سرویس اجتماعی ـ آمار اعتیاد در کشور رو به افزایش است، به ویژه جوانان که قشر هدف به شمار میآیند. پخش مواد مخدر صنعتی در میان این قشر، رشدی فزاینده پیدا کرده و کارگاهها و لابراتوارهای زیرزمینی تهیه و توزیع مخدرهای جدید، قارچ گونه میرویند و تکثیر میشوند. جامعه به شدت نیازمند یک برنامهریزی دقیق و مدون است تا ضربات مهلک و تباه کننده این افراد سودجو را خنثی کند.
اکنون بپندارید که در این برهه حساس، تصمیم و سیاستگذاری اشتباهی صورت بگیرد؛ دیگر نه تنها عرصه را به سوداگران مواد تنگ نکردهایم، بلکه موقعیت مناسبی نیز در اختیارشان گذاشتهایم؛ اسیر حاشیه خواهیم شد و اصل بر جا خواهد ماند.
به گزارش «تابناک»، شاید اندکی دقت به بیماران معتاد جامعه کافی باشد تا تغییرات محسوس و کاملا حساب شدهای را ببینیم که نشان از یک برنامهریزی دقیق و مافیایی میدهد؛ برنامهای که تباه کردن جوانان، شاید تنها هدف کوتاه مدتش باشد.
امروزه مواد مخدری شایع شده که با مخدرهای قدیمی تفاوتهای بسیار دارد؛ با بررسیهای صورت گرفته در این زمینه، میتوان راحت دریافت که مخدرهای امروزی، بسیار آسان به دست مصرف کننده میرسد و برای مصرف آن، تدارک و زمینه چینی، به شکلی که برای مصرف مخدرهای قدیمی لازم بود، نیاز نیست، به گونهای که میتوان بسیار آسان، با وسایل ساده و در همه مکانها، آنها را به کار برد؛ نه دود و بوی زیادی دارند و نه نیاز است که برای رسیدن به نشئگی، مقدار بسیاری از آن مصرف کرد؛ افزون بر آن حجم کمی هم دارند و به راحتی میتوان آن را پنهان کرد!
تغییرات حاصل شده تنها این نیست، چرا که سن مصرف نیز پایین آمده و با کاهش میانگین سنی در آمار افراد مصرف کنندگان مواد مخدر نیز روبه رو هستیم و شاید از همه مهمتر اینکه، اثرات سوء مواد مخدر جدید، بیشتر بر سیستم اعصاب و روان افراد است تا بر جسمشان.
به عبارتی، بازار سیاه مصرف مواد مخدر تغییر اساسی کرده است و هماکنون با محصولاتی روبهرو هستیم که در گذر زمان تغییر میکنند و جایشان را به محصول خانمانبرانداز دیگری میدهند. متغیرها هم زیادتر شدهاند و به تناسب طریقه مصرف، سن، جنسیت، شرایط مالی و فرهنگی و حتی اقلیمی، بازار تولید و پخش گستردهتر شده و اصلا سیاستگذاری صاحبان این تجارت سیاه همین بوده است.
کاهش آسیب یا قطع آسیب؟ برای مقابله و یا درمان افراد تحت سیطره چنین مافیای قوی و هوشمندی، باید بسیار محتاط و حساب شده کار کنیم؛ به عبارتی، در مقولههای پیشگیری و درمان اعتیاد ـ که دو بحث متفاوت و در عین حال مرتبط هستند ـ باید دوراندیشی فراوانی کنیم و نباید با اندک نتایج مثبت مقطعی و کوتاه مدت، این نتایج را به عنوان قانونی جامع به کار بگیریم.
در بحث اعتیاد، همیشه دو هدف کاهش آسیب و قطع آسیب در نظر گرفته میشود؛ قطع آسیب که همان درمان قطعی است، اما کاهش آسیب یعنی درمان موقتی که تنها میتواند جلوی برخی ضررها را بگیرد و شبیه مسکن درد عمل میکند.
