سلام گرمی دارم توام باخنده ای دلفریب به راننده های خنده روی خیابانهای تهران وحومه،که خیلی خوش اخلاق هستند،مثلاراهنمامیزنی به توراه نمیدن ووقتی میگی راهنمازدم چراتوجه نمیکنی میگن غلط کردی.
سلامی دارم بسیارگرم به زورگیرهای کشوراسلامیمان که باعث میشن ماهمیشه باترسی توام باخنده ای ملیح ازدرخانه بیرون بیاییم چون معلوم نیست دوباره که برمیگردم سالم وزنده باشیم.
سلامی میکنم باخنده ای که چه عرض کنم باقهقه به وضعیت مسکن و خودرو و خورد وخوراک.
ودرنهایت ازمرگ سپاسگزاری میکنم که بالاخره یه راهیی پیش پای ماخنده رویان گذاشت.
آرزوی شادمانی دارم برای جمیع موجودات.
پاسخ ها
ناشناس
||
۰۸:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
خدایی من یکی کلی با این کامنتت خندیدم...........دمت گرم................
ناشناس
|
|
۱۷:۱۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
62
20
پاسخ
طبق مباني معرفت نفسي اسلام عزيز ، ما بايد به درجه اي از معرفت و شناخت برسيم كه با وجود حتي ناملايماتي كه در اطراف ماست دل شاد باشيم
علی
|
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
3
23
پاسخ
افطرا انداختن و زیر لب فهش دادن یا توهین کردن در جامعه باب شده ولی متاسفانه قانونی برای ان نیست
در کشور های اروپایی قانون ها بر اساس معنویات و روحیه فرد است و هدف ترمیم روحیه اسیب دیده اون می باشد ولی در جامعه ما این طوری نیست
در انجا انسانها اگر هم دیگه را دوست نداشته باشن باز به هم احترام می گذارند و این دلیل بر توهین کردن به هم دیگر نمی شود ولی در اینجا اگه از فردی خوشمان نیامد باید ابروش برود یا بمیرد تا دلمان خونک شود در حالی که حفظ ابروی مسلمان بر مسلمان دیگر واجب است
پاسخ ها
ناشناس
||
۰۸:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
علی جان...........دلبندم.............افتراء....................افتاد؟
ناشناس
|
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
8
173
پاسخ
شادی اجتماعی؟
آخرین بار، دو روز پیش از انتحابات 88 دیدمش.
شادترین کارناوال خیابونی مردم.
همه خوشحال بودند.
حیف!
پاسخ ها
منصور
||
۲۱:۱۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
دقیقا مثل من؛ ولی نه بخاطر رای نیاوردن کاندیدای مورد نظرم، بلکه بخاطر بعضی از حرفهای مقابلم ، احساس سر خوردگی کردم وفکر میکنم بقیم همینطور
ناشناس
||
۲۲:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
چطور تابناک این کامنت رو فیلتر نکرده، حرفه!!!
ناشناس
||
۱۴:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
آآی گفتی!!! البته اگه فیلتر نشه.عجب روزهایی بود.به واقع همه همدیگرو دوست داشتن و جالب اینکه همه تیپ های اجتماعی.عجب روزهای پر امیدی بود...
ناشناس
|
|
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
2
99
پاسخ
تازه دخترم 5000 تومان پول خواست نداشتم یک هفته هست که قول سر برج بهش میدم هنوز حقوق 500 تومنی را نگرفتم از خجالت و غصه اومدم اینترنت کمی اروم بشم این تیتر شما بیشتر ناراحتم کرد
پاسخ ها
منصور
||
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
راستش پسرم برای شارژ کرایه مسیر مدرسه، 5000 تومان میخواست نداشتم ؛باوجودی که با یارانه نقدی مخالفم ولی از اول هفته دایما دنبال اخبار عیدانه هستم و.....
