ناشناس از غرب کشور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
باتوجه به مطالعاتی که داشته ام افسرده نیستم ولی خیلی وقته از ته دل نخندیده ام چون خیلی چیزها در جامعه آرامش را ازمن گرفته است
زهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
* آخرین بار احترام چه کسی به شما، واقعا شادتان کرد؟
- همسرم. همینطور راننده ای که امروز صبح خیلی مودبانه با مسافرای ماشینش برخورد میکرد و باهاشون خوش و بش داشت. یه فروشگاه خارجی هم رفتم که اجناسش رو احترام به خودم دونستم. وقتی تو فروشگاه راه میرفتم احساس خوبی داشتم.

* علاوه بر احساس احترام گذاشتن دیگران به شما، چه چیزهایی در زندگی باعث شادمانی شما می‌شوید؟
- محبت مردم به هم. لبخند زدن آدمها به هم .سخت نگرفتن آدمها به خودشون و به همدیگر.غصه دار نبودن آدما.

* برای این که زندگی شادمانه‌تری داشته باشید، لازم می‌دانید دیگران کدام رفتارهایشان را ترک کنند؟
- دروغ! یاس و ناامیدی! عصبیت!سرسختی بی مورد! رحم به همدیگر و کلاه نذاشتن روسر هم .

* چه انتظاراتی درباره رفتار دیگران با خود داشته‌اید که برآورده نشده است؟

- اعتماد! متاسفانه گاها ادمای دوربرم بخاطر تجربه های بدشون خیلی بهم بی اعتماد هستن. من تو محیط کارم با مدیرم این مشکل رو دارم!
ALI
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
برای خودم خوشحالم که یک ایرانیم ولی برای مردم سرزمینم ناراحتم چرا که حق اونها از اینهمه نعمت اینقدر حسرت نیست.
هوشنگ خان شاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
با سلام
این جانب هوشنگ شاد هستم و همسرم هم شادی هوشنگی و دخترم شادی و پسرم هوشنگ . خلاصه همه فک و فامیل و اهل محل شاد و هوشنگیم .از اینکه بعد از مدتها حال ما رو میپرسید شاد و هوشنگیم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۱:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
این نوشته رو بلند بلند برای همه اعضای خانواده خواندم . خیلی همه خوشحال شدیم و ذوق کردیم . دست نویسنده محترم این comment درد نکنه. بعد از چند روز حسابی خندیدیم.
هوشنگ
| Iran, Islamic Republic of |
۰۳:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
برادر عزیز اسم من هوشنگه و هوشنگ یکی از اساطیر ایران قدیم محسوب میشه و لطفا با اسامی بازی نکنید
این رو نه از بابت اسم خودم میگم از اینکه کلمات رو از معناش تهی نکنیم.
شهر سکوت
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
برادر هوشنگ که از این کامنت ناراحت شدی اینقدر ملا غلط گیر نباشید توروخدا! این یه طنز بود که باعث بشه خوانندگان برای ثانیه ای هم که شده خودشون رو شارژکنن وگرنه همه میدونن که هوشنگ کی بوده و معنای اسمش چیه !
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
باحال بود :دی
جعفرى
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
موضوعى رو كه ميخوام بنويسم عينه واقعيته، اتفاقى چند ماه قبل با دختر جوانى آشنا شدم كه با اينكه كار ميكرد اما حقوقش خيلى پايين و حدود ٣٥٠ هزارتومن بود، از من خواست كار بهترى براش پيدا كنم اما متاسفانه رزومه كارى مشخصى نداشت و به هيچ فنى آشنا نبود با اين كه ليسانس داشت اما حتى انگليسى هم بخوبى بلد نبود، كم كم از زندگى واقعىش برام گفت و مشخص شد هيچكسى رو نداره غير يك خواهر ناتنى كه ازدواج كرده، در يك زير زمين اجاره ايى به سختى بدون هيچ امكاناتى زندگى ميكرد، چهره پاك و معصومى داشت ، دلم به معناىاقعى براش سوخت احساس كردم بخاطر بى پناهى ممكنه به فسد بي افته ، تصميم گرفتم با مادر و خواهرام كامل حمايتش كنيم، تا كسى از فقر و تنهايى اين دختر سواستفاده نكنه، با غرور خاصى كه داشت بالا خره كمك مارو قبول كرد، بعد از مدتى از افسردگى دراومد و خوشحال با اميد و انرژى به زندگى برگشته بود وحالا ما براش شده بوديم مثل خواهر و برادر تا اينكه با دخت رجوونتر از خودش آشنا شده بود و ورد كلامش اسم اون و ادعا ميكرد وقتى با اون هست خيلى خوشحاله، ازش خواستم تا اين دوستشو ببينم ، قرار گذاشت و من متوجه شدم دختر سالمى نيست براحتى دروغ ميگفت و حرفهاى نامربوط و زشت ميزد، از او خواست از اين دختر دور بشه چون مشخص بود نيت خوبى نداره ، مدتى گذشترفتار دوستم تغيير كرد دروغ ميگفت و بهانه مياورد كه مثلا كار داره و گاهى شبها خونه نميرفت، حمايت مالى ما ادامه داشت اما ديدار كم شده بود تا اينكه روزى از لطف خدا بطور اتفاقى در خيابون ديدمش و با ماشين بودم رفتم طرفش گفتم فلانى سلام اينجا چيكار ميكنى با تعجب ديدم جوابمو نداد و در كمال شرمسارى رفت سوا ريگ پرادو مدل جديد گرون قيمت شد، دنيا رو سرم خراب شد حالا جالبه كه راننده جوون ماشن بطرفم اومد گفت آقا خجالت نميكشى كه مزاحم خانم شدى و من موندم و بى معرفتى اين خانم گفتم فلانى چيزي بگو اين كيه !؟آنها به راه خود ادامه دادند و بعد از يكساعت تلفنم زنگ خورد و تهديد شدم به اگر مزاحم بشى ردتو ميزنيم و مادرت رو به عزا مينشونيم!!! حالم خيلى خراب شد شماره ماشين اين شخص رو با تعقيب و گريز پيدا كردم براى روز مبادا و با همون دختر تماس گرفتم كه براى آخرين بار ببينمت ، قبول كرد و در حضور من شرمنده و فريب خورده يه مشت نارفيق و عياش و فرصت طلب، تنها جمله ايى كه در مقابل حمايتهاى مجدد من كه نترس آشنا دارم و اونها را به نيروى انتظامى معرفى ميكنم اين بود: آب از سر من گذشته و من ديگه نميتونم دختر خوبى باشم گرفتارم گرفتار....از ماشين من پيدا شد و گفت ديگه و هرگز منو نخواهى ديد، از اين ماجرا ده روز ميگذره و من موندم گيج و مبهوت و سرخورده از اينهمه بديها در جامعه..بخدا قسم هر چه گفتم عين واقعيت بود... شايد زود اعتماد كردم و شايد زمانه عوض شد و ما نشديم ..... دلم خيلى گرفته
پاسخ ها
مهدی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
ناراحت باش، اما گیج نه، همشهری
کار خودت رو کردی برای خدا؛ پس اگر متاسفانه نتیجه اش شده این مایوس نشو