در بسیاری از موارد که قطع آسیب بسیار سخت میشود، هدف از درمان اعتیاد باید محدود به کاهش آسیب شود؛ اما این نگرش نباید آنقدر راحت باشد که در مواردی که میتوان با تلاش بیشتر و یک سیاستگذاری دقیق به قطع آسیب رسید، تنها به کاهش آسیب بسنده کرده و هیچ تلاشی برای درمان نهایی بیمار انجام ندهیم.
امروزه بحث درمان اعتیاد با داروی «متادون»، از جمله مواردی است که باعث دوگانگی و شک و تردیدهای فراوانی در امر درمان اعتیاد بین درمانگران و حتی بیماران شده است؛ دارویی که تنها توانایی کاهش آسیب را دارد و قادر به درمان بیماری نیست. زنگ خطری جدید به صدا درآمده است. پخش فراوان و بیحساب «متادون»، تبلیغات فراوان برای درمان اعتیاد با این دارو و فراوانی مراکز متادون درمانی در شهرهای گوناگون، موجب شده که خود این دارو، در طول زمان به یک ماده مخدر جدید و قانونی تبدیل شود!
البته این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد؛ اگر کمی به گذشته برگردیم و به جامعه اروپا دقت کنیم، خواهیم دید که تبلیغات فراوان و گوشخراش کشف یک داروی جدید درمان قطعی و آسان اعتیاد و همچنین بیماریهای اعصاب و روان، همه اروپا و سپس دنیا را در بر گرفته بود، در حالی که آن داروی جادویی چیزی نبود جز «هروئین».
توزیع بیرویه این دارو (البته دیگر دارو نام مناسبی برایش نیست!) در میان بیماران، تبلیغات فراوان جهت مصرف آن و یادآوری این نکته که تنها راهکار قطعی درمان اعتیاد است، موجب رواج یکی از کشندهترین مخدرهای دنیا شد که همه جوره (خوراکی، تدخینی، مشامی و تزریقی) قابل مصرف است؛ اشتباهی که بعدها خود محققین به آن اعتراف کردند.
شاید آنها نیز مانند برخی کلینیکهای ترک اعتیاد کشور ما، تنها به فکر درمان بدون سختی کشیدن بیماران خود بودند و یا شاید تحت تأثیر شدید تفکرات معتادگونه بیمارانی قرار گرفته بودند که به دنبال ترک راحت میگشتند؛ غافل از اینکه این بیماری مشابه بیماریهای جسمی نیست و بعد روانی آنچه بسا مهمتر و قویتر از بعد جسمانیاش باشد.
تکرار تجربه تلخ اروپاییان

متادون در ۱۹۳۷ در آلمان ساخته شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت و از ۱۹۶۰ در کنترل اعتیاد به کار گرفته شد. بنا به یک افسانه مشهور «دولوفین» (Dolophine) نام تجاری دارو از نام آدولف هیتلر گرفته شده، اما در واقع این نام از واژه لاتین (dolor) به معنای درد و فین به معنای پایان میآید.
درمان راحت و بیدردسر که از توجه زیاد به ابعاد جسمانی بیمار و بیتوجهی به بعد روانی بیماری اعتیاد نشات میگیرد، میتواند عاملی باشد برای مصرف و بازگشتهای پی در پی بیماری. در مورد داروی متادون نیز متاسفانه تاریخ در حال تکرار است. دارویی که به عنوان مسکن، برای بیمارانی ساخته شده است که با سرطان دست و پنجه نرم میکنند و به کمک آن میتوانند بر دردهای فراوان ناشی از شیمی درمانی فائق آیند. یا آن دسته از بیمارانی که به دلیل دردهای جسمانی فراوان، به مسکن نیاز دارند، شاید هم برای بیماران تزریقی که ممکن است با تزریق ماده مخدر، برای خودشان و محیط اطرافشان، شیوع بیماریهای عفونی نظیر ایدز را موجب شوند و یا حتی برای مکانهای نظارتی مثل زندانها که با اعمال قانون قوی قابل کنترل میباشند... یعنی در مواردی که هدف، کاهش آسیب بوده است نه درمان!
