگذار کرده باشند؟ تازه این امارات است که اختلاف مبنایی نداریم.
«واین برگر»، وزیر دفاع پیشین آمریکا میگوید: «ريشه ملت ايران بايد خشكانده شود» و یا «ریچارد پرل» در اوج خوشاخلاقی دولت اصلاحطلب ایران میگوید: مردم ايران ذاتا تروريست و همه آنها در تروريسم غوطهورند، بايد همه جهان را بسيج كنيم و با ايرانيها بجنگیم و ما بیخیالیم که این حرفها چه معنایی در دل خود دارد!
ما با این کیفیت دشمنی نمیکنیم. نه این که قلبمان راضی نباشد یا نتوانیم، بلکه مشکل از جای دیگر است؛ از بینظمی و بیتفاوتی ماست که محکم و منطقی و هدفمند، دشمنی نمیکنیم.
این دو عدم تناسب، یعنی تناسب نداشتن حرف و عمل ما و نیز تناسب نداشتن کیفیت دشمنیها، برخی از ما را که کمصبرتریم به حرکاتی میکشاند که نسبت فایده ـ هزینه بالایی ندارند و بدتر از آن، این که عدهای دیگر به روزمرگی افتادهایم و فراموش کردهایم که در پوست بره آمریکا و انگلیس و مانند آن، چه گرگ و روباه و خرس و کفتارهایی پنهان شدهاند!
کم ندیدهایم بچه مسلمانهای معتقد و دلسوزی را که حرف «بیبیسی» برایشان وحی آسمانی شده و رفتار آمریکا را بهتر از سخنگوی وزارت خارجهاش توجیه میکنند.
نمونه روشن هم، رابطه ما و انگلیس است. اگر دشمنیهای انگلیس با ایران، حتی پس از انقلاب را فهرست کنید، شمار بسیار زیاد آنها به سرعت مشخص میشود، حمایت از ضد انقلاب و صدام، حمایت از تجزیهطلبیها، ریشه ادعاهای ضدایرانی اعراب بودن، رفتارهای ضد اسلامی فراوان، قضیه هستهای و تحریمها و ... .
اما در مقابل، شاید تنها حرکت پس از انقلاب که در مقابل انگلیسیها هدفمند، کارساز و برای سالیان متمادی مفید بوده، فتوای قتل سلمان رشدی بوده است. هیچ دلیل و منطقی هم نیست که این دشمنیهای انگلیسیها پایان یابد، مگر این که یا جمهوری اسلامی تغییر ماهیت دهد یا این که احمقانه فرض کنیم که انگلیسیها تغییر ماهیت خواهند داد و یا این که یکی از طرفین، هزینههای این دشمنی چنان بر کمرش سنگینی کند که دستهایش را بالا ببرد.
اگر بنای بر استکبارستیزی و استقلالطلبی داریم، باید با دشمنی چون انگلیس با ظرافت، هشیاری و گزنده دشمنی کنیم، به گونهای که طعم تلخ این دشمنی را واقعا حس کند. باید به خودمان پاسخ دهیم که چرا پس از قرنها رابطه با انگلیس، هنوز تحریم تنباکوی یک قرن و اندی پیش و ملی کردن نفت شصت سال پیش، نمونههای شیرین و غرورانگیز رفتارهای ملی ما در مقابل انگلیس است.
روشن است؛ چون ضربههای دردناک و کارسازیی بودهاند. روابط با بیگانگان نیاز به پیروزیهای روشن و از راههای دفاع کردنی دارد تا هم به ملت آرامش و اطمینان دهد و هم این که آن را به بخش همراه و موثر سیاست خارجی تبدیل کند. رفتارهای غیرعاقلانه و به نتیجه نرسیدن و نارضایتی جامعه سیاستزده و تحت فشار ذهنی رسانهها و صاحبان تریبون و منبر، دور باطل و ناتمامی است که بیش از فایده، ضرر خواهد داشت.
