خدایا کمک کن شرمنده شهدا و ولایت نشویم یا حسین ای خون خدا کمک نثار روح نورانی شهدا صلوات
ناشناس
|
|
۰۸:۰۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
3
11
پاسخ
لطفا در مورد برادران شهید فریدیفر نیز مطلب منتشر کنید بردران فریدی فر ساکن اهواز بودند و مادرشان هنوز زنده است از بچه های پاک ان دورانهای طلایی بودند که در سن کم به شهادت رسیدند
فکر میکنم بهترین جا برای جمع آوری اطلاعات از این دو شهید مسجد جزایری اهواز واقع در خیابان امام خمینی باشد.
حسين صالحي از زياران
|
|
۰۸:۱۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
2
7
پاسخ
ای روشنای خانه امید، ای شهید / ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است / ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
رضا
|
|
۰۸:۱۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
2
11
پاسخ
سال 61 در ماموريت پدافندي تيپ 7 حضرت وليعصر در منطقه كوشك ؛ افتخار داشتم همراه شهيد صالحي نژاد باشم. ايشان فرماندهي گردان عمار را بعهده داشتند. فراموش نمي كنم. صبح روز عيد مبعث را كه به همه نيروها سر زد و به يكايك آنها تبريك گفت. مصافحه آنروز با ايشان را هرگز فراموش نمي كنم. خوشا به سعادت آنها كه همراه كاروان شهيد صالحي نژاد شدند و رفتند.
حمید رضارضایی
|
|
۰۹:۰۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
2
9
پاسخ
سلام و صلوات خدای متعال جل جلاله بر فرماندهی که عالم بود و عارف،هرگاه سخن می گفت گویی آنچه که گه می گوید تا تمام وجود درک کرده و با علم حضوری بیان می کند نه با علم حصولی،قدم که می زد زمین شکر گذار بود که قدمهای عبدی خالص چون مش حمید بر روی او گذاشته می شود،نیمه شب ها برمی خاست و ساعتی را قدم می زد و غرق در تفکر بود،هرگاه فرصتی پیش می آمد به گوشه ای از محوطه اردوگاه لشکر می رفت و با آرامی راه می رفت و فکر می کرد،روزی از فرمانده عزیز و شهیدم پرسیدم:مش حمید می تونم یه سؤال شخصی از شما بپرسم،گفت:عیبی نداره بفرمایید،گفتم من بارها آمده ام و قدم زدن شما را تماشا کرده ام و همیشه شما را در حال تفکر دیده ام ،این همه برای چیست؟مش حمید گفت:من فرمانده هستم و موفقت در عملیات ها و حفظ جان بچه ها یکی از وظائف سنگین من است ،من برای هر عمیاتی که در پیش رو داشته باشیم آنچه که ممکن در حین عملیات رخ دهد را نزد خودم تصور می کنم و برای هر فرضی تصمیمی می گیرم تا به هنگام عملیات بتوانم بدون فوت وقت بهترین تصمیم را بگیرم،من تازه پی بردم که چرا مش حمید در همه صحنه های عملیاتی با آرامش و اطمینان دستور می دهد و حتی ذره ای لرزش و یا اضطراب در کلامش وجود ندارد و شاید باور نکردنی باشد هیچ وقت ندیدم دستوری را با صدای بلند صادر کند حتی در سخت ترین شرائط جنگی .
از فرماندهی بزرگ چون مش حمید نمی شود در این مختصر بیش از این سخن گفت
خدایا تو شاهد باش بعد از شهادت این عزیزی که محبتش در جان و دل ما رسوخ کرده بود هرگز او را فراموش نکرده و در تمام این سالها سیره اش ،سخنانش و رفتارش همواره نصب العین ما بوده و سعی مان براین بوده که مبادا موجب رنجش خاطرش گردیم
محسن - اهواز
|
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
2
8
پاسخ
من این شهید عزیز را نمی شناختم اما از این مطالب خوب شما قدری شناختم و این مقدار شناخت برایم بسیار عظیم و سنگین آمد و در واویلای دلم غوغایی بپا کرد
خدایا ما بدبختها و بیچارها کجا و این عرشیان کجا ؟
شهید عزیز ، عمو حمید،اجازه می دهی با نام و روح بلندت عهد و پیمانی برقرار سازم تا همانگونه که من عاشق و شیفته روح بلندت شدم و انشاء الله همیشه یادت خواهم بود تو هم از روح بلند و بهشتی ات سبدی از عشق و وعده وصل برایم هدیه فرستی و در گردنه های سخت و دنیا و عقبی بفریادم برسی و از شفاعتت محرومم نکنی .
بگذار نام عزیزت را که آتش بدلم انداخت مکرر تکرار کنم :
شهید عزیز ، مش حمید صالح نژاد
شهید دلهای شیدا مش حمید صالح نژاد
برادرم مش حمید ، عزیزم عمو حمید ، امیدم عمو حمید
درود و صلوات بر تو و همه خاندانت
درود و صلوات بر تو و همه یاران و عزیزانت
درود و صلوات بر تو همه شهیدان ،شهیدان ، شهیدان
عطارروشن
|
|
۰۹:۴۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
2
9
پاسخ
روح پاكش شاد و راهش پر رهرو باد.
من به شهداي شهر عزيزم دزفول غبطه ميخورم