این در حالی است که بر پایه آمار، نتایج استفاده از این دارو برای درمان بسیار نامطلوب است. به گونهای که در بسیاری از موارد که میشده بیمار را با چند روز کنترل و نگهداری تحت درمان قرار داد، با تجویز این دارو، نه تنها درمان رخ نداده، بلکه بیمار وارد جریان تازهای از مصرف مواد مخدر شده تا جایی که بسیاری از این دست بیماران، اذعان دارند که نشانههای قطع مصرف متادون (به اصطلاح عامیانه: خماری) در مواردی بسیار شدیدتر از ماده مخدری است که مصرف میکردهاند و اثرات وابستگی روانی این دارو نیز گاه شدیدتر از مواد مخدر گزارش شده است.
در یک تحقیق ساده در بین ۶۲ بیمار که با قرص و یا شربتهای متادن در حال درمان بودند، پس از دو ماه، ۴۵ نفر از آنها به ادامه درمان و افزایش دوز متادن اصرار داشتند و با کم کردن داروی متادن خود مخالف کردند، در این افراد نشانههای وابستگی به این دارو به وفور دیده میشد. پس از گذشت شش ماه، ۲۳ نفر از این بیماران که پرسشنامههایی را پر کرده بودند، اعتراف به خستگی و نارضایتی و همچنین وابستگی جسمانی و روانی شدیدی به داروی متادون کرده و خواستار راهکاریی برای قطع یکباره این دارو بودند.
البته باید اذعان داشت که داروی متادون در برخی موارد، نتایج خوبی به همراه داشته و میتوان از آن به عنوان داروی مفید برای کمک به درمان اعتیاد نام برد، ولی نمیتوان آنرا را تنها راهکار درمان اعتیاد دانست. اما زنگ خطر هنگامی به صدا درمیآید که این دارو در معرض عموم جامعه قرار بگیرد و بیحساب و کتاب و کنترل نشده توزیع شود؛ جایی که متوجه شویم خرید و فروش این داروی مخدر، در بین جوانان رایج شده و به راههای خوراکی و حتی تزریقی مورد استفاده قرار میگیرد.
مؤثرترین راه درمان اعتیادبرخی برای درمان اعتیاد، به روشهایی مانند متادون درمانی و غیره روی میآورند، در حالی که راههای بسیار موثری هست که به قول معروف «امتحان پس دادهاند» و به میزان بالایی موقیت در پی خواهند داشت. یکی از این راهها که موفقیت زیادی هم در امر درمان اعتیاد داشته، بستری و کنترل نشانههای بیمار برای چند روز و سپس انتقال سریع بیمار به جلسات گروه درمانی است. اگر بیماران معتاد را در محیطی مناسب و تجهیز شده مطابق استانداردهای درمان اعتیاد، چند روز نگهداری کرده و علایم جسمانی ناشی از قطع مصرف مواد مخدر را با داروهای رایج و ساده کنترل کنیم و پس از بهبودی علایم وابستگی جسمانی، آنها را وارد گروههای درمانی و کلاسهای روانشناسی و مددکاری نماییم، نتیجه بسیار موفقیت آمیزی را شاهد خواهیم بود. اگر این کار را برای آن دسته از بیمارانی که زمان بسیاری از شروع مصرف مواد مخدر آنها نمیگذرد، در منزل انجام دهیم، نتیجه بسیار موثرتر خواهد بود.

درمان این بیماری با داروهایی چون متادون یا ترامادول، برای بیمار بسیار لذت بخش و آسانتر است، در حالی که باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که توجه صرف به راحتی و لذت بخش بودن درمان در این نوع از بیماران، بیشتر نتیجه عکس داده است. این همان حلقه گمشده درمان بیماران معتاد است.
البته میتوان از درآمیختن چند روش هم برای درمان این بیماری بهره جست؛ کارسازترین رویکردی که در جهان برای درمان این بیماری مورد استفاده قرار رفته، روش درمان بستری است که در کمپ صورت گرفته و همراه با گروه درمانی و تزریق افکار و اخلاقیات درست به روان بیماران، به خوبی پاسخ داده است.