راستی دمت گرم داداش.
lztv
| Iran, Islamic Republic of |
۲۳:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
خیلی خیلی آقایی
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
خراب کردن خیلی آسونه اما درست کردن سخته
خراب کردن هر چیزی
غذا درس زندگی اخلاق خانه مملکت ..........
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
امثال شما واقعا ناياب هستند ،‌قد خودتون رو بدونيد و اصلا ناراحت نباشين چون كه شما اين كار رو براي خدا انجام داديد..
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
ما همه باید از خودمون شرمنده باشیم
احسان
| Iran, Islamic Republic of |
۲۲:۳۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
به نظر من شما باید معرفت رو در حق اون خانم تمام کنی و شماره اون ماشین و قیافه اون آدما رو بسپاری دست پلیس، تا هم اون خانم شاید نجات پیدا کنه و هم خیلی های دیگه که گیر اون آدمها افتادن یا که در آینده می افتن
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۶:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
من که شاد نیستم ولی اونایی که شادن دوست دارم
پاسخ ها
محمد
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
من شاد ممنون که دوسم داری شاد شدم!!!!
بهروز
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
من با برد تیمم شاد میشم با خنده بچم با نگاه پدر و مادرم با شوخی کردن با خواهر وبرادرم با دیدن چهره همسرم دیدن گل و.....خیلی چیزای دیگه من مغازه داشتم ورشکست شدم مدتها بیکار بودم مستاجرم و کلی مشکلات دیگه به راحتی میشه شاد بود اگه خودت بخای
ناشناس
|
United States
|
۱۶:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
اینکه بعد از 1 سال و نه ماه قبل که کارم را از دست دادم و خانه نشین بودم پریروز برای کار در جای مناسبی دعوت شدم واقعاً خوشحالم کرد.
توی این مدت خوشحال بودن برام سخت ترین کار و بلکه محال به نظر می رسید اما یه مدتی سعی می کردم به خدا امیدوار باشم و خوشبین که توی این دریای طوفانی جامعه فقط اونه که می تونه دستم رو بگیره و واقعاً هم نتیجه داد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
من فکر می کنم هر انسانی دارای شخصیت و انسانیت است که دوست دارد محترمانه با آن برخورد شود و به شعور او توهین نشود چرا بعضیها با عملشان به شعور مردم توهین می کنند ولی در حرفشان سعی می کنند برعکس آنرا نشان دهند. در هر موقعیتی که هستیم سعی کنیم به مردم احترام کنیم. همانطور که امام رضا (ع) فرمودند: " در هر جمعی که هستی سعی کن خودت را پایین تر از دیگران بدانی" اگر این رویه را در پیش بگیریم مطمئنا در آرامش و شادابی خواهیم بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
در يك توالت بين راهي براي گرفتن وضو و اقامه نماز توقف كردم.
از منزل خودم تميز تر بود! كنجكاو شدم و تحقيق كردم تا پاداشي به مسئول آن بدهم.
پيرمردي كه مستخدم و نظافت چي بود از پذيرفتن پاداش امتناع كرد و گفت من فقط به وظيفه خودم عمل كرده ام.
اين رفتار او از اولي هم جالب تر بود و مدت زيادي در كار اداري خودم متأثر از رفتار او بودم. الحمد لله تازگي بهتر شدم!
علی
|
United States
|
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
همین امروز صبح تو نیایش وقتی ترافیک سنگین و شادی راننده ها رو دیدم .
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
شادي راننده‌ها؟!!!!
نظرات بیشتر