صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

شایسته سالاری از دیدگاه دین مبین اسلام

طاهره صاحب الزمانی
کد خبر: ۲۴۵۲۸۱
| |
10484 بازدید
|
۱
شایسته سالاری یا شایسته محوری اگرچه مفهومی رایج و تاحدودی شناخته شده در ادبیات مدیریتی جامعه ماست، ولی اهمیت و حساسیت موضوع بویژه درجهان فشرده و رقابتی امروز ایجاب می‌کند که این مفهوم بار دیگر از ابعاد گوناگون موردتحلیل و نقد و ارزیابی قرار گیرد.

یک فردشایسته به خودی خود نمی‌تواند برای سازمان نقشی موثر ایفا کند و اثربخش باشد؛ مگراینکه سازمان شرایط لازم را برایش فراهم کند.

شایسته سالاری مجموعه‌ای است از توانایی‌ها، دانش، مهارت، خصوصیات شخصی و شخصیتی و علایق فرد یا هوشمندی و استعداد که بعضی قابل یادگیری و برخی نیز کمتر قابل یادگیری است. اگر باور نکنیم که می‌توان شایسته سالاری را در هر جایی مانند سازمان، خانه و جامعه حاکم کرد، به شایسته سالاری نخواهیم رسید. انتخاب فرد شایسته و تناسب برقرارکردن بین فرد و شغل، کلید موفقیت خیلی از سازمانهاست. رشد و شکوفایی نخبگان و فرصت ظهور و بروز استعـــدادهای آنان جز در محیطهای شایسته محور می‌سر نیست.

معیارهای شاخص شایسته سالاری از دیدگاه دین مبین اسلام عبارت است از:

۱- بینش سیاسی

یکى از معیارهاى شایسته‌سالارى و شایستگى از نظر اسلام، داشتن «بینش سیاسى» است؛ یعنى کسى که واجد بینش سیاسى مى‌باشد نسبت به افرادى که فاقد آن مى‌باشند شایستگى بیشترى براى مدیریت سازمان و جامعه دارد. منظور از بینش سیاسى با توجه به معناى ریشه «سیا ست»، یعنى تدبیر امور جامعه، قیام به اصلاح امور آن‌ها و دوراندیشى، این است که با شناخت دقیق مصالح افراد، سازمان‌ها و جامعه، به اصلاح آن‌ها قیام نموده تا بتواند از این طریق در شرایط و موقعیت‌هاى مختلف امور آن‌ها را به طور مناسب‌تر و شایسته‌تر تدبیر و مدیریت کند.

۲- اخلاق نیکو

یکى از معیارهاى شایستگى از نظر اسلام «حسن الخلق» است. براى «حسن خلق» دو معنا ذکر شده است: ۱. ملکه ثابت در نفس که صدور کارهایى را که از نظر عقلا و شرع نیکو هستند تسهیل مى‌کند.

۳- خوش برخورد بودن

منظور از حسن خلق به عنوان یکى از معیارهاى شایستگى، معناى دوم آن است نه معناى اول. با توجه به معناى دوم است که امام صادق (ع) در پاسخ شخصى که از ایشان خواسته بود تا حسن خلق را براى او تعریف کند، مى‌فرماید: «تُلينٌ جانبك، و تطيب كلامك و تلقى اخاك ببشر حسن» حسن خلق یعنى: با مردم با فروتنى برخورد کنى، سخنت عطرآگین باشد، و با برادر دینى خود با چهره باز و بشاش ملاقات نمایى. یا پیامبر اکرم در مورد کسى که چهار بار از آن حضرت تقاضاى تعریف دین را کرده بود، بار اول، بار دوم و بار سوم مى‌فرماید: دین، یعنى حسن الخلق. و بار چهارم مى‌فرماید: دین، یعنى اینکه در برخورد عصبانى نشوى. این ذکر خاص پس از عام در سخن پیامبر به این معناست که دین یعنى‌‌ همان برخورد نیکو با دیگران، به گونه‌اى که اگر کسى برخورد شایسته با دیگران نداشته باشد، اصل وجود دین او مورد تردید قرار مى‌گیرد.