تجربیات نشان میدهد که در بسیاری از موارد، روشهای سنتی و قدیمی درمان اعتیاد نتایج خوبی داشته و بیمار ارزش سختی و رنجی را که در مبارزه با وسوسههای این بیماری داشته و همفکری و همکاری مستمر با همدردانی نظیر خود را میداند و با مرور این عجز و سختیها بهتر میتواند درمان را بپذیرد و مدت زمان زیادتری را به دور از مواد زندگی کند.
جایی که پزشک و بیمار هر دو یک درد را تجربه کردهاند و میتوانند پس از «تولد دوباره» نیز به یکدیگر کمک کرده و مراقبان خوبی برای هم باشند؛ کسانی که از سقوط نجات یافتهاند و اکنون قدرت دستگیری و هدایت این نوع بیماران را هم به دست آوردهاند.
حالا چون معتاده دیگه.....
روش درمان شاید درشت نبوده
کراک یا هر چیز دیگه ای را هم میشه ترک کرد . مهم اینه که طرف خودش بخواد اونم نه هر خواستنی . خیلی ها با تمام وجود میخوان ترک کنند اما نمیتونند . واقعا سخته . اعتیاد یه بیماری بسیار خطرناکیه 3 بعد داره اول درگیری جسمی و اجبار به مصرفه 2- بیماری روانی خاصی هست که با مصرف مداوم در شخص به وجود میاد که مال هر کسی یه جوریه - و قسمت سوم که در مان هم هم از این جا شروع میشه احساس تنهایی و بیخدایی . که شخص از لحاظ روحانی به پایین ترین سطح خودش میرسه .
کسانی که درگیر این مساله هستند بدانند من مدت 20 سال مصرف می کردم 5 سال آخر 5 نوع ماده مخدر را با انواع قرص با هم مصرف کردم . و روزگاری بود که فقط به حال خودم قصه میخوردم و مدام خودم را با دیگران مقایسه میکردم و فکر میکردم دنیا به من ظلم کرده .و....
اما امروز حدودا 7 ساله یه قرص هم نخوردم
نمیگم چه کار کنید من به جلسات ان ای رفتم .
لطفا کسانی که درباره اعتیاد چیزی نمیدونند تو این صفحه جیزی ننویسند .
اینم بدونید با غیرت تر از معتاد و با معرفت تر از معتادا هیچ کسی نیست .
خدا حافظتون باشه
آخه این روشی که شما پیشنهاد میکنی بدون دارو ، بدون جایگزین نمی تونه حتی 5 درصد موفقیت متادون رو داشته باشه. متادون تو همه ی دنیا جوابشو پس داده حتی اگر به قول شما مخدر باشه، عوارضش خیلی خیلی خیلی کمتر از موادی که الان گریبان گیر جامعه مون شده
شاید منافع ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارادتمند
دکتر پیمان پاکزاد
کرمانشاه
1- آیا متادون جزءآلکالوئید های موجود در تریاک میباشد؟
2-آیا متادون خاصیت تخدیری دارد؟
3-بیماری اعتیاد مثل بیماری صرع نگهدارنگیش در آخرین وضعیت برای جامعه راضی کننده است؟
4- استفاده از متادون یک روش درمانی است یا روش جایگزینی؟
به نظر شما کاهش شدید فروش سرنگ در داروخانه نمی تواند ثمره توزیع رایگان و روزمره آن در بین معتادان تزریقی در مراکز dic باشد.
