از اینکه تیپ جالبی ندارم و متاسفانه خیلی از افراد، معیارشون خوش تیپی و خوشگلی آدمهاست و نه رفتار و شخصیت آنها بسیار ناراحت و دلگیر می شم
پاسخ ها
هموطن
||
۱۸:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
آخه این چه حرفیه برادر یا خواهر من.........به زندگی استیون هاوکینگ توجه کردی؟؟؟همون نابغه ی فیزیکدان!! اون فقط 2 تا انگشتش با چشمش و مغزش کار میکنه و لا غیر.......!!!..تمام دنیا به احترامش بلند میشن....عزیزم تن آدمی شریف است به جان آدمیت ...نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.......
پاشو !پاشو!خدا رو شکر گزار باش.....
از نظر من تو خیلیم خوش تیپی،همه که یه نظر ندارن.
ناشناس
||
۲۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
شما خیلی خوبی و لطف داری هموطن خوب من - ولی هیچ وقت در موقعیت من نبودی که ببینی چی می کشم از این مردم کوته فکر - کجا بودی که ببینی تو همین فرودگاه خودمون چطور مورد توهین مامورین قرار گرفتم اونم فقط به خاطر ظاهر
ناشناس
||
۰۹:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
در ضمن من از دنیا ناراضی نیستم - در مالزی تمام دوستان مالاییم به من احترام می گذارند و اصلا توجهی به ظاهر آدمها ندارند - من از برخی از هموطنهای خودم گله مندم - مطمئن باشید اگه همون استیون هاوکینگ به کشور ما می اومد همون برخی که کم هم نیستند مسخره اش می کردند - برای اطلاع من برادر شما هستم هموطن خوبم
ناشناس
||
۱۴:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
هرکی بخاطر ظاهر به کسی توهین کنه کم شخصیتی خودش رو نشون داده عزت نفستو بالا ببر مهم روح آزادگی خودته ،گور بابای آدم های ظاهر بین اونا رو به خدا بسپار منم همینکارو کردم
ناشناس
||
۱۵:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
خب ظاهرتو درست کن برادر من تمیز و مرتب بودن که مادرزادی نیست به خود آدم بستگی داره.
ناشناس
||
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
اینطوری هست درسته. اما خداوند میبینه و همین مرهم دلهای ماست.
ستاره
|
|
۱۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
1
3
پاسخ
راستش اگه زندگی رو با عینک بدبینی نگاه کنیم حالمون مطمئناخراب میشه.من شخصا همه ی مشکلات رو میبینم ودرک میکنم اماسعی میکنم هرروز یه خاطره یا یه موضوع خنده دارتوچنته داشته باشم واسه گفتن تاهم دیگران روشادکنم هم خودم حالم عوض شه...اگه واسه همه ی مشکلاتم که خیلی هاش به وضع جامعه برمیگرده بخوام غصه بخورم همین الان سرموبزارم بمیرم بهتره ولی حالا که مرگم دست خداست سعی میکنم باخنده روزای سختمو بگذرونم حتی اگه بهم بگن الکی خوش!!!
حسن
|
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
0
36
پاسخ
در مسير نيك شهر وچابهار کنار روستایی نزدیک غروب ماشینمان خراب شد من وزهمسرم بودیم حیران شدیم چکار کنیم. تویوتایی آمد ایستاد چند نفر جوان با لباس سفید بلوچی بطرفمان آمدند مسلح بودند خیلی ترسیدیم. مارا به روستایی شان بردند ،ماشین رو تعمیر وباکش را پر از بنزین کردن. شام یک کباب مفصلی خوردیم بگفته همسرم خوشمزه ترین کباب زندگی بود با دوغ محلی وشوربای مخصوص که من دردیگر نقاط کشور ندیدم. مردم روستا خیلی خوب مهربان اهل نماز بودند. نصف زنان روستا حافظ قرآن بودند. حال هرسال وقتی به چابهار میرم سری به این روستا ومردم خوبشون میزنم.
روشن
|
|
۲۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
16
5
پاسخ
وقتی دفعه 11 در آزمایش رانندگی قبول شدم .وقتی پارک دوبلمو بجای کنار دیوار در وسط خیابان انجام دادم و لی جناب سرهنگ وقتی دید دفعه 11 است با سعه صدر برگهام را امضا کرد و گفت جواز قتل هموطنان ایرانی رو بهت دادم .خیلی خوشحال شدم
مسعود
|
|
۲۱:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
0
18
پاسخ
بعد از گذشت سالها وقتی معلمهامو می بینم که از دیدنم خوشحال میشن منم خوشحال میشم ولی وقتی ازم می پرسن خوب فلانی با این مدارک و کارهای علمی کجا مشغولی؟ چکار می کنی؟ از اینکه جوابی براشون ندارم خیلی متاسف می شوم
ناشناس
|
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
1
4
پاسخ
بابا ابن چه وضعشه
به خدا همتون پر از خاطرات خوشید چرا با دیگران تقسیم نمی کنید تا کمی همه خوش باشیم
چرا تلخی هاتون فقط برای دیران بلدید تقسیم کنید
من که تو زندگیم پر ادم های خوب بودن که تو وحله های مختلف کمکم کردن و شاد شدم اینقدر که برای بعضی هاشون هنوز که هنوزه دعا می کنم
اخرین بار توی تاکسی نشستم راننده اش خیلی خوش اخلاق بود و خیلی گرم سلام کرد
خیلی شاد شدم
زیاده این یکیشو گفتم
ناشناس
|
|
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
8
7
پاسخ
با موتور با سرعت 80 تا میرفتم حواسم به جلوم نبود به شدت خوردم به پشت یه مرسدس بنز گرون قیمت که وسطهای خیابون وایستاده بود ، راننده با دوستش پیاده شدن گفتن چه خبرته حواست کجاس من دیدم اگه کم بیارم بدبخت میشم گفتم آقا این چه وضعشه وسط خیابون جای واستادنه در واقع توپ انداختم تو زمین اونا و راننده به دوستش گفت بیا بریم و سوار ماشین شدن رفتن من از خوشحالی داشتم بال در می آوردم اشک تو چشام حلقه زده بود هر چند جلو موتورم کلا نابود شده بود.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۱:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
ببخشید شما ایرانی هستید؟
سعید
|
|
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
1
19
پاسخ
ی بار که با موتور پشت چراغ قرمز بودم دیدم قسمت شاگرد رو داشبورد تاکسی نوشته ((اگه پول نداری اشکالی نداره))اخرشم نوشته بود یا علی
من خییییلی با مرامش حال کردم
ناشناس
|
|
۰۲:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
1
13
پاسخ
23 سالمه و من هنوز شاد بودنو تجربه نکردم.
راستی شاد باشیم و شاد بزنیم چه فرقی می کند؟
پاسخ ها
مسافر اتوبوس
||
۱۱:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
شادی نباید بزرگ باشه من همینکه دراتوبوس جوان دانشجوی خسته علیرغم عدم میل باطنییم به احترام پیری من ازجایش برخاست وبااصرارجایش رابه من دادوگفت میخواد پیاده بشه وتاچندایستگاه بعد که پیاده شدعمدابه من نیم نگاهی نینداخت که خجالت بکشم برایم دنیادنیاارزش داشت
پاشو !پاشو!خدا رو شکر گزار باش.....
از نظر من تو خیلیم خوش تیپی،همه که یه نظر ندارن.