۴- رفق و مدارا

یکى از معیارهاى شایستگى «رفق و مدارا» است. منظور از رفق و مدارا «نرمش در برخورد با دیگران»» مى‌باشد. البته رفق و مدارا تنها یک موضوع اخلاقى به معناى ملایمت در برخورد با دیگران نیست، بلکه به هدفى بزرگ‌تر، یعنى رهنمود سیاسى و حکومتى نیز اشاره دارد. روایات بسیارى درباره رفق و مدارا به عنوان یک موضوع حکومتى و مدیریتى وجود دارند؛ از جمله، حضرت على (ع) مى‌فرماید: سیاست مبتنى بر رفق، خوب سیاستى است.

امام صادق (ع) نیز مى‌فرماید: «کسى که سیاست رفق و مدارا را در کار‌هایش به کار گیرد، هرچه از مردم بخواهد به آن نایل مى‌آید.»

۵- قاطعیت

یکى از معیارهاى شایستگى و شایسته‌سالارى، «قاطعیت» است. منظور از قاطعیت این است که کسى در اداره سازمان و افراد تحت مدیریت خود و همچنین در تصمیم‌گیرى قاطع بوده و هیچ‌گونه ضعف و تردیدى از خود نشان ندهد. به عبارت دیگر، منظور از قاطعیت در اینجا این است که وقتى تمامى جوانب قضایا مورد بررسى قرار گرفتند، آنچه را که تصمیم گرفت «و صلاح تشخیص داد باید قاطعانه انجام دهد.» از نظر اسلام، کسى که این ویژگى را داشته باشد نسبت به کسانى که فاقد آن هستند، براى تصدى امور شایستگى بیشترى دارد. بر اساس همین ویژگى و معیار، حضرت على (ع) در نامه خود به مالک اش‌تر توصیه مى‌کند که براى قضاوت افرادى را برگزیند که قاطع باشند: «و اصرمهم عند اتضاح الحکم» و قاطع‌ترین آن‌ها را هنگامى که حکم معلوم شد انتخاب کن. آیه شریفه نیز مى‌فرماید: (فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ.) (آل‌عمران: ۱۵۹) بر اساس توصیه امام و آیه شریفه، کسى در حکومت اسلامى شایستگى قضاوت و اداره جامعه را دارد که قاطع باشد؛ یعنى وقتى به این نتیجه رسید که چگونه حکم کند یا چگونه امور جامعه را اداره نماید، جوسازى‌ها او را دچار وسوسه و ضعف در تصمیم‌گیرى نکند، بلکه بدون هیچ ملاحظه و با قاطعیت کامل در امر قضاوت رأى خود را صادر نموده یا تصمیمات خود را به اجرا بگذارد.

۶- انتقادپذیرى

یکى از معیارهاى شایستگى «انتقادپذیرى» است. منظور از انتقادپذیرى این است که «مدیر باید به همکاران و افراد تحت مدیریت خود اجازه انتقاد بدهد و انتقاداتى که به شیوه مدیریت و اقدامات او مى‌شود، با دقت و انصاف و حوصله‌مندى ملاحظه و مطالعه کند و اگر دید که انتقاد وارد است، به اشتباه خود اعتراف و حرکت خود را تصحیح کند.»

۷- تغافل

یکى از معیارهاى شایسته‌سالارى و شایستگى «تغافل» است. تغافل از ریشه «غفلت» است. غفلت ضدآگاهى و به معناى غافل بودن و ناآگاه بودن است. از نظر روایات اسلامى، غفلت در مسائل فردى و اجتماعى از رذایل اخلاقى مى‌باشد. غفلت و ناآگاهى زیان‌بار‌ترین دشمن انسان است. هیچ دشمنى به اندازه غفلت و بى‌خبرى صدمه نمى‌زند. بسیارى از عقب‌ماندگى کشور‌ها و یا جنگ‌هاى داخلى در آن‌ها ریشه در همین اصل دارد. حضرت على (ع) در این‌باره مى‌فرماید: «الغفله اضرالاعداء» غفلت زیان‌بار‌ترین دشمنان است. بدین‌سان، باید از غفلت و ناآگاهى در رابطه با مسائل مختلف فردى و اجتماعى و بخصوص در رابطه با مدیریت به عنوان یکى از مهم‌ترین مسائل اجتماعى اجتناب ورزید. مدیر، با تغافل مى‌تواند دو کار مهم انجام دهد:

الف. جرئت برخورد با مشکلات: در این جهان، هیچ کارى، به ویژه کارهاى سازمانى و اجتماعى، بدون مشکلات نمى‌باشد. مدیر با استفاده از اصل تغافل مى‌تواند این مشکلات را ناچیز شمرده و به خود جرئت و جسارت برخورد با آن‌ها و ادامه کار در سختى‌ها را بدهد. حضرت على (ع) در این‌باره مى‌فرماید: «شخص عاقل کسی است که، نیمى از او صبر و تحمل و نیم دیگر او تغافل است.» بر اساس فرمایش امام، موفقیت انسان در گرو دو چیز است: یکى، صبر و مقاومت در برابر مشکلات و سختى‌ها و دیگرى، تغافل.