من متاسف ام برای سایتی که گزارشی در آن درج می شود که به صورت خیلی عامیانه و غیر علمی یک رویکرد درمانی را زیر سوال می برد. هرچند متادون درمانی نواقصی دارد ولی تحقیقات علمی داخلی و خارجی ثابت کرده اند که این دارو با تغییرات نورترانسمیتری که در سیستم اعصاب مرکزی ایجاد می کنند می توانند یکی از مفید ترین درمان ها باشد. در این درمان با کنترل وسوسه بیمار با دارو و درمان اختلالات روانی پس از اعتیاد درمانگران به راحتی میتوانند بر ایجاد رفتار های سالم و بالابردن فانکشن های خانوادگی، شغلی،اجتماعی و.... بیمار کار کنند و مهارت آموزی در بیماران ایجاد کنند
قاسمی. اصفهان
شمایی که میگین علاجه لطفا بگین چجوری میشه؟ مگه ممکنه آتیش رو با آب خاموش کرد؟ هر کی میخواد خماری از تنش بره بیرون باید درد بکشه. سلامتی که ارزون بدست بیاد ارزون فروخته میشه
بد میگم؟
خماری=وسوسه شدن!! بابا جون ما خودمون چند ساله اینکاره ایم! بی خود شعار نده برادر من!
خدمت نویسنده محترم
1- آیا میدانید اعتیاد چرا بد است ؟
2-پیشگیری نوع سوم را می دانی چیست ؟
3-در رابطه کاهش آسیب چه میدانی؟
4-اعتیاد بدتر است یا رفتار اعتیادی؟
5-معنی درمان در اعتیاد چیست؟
6- کدام یک از روشهای درمانی در اعتیاد بهتر است ؟
هرکس که کمترین اطلاعی از درمان اعتیاد دارد میداند که هیچ کدام از روشهای درمان بر دیگری برتری ندارد بلکه هر روش یا ترکیب چند روش برای هر فرد متفاوت است در نتیجه در صورت حذف یک روش (درمان نگهدارنده )ما یکی از ابزار درمان را از دست می دهیم ،استفاده از متادون در درمان برخی از افراد می تواند بسیار مناسب باشد به شرط اینکه زیرنظر پزشک استفاده شود همانطور که تیغ جراحی در دست پزشک جراح شفا می دهد و در دست یک جانی ،جان می ستاندو.......
روش ترك زياد مهم نيست
با توجه به حجم بالای کشفیات مواد مخدر در ایران و انتقال آن به داروخانه های داروسازی باید تولید و توزیع متادون در کشور ارزان و راحت باشد و درنهایت مصرف آن در درمان بیماری اعتیاد بسیار توصیه شود. متادون داروئی است که ماده اولیه آن راحت و ارزان به دست تولید کننده می رسد و با هزینه به دسته مصرف کننده آن میرسد. پس چه درآمدی از این بالاتر .
متادون از 1945-1950 تا کنون درمان اعتیاد را بر عهده داشته و ماندگاری تا 85 درصد از خصوصیات و مزایای غیر قابل انکار آن در مقایسه با دیگر روشهای درمانی می باشد.
کسی که دستی بر حیطه اعتیاد داشته باشد به خوبی می داند "تولد دوباره" که خیلی زحمت کشیده اید تا در متن خبر به عنوان تبلیغ منفی جای بیاندازید یکی از روشهای درمان و البته برای گروهی نیز مناسب بوده است. به نظر می رسد نویسنده و دست اندرکاران خبر خود یکی از عزیزان بهبود یافته تولد دوباره هستند و البته سنت های معتادین گمنام را نگذرانده اند واگرنه به خوبی می دانستند تاکید بر یک شیوه درمان بیشترین ضربه به معتادین و البته برای بهبودی خودشان نیز مضر می باشد.
دوستان کمی منطقی تر فکر کنیم
متادون را اگر زیر نظر پزشک مصرف میکردی مثل من که با 50تا قرص ترک کردم .