مثال هم باغ قلهک؛ مدتهاست میگوییم باغ قلهک را انگلیسیها به ظلم و ناحق تصرف کردهاند. این درست؛ اما مگر دادگاههای جمهوری اسلامی، صلاحیت و توانایی احقاق حق را ندارند که برخی لازم ببینند با رزم شبانه آن را پس بگیرند؟
برای گروه دوستان ارزشی سخت است که دو خط بنویسند به قاضی القضات که پس بگیر حق ملت ایران را و با جدیت مسأله را از مجاری قانونی پیگیری کنند؟ اگر حقمان را در دادگاه خودمان از انگلیسیها خواسته بودیم، سریعتر و کمهزینهتر به نتیجه میرسیدیم و جامعه احساس رضایت بیشتری میکرد.
برای پیروزی واقعی در روابط خارجی، هماهنگی و وحدت داخلی و تعقل و پرهیز از رفتارهای پرهزینه و کمفایده لوازم اجتناب ناپذیرند. این هم در رأس فرماندهی واحد و متمرکز و در بدنه جامعه هشیاری و همراهی همگانی میخواهد.
به گزارش «تابناک»، این تقابل و تباین آرای ما، مخصوص سیاست خارجی هم نیست. هر کداممان به فراخور عقاید دینی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جایگاهمان در جامعه برای هر مسأله، نظر و عقیدهای داریم که گاه نمیتوانیم چند دقیقه هم از آن دفاع کنیم.
به همین دلیل است که گاه تصمیم عجولانه میگیریم، گاهی هرگز تصمیم نمیگیریم و فرصتها را از دست میدهیم و یا ضربه میخوریم و گاهی تصمیمی میگیریم که بسیار زود معلوم میشود نادرست بوده است. به این جا که برسیم، یا خودمان را اصلاح میکنیم و یا اشتباهمان را میپذیریم، ولی یک راه نادرست دیگر برمیگزینیم، ولی از این بدتر هنگامی است که لجوجانه بر اشتباه خود پا میفشاریم و به خودمان و دیگران ضربه میزنیم.
همه این داستان دور و دراز برای هنگامی است که یک نفر به تنهایی تصمیم میگیرد و تنها باید منافع و ملاحظات خودش را در نظر بگیرد؛ وقتی که درباره یک مسأله چند نفر تصمیم میگیرند، وضع میتواند بدتر هم باشد. عقایدمان متفاوت است، به دنبال منافع گوناگون هستیم و با هم صریح، هدفمند و منطقی گفتوگو نمیکنیم و اگر هم به نتیجه درست برسیم، با استقامت و سرسختی آن را پی نمیگیریم.
این تشتت و ناهماهنگی، افزون بر این که در میان دستگاهها هست، متأسفانه بین سیاستهای اعلامی و اعمالی هم هست؛ یعنی آن چه را که فریاد میزنیم و به خاطر آن هزینه میدهیم، حتی اگر درست باشد ـ که در بسیاری موارد هم هست ـ با آنچه اجرا میکنیم، نامتناسب است. ما برای استقلالطلبی و استکبارستیزی فریاد زیاد میزنیم و لابد هزینه زیادی میپردازیم، اما به اندازهای که خوب سخن میگوییم، خوب برنامهریزی و کار نمیکنیم.
تلختر آن که، ما حتی متناسب با دشمنی دشمنانمان هم با آنها دشمنی نمیکنیم. باید بپذیریم که آمریکاییها و انگلیسیها و دیگران و حتی شیخنشینهای کوچک خلیج فارس، وقتی قرار بر دشمنی با ما دارند، از هیچ فرصتی برای دشمنی فروگذار نمیکنند. در همه حوزهها، در هر جایی و هر فرصتی با شدت تمام دشمنی میکنند.
آیا موردی را سراغ داریم که مثلا اماراتیها فرصت و جرأت دشمنی داشته باشند و فروگذار کرده باشند؟ تازه این امارات است که اختلاف مبنایی نداریم.
«واین برگر»، وزیر دفاع پیشین آمریکا میگوید: «ريشه ملت ايران بايد خشكانده شود» و یا «ریچارد پرل» در اوج خوشاخلاقی دولت اصلاحطلب ایران میگوید: مردم ايران ذاتا تروريست و همه آنها در تروريسم غوطهورند، بايد همه جهان را بسيج كنيم و با ايرانيها بجنگیم و ما بیخیالیم که این حرفها چه معنایی در دل خود دارد!