ب. سالم‌سازى فضاى برخورد‌ها: از یک‌سو، در هر سازمان رسمى یک سازمان غیر رسمى شکل مى‌گیرد و این امر موجب مى‌گردد که میان اعضاى سازمان چند دستگى ایجاد شود و هر چند نفر بر محور یک نفر که از ویژگى‌هاى ممتازى ـ چه مثبت یا منفى ـ برخوردار است، دور بزنند. از سوى دیگر، میان اعضاى سازمان بر اساس منافع یا فرصت‌ها و تهدیدهایى که در سازمان مشاهده مى‌کنند، تعارض به وجود مى‌آید. مدیرى که مسئولیت سازمان را به عهده دارد اگر به صورت آشکار از هر یک از این گروه‌هاى موجود در سازمان حمایت کند، در واقع، به آتش اختلاف و درگیرى‌هاى بى‌مورد و کم‌اهمیت سازمان دامن زده است. از این‌رو، او مى‌تواند با استفاده از اصل تغافل جلوى این تعارضات و اختلافات را گرفته و از این طریق، فضاى سازمان را تبدیل به یک فضاى آرام و خالى از تنش نماید. با این کار، او فرصت بیشترى پیدا مى‌کند تا به کارهاى اساسى خود بپردازد. بر این اساس است که امام صادق (ع) مى‌فرماید: «فضاى معیشت و معاشرت در صورتى سالم و صالح مى‌شود که مانند پیمانه‌اى با دو سوم زیرکى و یک سوم تغافل پر گردد.»

۸- ایجاد امیدوارى

یکى از معیارهاى شایستگى «ایجاد امیدوارى» است. منظور از ایجاد امیدوارى این است که فرد، هم خود امیدوار باشد و هم دیگران را به تحقق اهداف امیدوار کند. کسانى که از این ویژگى برخوردار باشند نسبت به کسانى که فاقد آن هستند، شایسته‌ترند؛ زیرا امید و آرزو موتور و محرک چرخ‌هاى زندگى انسان در ابعاد اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى است. آرزو یکى از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى الهى است که اگر این نعمت از انسان گرفته شود جنب و جوش و تلاش از او سلب مى‌گردد و رخوت و سستى او را احاطه مى‌کند و سرانجام، چرخ زندگى از حرکت باز مى‌ایستد. پیامبر اکرم (ص) در این‌باره مى‌فرماید: «آرزو براى امت من رحمت است. اگر آرزو نبود، هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى‌داد و هیچ کس درختى نمى‌کاشت.»

۹- صبر و استقامت

یکى از معیارهاى شایسته‌سالارى و شایستگى «صبر و استقامت در راه هدف» است؛ یعنى کسى که در راه رسیدن به اهداف مقاوم‌تر است، نسبت به افرادى که فاقد این ویژگى مى‌باشند، از شایستگى بیشترى برخوردار است. بر همین اساس است که حضرت على صبر را یکى از بزرگ‌ترین عوامل براى رسیدن به خواسته‌ها و اهداف مى‌داند: «الصبر فى الامور بمنزلة الرأس من الجسد فاذا فارق الرأس الجسد فسد الجسد، و اذا فارق الصبر الامور، فسدت الامور» نقش صبر در کار‌ها همچون نقش سر در بدن است. همان‌گونه که با جدا شدن سر از بدن، بدن فاسد مى‌شود، وقتى صبر را از کار‌ها جدا کنیم کار‌ها تباه مى‌شوند.

یک مدیر شایسته لازم است تمامى این ویژگى‌ها را دارا باشد و صرف داشتن یک یا چند ویژگى کافى به نظر نمى‌رسد. یعنى مدیرى شایسته مدیریت است که اولا، خود جامع جمیع این صفات باشد. ثانیآ، در انتخاب همکاران خود این ویژگى‌ها را مدّنظر قرار دهد و هرچه رتبه و مقام مدیریتى فرد بالا‌تر می‌رود حساسیت موضوع بیشتر می‌شود.