من فکر میکنم داروی بوپره نورفین بهتر از متادونه
دوري از فحشا در آن عده كه بخاطر مسائل جنسي بخصوص جوانان معتاد شده اند خود راهكاري است اگر هواي نفس اجازت دهند
بطور كلي اخلاقيات در تمام ابعادش اگر رعايت شود درصد زيادي در پيشگيري اعتياد و اعتيادهاي ديگر نقش خواهد داشت
متادون خوب است یا بد؟
در مقایسه با مواد بسیار خوب است و هیچ کدام از عوارض جسمی و روحی انرا ندارد
در مراکز آزمایشات کبدی هر 6 ماه گرفته می شود ولی تا به حال از این نظر مشکل خاصی نداشته ایم
بیشترین بدی متادون وابسیتگی ان است که حقیقت دارد
در شرایط فعلی که جایگزین مناسبی نداریم روش خوبی است
باید سعی شود به سمت روش های گروهی رفت و در صورت استقبال کمتر از متادون استفاده گردد
مقاله فوق غیر کارشناسی بود.متشکر
اما پاسخ بعضی از دوستان:
1- متادون یک مخدر صناعی است و از آلکالوئیدهای مشتقه از تریاک نیست.
2-بله متادون نیز یک ماده تخدیری است و تنها فرقش نیمه عمر طولانیتر آن است بهمین دلیل با تجویز آن به فردی که مخدر کوتاه اثر مصرف میکند ما بمدت یک روز یا بیشتر مانع بروز سیکلهای متعدد خماری-نئشگی میشویم و این آدم میتواند زندگی اش را ادامه دهد.
3-بیماری اعتیاد مثل بیماری صرع نگهدارنگیش در آخرین وضعیت برای جامعه راضی کننده است؟
4- متادون و بوپرنورفین و تعداد دیگری از داروهایی که برای درمان سؤمصرف مواد مخدر بکار میروند جنبه درمان جایگزین را دارند. اگر بخواهیم فلسفی بگوئیم: ما با متادون دفع افسد میکنیم.
نکات:
*متادون در افراد عادی میتواند موجب وابستگی آنها شود.
* قدرت تخدیری متادون از مورفین بیشتر است. اما آن نئشگی خاص خانواده مورفین را که عوام به آن "خواب مخملی" میگویند و ما "یوفوریا"، ندارد.
* روشهای پرهیز مدارانه مثل مدل معتادان گمنام و کنگره 60 نیز کارآیی خاص خودشان را دارند. من بعنوان یک پزشک همواره از حامیان NA بوده و هستم. اما باید پذیرفت که حق انتخاب بعهده بیمار است.
* شربت تریاک هم یک روش جایگزین است. چیز جدیدی هم نیست. دهها سال پیش استفاده از "آب سوخته" و کاهش تدریجی آن همین کاربرد و حکمت را داشت.
* جناب دکتر آتقی: من نگفتم ما سالی 200 هزار نفر را درمان میکنیم. ما این تعداد را پوشش میدهیم.اگر طبیب باشید و اگر در حوزه اعتیاد بحث و فحث کرده باشید اطلاع دارید بعضی بیماریها مثل فشار خون، مثل دیابت و... علاج نمیشوند و در مورد آنها درمان نگهدارنده اعمال میشود. اعتیاد هم از این دست است. همکار گرامی. درما نگهدارنده با متادون که از ابداعات دانشمند گرانمایه پرفسور وینسنت دال و همسرشان است برای اینست که یک آدم بتواند بزندگی برگردد. علاوه بر این یکی از مقاصد ما قطع کردن چرخه مافیایی توزیع است. اینجا مجال این بحث نیست اما بپذیرید که قدمهای بزرگی برداشته شده است. بنده حقیر بعنوان مدرس دوره های تربیت مربی پیشگیری از اعتیاد کرارا به بررسی استراتژیهای مدون جمهوری اسلامی پرداخته و میپردازم. سیاستهای تدوین شده، علمی، مترقی و کاربردی هستند. اما در نظر داشته باشید که مافیای ثروت و جنایت مواد مخدر هم ، همانند ویروس موذی ایدز هر روز شیوه های خودش را تغییر میدهد.
در خاتمه خوشحال میشوم اگر تابناک این فرصت و تریبون را در اختیار بگذارد تا بتوانم پاسخگوی سوآلات بسیاری از عزیزان باشم.
ارادتمند همه عزیزان
کمترین. پاکزاد
ممنون میشم توضیح بفرمائید.
ضمناازتابناک عزیزهم بسیارممنونم که این امکان رابرای بحث واظهارنظر فراهم کرده.
من کراک رو روزي يک بار ترک مي کنم.
متادون نه تنها درمان می کند بلکه باعث جلوگیری از خطرات مواد مخدر با تاثیر مهلک آنها بر مغز می شود.
اعتیاد به متادون فقط جسمس است و مغز را از بین نمی برد. حتی اگر رواج هم بیابد خطر موادی چون هروئین و کراک وحتی تریاک را هم ندارد که مدارات پاداش مغزی را نابود می کنند.
متادون نه تنها به این مدارات آسیب نمی رساند بلکه جلو آسیب رسیدن به اینها را هم میگیرد.
خواهش می کنم قبل از اینکه مطلبی را رسانه ای کنید از اهل فن سوال کنید و جنبه های متفاوت آنرا بررسی کنید.
به نظرها دقت فرمائید:پزشکان و درمانگران که نظر دادند همگی موافق درمان با متادون بودند و در مقابل
معتادان پاک شده غالبا مخالف متادون.
چرا؟؟ آیا کسب همکاران عزیز پزشک ما به خطر افتاده است که بدون توجه دقیق به مقاله متعصبانه با موضوع برخورد نمودند.آیا مقاله را بادقت نخواندید؟در مقاله به اثر بخشی متادون در کاهش آسیب اشاره شده است اما به نقد متادون فروشی توسط پزشکان پرداخته است. کافی است چند مقاله در خصوص تجربه بسیاری از کشورها از جمله آمریکا را در خصوص شیوع مصرف متادون و شکست در درمان را بررسی فرمائید تا اینگونه متعصبانه با موضوع برخورد نکنید.راستی چرا بعضیها تا درمان پرهیزمدار مطرح می گردد بلافاصله سگ درمانی و کمپهای غیر مجاز را به رخ می کشند.عزیزان، مدلهای درمان پرهیز مدار در دنیا جزو لاینفک درمان اعتیاد است.اما گسترش مراکز پخش متادون تحت عنوان کلینیک چند صد هزار معتاد تریاکی را تبدیل به مصرف کننده متادون نموده است و این هم جزو کرامات وزارت پزشک زده ماست.قطعا داروی متادون در جای خود و شرایط مناسب جای دفاع دارد اما این موضوع که 2321 کلینیک درمان سرپایی کشور به محل فروش متادون تبدیل شود جای تامل دارد.
برای کسی که میگوید صداش گرفته ٬ سرش سنگیه ٬ و آب ریزش بینی دارد ٬ هی نسخه نپیچید ! شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد ...
متادون فقط وابسنگی جسمی دارد و در نوع تزریقی است که وابستگی به شکل مواد افیونی دارد. لطفا اصلاح بفرمایید.
درضمن NA در ایران منحرف شده و کارائی گذشته را ندارد و حنی گاها باعث انحراف درمان می شود.
آسیبهای اجتماعی { سرقت.ایدز.مشکلات خانوادگی وجنایت و......} کاهش پیدا کند . ونهایتا بعنوان یکی از روشهای قطع مصرف میشه قبولش کرد به شرط اینکه زیر نظر بزشک متخصص و متعهد تجویز بشه من بعنوان شخصی که حدود 25 سال سابقه مصرف انواع مواد مخدر را داشته و اکثر روشها و دارو ها را جهت قطع مصرف مواد تجربه کردم و بالاخره هشت سال قبل در خانه بهبودی قطع مصرف وبه NA {معتادان گمنام} هدایت شدم وتا این لحظه به لطف خداوند مواد مخدر مصرف نکردم ا هیچ روشی را رد نمیکنیم حتی اگر فقط باعث بشه یک معتاد قطع مصرف کنه { نجات یک معتاد نجات یک جامعه است} البته پشنهاد میکنم بعد از قطع مصرف حتما گروه درمانی را شروع کند. با تشکر ودعای خیر برای همه