ناشناس
||
۰۲:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
ای بابا
هموطن خیلی دوست دارم
ناشناس
||
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
خدا بهتون قوت و سلامتی بده که بالا سر خونوادتون باشید تا آخر. من هم وقتی بچه بودم پول زیادی از پدرم نمیگرفتم و تو مدرسه خجالت میکشیدم. اما الان میفهمم که پدرم نداشت که بده. دستشو میبوسم. الان با 50 سال سن صبح میره شب میاد و تونسته زندگی اش رو بسازه و ما دیگه فقیر نیستیم. پدرم با مدرک دیپلم یکی از بهترین کارمندهای ادارشه.
آجیل فروش
|
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
27
85
پاسخ
من وقتی پسته 60 هزار تومانی به مشتری میدم، خیلی شاد میشم.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۴۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
خیلی دلم می خواد همه این گرونی ها رو مثل پسته منعکس کنید.
امیر علی بیکار
|
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
2
36
پاسخ
سلام
وقتی توی شهر همه نامردمیها و بی احترامیها نا اهلی ها و اهانتها به انسان و انسانیت را میبینم و لی به خاطر آرامش خودم مجبورم شب خندان به نزد خانوادهام برم احساس میکنم هنوز میشود جامعه را درست کرد و شاد بود بیایید از خودمان شروع کنیم.
پاسخ ها
بهروز
||
۲۰:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
افرین به خدا توکل کن
اصغر دوستی
|
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
1
68
پاسخ
حدود یک سال پیش یکی ازم 5 ملیون کلاهبرداری کرد. عصر بود داشتم از دادگاه همون کلاهبرداری برمیگشتم به تاکسی اشاره کردم که پولم 5تومنی هست و پول خورد ندارم. هوا بارونی بود و راننده تاکسی گفت نه منم ندارم اما مسافری که تو تاکسی بود گفت بیا من دارم. کرایم فقط 125تومن میشد اون مسافر کرایمو حساب کرد و خیلی جالب بود برام
پاسخ ها
parsa
||
۰۱:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
مسیر 125 تومنی کجاس داداش مام بریم؟
مهرداد
||
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
یادمه تو بابل واسه دانشگاه قبول شدم و روز اول که خواستم کرایه ی یه مسیررو حساب کنم راننده گفت 125تومن
150دادم و با عزت گفتم بقیه اش ماله خودت
خداییش ولسه من که از تهران با این گرونی اومده بودم خیلی خنده دار بود
ناشناس
|
|
۱۷:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
1
105
پاسخ
توی سلف دانشکده بودم چند تا دانشجوی غریبه کنارم با غذاشون نشستند
یک ماالشعیر خانواده گرفته بودند یکیشون اول از همه یک لیوان برای من ریخت و اصرار کرد اگر نخوری ناراحت می شم
من هم چون نمی شناختمش اول نمی خواستم قبول کنم ولی اونقدر اصرار کرد که قبول کردم
راستش این جریان برای بقیه روز روحیه ام را خیلی بهتر کرد
این که یکن فر بدون اینکه بشناست بهت لطف کنه حتی یک لیوان نوشیدنی
مهدوی
|
|
۱۷:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
11
35
پاسخ
وقتی می بینم بچه هام با همسرانشان خوشن و ناراحتی تو زندگیشون ندارن وقتی همسرم خوشحاله وقتی مادرم وخواهرام وهمسرانشون و بچه هاشون مشکلی ندارن وقتی همسایه ها مون مشکلی ندارن وقنی اطرافیان و دوستانم از زندگیشون راضین خبلی خیلی شادم
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
به نظرتون واقعا اینقدر اطرافیانتون شادن؟ من چند دقیقه هست دارم فکر می کنم که یک خاطره شاد از این اواخر یادم بیاد!!!!!!!!!!!!
سلامی دارم بسیارگرم به زورگیرهای کشوراسلامیمان که باعث میشن ماهمیشه باترسی توام باخنده ای ملیح ازدرخانه بیرون بیاییم چون معلوم نیست دوباره که برمیگردم سالم وزنده باشیم.
سلامی میکنم باخنده ای که چه عرض کنم باقهقه به وضعیت مسکن و خودرو و خورد وخوراک.
ودرنهایت ازمرگ سپاسگزاری میکنم که بالاخره یه راهیی پیش پای ماخنده رویان گذاشت.
آرزوی شادمانی دارم برای جمیع موجودات.