ما با این کیفیت دشمنی نمیکنیم. نه این که قلبمان راضی نباشد یا نتوانیم، بلکه مشکل از جای دیگر است؛ از بینظمی و بیتفاوتی ماست که محکم و منطقی و هدفمند، دشمنی نمیکنیم.
این دو عدم تناسب، یعنی تناسب نداشتن حرف و عمل ما و نیز تناسب نداشتن کیفیت دشمنیها، برخی از ما را که کمصبرتریم به حرکاتی میکشاند که نسبت فایده ـ هزینه بالایی ندارند و بدتر از آن، این که عدهای دیگر به روزمرگی افتادهایم و فراموش کردهایم که در پوست بره آمریکا و انگلیس و مانند آن، چه گرگ و روباه و خرس و کفتارهایی پنهان شدهاند!
کم ندیدهایم بچه مسلمانهای معتقد و دلسوزی را که حرف «بیبیسی» برایشان وحی آسمانی شده و رفتار آمریکا را بهتر از سخنگوی وزارت خارجهاش توجیه میکنند.
نمونه روشن هم، رابطه ما و انگلیس است. اگر دشمنیهای انگلیس با ایران، حتی پس از انقلاب را فهرست کنید، شمار بسیار زیاد آنها به سرعت مشخص میشود، حمایت از ضد انقلاب و صدام، حمایت از تجزیهطلبیها، ریشه ادعاهای ضدایرانی اعراب بودن، رفتارهای ضد اسلامی فراوان، قضیه هستهای و تحریمها و ... .
اما در مقابل، شاید تنها حرکت پس از انقلاب که در مقابل انگلیسیها هدفمند، کارساز و برای سالیان متمادی مفید بوده، فتوای قتل سلمان رشدی بوده است. هیچ دلیل و منطقی هم نیست که این دشمنیهای انگلیسیها پایان یابد، مگر این که یا جمهوری اسلامی تغییر ماهیت دهد یا این که احمقانه فرض کنیم که انگلیسیها تغییر ماهیت خواهند داد و یا این که یکی از طرفین، هزینههای این دشمنی چنان بر کمرش سنگینی کند که دستهایش را بالا ببرد.
اگر بنای بر استکبارستیزی و استقلالطلبی داریم، باید با دشمنی چون انگلیس با ظرافت، هشیاری و گزنده دشمنی کنیم، به گونهای که طعم تلخ این دشمنی را واقعا حس کند. باید به خودمان پاسخ دهیم که چرا پس از قرنها رابطه با انگلیس، هنوز تحریم تنباکوی یک قرن و اندی پیش و ملی کردن نفت شصت سال پیش، نمونههای شیرین و غرورانگیز رفتارهای ملی ما در مقابل انگلیس است.
روشن است؛ چون ضربههای دردناک و کارسازیی بودهاند. روابط با بیگانگان نیاز به پیروزیهای روشن و از راههای دفاع کردنی دارد تا هم به ملت آرامش و اطمینان دهد و هم این که آن را به بخش همراه و موثر سیاست خارجی تبدیل کند. رفتارهای غیرعاقلانه و به نتیجه نرسیدن و نارضایتی جامعه سیاستزده و تحت فشار ذهنی رسانهها و صاحبان تریبون و منبر، دور باطل و ناتمامی است که بیش از فایده، ضرر خواهد داشت.
مثال هم باغ قلهک؛ مدتهاست میگوییم باغ قلهک را انگلیسیها به ظلم و ناحق تصرف کردهاند. این درست؛ اما مگر دادگاههای جمهوری اسلامی، صلاحیت و توانایی احقاق حق را ندارند که برخی لازم ببینند با رزم شبانه آن را پس بگیرند؟
برای گروه دوستان ارزشی سخت است که دو خط بنویسند به قاضی القضات که پس بگیر حق ملت ایران را و با جدیت مسأله را از مجاری قانونی پیگیری کنند؟ اگر حقمان را در دادگاه خودمان از انگلیسیها خواسته بودیم، سریعتر و کمهزینهتر به نتیجه میرسیدیم و جامعه احساس رضایت بیشتری میکرد.
برای پیروزی واقعی در روابط خارجی، هماهنگی و وحدت داخلی و تعقل و پرهیز از رفتارهای پرهزینه و کمفایده لوازم اجتناب ناپذیرند. این هم در رأس فرماندهی واحد و متمرکز و در بدنه جامعه هشیاری و همراهی همگانی میخواهد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲۵۷
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
hasan
| ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
غیرت نداشته باش...عزت نداشته باش...استقلال نداشته باش...هیچی نداشته باش تا دشمن نداشته باشی........
ناشناس
| ۱۵:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
توی این سی و اندی سال من فهمیدم اما همیشه دشمن زنده میماند
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۸:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
پاسخ ها
محمد ج
| ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ببینم راستی خودت از کی پول گرفتی!؟ :D
ناشناس
| ۱۳:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
استدلال از این خنده دار تر نبود
ناشناس
| ۱۴:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
این اینگلیسی ها اینقدر از این مملکت بردن که امثال این باغ توش گمه
ولی دیگه به سنگ پای قزوین هم گفتن زکی
محمد ع
| ۱۴:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
احمد
| ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
در ضمن مالکیت باغ قلهک کاملاً قانونی است و ایران هم به جای این باغ در منچستر انگلیس باغی دارد که اگر ما این باغ را از آنها بگیریم آنها هم باغ منچستر را میگیرند و اینجا فقط آبروی ما میرود و دو روز دیگه دی این باغ هم مثل سفارت آمریکا کلی ساختمان میسازیم و تقدیم سپاه میکنیمش-- در یران هر فریادی به سرعت خفه میشه مگر فریادهای دولتی...
ناشناس
| ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
نه برادر من برو فکر مریضت رو اصلاح کن تا دیگران رو مزدور و جیره خوار ندونی .
ناشناس
| ۱۵:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
شما احتمالا نماینده حفاظت محیط زیست نیستی.
در ضمن هنوز یادمون هست که تونل حفاری کرده بودند
ناشناس
| ۱۵:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
من وقتی همین همسایهامونو میبینم واقعا غصم می گیره!
بابا کسی صدای ما مردمو نمیشنوه!!!!!!!!!!
ناشناس
| ۱۳:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا اسمان است تنزل کرده این کشور ها باز هزاران بار از ما مرفه تر است ما اصلا در مقام مقایسه نیستیم ما کشوری جهان سومی هستیم که بجای پیشرف تصمیم گرفته ایم پسرفت کنیم؟؟!!!
ناشناس
| ۱۴:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۸:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
هر کس غیر از این عمل کند در جهت تضعیف ایران گام برداشته است
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
متاسفانه چند وقتیه احساس میشه تابناک آزادی بیان،صراحت و صداقت در خبر گزاری رو رعایت نمیکنه
نمونه:
1-در مورد اشغال سفارت انگلیس فکر نمیکنید تحلیلتون توی این مقطع از زمان که آب ها از آسیاب افتاده بی فایده باشه؟
مردم تحلیلشونو همون موقع انجام دادن
2-توی زمان اشغال سفارت چرا تابناک هیچ نظری از مردم رو منتشر نکرد و البته تو بسیاری از خبرهای دیگه هم پخش نظرات سلیقه ای شده
(تنها جایی که همیشه نظرها اجازه پخش پیدا میکنن روز نما است که اون هم علتش اینه که بیشتر نظرها جنبه طنز داره)
3-و بالاخره یک اخطار و اون این که ادامه دادن همین رویه باعث از دست دادن خواننده هاتون میشه چون خبرگزاری هایی پیدا میشن که یکم به "مردم" بها بدن نه به "سیاست"
همین.....
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
ناشناس
| ۱۳:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
پاسخ ها
مهدی
| ۱۷:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۷
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