حال چقدر کشور ما ایران به فرامین اسلام بها می‌دهد جای بسی تامل دارد!! متاسفانه آنچه که مشهود وبارز است در شایسته سالاری ادارات ما رابطه‌ها ملاک تعیین وشایسته سالاری گردیده‌اند! جایگزینی وانتصاب افراد در خارج از جایگاهی که توانایی انجام وظیفه را دارند نتیجه‌ای جز از بین رفتن نیرو وانرژی انسانی نیست وچه بسا باعث افت پیشرفت یک جامعه می‌شود. بسیاری از معضلاتی که در ادارات شاهد وناظر آن هستیم مبتنی بر عدم رعایت معیار‌ها وموازین اسلامی در گزینش افراد برای پست‌های مدیریتی می‌باشد! شاید اکنون به آرامی وبی تفاوتی از کنار این امر گذر کنیم اما تبعات آن در جامعه باقی می‌ماند، و دردناک‌تر اینکه آموزش اشتباه به نسل کنونی در این مورد واقعا به صلاح آینده مدیریتی کشور نیست و در عین حال سبب ایجاد دوگانگی در دین ومذهب از سویی و نحوه انتخاب مدیران و اجرای قوانین در جامعه را باعث خواهد شد!!!!!! متاسفانه در برخی نهاد‌ها وادارات من جمله آموزش وپرورش درجات بالای تحصیل نه تنها ارزشی ندارد بلکه هر چقدر علم فردی بیشتر شود به دلیل دید واقع نگر ش در حاشیه قرار داده می‌شود ودر اکثر پست‌های ایده آل مدیریتی چون اهل رابطه نیست و همواره بیان کننده حقایق است در انحناء امور انگاشته می‌شود؛ حال نتیجه چه می‌شود وضعیت کنونی اداره‌ها که باید از دید مخاطب سنجیده شود که آیا ایده آل هست یا خیر؟!!!!

فرهنگ شایسته سالاری

شایسته سالاری به عنوان یک فرهنگ است و به همین دلیل بایدنهادهای فرهنگی در این زمینه نقش بالایی داشته باشند. آموزش و پرورش باید از‌‌ همان کلاس اول، مساله شایسته سالاری را در داستان‌ها و شعر‌ها بگنجاند و کمتر روی حوادث و تصادف‌ها و اتفاقات تاکید کند. آموزش و پرورش باید روی عملکردهای خود مدرسه و مسئولین کار بکند. معلم و مدیر باید شایسته باشند. بچه‌ها فقط در کتاب شایسته‌ها را نخوانند در عمل هم ببینند. مبنای ارزیابی‌ها هم شایسته سالار باشد. اگر کودکی درسی را بهتر جواب داد حتماً به او نمره بهتری بدهند.

دانشگاه‌ها باید مباحث شایسته سالاری را در تحقیق‌ها و میزگرد‌ها و سمینار‌ها مطرح کنند. البته در عملکرد‌ها و ارزیابی‌ها هم مثل آموزش و پرورش می‌توانند عمل کنند. جامعه باید ارزشهای اولویت دار را تعیین بکند و نسبت به آن متعهد باشد و اگر کسانی غیراز این ارزش‌ها از مسیرهای دیگری رشد می‌کنند جلویش را بگیرد. این تعبیر نیروی انتظامی که ما ناامن بکنیم محیط را برای خلافکاران بسیار تعبیر قشنگی است و عکس آن هم این است که ما برای کسانی که کار درست انجام می‌دهند امنیت برقرار بکنیم و فضای رشد ایجاد بکنیم. به بیان دیگر اگر کسی روی مرز درستی حرکت بکند اطمینان داشته باشد که کلاه سرش نرفته است نه اینکه اگر معلم یا کارمندی سی سال کارکرد و با شرافت زندگی کرد بازنشسته شد بگوید که در جامعه تناسب گفته‌ها و عمل‌ها از مسئولان بایستی مشهود باشد؛ یعنی مردم آن ادراک صحیح از شایسته سالاری را داشته باشند و بعد شایسته‌ها را معرفی و تبلیغ بکنیم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۱
سحر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۳
زيبا بود ميشه لطفا مدركتونا بگيد
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار