کلمه "سفره" در انگلیسی وجود نداره به جای آن از چیدن میز استفاده می کنند
كند اوغلي
|
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
12
45
پاسخ
در تركي نيز واژه دئوار كوچدي يعني ديوار پرواز كرد كه اگر اونو تحت الفظيترجمه كنيم به معني ديوار پرواز كرد مي شه ولي در اصل به معني ديوار خراب شد هستش
پاسخ ها
محمد جوادی
||
۱۹:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
اوچدی= پرواز کرد
اوچدی=خراب شد
اوچدی= سه تا
کوچدی= کوچ کرد
و یا
اوزوم= انگور
اوزوم=صورتم
اوزوم=شنا کنم
اوزوم=پاره کنم
اوزوم=خودم
کوروش مسلمان
|
|
۱۵:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
17
56
پاسخ
خیلی چرته حرفشون
اگر راست میگید مثلا حنابندون رو تو یه کلمه ترجمه کنید ؟؟؟!!!
خوب نمیشه چون حاوی مواردی چون رسوم و معانی مستتر هست و . . .
پاسخ ها
كورش
||
۱۷:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
جناب مودب، دقت كني مي فهمي كه اينها واژگاني هستند كه در بيان احساساتي به كار مي روند كه گاهي مختص فضا و مكان و موقعيت گروهي خاصه و يا اگر عامه، خيليها معادلشو ندارند، اينها اسم مراسم نبودند، وگرنه مثلا مينوشتند: فوندو: يك نوع غذاي سوييسي با پنير مذاب، خوب اين معلومه كه معادل نداره...
ناشناس
|
|
۱۵:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
6
51
پاسخ
مثلا همین واژه "اسکول" خودمان را نمی شود با هیچ چیز دیگر عوض کرد
امیری
|
|
۱۵:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
4
35
پاسخ
یکش حل شد:
Iktsuarpok = چشم براه
ناشناس
|
|
۱۵:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
1
12
پاسخ
Depaysement در زبان فرانسه به معنی احساس دور بودن از وطن نیست بلکه دور شدن انسان از آنچه به آنها عادت کرده و به او حس آشنا بودن با آن محل را میدهد، است. این حس میتواند برای شخصی آزار دهنده باشد چون در آن محل خود را بیگانه حس میکند و برای شخصی لذت بخش باشد چون از روزمرگی دور میشود.
بچه ی مشهد
|
|
۱۵:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
6
37
پاسخ
این که چیزی نسیت ما در گویش و لهجه مشهدی کلمه ای داریم که بیش از 4 معنی و ترجمه دارد!؟ وقتی یه مشهدی میگه مو برم( mo borom) موارد ذیل از آن استفاد می شود:
1- من بروم؟(رفتن)
2- من خواهم برد.(بردن)
3- آن شخص یا چیز را با خود می برم.(چیزی را حمل کردن)
4- من چیزی را می برّم.(بریدن چیزی)
5- .....
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۹:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
ضمنا موبروم(من برم) موبروم (موی من بود هست) موبروم ( دارم میبرم چیزی رو) و چندتا دیگه مثل این از جملات کوچوموی مشدی. بقیشو بقیه بگن
ساسان
|
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
5
11
پاسخ
اصطلاح "تاسيان" در زبان گيلكي نيز به همين گونه است و شايد بتوان آنرا معادل دلتنگي و اندوه فراوان دانست كه فقط گيلك زبانان آنرا درك مي كنند
ميتوان آنرا مشابه غمي دانست كه از نبودن كسي پيش مي آيد (توام با بيقراري) و باعث مي شود دست و دلت به هيچ كاري نرود
پاسخ ها
نادر اصلی
||
۱۸:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
معادل آن می شود ((فراق))
ناشناس
||
۱۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
ساسان جان، تاسیان کلمه زیبایی است. فکر کنم در گویش های دیگری از ایران هم وجود داشته باشد.
جایگزین خویس است برای «نوستالژی»
حمید
|
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
9
30
پاسخ
خیلی واژه هاست که در هر زبانی معادل یک کلمه ای در زبان دیگر ندارد. خصوصا زبان عربی که در یک باب بردن یک کلمه ممکن است معانی بسیار نادری بدهد.
شما که خبر تهیه می کنید احتمالا از یک سایت اروپایی دیگه کپی می کنید. خودتان هم یک مقدار فکر کنید بد نیست
ناشناس
|
|
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
9
7
پاسخ
Goya در زبان اردو همان " گویا" در زبان فارسی است...گویا!!!